اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

4 سال از «خروج امریکا از توافق هسته‌ای» گذشت موضوعی که مقامات دولت قبل مدعی بودند هیچ وقت اتفاق نمی‌افتد

ساده‌انگاران

ساده‌انگاران
دکترامیرحسین ثابتی پژوهشگر سیاسی

برای فهم بسیاری از مشکلاتی که امروز کشور با آن دست و پنجه نرم می‌کند باید «حافظه تاریخی» مان را تقویت کنیم و با بازخوانی ریشه مشکلات، مانع مدعی شدن متهمان دیروز شویم.

روزنامه ایران: یکی از بزرگترین مشکلات اقتصادی و معیشتی که این روزها گریبانگیر ملت ایران شده، نوسانات اقتصادی است که به طور خاص از نیمه دوم سال 96 خود را نشان داد. دی ماه 96 و در حالی که حل‌المسائل دولت روحانی (برجام) همچنان در حال اجرا بود، به یکباره فنر قیمت ارز از جا در رفت و به تبع کاهش ارزش پول ملی، سایر کالاها نیز دچار رشد چند برابری شدند. با ادامه این روند، سرانجام در چهار سال قبل یعنی 18 اردیبهشت 97 رئیس جمهور وقت امریکا با خروج از برجام کار را تمام کرد و با ایجاد شوک اقتصادی به ایران باعث شد تا بی‌سابقه‌ترین افزایش قیمت‌ها در حوزه‌های مختلف برای اقتصاد ایران رقم بخورد. با این اتفاق عملاً راهبرد دولت روحانی برای اداره کشور نیز به بن‌بست رسید و سخت‌ترین تورم و فشار اقتصادی بر مردم ایران تحمیل شد.


اما واقعیت امر این است که برجام از هرجهت یک توافق ضعیف و پرخسارت بود که حتی در زمان اجرای آن در دولت‌های اوباما و ترامپ نیز نتوانست مانع تحریم‌های جدید علیه ایران شود و در همان دی ماه 96 و در حالی که هنوز امریکا از برجام خارج نشده بود، روند لجام گسیخته افزایش نرخ ارز در ایران آغاز شده بود اما خروج امریکا از این توافق توانست تمام امیدهای کاذبی را که برای آینده اقتصاد ایران شکل گرفته بود از بین ببرد و با ایجاد شوک اقتصادی- روانی به کشور، وضع را بدتر از قبل برجام کند.


اما پرسش اساسی این است که آیا خروج امریکا از برجام مسأله پیچیده یا غیرقابل پیش‌بینی نبود؟

واقعیت این است که اتفاقاً در همان برهه‌ای که دولت روحانی مشغول مذاکره با 1+5 برای وصول به توافق هسته‌ای بود، بارها و بارها کارشناسان و صاحبنظران مختلف این هشدار را نسبت به احتمال خروج یکباره امریکا از توافق هسته‌ای با ایران مطرح کردند اما مسئولان دولت وقت نه تنها گوش شنوایی برای این هشدارها نداشتند بلکه با تحقیر و پرخاشگری پاسخ منتقدان را می‌دادند. به عنوان نمونه حسن روحانی در 20 مرداد 93 در همایش رؤسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور با ادبیاتی تند خطاب به منتقدان خود گفت: «یک عده خوب شعار می‌دهند، اما بزدل سیاسی هستند، هر وقت می‌خواهد مذاکره شود عده‌ای می‌گویند ما داریم می‌لرزیم خب به جهنم، بروید یک جای گرم برای خودتان پیدا کنید. چکار کنیم خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است.» محمدجواد ظریف نیز در 12 مرداد 94 در نشستی که با تعدادی از اساتید دانشگاه برگزار شد، در پاسخ به سؤال دکتر فؤاد ایزدی که نسبت به خروج رئیس جمهور بعدی امریکا از برجام هشدار داده بود، این‌طور پاسخ داد: «می‌گویند رئیس‌جمهور بعدی می‌خواهد با یک امضا تحریم‌‌ها را برگرداند؛ خب برگرداند. کی در دنیا اجرا می‌کند؟ نمی‌تواند این کار را بکند؛ قاعده حقوقی دارد؛ من به شما اطمینان می‌دهم؛ تام کاتن (سناتور امریکایی) این را گفت، جوابش را که دادم، همه زیر توئیتش نوشتند برو پولت را از هاروارد پس بگیر، خوب حقوق یادت ندادند!»


