اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

مذاکرات روسای جمهوری سوریه و امریکا

مذاکرات روسای جمهوری سوریه و امریکا
مترجم: حسین جابری انصاری

رئیس‌جمهور ساعت نه صبح روز بعد که باید نشست دو رئیس‌جمهور برگزار می شد، مرا به سوئیت خود فراخواند. او را در وضعیت بسیار خوب و بر خلاف انتظار خود یافتم. تا ساعت ده با هم صحبت کردیم و سپس تشریفات اطلاع داد که رئیس‌جمهور کلینتون ممکن است بخاطر اینکه دیشب دیر رسیده است کمی تأخیر داشته باشد.

یه گزارش ایران آنلاین،رئیس‌جمهور ساعت نه صبح روز بعد که باید نشست دو رئیس‌جمهور برگزار می شد، مرا به سوئیت خود فراخواند. او را در وضعیت بسیار خوب و بر خلاف انتظار خود یافتم. تا ساعت ده با هم صحبت کردیم و سپس تشریفات اطلاع داد که رئیس‌جمهور کلینتون ممکن است بخاطر اینکه دیشب دیر رسیده است کمی تأخیر داشته باشد. یک ساعت، دو ساعت، سه، و چهار ساعت در انتظار بودیم، و رئیس‌جمهور اسد تنها منتظر بود و گلایه و بی قراری نمی کرد. او گاه از پنجره به دریاچه ژنو نگاه می کرد، و می گفت باید راه رفت تا گردش خون انسان، بهتر انجام شود. در همین فاصله به اسد اطلاع دادم که دنیس راس هم از اسرائیل بازگشته است تا کلینتون را در جریان واپسین ایده های باراک قرار دهد، و از او پرسیدم بنظر شما راس بلافاصله پس از رسیدن کلینتون در دیرهنگام شب، با او ملاقات کرده یا صبح و اینک پیش از جلسه با ما، با او نشسته است؟
سرانجام نزدیک ساعت سه بعد از ظهر به ما اطلاع دادند که رئیس‌جمهور کلینتون آماده برگزاری نشست است، و حاضران در ملاقات منحصر به دو رئیس‌جمهور، آلبرایت و شرع وزرای خارجه دو کشور، و هلال و شعبان مترجمان دو طرف آمریکایی و سوری خواهد بود. دو رئیس‌جمهور در کنار آسانسور مشخص شده در طبقه خالی و به خوبی حفاظت شده، که نشست در یکی از سالن های آن برگزار می شد، با همدیگر روبرو شدند. رئیس‌جمهور کلینتون با لبخندی گشاده بر چهره خود ظاهر شد و پس از اینکه با رئیس‌جمهور دست داد، یک کروات به او تقدیم کرد و گفت آن را از یکی از فروشگاه ها در جریان گشت و گذار خود در دیدار آسیایی اش، به عنوان هدیه برای اسد خریده است. چون به ملاقات با او در ژنو فکر می کرده است. کراوات، زمینه آبی روشن و بر روی آن طرح سر یک شیر بزرگ و سرهای چند شیر کوچک وجود داشت. رئیس‌جمهور از این هدیه خوشحال نشد، و زیاد نگاه آن نکرد. او از این آغاز همراه با هدیه کراوات زمینه روشن، غافلگیر شده بود. کرواتی که ممکن نبود رئیس‌جمهور یا فرزندش آن را ببندند، تا چه رسد به اینکه نگهدارند.
