اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
خاطرات آقای وزیر از مرد میدان(1)

ماجرای اولین دیدار امیرعبداللهیان با حاج قاسم

ماجرای اولین دیدار امیرعبداللهیان با حاج قاسم

"حسین امیرعبداللهیان" ، در بخشی از کتاب خاطراتش از جنگ سوریه، نکات جالب توجهی از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی نقل کرده است.

به گزارش ایران آنلاین، "حسین امیرعبداللهیان" وزیر امور خارجه در بخشی از کتاب خاطراتش از جنگ سوریه که سال گذشته منتشر شده، خاطراتی جالب توجه از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی نقل کرده است. 
 

"امیرعبداللهیان" در بخشی از این کتاب می نویسد: «حدود بیست سال پیش، یک روز از ساختمان اصلی وزارت خارجه خارج می شدم که سردار سلیمانی در حال ورود به ساختمان بود. ظاهرا ایشان مرا در برخی برنامه های تحلیلی صدا و سیما دیده بود. در اولین برخورد، بعد از سلام و احوال پرسی گفت: «امیرعبداللهیان شما هستید؟» گفتم: «بله.» خیلی صمیمانه معانقه کرد و گفت:«تحلیل هایت را از خبر شبکه یک سیما دو سه بار دیده ام. این تحلیل ها را ادامه بده. کمک کننده است. قراری هم می گذاریم و همدیگر را می بینیم.» آن موقع من معاون اداره سیاسی اول خلیج فارس وزارت امور خارجه بودم. با آنکه اختلاف سطح سردار سلیمانی، به عنوان فرمانده نیروی قدس، با من زیاد بود، اما ارتباط ما ادامه پیدا کرد و گاهی سردار درباره بعضی کارها شخصا زنگ می زد. از ویژگی های سردار سلیمانی این بود که با وجود سلسله مراتب و امکان ارجاع کارها به دیگران یک سری کارهای مهم را خودشان دنبال می کردند. شاید ظاهر بعضی کارها ساده و کوچک بود. مثلا گاهی به مجوز پرواز برای کشوری نیاز می شد.

گرفتن و دادن مجوز پرواز در وزارت امور خارجه روالی دارد که معمولا ۲۴ ساعت قبل باید هماهنگی های لازم انجام شود. آن زمان بخش حقوقی وزارت خارجه یک کارشناس پرواز داشت که این کارها را انجام می داد. رفرنسی صادر خواهد شد که مجوز پرواز نامیده می شود. شاید پیگیری مجوز پرواز توسط سردار سلیمانی کار سطح پایینی بود. ولی ایشان آنقدر برای انجام مأموریت دقت داشت که همه چیز را شخصا چک می کرد. اگر به این نتیجه می رسید که مجوز پرواز آماده نشده، اصلا مقید نبود که مثلا به وزیر امور خارجه زنگ بزند و گلایه بکند که سیستم شما مجوز پرواز را صادر نکرده است. مستقیم با من تماس میگرفت و میگفت فلانی مجوز پرواز ما را ندادند؛ یک ساعت دیگر این پرواز باید انجام بشود. یعنی تا این سطح در پیگیری ها جدی بود.


این گونه ارتباطات به جایی رسید که یکی دو بار سردار سلیمانی برای پیگیری بعضی موضوعات، بعد از جلسه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، بدون هماهنگی قبلی، برای دیدن من به وزارت خارجه آمد و یگان حفاظت فیزیکی وزارت خارجه اطلاع داد سردار سلیمانی آمده و می خواهد شما را ببیند. علی القاعده آقای سلیمانی اگر به وزارت خارجه می آمد، باید وزیر خارجه را می دید. بعد از دیدار به ایشان می گفتم: «سردار، ممکن است وزیر امور خارجه دلخور بشود که شما به اتاق کار من آمده اید. خوب است ایشان را هم ببینید». از آنجا که انسان متواضعی بود می گفت: «اشکال ندارد. حتما می روم ایشان را هم می بینم.» می رفت اتاق وزیر. احوال پرسی می کرد و یک چای هم با ایشان می نوشید و ایشان را مطلع می کرد".»


پشت میز نمی نشیند

وزیر امور خارجه دولت سیزدهم در بخش دیگری از این کتاب می گوید: "روحیه سردار روحیه چسبیدن به میز نبود. در تشییع پیکر مطهر ایشان مردم تاکید می کردند سردار سلیمانی به میز نچسبید. واقعا این چنین بود. هر وقت برای جلسه ای به اتاقش می رفتم هیچ وقت او را پشت میز ندیدم. وقتی به اتاق ایشان میرفتید، می دیدید در حاشیه جایی که پنج شش نفر می توانستند دور هم بنشینند می نشست. حجم و جای قرار گرفتن کارتابل ها نشان می داد که حتی آن ها را هم عمدتا خارج از میز نگاه می کند".

انتهای پیام/

کپی