اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
نقدی بر ادراک سازی برخی جریان های رسانه ای از گفتمان دولت سیزدهم

دولت سیزدهم؛ دولت گفتمان آفرین

دولت سیزدهم؛ دولت گفتمان آفرین
ایلیا داوودی روزنامه نگار

یکی از موضوعاتی که در ارتباط با دولت سیزدهم و از همان زمان روی کارآمدن دولت توسط برخی رسانه‌ها مطرح می‌شود، مسأله ابهام در گفتمان دولت یا مشخص نبودن دال‌های گفتمانی آن است.

روزنامه ایران: این ادعا در طول ماه‌های اخیر هرازچند گاهی توسط رسانه‌های مختلف بیان شده و باوجود آن که بارها هم بدان پاسخ داده شده،اما باز هم تکرار می‌شود. نکته‌ای که در رابطه با دولت سیزدهم طرح می‌شود، آن است که دولت‌های گذشته همگی از گفتمان برخوردار بوده‌اند، اما دولت سیزدهم گفتمان ندارد یا دارای گفتمانی مبهم است. در این مطلب به این موضوع با دقت بیشتری پرداخته خواهد شد و سعی بر آن است تا به مسائلی که در این باره طرح شده، به اختصار پاسخ داده شود.

اصل تدریج؛ لازمه شکل‌گیری گفتمان

یکی از مسائلی که در فهم گفتمان لازم است به آن توجه شود، زمان متعین ساختن گفتمان است. در حقیقت این سؤال مهم است که چه زمانی می‌توان گفت گفتمان یک دولت یا گفتمان یک نهاد سیاسی چیست و از چه مختصاتی برخوردار است. از آنجا که گفتمان پدیده‌ای چند وجهی است و علاوه بر جنبه‌های زبانی، جنبه‌های ارتباطی و کاربردی را در عمل نیز در برمی‌گیرد، باید گفت که گفتمان‌ها معمولاً پس از روی کار آمدن دولت‌ها و پس از گذشت زمان قابل توجهی از روی کار بودن آنها شکل می‌گیرند. این گونه نیست که گفتمان‌ها صرفاً بر اساس سخنرانی‌ها و خطابه‌ها تشخیص داده ‌شوند و دال‌های گفتمانی هم صرفاً کلمات پرتکرار نیستند، بلکه توجه به اقدامات انجام شده و چهارچوب کلی گفتار و اقدام است که یک گفتمان را به تدریج شکل می‌دهد. پرسش اصلی اینجاست کسانی که می‌گویند دولت سیزدهم گفتمان ندارد بر چه اساسی این گفته را اظهار می‌کنند؟ حال آنکه هنوز حتی یک سال هم از عملکرد دولت نگذشته است و نمی‌توان بر اساس این چند ماه قضاوتی صورت داد. جالب آن است که اساساً ادعای گفتمان نداشتن دولت سیزدهم اولین بار درست بعد از روی کار آمدن دولت و در همان ماه‌های اول مطرح شده است یعنی در زمانی که هنوز دولتی به طور کامل مستقر نشده و در حال یافتن آرایش مناسب برای بدنه اجرایی خود است. به نظر می‌رسد این ادعاها صرفاً پیش‌برنده مقاصد سیاسی مدعیان آنها بوده است تا آن که توصیفی از شرایط واقعی بوده باشد. سوءتفاهم دیگری که درباره گفتمان دولت‌ها وجود دارد، تصور مکانیکی از آنها است. اغلب تصور بر این است که هر زمان که دولت‌ها روی کار بیایند، گفتمانی روی کار آمده و هر زمان که دولت‌ها به کنار بروند، گفتمان آنها به کنار رفته است. چنین مواجهه مکانیکی با مفهوم گفتمان بسیار اشتباه است و اساساً نسبتی با مفهوم واقعی گفتمان و مفهوم علمی آن ندارد. گفتمان‌ها چیزهایی نیستند که یک شبه به جود آیند و موضوعاتی نیستند که بتوان به یکباره یا به سادگی آنها را به وجود آورد یا از میان برد.


گفتمان‌ها همان شعارها نیستند!