عباس عراقچی نیز در برنامه نگاه یک سیما در پاسخ به پرسش مجری برنامه مبنی بر احتمال خروج امریکایی‌ها از برجام قاطعانه گفت: «اینکه آقای ترامپ گفته 120 روز دیگر دفعه آخر است، به نظرم این سد دیگر شکسته شده و دیگر کسی از ایشان باور نخواهد کرد که بعد از یک سال که هر بار می‌گفت من دیگر تمدید نخواهم کرد (چنین کاری بکند)... این تهدیدها تو خالی بودنش دیگر معلوم شده... بعد از یک سال جامعه بین‌الملل به این نتیجه رسیده که این تهدیدها تو خالی است و توان ندارد ایشان که بتواند برجام را از بین ببرد»


پیش‌بینی بعدی برای صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران بود که 22 آبان 95 در یادداشتی در روزنامه آرمان نوشت که «ترامپ به برجام وفادار خواهد ماند و بیشترین انعطاف را نسبت به برجام نشان خواهد و نه تنها برجام را آتش نخواهد زد بلکه برجام را در جایی امن در کاخ سفید قرار خواهد داد.»
نفر بعد شهیندخت مولاوردی، معاون حسن روحانی بود که 26 بهمن 95 در نشست خبری مشترک با یک مقام ژاپنی گفت: «امریکا به صورت یکجانبه نمی‌تواند این توافق مهم بین‌المللی را نقض کند و مواضع دولت امریکا تحت تأثیر فضای تبلیغاتی و انتخاباتی است و هر چه زمان بگذرد تصمیمات امریکا منطقی‌تر خواهد شد.»


نفر آخر هم عبدالله رمضان‌زاده سخنگوی دولت خاتمی بود که در 22 مهر 96 و در حالی که ترامپ روی کار آمده بود به ایلنا گفت: «آنچه ترامپ در سخنان شب گذشته خود مطرح کرد بدون شک تنها یک بلوف سیاسی است چرا که ترامپ و مقامات امریکایی هیچ وقت برجام را لغو نخواهند کرد و هیچ گزینه‎ای هم برای عبور از این توافق ندارند. امریکایی‎ها و شخص ترامپ به خوبی می‎دانند که هزینه لغو برجام برای آنها بسیار زیاد است به خاطر همین هیچ وقت مرتکب چنین اشتباهی نخواهند شد. من براین باورم که امریکایی‎ها حاضر نیستند هزینه لغو برجام را بپردازند چرا که موضع‎گیری مقامات اروپایی و سازمان ملل به خوبی نشان دهنده این است که دنیا پشت سر این توافق قرار دارد.»


مجموع این پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که جریان غربگرا در ایران علیرغم همه ادعاهایی که در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی داشت و مدعی بود زبان دنیا را به خوبی می‌شناسند، نه تنها دارای نگاه واقع بینانه‌ای در این عرصه نبود بلکه نگاهش به واقعیات جهان و رفتارهای امریکا مملو از توهم و خیالبافی بود.


این جریان در واقع بدیهیات روابط خارجی که در واقع همان نگاه «واقع گرایانه» به دشمن و پرهیز از نگاه‌های رمانتیک و فانتزی به تحولات جهان بود را نیز رعایت نمی‌کرد و با بیان اینکه «امضای کری تضمین است» و «ترامپ نمی‌تواند از برجام خارج شود» سنگی را در چاه انداخت که امروز صد عاقل هم نمی‌توانند آن را از چاه خارج کنند.


