اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۱
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

کلمات کلیدی
پی نکته‌هایی بر مفهوم گفتمان در سپهر سیاسی ایران

برخی دولت‌ها شعارشان را به جای گفتمان جا می‌زدند!

برخی دولت‌ها شعارشان را به جای گفتمان جا می‌زدند!
محمود نویدی روزنامه نگار

اصطلاح «گفتمان»، امروزه به واژه‌ای رایج در انواع رشته‌ها و حوزه‌ها بدل شده است، تا حدی که صرفاً یکی از واژه‌های رایج در حیطه فهم همگانی است. مشکل این است که معانی عمومی‌تر واژه و کاربردهای نظری آن به هم گره خورده‌اند و این واژه بارها مورد استفاده افراد زیادی قرار می‌گیرد بی‌آنکه معنا و مفهوم و کاربرد آن بدرستی درک شده باشد.

روزنامه ایران: اساساً واژه گفتمان تاریخ نظری پر فراز و نشیبی داشته و نظریه‌پردازان مختلف معانی و مفاهیم مختلفی از آن را به کار برده‌اند، بنابراین باید توجه داشت که این کلمه معنای واحدی ندارد و نمی‌توان به سادگی و به تکرار آن را به کار گرفت مگر اینکه یک توافق بین الاذهانی پررنگ و مشخص روی آن وجود داشته باشد.به لحاظ پیشینه، باید گفت که دهه 1950 عصر ظهور اصطلاح گفتمان در گستره علوم مختلف اجتماعی و انسانی بود. این مفهوم در کمتر از دو دهه حضوری مداوم و عمیق در اکثر رشته‌های علوم اجتماعی و ارتباطی یافت. تحلیل‌های جامعه‌شناختی از این مفهوم که ظاهراً برای اولین‌بار در مقاله تحلیل گفتمان نوشته زلیک هریس، زبان‌شناس معروف فرانسوی به کار رفته بود، در دهه‌های 1970 و 1980 وارد عرصه‌های زبان‌شناسی، نقد ادبی، روانکاوی، فلسفه، نظریه سیاسی، نظریه اجتماعی و نظریه فرهنگی شد.

البته قابل ذکر است که گفتمان در معنای فنی، علمی و زبان‌شناسانه خود، اولین‌بار در اواسط دهه 1960 توسط اندیشمند معروف فرانسوی «امیل بنونیست» به‌کار گرفته شد و رواج یافت. از جمله افراد دیگری که در عرصه تعریف و تبیین این اصطلاح وجود دارند می‌توان به این موارد اشاره کرد: مایکل‌مان که با نگاهی جامعه‌شناختی به تعریف گفتمان پرداخته است، دایان مک دانل، دانشمند علوم اجتماعی و زبان‌شناس معروف، میشل فوکو، مایکل استابز، ولنتین ولوشینف زبان‌شناس معروف روسی، ارنستو لاکلاو و شانتال موفی از متفکران پساساختارگرای ساکن در انگلستان و تئون ون‌دایک.واژه گفتمان معانی بسیار متعدد و متفاوتی دارد و در حوزه‌های مختلف نیز کاربرد یافته است. مفهوم گفتمان در نظریه‌های معاصر به یکی از پیچیده‌ترین و بحث برانگیزترین مسائل تبدیل شده است؛ تئون ون‌دایک آن را در کنار مفاهیمی مانند زبان، ارتباط، تعامل، جامعه و فرهنگ، برمی‌شمارد و معتقد است  همانطور که نمی‌توان درخصوص این کلمات تعریف مشخص و دقیقی ارائه داد، درباره گفتمان نیز نمی‌توان آن را متعین ساخت.

ارنست لاکلاو و شانتال موفی، گفتمان را مجموعه‌ای معنی‌دار از علائم و نشانه‌های زبان‌شناختی و فرازبان‌شناختی تعریف می‌کنند. در نزد آنان گفتمان صرفاً ترکیبی از گفتار و نوشتار نبوده بلکه این‌دو خود اجزای درونی کلیت گفتمان فرض می‌شوند و گفتمان هم دربرگیرنده بعد مادی و هم مزین به بعد نظری است. گفتمان در معنای فنی، علمی و زبان‌شناسانه به جنبه‌هایی از زبان می‌پردازد که تنها می‌توان آنها را با ارجاع به متکلم، وضعیت یا موقعیت مکانی و زمانی وی یا با ارجاع به متغیرهای دیگری بیان کرد؛ که در مشخص کردن بسترهای بافت موضوعی پاره‌گفتار به‌کار می‌روند. بنابراین می‌توان گفت بستر زمانی، مکانی، موارد استفاده و سوژه‌های استفاده‌کننده هر مطلب یا گزاره و قضیه تعیین‌کننده شکل، نوع و محتوای هر گفتمان به‌شمار می‌روند.

