اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
تأملی برنمایشگاه مینی‌مالیسم و کانسپچوال‌آرت در گفت‌و گو با سید نظام‌الدین امامی فر

ابهامات آثار و اسناد گنجینه موزه هنرهای معاصر را رفع کنید

ابهامات آثار و اسناد گنجینه موزه هنرهای معاصر را رفع کنید
سیده مریم سادات گوشه روزنامه نگار

نمایشگاه «مینی‌مالیسم (کمینه گرایی) و کانسپچوال آرت (هنر مفهومی)» عصر روز سه‌شنبه ۳۱ خرداد ماه ۱۴۰۱ در موزه هنرهای معاصر تهران افتتاح شد. نمایشگاهی از آثار 34 هنرمند بین‌المللی و صاحبنام گنجینه موزه که برای اولین بار در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است.

روزنامه ایران: گنجینه‌ای که بیشتر هنرمندان و مردم می‌خواهند آثارش را ببینند اما تاکنون هیچ‌گونه اطلاعات شفافی از تعداد آثار این گنجینه در دسترس عموم قرار نگرفته است و حالا که این نمایشگاه با چینش کمینه‌گرایی و هنر مفهومی در کنار هم قرار گرفته است هنرمندان و اصحاب تجسمی را با سؤالات بسیاری مواجه کرده است. اینکه چرا موزه هنرهای معاصر تهران آثار گنجینه را منتشر نمی‌کند؟ یا چرا در این نمایشگاه این آثار انتخاب شدند؟ چه ارتباطی میان آثار مینی‌مال و کانسپچوال وجود دارد؟


سید نظام‌الدین امامی فر استاد دانشگاه هنر و عضو شورای سیاستگذاری بیست و نهمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران که این نمایشگاه را دیده به این سؤالات پاسخ می‌دهد. او درباره برگزاری این نمایشگاه به «ایران» می‌گوید: «نمایشگاهی که با عنوان «مینی‌مالیسم و کانسپچوال آرت» در موزه هنرهای معاصرتهران برگزار شد یک اتفاق خیلی جالب است که بعد از مدت‌ها با انتخاب کارهایی از گنجینه موزه هنرهای معاصر در معرض دید عموم وهنردوستان قرار گرفته است. اما نکته‌هایی که وجود دارد این است که باید تعریفی از کانسپچوال آرت و مینی مالیسم داشته باشیم و همچنین در مورد بازگشایی گنجینه و دسترسی عموم به محتویات این گنجینه به‌عنوان یکی از گنجینه‌های بسیار با ارزش هنری دنیا گفت‌و‌گو کنیم.»


البته این اولین باری نیست که برخی آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران رونمایی می‌شوند. در سالیان قبل هم گاهی این اتفاق می‌افتاد و آثاری محدود از گنجینه به نمایش گذاشته می‌شد.
این استاد دانشگاه در ادامه توضیح می‌دهد: «سؤالاتی در ذهن منتقدان هنری به وجود می‌آید، مثلاً اینکه چرا گنجینه میزان موجودی و تابلوها و آثارش را کاتالوگ و منتشر نمی‌کند؟ این سؤال همیشه در ذهن هنرمندان بوده است و به نظر می‌رسد که مدیر جدید موزه باید این اتفاق را مدیریت کند و با چاپ کاتالوگی از گنجینه و دارایی‌هایی که مربوط به آثار هنرمندان بزرگ جهان و ایران است، این ابهام را برطرف کند.»