به اتاق نشست ها وارد شدیم که بزرگ، اما خالی از میز بزرگی بود که ملاقات سال ۱۹۹۴ اسد با رئیس‌جمهور آمریکا، بر گرد آن انجام شد. دو رئیس‌جمهور بر دو صندلی کنار هم نشستند، و وزرای خارجه و مترجمان نیز در کنار هر یک از آنها نشستند. در این حال رئیس‌جمهور اسد ناگهان دید که دنیس راس هم آمده و بدنبال جایی در میان ما برای نشستن می گردد. اسد به رئیس‌جمهور کلینتون نگاه کرد و گفت: توافق ما این بود که حاضران در نشست، منحصر به آلبرایت و شرع وزرای خارجه دو کشور باشند. کلینتون توضیح داد که دنیس [راس]، پس از ارائه نقشه ای از جولان به شما که تلاش زیادی با دیگران برای آماده کردن آن داشته، جلسه را ترک خواهد کرد. کلینتون افزود مستقیم به موضوع ورود می کند. پیش از جلسه، با باراک نخست وزیر اسرائیل تماس تلفنی گرفته و او نیز نسبت به خواسته های شما نرمش و همراهی داشته است. باراک آماده بازگرداندن همه جولان به استثناء باریکه ای به عرض تنها ۵۰۰ یا شاید ۴۰۰ متر از دریاچه است که باید درباره آن توافق کنید.
رئیس‌جمهور تا این لحظه با دقت به حرف های رئیس‌جمهور کلینتون گوش می داد، اما اینجا سخنان او را قطع کرد، و بر خلاف عادت همیشگی خود که آماده بحث درباره موضوعات بود، خشمگینانه و آرام گفت: «آنها صلح نمی خواهند». رئیس‌جمهور کلینتون پس از نگاه به بریده برگه ای که در دست داشت، حرف خود را تکمیل کرد و افزود: باراک پایبندی سوریه را نسبت به همه سرزمین های خود می داند، اما نمی تواند از این باریکه کوچک بگذرد و به جای آن زمینی به همین مساحت و شاید هم بیشتر در جنوب این منطقه به شما خواهد داد. بعد، از دنیس راس که هنوز نیمه خمیده، ایستاده بود خواست نقشه خود را روی میز بین دو رئیس‌جمهور، پهن کند. راس گفت این نقشه هوایی کامل منطقه جولان، شمال رود اردن و دریاچه طبریه هنگام جنگ ۱۹۶۷ است. نقشه ای که به تعبیر راس، واقعی و در منتهای دقت و شبیه نقشه فرضی «هوف» نبود. «فردریک هوف» از دیپلمات های آمریکایی که اهتمام ویژه ای نسبت به منطقه جولان داشت و کتابی درباره آن تألیف کرد. راس گفت مرزهای ۱۹۲۳، خط آتش بس ۱۹۴۹، خط چهار ژوئن ۱۹۶۷، و نقاط تلاقی و دوری میان این خط ها در این نقشه، نشان داده شده است.
نگاه سریعی به نقشه راس انداختم و در آن خط چهار ژوئن ۱۹۶۷ را تشخیص ندادم که خود او در سال ۱۹۹۳ پایبندی اسرائیل نسبت به آن را به صورت سری به رئیس‌جمهور اطلاع داده بود. سپس در ملاقات وارن کریستوفر با اسد در سال ۱۹۹۴ و در حضور من، یک بار دیگر بر این پایبندی تأکید شده بود. خط ها و موقعیت های ارائه شده در نقشه راس، با رنگ های در هم تنیده سرمه ای تیره و آبی مایل به سیاه و صخره ای سیاه، پیچیده و در هم تنیده بود. افزون بر اینکه نشانه های جدا کننده و موقعیت های مشخص شده و خط های روشن و نام های روستاها و شهرک های شناخته شده در آن تاریخ، هیچ کدام در این نقشه نبود.
رئیس‌جمهور اسد، کوچکترین کنجکاوی از خود برای نگاه کردن به این نقشه، نشان داد. او خلبانی بود که می دانست چگونه عکس های هوایی در سال ۱۹۶۷ گرفته می شد. ضمن اینکه موضوع برای او تصویر هوایی دریاچه نبود، بلکه زندگی ای بود که او و رفقایش روی زمین و بر کرانه دریاچه گذرانده، و در آن آب تنی کرده و اینک در آرزوی دیدن دوباره آن بود.