یکی دیگر از ادعاهایی که مطرح می‌شود آن است که دولت‌های قبلی همگی دارای گفتمان بوده‌اند و دولت سیزدهم تنها دولتی است که گفتمان نداشته است. این ادعا از چند جنبه قابل تأمل است؛ اول آنکه دولت‌های قبلی پس از روی کار آمدن و به تدریج گفتمان خود را شکل داده‌اند و این گونه نبوده که از بدو استقرار گفتمان داشته باشند، بلکه آنها هنگام روی کار آمدن صرفاً شعارهایی داشته‌اند و سعی کرده‌اند که آن شعارها را در گفتار و اقدام خود تکرار کنند. اگر ما امروز از گفتمان دولت‌های قبلی سخن می‌گوییم به این خاطر است که آنها روی کار بوده‌اند و کارنامه روشنی دارند. در حقیقت یکی از سوء‌تفاهم‌های به وجود آمده درباره گفتمان آن است که شعارهای دولت‌های گذشته به جای گفتمان آنها جا زده شده است. در ایران عموماً شعار با گفتمان اشتباه گرفته می‌شود و بویژه برخی خبرنگاران و کسانی که به طور علمی و عمیق به موضوعات نمی‌پردازند و صرفاً تحلیل‌های سیاسی روز ارائه می‌دهند، عمدتاً دچار این خطا می‌شوند. پرسش اینجاست که آیا توصیف‌هایی مانند اصلاحات، سازندگی، اعتدال، تدبیر و امید و مهرورزی از همان ابتدا به مثابه گفتمان دولت‌های نماینده آنها بوده‌اند؟ آنچه باعث شده این شعارها به جای گفتمان دولت‌ها فهم شوند، آن است که پژوهشگران و تحلیلگران همواره نیاز داشته‌اند تا هر دولت را با صفاتی معین یاد کنند. بنابراین ساده‌ترین کار آن بوده که شعارهای انتخاباتی آنها را به جای گفتمان آنها به کار برند. اما مواجهه اصولی تشخیص گفتمان‌آفرینی واقعی دولت‌ها و مختصات آن نیاز به مطالعه پژوهشی دارد؛ مطالعه‌ای که اولاً دال‌های گفتمانی را براساس تمام آثار دولت‌ها اعم از گفتار، نوشتار و اقدامات انجام شده کشف کند و ثانیاً راستی آزمایی میان شعارها و آنچه گفتمان دولت خوانده می‌شود را بررسی کند. اینکه دولت‌هایی مدعی بوده‌اند که گفتمان‌هایی خاص داشته‌اند به تنهایی کافی نیست تا این نتیجه گرفته شود که آنها گفتمان داشته‌اند، بلکه باید بین ادعای آنها و کارنامه عملکردشان تطابق صورت گیرد.

شبه گفتمان‌های ناکارآمد

یکی از چالش‌هایی که دولت سیزدهم با آن مواجه است، انباشتی از شبه گفتمان‌های ناکارآمد مربوط به دولت‌های گذشته است. انباشت گفتمان‌های ناکارآمد دولت‌های گذشته سبب شده تا گفتمان‌های جدید به سختی جای خود را باز کنند و به سادگی مورد پذیرش قرار نگیرند. زیرا اساساً کلیت مفهوم گفتمان رنگ باخته است. همچنین ناکارآمدی‌های دولت‌های گذشته سبب شده تا گفتمان‌ها دیگر کارایی خود را از دست بدهند و اولویت‌بندی مسائل برای دولت جدید متفاوت باشد. پرسش راهگشا برای فهم این موضوع آن است که آیا برای نمونه گفتمان در دوره تمام دولت‌های قبلی و در دوره دولت سیزدهم به یک اندازه از نیاز و ضرورت و کارایی برخوردار بوده است؟ به نظر می‌رسد وضعیتی که در حال حاضر دولت سیزدهم در آن قرار دارد، شبیه به وضعیت اضطراری است؛ یعنی دولت به‌صورت میدانی به اقداماتی کوتاه مدت و تسکین‌دهنده برای عبور از وضعیت اضطراری بپردازد و پس از آن به اقدامات بلند مدت روی آورد که پرداختن به گفتمان‌سازی و تقویت دال‌های گفتمانی نیز از این جمله است. آنچه در حال حاضر مشاهده می‌شود معناباختگی مقوله گفتمان در عرصه سیاست اجرایی ایران است. دولت سیزدهم با کلمات و مفاهیمی سروکار دارد که اغلب آنها توسط دولت‌های گذشته به فراوانی تکرار شده‌اند و در کنار ناکارآمدی‌های فراوانی که آن دولت‌ها داشته‌اند، این مفاهیم معنای خود را از دست داده و برای جامعه رنگ باخته‌اند. روشن است که در چنین شرایطی هر گفتمانی که روی کار بیاید، به سختی می‌تواند جای خود را در میان جامعه باز کند. انباشت ناکارآمدی گفتمان‌ها از یک سو باعث بی‌اعتمادی جامعه به کلیت مقوله گفتمان شده و از سوی دیگر به نوعی تلاقی گفتمانی انجامیده است. به این معنا که گفتمان‌های پیشین در ذهنیت جامعه تأثیر گذاشته و مرزهای گفتمان‌ها را غیرشفاف کرده‌اند. بر این اساس کشور چهار یا هشت سال توسط رویکردهای مشخص دولت‌های وقت روی کار بوده و آنها سعی کرده‌اند شبه گفتمان‌های خود را به پیش ببرند، بنابراین حال نمی‌توان به سادگی انتظار داشت که گفتمان بعدی بتواند جای خود را به سادگی در افهام باز کند.