کاربرد گفتمان در عرصه سیاست ایران


به نظر می‌رسد که کاربرد گفتمان بویژه در ایران پس از پیروزی انقلاب که سیاست از پشتوانه نظری مشخصی برخوردار است، نمود پررنگی یافته اما معنای این واژه چندان دقیق و متعین نبوده است. با وجود اختلاف‌نظرهای فراوانی که در تعریف کلمه گفتمان وجود دارد، به نظر می‌رسد که به کارگیری این واژه در ایران عمدتاً ناظر به تحلیل متن بوده است و متن در اینجا صرفاً متن مکتوب نیست؛ بلکه چهارچوب‌های متنی همچون گفتار، نوشتار و خطابه‌ها که در ایران پس از انقلاب موضوعیت داشته‌اند را دربرمی‌گیرد. بنابراین تجلی معانی و مفاهیم مشخص در انواع متون ذکر شده که در یک فرایند ارتباطی شکل می‌گیرند و از انسجام معینی برخوردار می‌شوند، در یک فرایند غیررسمی در ایران گفتمان نامیده می‌شوند. به بیان ساده‌تر، اگر متن یک محصول مادی و دیداری است، گفتمان یک فرایند ارتباطی و شنیداری محسوب می‌شود و اصولاً مفهوم گفتمان به‌شکل جدی با زبان و ساختارهای زبانی و فرازبانی عجین است. پس گفتمان اولاً بر مبنای متن یا متون مشخص شکل می‌گیرد و ثانیاً باید در یک فرایند ارتباطی مورد فهم واقع شود. تحلیل‌های گفتمانی در سیاست ایران بیش از هر کشور دیگری برجسته است و این احتمالاً به چند دلیل است؛ اول آنکه جامعه ایران اساساً جامعه‌ای فرهنگی است و آثار غنی فرهنگی و ادبی از دیرباز تاکنون به غنای فرهنگی جامعه و شیوه مواجهه فرهنگی آن با مسائل، شدت بخشیده است. بنابراین «معنا» و«مفهوم» کنش‌ها برای جامعه ایران موضوعیت دارد و این امر بویژه در ارتباط با کنش‌های سیاسی بسیار برجسته‌تر است؛ زیرا کنش‌های سیاسی اولاً فراوان‌تر اتفاق می‌افتند و ثانیاً بخش‌های بیشتری از جامعه را درگیر خود می‌سازند. همچنین وجوه ارتباطی در کنش‌های سیاسی پررنگ است و این ارتباطات میان حکمرانان-مردم، حکمرانان-نخبگان، حکمرانان-حکمرانان، نخبگان-مردم، نخبگان-نخبگان و مردم-مردم صورت می‌گیرد.


در ایران پس از انقلاب بتدریج با رونق گرفتن عرصه علم و انجام پژوهش‌های متعدد و همچنین ترجمه نظریه‌ها و آثار مربوط به تحلیل گفتمان، این موضوع مورد توجه نویسندگان، کارشناسان و تحلیلگران قرار گرفت. تحلیل گفتمانی دولت‌ها، اندیشه‌ها و خطابه‌های سیاستمداران نیز به‌عنوان یکی از شاخه‌های تحلیلی سیاست مورد پرداخت قرار گرفت. نکته قابل توجه آن است که تحلیل‌های گفتمانی از مقطع مشخصی به بعد در عرصه سیاست‌پژوهی و سیاست‌اندیشی ایران جای خود را باز کردند، زیرا اساساً گفتمان‌ها در دل زمان شکل می‌گیرند و این گونه نیست که بتوان آنها را دستوری و ناگهانی به وجود آورد. نگاهی به تحلیل‌های گفتمانی انجام شده در ارتباط با دولت‌های روی کارآمده در ایران نشان می‌دهد که این آثار عمدتاً مدت زمان زیادی پس از روی کار آمدن دولت‌ها نوشته شده‌اند و حتی بیشتر آنها پس از اتمام دوره معین دولت‌ها شکل گرفته‌اند؛ چنین اتفاقی کاملاً درست و منطقی است؛ زیرا برای شناخت یک گفتمان باید آن را در بستر رویدادها و فرایندهای ارتباطی میان ارکان مختلف سیاست بررسی کرد؛ نه اینکه صرفاً در سخنرانی‌ها و خطابه‌ها و با شمارش تعداد کلمات به‌دنبال آن گشت و چهارچوب آن را متعین ساخت. آنچه امروزه در ایران و در غالب رسانه‌های جمعی نظیر مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی و حتی سخنرانی‌های برخی فعالان سیاسی گفتمان خوانده می‌شود، اغلب سوءتفاهم‌هایی از مفهوم گفتمان هستند که چون مبنای نظری مشخصی هم ندارند، غالباً نتایجی مبهم و نادرست به دست می‌دهند.