آثار موزه‌ها باعث روابط فرهنگی بین‌ملل می‌شود
او با اشاره به شفاف بودن موزه‌های دنیا در خصوص حسن این شفافیت می‌گوید:«همانطور که در موزه‌های دنیا آثار موزه‌ها مشخص است و باعث روابط فرهنگی بین ملل می‌شود، در ایران هم انتشار آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران می‌تواند این همبستگی و ارتباط را با موزه‌های سایر کشورهای دنیا برقرار کند. شاید آثار هنری پلی برای دوستی و ارتباطات اجتماعی بین جامعه هنری و فرهنگی ملل باشد.»
امامی‌فر ادامه می‌دهد: « از سوی بعضی از مسئولان در باره رونمایی از آثار گنجینه صحبت هایی مطرح شد و یکی از دلایل برگزاری نمایشگاه رفتن هنرمندان به کشورهای دیگر برای دیدن آثار موزه‌های خارجی عنوان شد. که به نظر می‌رسد مدیریت موزه باید طرح‌های بلند مدت‌دارتر و جامع‌تری برای ارتباطات فرهنگی ایجاد کند تا هنرمندان این سرمایه‌های ملی از کشور نروند. از سویی سؤالی که در انتخاب آثار مطرح می‌شود این است که چرا و چگونه و به چه علتی این کارها انتخاب می‌شوند و در معرض دید عموم قرار می‌گیرند؟»
او در ادامه درباره دو واژه کانسپچوال و مینی مالیسم توضیح می‌دهد: «طبق اسنادی که وجود دارد، بحث کانسپچوال آرت بین سال‌های 1960 تا 1980 در اروپا و موازی با شروع حرکت مدرنیسم ظهور می‌کند. کانسپچوال توسط هنرمندانی که در آن زمان به خارج رفته‌اند و کارها را دیده‌اند وارد ایران شد و توسط هنرمندان هم آثاری خلق شد.
نمونه‌های بسیار خوبی از این تأثیرات در زمان قدیم مثل دوره پهلوی داشتیم و هنرمندان سرشناسی را می‌توان به‌عنوان پیشگامان این نوع هنرها معرفی کرد. از جمله مارکو گریگوریان، فرامرزپیلارام و ژازه طباطبایی و خیلی از هنرمندان سرشناس ایرانی که کارهای‌شان در موزه‌های معاصر ایران و دنیا می‌درخشد.


کانسپچوال آرت هنر جدیدی است که قرار است مفهوم را جایگزین اثر دست هنرمند کند. به عبارتی مفهوم را ارجح می‌داند و هنرمند به اشیا رجوع می‌کند و با ممارست نسبت به قدرت دست هنرمند بی‌توجه می‌شود و بحث فضا را مطرح می‌کند و اثری که در فضا قرار ‌می‌گیرد و تحت تأثیر فضا و شیء‌شدگی خود را اعلام می‌کند.»
این استاد دانشگاه درباره برخورد هنرمندان با این شیوه از هنر به «ایران» می‌گوید: «خیلی از هنرمندان صاحب سبک و سنتی درمقابل ورود این پدیده مقابله کردند و در نتیجه نام این سبک هم تغییر می‌کند و گاهی هنر مفهومی به آن می‌گویند.
در هر صورت این هنر جدیدی است که بروز می‌کند و نمایشگاه‌های بسیار قوی به وجود می‌آید. در دوران برخی دولت‌ها این هنر شکوفا شد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم از این نمایشگاه‌ها حمایت کردند. اکنون هم موزه هنرهای معاصر بخشی از آثار را به نمایش گذاشته است و این مهم را تقویت می‌کند. اگراز این دوره عبور کنیم به یک واژه دیگر به نام مینی مالیسم یا کمینه‌گرایی می‌رسیم. در اصل آنقدر شیء ساده می‌شود تا به جوهره اصلی شکل برسند. در فضای مینی‌مال جایی برای مفاهیم سخت فلسفی وجود ندارد و هرآنچه را که می‌بینیم هنرمند ارائه می‌دهد البته بدون فلسفه بافی در مورد جوهره اصلی، فرم، خط، سطح و روابط بین آنها.»