چه کسی گفتمان را می‌سازد؟

نکته دیگر آن است که زمانی که از داشتن یا نداشتن گفتمان سخن می‌گوییم آیا منظورمان تنها گفتمان شخص رئیس‌جمهور است یا گفتمان نهاد دولت؟ یعنی آیا ما از رئیس‌جمهور انتظار داریم که گفتمان دولت را بسازد یا از نهادهای دولت انتظار داریم که با گفتار و عملکرد خود گفتمان دولت را شکل دهند؟ در صورتی که مورد اول باشد، اصلاً نمی‌توان از آن با عنوان گفتمان‌سازی یاد کرد زیرا گفتمان توسط یک شخص به وجود نمی‌آید، اگرچه اشخاص به فراخور جایگاهی که از نظر در اختیار داشتن قدرت و اثرگذاری دارند، می‌توانند در تقویت و ترویج گفتمان‌ها مؤثر باشند، اما اساساً گفتمان‌سازی امری فردی نیست و در صورتی هم که از نهادهای دولت انتظار داشته باشیم که گفتمانی را ترویج کنند، این امر نیازمند برنامه‌ریزی و انسجام است و نمی‌توان در مدت کوتاه چند ماهه انتظار گفتمان‌سازی از بدنه اجرایی دولت را که به مرور زمان در این چند دهه بسیارعظیم هم شده است، داشت.

به نظر می‌رسد در شرایط کنونی کسانی که واژه گفتمان را در ایران و در نسبت با مسائل سیاسی بویژه دولت‌ها به کار می‌گیرند، چند دسته هستند؛ اول محققان آکادمیک، دوم روزنامه نگاران، سوم فعالان سیاسی و چهارم عموم افراد. هرکدام از این دسته افراد هم معنای مشخصی از گفتمان را مدنظر دارند که جز دسته اول یعنی محققان آکادمیک که به واسطه ماهیت کار علمی، قبل از بحث درباره واژه، معنا و مفهوم مورد نظر خود را به روشنی توضیح می‌دهند، سایر افراد چندان توجهی به این موضوع ندارند و معنای این واژه را به طور پیشفرض بدیهی و روشن در نظر می‌گیرند. دولت سیزدهم برخلاف دولت‌های پیشین چندان به عرصه رسانه اکتفا نکرده و سعی دارد با اقدامات میدانی مسیر فعالیت‌های خود را به پیش برد. شاید هم به همین خاطر است که عده‌ای دولت را متهم به نداشتن گفتمان می‌کنند، زیرا دولت سیزدهم برخلاف دولت‌های قبلی به جای محدود ساختن خود به رسانه و بازنمایی تصاویر رسانه‌ای خوشایند، در میانه میدان عمل قرار گرفته است و فرصت چندانی برای اشتغال به امور رسانه‌ای در خود نمی‌بیند. این انتظار که از دولت بخواهیم گفتمان خود را معرفی کند و سپس برخی در پاسخ آن یک جمله یا عبارت را به‌عنوان گفتمان معرفی کنند، مواجهه‌ای اصولی نیست. به نظر می‌رسد هنوز زود است که پای بحث‌های گفتمانی دولت سیزدهم به عرصه تحلیل مسائل دولت باز شود یا اینکه از برخی اقدامات دولت در همین مدت کوتاه چند ماهه بخواهیم قضاوتی درباره گفتمان دولت صورت دهیم، امری نابجا و نادرست است.

نکته دیگری که درباره گفتمان‌سازی مطرح است آن است که جامعه در این شرایط کنونی با دهه‌های قبل متفاوت است، مشخص نیست کسانی که از گفتمان سخن می‌گویند، دقیقاً چه چیزی را مدنظر دارند. آیا اساساً کارکرد دولت گفتمان‌سازی است؟ آیا گفتمان‌ها به‌عنوان امری پیشینی ساخته می‌شوند یا به‌عنوان امری پسینی شکل می‌گیرند؟ افزون بر این، با آسیب یکجانبه‌نگری و تک بعدی بودن گفتمان‌ها چه باید کرد؟ این مباحث از مهم‌ترین مباحثی است که مدعیان گفتمان نداشتن دولت سیزدهم به آن پاسخی نداده و نمی‌دهند. همچنین این دسته از افراد مشخص نمی‌کنند که نسبت گفتمان کلان حاکمیت با خرده گفتمان‌هایی نظیر گفتمان دولت یا گفتمان‌های اجتماعی چه مختصاتی دارد؟ یکی از نقدهایی که به دولت‌های گذشته وارد می‌شده، آن بوده که یا گفتمان اصلی حاکمیت را فهم نکرده‌اند و یا در راستای آن گام‌های مؤثری برنداشته‌اند. حال که دولت سیزدهم سعی دارد در این مسیر قدم بردارد، باز این ادعا ابراز می‌شود که دولت نباید همراستا با گفتمان حاکمیت عمل کند و باید گفتمان مستقل خود را داشته باشد. این تناقضات و سایر تناقضات از این دست باعث می‌شود تا این ادعای رسانه‌ای که دولت سیزدهم گفتمان ندارد، از اعتبار چندانی برخوردار نباشد.

انتهای پیام/

 

 

 

کپی