اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
وحدت حوزه و دانشگاه؛ دست یافتنی‌تر از آنچه که فکر می‌کنیم

همنشینی پارادایم شک و یقین

همنشینی پارادایم شک و یقین
حجت‌الاسلام والمسلمین داوود مهدوی‌زادگان دانشیار و سرپرست سازمان سمت

پارایم«شک» و پارادایم «یقین» به تنهایی تفریط و افراط است و راه پیشرفت دانش و پژوهش را مسدود می‌کند. باید هر دو نهاد حوزه و دانشگاه بر پایه چرخه شک و یقین عمل کنند.

  1. ایده وحدت حوزه و دانشگاه دست‌یافتنی‌تر از آن است که تصور می‌رود، به شرطی که در این راه، افق نگاه و مفروضات درستی را برگزینیم. به‌عبارت دیگر، تحقق وحدت حوزه و دانشگاه وابسته به این است که چگونه و با چه پیش‌فرض‌هایی به این دو نهاد علمی می‌نگریم. وقتی از افق تمدنی به مسأله رابطه حوزه و دانشگاه نظر می‌افکنیم دلیلی ندارد که تحقق وحدت دشوار تلقی شود. چون افقی تمدنی امکان بهره‌برداری از همه انواع معرفت‌های بشری را تسهیل می‌کند. مگر آنکه آن چشم‌انداز تمدنی گرفتار تنگ‌نظری‌ها و تصلب‌های ایدئولوژیکی شود که چنین امکانی را از دسترس خارج کند. اصل تساهل و تسامح و همزیستی مسالمت‌آمیز علمی، ما را به همنشینی و وحدت حوزه و دانشگاه فرا می‌خواند. غایات مشترک این دو نهاد علمی نزدیک‌کننده و وحدت‌بخش است. مگر نه این است که غایت هر دو، معرفت واقع و رسیدن به حقیقت و تحصیل خیر و سعادت است. پس، دلیلی ندارد که این دو از هم دور شوند. این دو نهاد، یکدیگر را بر شر و باطل بودن متهم نمی‌کنند؛ اگرچه ممکن است یکدیگر را از جهت تحصیل خیر و سعادت تخطئه کنند. عالم وجود، عالم تکثر است ولی ماهیت متکثر عالم موجب نشده که همنشینی میان موجودات برقرار نشود. قطعاً رازی در این قصه است که موجودات با وجود متکثر بودن در کنار هم آرام و قرار می‌گیرند. این همنشینی، واقعیت انکارناپذیر است. اگر به راز این همنشینی پی ببریم به‌طور قطع، راه وحدت حوزه و دانشگاه هموارتر از آنچه که فکر می‌کنیم، خواهد شد. اگر چه آموزه‌های وحیانی این راز را بر ما مکشوف ساخته است. حتی اگر با وجود دلایل زیاد بر پذیرش همواربودن راه وحدت، بر رابطه متأخره میان این دو نهاد علمی تأکید بورزیم؛ چه اشکالی دارد که به نحو پسینی قضاوت کنیم. اگر داوری علمی را مشروط به نتایج تجربه زیسته می‌دانیم؛ بگذاریم این تجربه اتفاق بیفتد و سپس به داوری آن بنشینیم. تجربه جمهوری اسلامی نشان داده است که گام‌های اولیه وحدت حوزه و دانشگاه عملی شده است.