واقعیت این است که امروز ایران در حالی درگیر برجام است که به خاطر نگاه‌های غیرواقع بینانه و خام مسئولان دولت روحانی، تمام تعهداتش را یکطرفه و زودتر در برجام انجام داد اما طرف مقابل یکطرفه از توافق خارج شد و امروز نیز که در دولت جدید مذاکرات هسته‌ای همچنان ادامه دارد، امریکا حتی حاضر نیست تحریم‌های جدید بعد از برجام را لغو کند و صراحتاً می‌گوید ایران باید به برجام برگردد، تعهداتش را انجام دهد اما امریکا بازهم تعهدی نمی‌دهد که دولت بعدی این کشور به تعهداتش پای بند بماند! و دقیقاً همین مسأله نیز امروز به یک چالش جدی در مذاکرات بدل شده زیرا تیم مذاکره کننده دولت سیزدهم با نگاهی واقع بینانه حاضر نیست اشتباه قبل را تکرار کرده و تن به توافقی دهد که امریکایی‌ها مجدداً با یک امضا بتوانند از آن خارج شوند و شوک اقتصادی بزرگی را به ملت ایران تحمیل کنند.

چهارمین سالروز خروج یکجانبه امریکا از توافق هسته‌ای در حالی فرا رسیده است که مذاکرات احیای برجام پس از هفته‌ها گفت‌و‌گوی پرفراز و فرود، متوقف شده است. ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ بود که امریکا در تکرار بدعهدی خود نسبت به تعهدات بین‌المللی‌اش، تصمیم به خروج از برجام گرفت و در پی همین تصمیم بود که علاوه بر بازگرداندن تحریم‌های هسته‌ای، تصویب سلسله تحریم‌های جدیدی را علیه ایران به بهانه‌های دیگر در دستور کار قرار داد؛ تحریم‌هایی که تصمیم گیرندگان، آن را در چهارچوب سیاست فشار حداکثری به مرحله اجرا گذاشتند و کوشیدند از قبال این سیاست، خواسته‌های نامعتبر خود را محقق سازند.


وقتی از یک سوراخ دوباره گزیده شدیم


برجام هر چند به صورت ذاتی متن ضعیفی داشت، اما در بطن خود مفادی را پیش‌بینی کرده بود که در صورت تزلزل یکی از طرف‌ها در اجرای تعهداتش، طرف دیگر از امکان پاسخگویی و مقابله به مثل بهره‌مند می‌شد. از این‌رو اصلی‌ترین سؤالی که فردای ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ از سوی ناظران سیاسی مطرح شد، این پرسش بود؛ حالا که امریکا از برجام خارج شده است، ایران چه می‌کند؟ سؤالی که اصلی‌ترین مسأله حاکمیت و نهادهای تصمیم‌گیر به شمار می‌رفت و جواب‌های متعددی نیز برای آن مطرح بود. اما آنچه در هفته و ماه‌های پس از خروج مهم امریکا روی داد، سکوتی بود که دولت حسن روحانی، رئیس جمهور پیشین ایران در قالب سیاستی موسوم به «صبر استراتژیک» در پیش گرفت. در این میان اگرچه دولت روحانی کوشید تحریم‌های زنجیره‌وار امریکا را در قالب بیانیه‌ها و مواضع سیاسی بی‌پاسخ نگذارد، اما پاسخ صریح دولت به این اقدام را تنها برآمده از یک ذهن ساده که از درک پیچیدگی‌های وضعیت داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی عاجز است، توصیف کرد.