موزه هنرهای معاصر تحلیل‌هایی توسط آدم‌های متخصص و خبره‌ داشته باشد
امامی‌فر که به نحوه چینش این نمایشگاه انتقاد دارد، می گوید: «در اتفاقی که به‌عنوان چینشی از آثار 34 هنرمند در موزه هنرهای معاصر افتاده، شاید انتخاب بعضی از شیوه‌ها که در بحث کانسپچوال و مینی مال مطرحند انتخاب درستی از کارها صورت نگرفته باشد. چون این دو پدیده در مقابل همدیگر هستند. درست است که در یک زمان حرکت می‌کنند ولی همزمانی این دوشیوه ارتباطی با مفهوم و نوع نگرش و ارتباطات بین هنرمندان و آثار تولید شده‌شان وجود ندارد. درنتیجه این انتخاب، بیننده دچار یک سردرگمی می‌شود و سؤال مطرح می‌شود که چه ارتباطی میان آثار مینی مال و کانسپچوال وجود دارد؟»
او ادامه می‌دهد: «آثاری در آنجا دوباره ساخته شدند که بسیار ضعیف هستند و آثار هنرمندان نامی از جمله کریستو را دچار ابهام می‌کنند. در دوباره ساخت‌ها شاید به این مهم توجه نشده است.
مسأله بعدی این است که چرا این نوع آثار مطرح می‌شوند؟ و این انتخاب با توجه به اتفاقاتی که در زمینه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی افتاده ما را دچار یک ابهام برای انتخاب کارها می‌کند. علاوه‌ بر اینکه در خیلی از کارهایی که آنجا انجام شده، سندیت آثار زیر سؤال می‌رود به‌عنوان مثال در کاری که در آن تصویر یک کاسه سوپ تقریباً خورده شده با بقایای غذای مانده، مشاهده می شود و این کار به بیش از 40 سال پیش برمی‌گردد، چگونه امکان دارد که ته مانده غذا به آن شکل سالم بتواند بازسازی شود؟ یا مثلاً حضور داشته باشد؟ این همان مطلبی است که به‌عنوان سندیت اثر ما را دچار حیرت می‌کند!»
او در ادامه می‌گوید: «مسأله بعدی اینکه چرا این نوع کارها انتخاب می‌شوند با توجه به اینکه ما نمی‌دانیم گنجینه موزه معاصر چه کارهایی را در اختیار دارد. شاید برخی خطوط قرمز نباید نمایش داده شود شاید برخی آثار که جنبه فرمی و فیگوراتیو دارد نباید نمایش داده شود و شاید به نوعی بضاعت گنجینه به‌صورت غیر واقعی برای عموم نمایش داده می‌شود و در نهایت حساسیت راجع به گنجینه موزه معاصر و شفافیت در ارائه کارها را از ما سلب کند. یعنی انتخاب هوشمندانه‌ای ممکن است باشد.
با اینکه گفتم از نظر سیر تاریخی و بازسازی انتخاب خوبی نیست؛ اما روی دیگر سکه این است که این انتخاب‌ها با هدف خاصی صورت گرفته است و این یعنی قطع امید از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران یا اینکه بضاعت گنجینه موزه همین است؟ موزه هنرهای معاصر ایران پیرامون این رونمایی تحلیل‌هایی توسط آدم‌های متخصص و خبره‌ داشته باشد که راجع به این‌گونه کارها بحث کنند و دلیل این نوع انتخاب هم گفته شود.»


او با همه انتقادهایش اما توصیه می‌کند تا هنرجویان و مردم به دیدن این نمایشگاه بروند. او ادامه می‌دهد: «با دیدن آثار شاید سؤالات جدیدی مطرح شود. از سندیت کار و اقتباس و فضاهای جدید گرفته تا اینکه آیا بعد از دوره پهلوی که آثار در آن دوره خریداری شد آیا آثار دیگری در گنجینه خریداری شده است؟ بعضی آثار می‌تواند مباحث جدید فرهنگی را مطرح کند اگر مدیران موزه بتوانند همراه این نمایش مباحث هنری و فرهنگی را هم سازمان دهند، بسیار قابل توجه خواهد ماند.»