  2. برخی‌ها که در نظرشان وحدت حوزه و دانشگاه سخت و دشوار می‌آید، به مباحثی استدلال می‌کنند که اگر آن استدلال به زیر تیغ نقد علمی برود معلوم نیست که بتوانند از پاسخ نقدها برآیند یا حتی به‌طور جدی باور به آن مباحث داشته باشند. چنانکه در گفتاری به مسأله اختلاف پارادایمی حوزه و دانشگاه استدلال شده است. به زعم صاحب آن گفتار، پارادایم حوزه و دانشگاه یکسان نیست. پارادایم حوزه بر یقین است و پارادایم دانشگاه بر شک استوار است: «پارادایم علوم حوزه بر «ایمان» و «یقین» استوار است و پارادایم دانشگاه بر«شک» و «رد» و «نقد»، حوزه بر «می‌دانم» مستقر است و دانشگاه بر «نمی‌دانم».» اینچنین تحلیلی از مقایسه میان حوزه و دانشگاه خیلی ساده‌انگارانه و خطابی است. خود این استدلال روشن نیست که بر کدام پارادایم استوار است. آیا تکیه بر شک دارد یا یقین یا پارادایم سومی در میان است که نه حوزوی است و نه دانشگاهی. به‌عنوان مثال، ممکن است مبتنی بر پارادایم قدرت باشد که پارادایم غیرمعرفتی است. اگر هم مبتنی بر پارادایم شک است؛ چرا به نحو پیشینی داوری می‌کنند. چه تجربه‌ای از ایده وحدت وجود دارد که مبتنی بر آن گفته شده «به‌نظر می‌رسد وحدت و جمع میان حوزه و دانشگاه اگر نگوییم غیرممکن اما بسی دشوار باشد؟» اصولاً از شک هیچ نتیجه‌ای به‌دست نمی‌آید و نمی‌توان مبتنی بر شک، هیچ باوری را پایه‌گذاری کرد. با پارادایم شک، نفیاً یا اثباتاً نمی‌توان گفت که وحدت حوزه و دانشگاه سخت و دشوار است. چنانکه نمی‌توان گفت که ساده و آسان است. هر دو طرف احتمال، به‌طور مساوی ممکن‌الوقوع است. مگر اینکه یک طرف احتمال، رجحان نظری و عینی داشته باشد. رجحان نظری احتمال سهل بودن وحدت را در بالا بیان کردیم. اما رجحان عینی آن، بی‌تردید همان تجربه جمهوری اسلامی است.
  3. گرچه رویکردهای جدا انگارانه مسلط بر محیط دانشگاه در تجربه جمهوری‌اسلامی برابر ایده حوزه و دانشگاه مقاومت می‌کند و بعضاً با تکیه بر قدرت، تلاش زیادی بر ایجاد و تعمیق شکاف میان حوزه و دانشگاه دارد؛ ولی این ایده توانسته درون دانشگاه جا باز کند و فرهنگ دانشگاهی متأثر از فرهنگ دینی، جلوه‌های ویژه‌ای از معنویت و دینداری را آشکار سازد. برجسته‌ترین صورت ظهور و بروز دینداری در فرهنگ دانشگاهی را در دوران دفاع مقدس و اردوهای جهادی و راهپیمایی اربعین می‌توان مشاهده کرد. رخنه ایمان در فرهنگ دانشگاهی ایران به قدری است که جدایی‌انگاران را به پاسخ‌های انفعالی کشانده است. به‌طوری که یکی از دغدغه‌های سلبی آنان همین موضوع (وحدت حوزه و دانشگاه) است. بدیهی است که اگر به زعم این گروه، ایده وحدت ناممکن است دیگر چه جای دلنگرانی آنان است و فکرشان را مشغول کرده است. معقول نیست که درباره وقوع امر ناممکن، جنجال فکری به راه انداخت. به هر روی، درباره نفوذ فرهنگ دینداری در دانشگاه و دستاوردهای آن ده ها کتاب می‌توان نوشت. وصیتنامه شهدای دانشگاهی به تنهایی چندین مجلد می‌شود. اگر جدایی‌انگاران چنین تجربه‌ای را خروج دانشگاه از «پارادایم شک» تفسیر کنند؛ در واقع، خود آنان از پارادایم شک خارج شده‌اند. چون چنین تفسیری مبتنی بر شک نیست.