---


نادیده‌انگاری واقعیات


اما آنچه از نگاه دولت وقت مغفول مانده بود، این واقعیت بود که ممانعت تهران از نشان دادن کمترین واکنش عملی، می‌توانست عزم امریکا در پیگیری سیاست فشار حداکثری را جزم‌تر کند و محاسبات دولتمردان امریکایی را بویژه از نقطه‌ای که انتظار آن را ندارد، بر هم زده و دست‌کم این کشور را متوجه عواقب اقدامات بعدی خود علیه ایران کند. اما پیگیری سیاست صبر و مماشات عملاً سبب شد مقام‌های امریکایی با این فرضیه که ایران ذیل رویکرد منفعلانه خود به انجام هیچ کاری اقدام نخواهد کرد، عملاً اقدامات تحریک‌آمیز بیشتری علیه ایران رقم بزنند و نهایت ظرفیت خود را برای تحت فشار قراردادن ایران به کار گیرند. به این ترتیب در حالی که دولت وقت ایران هدف صرف خود را ماندن در برجامی که دیگر با خروج امریکا از کارافتاده بود و برای آن کاری از پیش نمی‌برد، قرار داده بود، امریکا در فواصل زمانی مختلف برای طرح خواسته‌های نامشروع خود از ایران پاپیش می‌گذاشت. طرح سیاهه‌ای از شروط دوازده‌گانه برای مذاکره دوجانبه امریکا با ایران در چنین فضایی صورت گرفت. اما اتفاق تلخ‌تر این بود که در همه روزهایی که جبهه رقیب، سازمان سختگیرانه برای تحریم بیشتر ایران ساخته و پرداخته می‌کرد، دولت وقت سخن از موفقیت در ایجاد اجماع سیاسی بازیگران بین‌الملل علیه امریکا به میان می‌آورد و با نادیده‌انگاری منافع اقتصادی محتمل که در نتیجه خروج امریکا از برجام زیر پا گذاشته شده بود، این اتحاد بی‌حاصل را برگه‌ای زرین در کارنامه برجام برای ایران قلمداد می‌کرد.


تکمیل‌کننده پازل سیاست ناکارآمد صبر و سکوت، مجلس دهم بود که عملاً در تکمیل رویکرد انفعالی دولت دوازدهم سکوتی مضاعف در پیش گرفت و در حالی که دولتمردان امریکایی هر روز بر عناوین فهرست تحریم‌های ضد ایرانی خود می‌افزودند و آن را به دوبرابر قبل افزایش دادند، نمایندگان این دور از مجلس مدعی بودند هر اقدام تلافی‌جویانه‌ای بازی در زمین دشمنان ایران است.


اقدام راهبردی


با آغاز به کار مجلس یازدهم و فهم ابعاد خسارت‌بار سیاستی که دولت روحانی خام‌دستانه در مواجهه با رویکرد تقابلی امریکا در پیش گرفته بود، سیاست صبر استراتژیک به پایان راه خود نزدیک شد. پس از ماه‌ها مماشات غیرعاقلانه دولت وقت و در ادامه معلوم شدن این واقعیت که پنج گام کشورمان برای متوقف کردن بخشی از تعهدات هسته‌ای ایران نیز اثری در روند اجرای برجام و ترغیب کشورهای طرف توافق به اجرای تعهداتشان نداشته است، مجلس یازدهم طرحی موسوم به «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران» را به تصویب رساند که در مهم‌ترین مفادش دولت را مکلف به ازسرگیری غنی‌سازی 20 درصد و توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی از سوی کشورمان می‌کرد؛ دو موضوعی که اجرای آن از سوی ایران می‌توانست آغازگر سیاست مقاومت فعال و پویا در جایگزینی سیاست صبر استراتژیک باشد. خواسته روشن ایران از اتخاذ این رویکرد، لغو مؤثر تحریم‌ها و پدیدار شدن نتایج آن در حوزه اقتصادی و سیستم بانکی و مالی ایران بود. مدت زمان کوتاهی از اجرای قانون راهبردی نگذشته بود که چرخ سانتریفیوژهای پیشرفته ایران با سرعتی چندبرابر به گردش درآمد و آژانس از دسترسی به نظارت‌های آزادانه و بدون محدودیت بر روند فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان محروم ماند تا طرف‌های برجامی برای قرار دادن برجام در مسیر درست خود دست به کار شوند. هرچند دولت «جو بایدن» در امریکا تا اینجای کار به ظاهر برای بازگشت به برجام تمایل نشان داده اما بروز تنش‌های داخلی و مخالفت‌هایی که در دفاع از تحریم‌های نامشروع علیه ایران در صحنه داخلی این کشور مطرح شده، مذاکرات احیای توافق هسته‌ای را در وضعیتی نامعلوم قرار داده است؛ وضعیتی که در آن، ایران با به کارگیری همه ظرفیت‌های اقتصادی و از بین بردن اتکای صرف اقتصاد کشور به فروش نفت و همچنین توسعه چشمگیر صنعت هسته‌ای‌اش دست برتر را پیدا کرده است.

 

انتهای پیام/

 

 

 

کپی