تمام آثار گنجینه را به مردم معرفی می‌کنم

عبادرضا اسلامی کولایی
رئیس موزه هنرهای معاصر تهران

یکی از مأموریت‌های من این بود که کل گنجینه و اسناد موزه را به‌صورت کاتالوگ یا کتاب در معرض دید عموم قرار دهم. معمولاً آثار گنجینه آثاری زیبا و فاخر هستند و بر اساس خوانش‌های هنری باید چاپ شوند. اینکه همه آثار خارجی و ایرانی را در کنار هم چاپ کنیم حجیم و قدری جامعیتش سخت است. اگر فقط اشاره به بحث عناوین باشد امکانش هست اما قول دادم که این کار را حتماً انجام دهم. در حوزه سند آثار خارجی تکمیل شده و به سمت آثار ایرانی رفتیم. حتی آثاری که نیاز به مرمت دارند و باید به‌روز شوند در حال انجام است. مأموریت دیگرم احیای سایت موزه است. لوگو و گرافیک سایت باید بهتر شود و ظرفیت خوبی برای ارائه آثار موزه هنرهای معاصر تهران داشته باشد. قطعاً بخشی از فعالیت‌های‌مان از طریق سایت به مردم و هنرمندان معرفی خواهد شد و شناسایی آثار بهتر در دسترس عموم قرار می‌گیرد.»

دو جریانی که قواعد رایج را شکستند

بهرنگ صمدزادگان
کیوریتور نمایشگاه مینی مالیسم و کانسپچوال آرت

دو جریان مینی‌مال و کانسپچوال تحول مهمی در دیدگاه‌های هنرهای تجسمی در نیمه قرن بیستم ایجاد کردند و تأثیرات آنها نقش مهمی در شکل‌گیری جریانات بعدی و هنر معاصر امروز داشت.پیش از این دو جریان، هنر از اصول اصلی آوانگاردیسم مدرن پیروی می‌کرد. بدین معنا که در دل انتزاع‌ والاگرای هنرمدرن، اصل اساسی توجه به درونگرایی و خودشناسی هنرمند بود نه مخاطب و این رویکرد کاملاً در وفاداری به شیء هنری، اصول زیباشناسی هنر مدرن و وفادار ماندن به ماده هنری(برای مثال رنگ و بوم) بروز پیدا می‌کرد.
مینی‌مالیسم و کانسپچوال آرت از این تفکر حاکم پا بیرون گذاشتند و قواعد رایج تا آن زمان را شکستند. مینی‌مالیسم به جای اهمیت دادن به ماده هنری سراغ مواد صنعتی رفت تا به جای اهمیت یافتن شیء هنری که محل بروز احساسات و عواطف و مهارت‌های هنرمند بود که بیننده به تماشای آنها می‌ایستاد، اهمیت را از اثر و خودِ هنرمند برداشته و به محیط، محیطی که مخاطب در آن حضور دارد ببخشد. در ادامه، کانسپچوال آرت در این مسیر فاکتور‌گیری از اهمیت‌های بصری فراتر رفت و ایده یا ذهنیت را اصل اساسی هنر خواند. به‌عبارت دیگر هنرمندان کانسپچوال این نظریه را مطرح کردند که هنر دیگر نه در لایه‌های بصری که در لایه‌های ذهنی نقش می‌بندد.
بر این اساس باید به این نکته توجه می‌کردیم که آنچه در چیدمان این آثار باید در نظر گرفته شود اهمیت دادن به فضا و محیطی است که با حضور همزمان اثر و مخاطب شکل می‌گیرد. لذا به این نکته توجه شد که فضای پیرامون اثر و مخاطب اجزای تکمیل کننده این آثار هستند و می‌بایست در فواصل میان آثار به ایجاد میدانی برای برقراری ارتباط و قدم‌پیمایی مخاطب دست یابیم.​​​​​​​

انتهای پیام/

 

 

کپی