  4. آنچه گفته شد، موافق با مفروض جدایی‌انگاران حوزه و دانشگاه بود. در حالی که بر این مفروض، شک و تردیدهای جدی وجود دارد. اینکه دانشگاه مبتنی بر «پارادایم شک» است و حوزه مبتنی بر «پارادایم یقین» نیاز به اثبات دارد. چه تعداد از دانشگاهیان بر پایه شک و تردید عمل می‌کنند و یقین در تفکرشان راه ندارد؟ بسیاری از آنان تا به انتهای زندگی علمی‌شان بر همان یقین سابق خود باقی می‌مانند. مقاومتی که دانشگاهیان برابر نظریه‌های رقیب و نقدهایی که بر نظریه‌شان می‌شود، بیانگر آن است که لااقل، پارادایم شک برای جمع کثیری از آنان موضوعیت ندارد. چه تعداد از دانشگاهیان را می‌توان به اندیشمند 1 و 2 و 3 شناسایی و تقسیم کرد کرد؟ حتی عرف دانشگاهی بالا رفتن این شماره‌گذاری را نمی‌پسندد و اگر اندیشمندی به 1 و2 و 3 و 4 و 5  و... شهرت یابد، او را به اندیشمندی مذبذب و نااستوار تفسیر می‌کنند. بنابراین، اصل این سخن که مطالعات دانشگاهی بر شک و انتقاد استوار است، سخن دقیقی نیست بلکه یقین هم در مطالعات دانشگاهی حضور دارد. از سوی دیگر، اینکه حوزه بر پایه «پارادایم یقین» استوار است، سخن نادرستی است. آری، اندیشه حوزه مبتنی بر ایمان است و بر قطعی‌الصدور بودن وحی یقین دارد و در این عقیده خود تردیدی ندارد؛ ولی چنین نیست که نسبت به آنچه خود یا دیگران می‌اندیشند، شک و تردید به راه نیندازند. دروس فقهی حوزویان سرشار از اینگونه شک و تردیدها است. نگارنده استادان حوزوی زیادی را تجربه کرده است که همواره در پرداختن به مباحث، نگاه انتقادی خود را ترک نکرده‌اند. مرحوم شیخ مرتضی انصاری(ره) در کتاب شریف مکاسب بارها شده که یک نظر فقهی را چند مرتبه نفی و اثبات کرده است و در آخر هم کلام را با عبارت «فتأمل» خاتمه داده است؛ یعنی در این بحث جای تأمل بیشتری است و به یقین نرسیده است. این تعبیر (فتأمل) در متون فقهی و اصولی حوزویان رایج است. علاوه بر این، تخطئه‌هایی که حوزویان نسبت به کلام یکدیگر دارند، دلالت بر غیرمسلم دانستن سخن دیگران دارد. اگر اندیشه حوزوی بر پارادایم یقین استوار است و نه شک؛ نمی‌بایست نسبت به گفتار همدیگر شک و تردید راه بیندازند. چون اگر شک نمی‌کردند سخن یکدیگر را نفی نمی‌کردند. آری، آن سنت فکری که معتقد است، پیشینیان هرچه گفته‌اند، درست و یقینی است و ما فقط باید پیروی کنیم؛ آنان جزم‌اندیش‌اند. ولی حوزه‌های علمیه به‌طور عام و حوزه امامیه، به‌طور خاص، اینچنین نیست.
  5. علاوه بر این، بر فرض که بپذیریم دانشگاه بر «پارادایم شک» و حوزه بر «پارادایم یقین» استوار است؛ اما آیا این شکل از واقعیت پژوهش در حوزه و دانشگاه درست و منطقی است یا آنکه باید اصلاح شود. کار پژوهشی به هر دو پارادایم نیاز دارد و نمی‌توان به یکی از آن دو اکتفا کرد. «شک» و «یقین» به تنهایی تفریط و افراط است و راه پیشرفت دانش و پژوهش را مسدود می‌کند. باید هر دو نهاد حوزه و دانشگاه بر پایه چرخه شک و یقین عمل کند. شک، مقدمه یقین است و یقین هم مقدمه شک است. هر دو امر، محرک و مراقب یکدیگر در غلتیدن به ورطه رخوت و سستی در مطالعه و پژوهش هستند. بر همین اساس، ایده وحدت حوزه و دانشگاه، چرخه رشد دهنده شک/ یقین را در مطالعات دانشگاهی و حوزوی تثبیت می‌کند. بنابراین، با استدلال تفکیک پارادایم شک و یقین نمی‌توان دشواری وحدت حوزه و دانشگاه را توجیه کرد. چنین تفکیکی در این دو نهاد علمی ثابت شدنی نیست و شواهد و دلایل زیادی بر نادرستی این سخن وجود دارد. بر فرض هم که اینگونه باشد، سنت درستی نیست و باید تغییر کند. مطالعات و پژوهش‌های حوزوی و دانشگاهی به هر دو پارادایم نیاز دارد و باید چرخه یا پارادایم شک/ یقین جایگزین سنت جاری شود. ایده وحدت حوزه و دانشگاه در تحقق این امر کارگشا است.
---
کپی