اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
نگاهی به استعاره‌های حکمرانی و استعاره ما

لزوم همگرایی علم و سیاست

لزوم همگرایی علم و سیاست
دکتر عطااله رفیعی آتانی قائم‌مقام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و استادیار دانشگاه علم و صنعت

با وجود اینکه اساس نظام جمهوری اسلامی بر مبنای علم شکل گرفته و نهاد علم بر سایر نهادها، حکمرانی می‌کند اما با این حال، مهم‌ترین مشکل ما هنوز، واگرایی بین نظام سیاسی و نظام علم است، یعنی نظام علم بتدریج از نظام سیاسی در حال فاصله گرفتن است و این فاصله و واگرایی تنها مربوط به دانشگاه‌ها و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیست بلکه عالمان حوزوی جدید که در اتمسفر جمهوری اسلامی هم تربیت یافته‌اند در سیستم اداری و حکومتی حضور ندارند.

  1. «حکمرانی» نحوه جریان یافتن نهاد دولت و حکومت در سایر نهادهای اجتماعی است. طبیعی است که هر کدام از نظریه‌ها و مدل‌های فلسفی و سیاسی از این ماجرا روایت خاص خود را داشته‌ باشند. «زبان استعاره» نیز می‌کوشد تا روایتی از این ماجرا به‌دست دهد. کارکرد «استعاره» چنین است که یک واقعیت و مفهوم مبهم را به وسیله یک واقعیت یا مفهوم واضح‌تر، توضیح می‌دهد. استعاره‌ها همان‌طور که ظرفیت‌هایی دارند، محدودیت‌هایی هم دارند؛ چراکه هیچگاه یک استعاره تمامیت یک مفهوم را پوشش نمی‌دهد اما با این حال، تشخیص ما را واضح‌تر می‌کنند.
  2. در طول تجربه اندیشه بشری، با توجه به مبانی فلسفی گوناگون، نظام‌های حکمرانی در چهارچوب استعاره‌های مختلفی توضیح داده شده‌اند. شاید نخستین و قوی‌ترین استعاره برای نظام حکمرانی قبل از دوره مدرن، استعاره «تن‌وارگی سیاست» بوده‌ باشد؛ یعنی همان دیدگاهی که بر اساس مبانی فلسفی افلاطون شکل‌ گرفت و براساس آن، جامعه به مثابه «یک پیکر» تصویر شد که در بردارنده سر، بازو، پا و... بود. در این استعاره، سر، که محل عقل بود، مظهر حکومت و سیاست ترسیم شده بود. این استعاره متأثر از بستر فلسفی حاکم در آن دوره بود. در دوران مدرن، با تغییر نگاه فلسفی، خداوند همچون ساعت‌ساز ماهری درک می‌شد که توانسته جهان را با این سطح از نظام‌مندی خلق کند. بنابراین، با توجه به حاکمیت این نگاه، از «حکمرانی به مثابه ساعت» سخن به میان آمد، در همین دوران است که وقت، دقت، محاسبات و... اهمیت می‌یابد. کار حکومت هم طبیعتاً «خوب کوک کردن جامعه» بود. در دوره‌های بعدی از استعاره ماشین استفاده شد و «نظام حکمرانی به مثابه ماشین» در نظر گرفته می‌شد. این استعاره با تحولات فلسفی، اقتصادی و صنعتی غرب متناظر است و همزمان با دوران صنعتی شدن، برجسته می‌شود. شاید آخرین استعاره «نظام حکمرانی به مثابه بنگاه اقتصادی» باشد. در این نگاه، سازمان‌های دولتی همچون بنگاه‌های اقتصادی در نظر گرفته می‌شوند و منفعت مادی، عامل اصلی تنظیم مناسبات اجتماعی و سیاسی است. طبیعتاً در این استعاره، منطق بازار بر سازمان‌های دولتی حاکم می‌شود و هر اتفاق مطلوبی را نفع مادی تعیین می‌‌کند.