شکل‌گیری گفتمان‌های سیاسی در ایران

کسانی که قصد دارند به تحلیل گفتمانی بپردازند، نمی‌توانند بدون توجه به ارکان ارتباطی گفتمان که فرایندهای ارتباطی آن را شکل می‌دهند، دستاورد چندانی داشته باشند. بنابراین کسانی که قصد دارند گفتمان یک نهاد سیاسی همچون دولت را بشناسند، باید قبل از هرچیز متوجه باشند که چه دولتی را در کدام زمان و در چه شرایط اجتماعی می‌خواهند بررسی کنند. به‌طور مشخص برای تشخیص یک گفتمان باید به سه مورد مهم توجه کرد؛


1) کاربرد زبان؛ منظور از کاربرد زبان تنها دقت به گفتار و تحلیل گفتارها نیست؛ بلکه ارتباطات، کنش متقابل و زبان نوشتاری و چاپی هم وجوه دیگری از زبان هستند. بنابراین صرفاً توجه به زبان محاوره یا گفت‌و‌گو را نمی‌توان راه تشخیص گفتمان و دال‌های گفتمانی دانست؛ بلکه وارد کردن متون نوشتاری در مفهوم گفتمان نیز مفید فایده است. در ایران تمام رؤسای جمهوری که روی کار آمده‌اند، سعی کرده‌اند با زبانی که برای مردم آشنا است با آنها سخن بگویند؛ حتی در برخی دوره‌ها که منش شخصی و سیاسی نامزدها با منش مورد تأیید جامعه متفاوت بوده، برخی نامزدها حداقل در ظاهر سعی کرده‌اند با تداعی مفاهیم و ایراد سخنرانی‌هایی، خود را به نامزد مورد پسند جامعه نزدیک کنند، هرچند که درواقع ممکن است به صحبت‌های ایراد شده خود اعتقاد چندانی نداشته باشند. بنابراین زبان عمومی را نمی‌توان در شناسایی و بررسی گفتمان نادیده گرفت.


2) برقراری ارتباط میان باورها؛ زبان و مهارت‌های زبانی به منظور ایجاد ارتباط بین اندیشه‌ها و باورها و نیز بیان احساسات به ‌کار گرفته می‌شوند. بنابراین یکی از وجوه مشخص هر گفتمان، ارتباطات میان اجزای مختلف گفتمان از درون و ارتباط آن گفتمان با سایر گفتمان‌ها در بیرون است. در ایران پس از انقلاب هر دولتی که روی کار آمده خود را پایبند به باورهای مردم نشان داده است. این باورها یکی دربردارنده باورهای ثبات اعتقادی مذهبی است و دیگری باورهای کوتاه‌مدت و مقطعی است که می‌توان آنها را بیشتر با کلمه «نگرش‌ها» توصیف کرد. این نگرش‌ها در بردارنده شیوه نگاه و انتظارات جامعه در هر مقطع زمانی مصادف با دولتِ روی کارآمده است.


3) وجوه تعاملی؛ جنبه تعاملی گفتمان که عمدتاً در کاربردهای آن نمود پیدا می‌کند، بسیار حائز اهمیت است. نامگذاری دولت‌ها که به‌طور مشخص، پس از روی کارآمدن آنها صورت گرفته به نوعی با وجوه تعاملی و کاربردی آنها مرتبط است. عبارات صفت‌گونه‌ای مانند سازندگی، اصلاحات، مهرورز و... که در نسبت با دولت‌های گذشته به کار می‌روند، به این معنا هستند که می‌توان فعالیت‌های آن دولت‌ها را در راستای چنین کلماتی توصیف کرد. اما یکی از اشتباهات رایجی که در این خصوص صورت می‌گیرد آن است که شعار دولت‌ها به اشتباه به جای گفتمان آنها جازده شده یا مورد تحلیل قرار می‌گیرد. هرچند که شعار یک دولت با گفتمان آن بیگانه نیست و ارتباط دارد، اما شعار همان گفتمان نیست؛ بنابراین در به کار گرفتن هر کدام از عبارات صفت‌گونه ذکر شده به‌عنوان گفتمان، برای دولت‌های پیشین باید احتیاط فراوان به خرج داد. گفتمان یک دولت، هویت‌بخش به آن است و باید بتواند کلیت اقدامات آن دولت را تفسیر کند. بنابراین تا زمانی که اقدامات متعددی از دولت‌ها شکل نگرفته، نمی‌توان درباره مختصات گفتمان آنها قضاوتی پیشینی ترتیب داد.

انتهای پیام/

 

 

 

کپی