  3. استعاره‌ای که برای ماهیت نظام حکمرانی اسلامی می‌توان مطرح کرد «حکمرانی به مثابه مدرسه» است، اما چرا می‌گوییم مدرسه؟ برای توضیح چرایی این استعاره به طرح مقدماتی نیاز داریم: نخست، مهم‌ترین خصوصیت انسان به‌عنوان یک فرد در جامعه «تحول» است، اساساً جهان ماده برابر با تحول است، طبق مبانی فلسفی ما، تحول با پایان مادیت تمام می‌شود. دوم اینکه، عامل این تحول در حیات انسانی «علم» است. هر چیز دیگری را هم که مؤثر می‌بینید، به نحوی مولد علم است. اگر اینگونه باشد، حکمرانی اسلامی، نظامی است که به وسیله نهاد علم بر سایر نهادها حکمرانی می‌کند؛ یعنی اگر می‌خواهد در سایر حوزه‌ها دخل و تصرف کند، باید از طریق نهاد علم این دخل و تصرف را صورت دهد. برای این نکته، مؤیدات بسیاری وجود دارد، واقعیت این است که تکیه‌گاه اصلی ماهیت امامت، علم است، جوهر اصلی نظریه ولایت فقیه، هم علم است، عصمت برای معصوم و عدالت برای ولی فقیه تضمینی است مبنی بر اینکه او به علمش عمل کند. بنابراین در حکمرانی اسلامی، علم در مدار قرار می‌گیرد و در واقع، ابزار جریان یافتن حکومت و دولت است. بر همین اساس، نهاد تعلیم و تربیت، نهاد اصلی می‌شود و هر گونه اصلاحی از این طریق است. اینها هم با معارف اسلام و انقلاب اسلامی و با تجربیات ما تطابق دارد. اگر بخواهم مجموعه این عوامل را در چهارچوب یک استعاره درآوریم، می‌توان از «نظام حکمرانی؛ به مثابه مدرسه» سخن گفت. اگر حکومت و سازمان‌های دولتی به مدرسه بدل شوند، ما با یک سازمان و ساختار مواجه هستیم که تمام لوازم آن را «علم» تعیین می‌کند. رئیس سازمان، عالم‌ترین فرد است و «علم» ملاک همه چیز قرار می‌گیرد تا آنجا که سلسله مراتب را هم علم تعریف می‌کند. روابط، روابط استاد شاگردی است و تمام ارتقاها و تنزل‌ها بر اساس معیار علم صورت می‌گیرد.
  4. با وجود اینکه اساس نظام جمهوری اسلامی بر مبنای علم شکل گرفته و نهاد علم بر سایر نهادها، حکمرانی می‌کند اما با این حال، مهم‌ترین مشکل ما هنوز، واگرایی بین نظام سیاسی و نظام علم است، یعنی نظام علم بتدریج از نظام سیاسی در حال فاصله گرفتن است و این فاصله و واگرایی تنها مربوط به دانشگاه‌ها و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیست بلکه عالمان حوزوی جدید که در اتمسفر جمهوری اسلامی هم تربیت یافته‌اند در سیستم اداری و حکومتی حضور ندارند. بنابراین، اگر براساس این مدل می‌خواهیم کار و اقدامی کنیم، نباید واگرایی بین علم و سیاست به درازا کشیده شود. اگر به تاریخ معاصرمان هم رجوع کنیم متوجه این واقعیت می‌شویم که با تأسیس حوزه علمیه قم و اثر کردن نهاد علم در جامعه و به تبع آن تربیت انسان بود که انقلاب اسلامی ایران به نتیجه مطلوب رسید.

* مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر عطااله رفیعی آتانی است که با عنوان «استعاره‌های حکمرانی و استعاره ما» در کنگره علوم‌انسانی اسلامی در مرکز همایش‌های بین‌المللی صداوسیما ارائه شد.

کپی