کلینتون کوشید توجه اسد را نسبت به آنچه از روی برگه می خواند جلب کند، اما به رغم گذشت دقایقی چند، موفق نشد و نتوانست به دیگر موضوعات مهم برای دو طرف مانند امنیت و روابط و ایستگاه های هشدار سریع، بپردازد. رئیس‌جمهور اسد پس از اینکه مطمئن شد آنها از سوری ها می خواهند به هیچ شکل به آب دریاچه نزدیک نشوند، توجه خود را نسبت به موضوعاتی که کلینتون مطرح می کرد، از دست داد. در این شرایط، کلینتون مدعی شد، شرع وزیر خارجه در شبرزتاون آنچه را او اینک مطرح کرده، پذیرفته است. چاره ای جز آن نبود که صحبت رئیس‌جمهور کلینتون را بدون اجازه گرفتن از او، قطع کرده و بحث هایمان در کاخ سفید و شبرزتاون را یادآوری کنم. همچنین چارچوبی که این بحث ها مطرح شد و اینکه من در گفتگوهای خود با او و آلبرایت، به هیچ شکلی به موضوع چند متری که ما را از دریاچه دور می کند، نپرداخته ام. همچنین به یاد کلینتون آوردم که این او بود و نه من که به خط ۱۹۲۳ و ده متر پرداخت. کلینتون در پاسخ گفت: اما شما موافقت کردید که حاکمیت سوریه بر همه سرزمین های خود در جولان، بازگردد و در مقابل حاکمیت کامل بر دریاچه طبریه، از آن اسرائیل باشد. پاسخ دادم، حاکمیت چطور می تواند تا خط عقب‌نشینی در چهار ژوئن و بطور کامل محقق شود، بی آنکه ما به آب دریاچه دسترسی پیدا کنیم؟ آقای رئیس‌جمهور، شما به من تأکید کردید که حاکمیت سوریه بر سرزمین های جولان تا خط چهار ژوئن کامل خواهد بود، در حالی که می بینید اسرائیلی ها حاضر نیستند از دریاچه در هیچ توافقی کوتاه بیایند؟
آلبرایت که دید بحث ما بیش از اندازه تند شده است، صحبتم را قطع کرد و به من گفت: بگذار رئیس‌جمهور، مطالب خود را تا پایان، مطرح کند. من هنوز هم نمی توانم این را درک کنم که رئیس‌جمهور کلینتون که در نامه ای امضاء شده به رئیس‌جمهور اسد، اقرار کرده بود امانت رابین چند سالی است که در جیب او است، و خود باراک نیز از او نخواسته بود این امانت را باز پس دهد، چگونه پذیرفت که به عنوان میانجی بی طرف این خط را به رسمیت نشناخته و صدها متر آن را تغییر دهد. شاید تندی من در مخاطب قرار دادن کلینتون با این لهجه، موجب شد آلبرایت روی بریده برگه ای برایم بنویسید «خواهش می کنم، صحبت رئیس‌جمهور را قطع نکن». او تلاش داشت به این وسیله از تأثیر شوکی بکاهد که رئیسش در آغاز نشست به طرف سوری وارد کرده بود.
شاید رئیس‌جمهور کلینتون فکر می کرد وضعیت سلامتی رئیس‌جمهور اسد، اجازه می دهد تا آنچه را از وزیر خارجه اش نقل می کند - با توجه به اعتماد مستمر چند دهه ای موجود بین رئیس‌جمهور و وزیر خارجه - بدون اعتراض قابل ذکری، پیش برود. شاید هم از روی ماکیاولیسم سیاسی می خواست تاکتیکی سیاسی بکار گیرد که آن را در پایان دوران حکومتش و پس از آزمون های دشوار پشت سر گذاشته شده و قرار گرفتن در معرض فشارهای رنگارنگی آموخته بود که ممکن بود پس از خروج از کاخ سفید نیز رهایش نکند. به ویژه که دیگر مطمئن بود طرف گفتگوی سوری که اینک در کنارش نشسته، کسی نیست که با او توافق صلح را دنبال خواهد کرد.
سرانجام کلینتون با مساعدت دنیس راس - که اسرائیلی ها و آمریکایی های جمهوری خواه یا دمکرات از او بی نیاز نیستند - به ناچار پیشنهاد اسد را پذیرفت که طرف آمریکایی موضوع را در اتاق دیگری با حضور آلبرایت، شرع، راس و دیگران پی گیری کند. پیشنهاد رئیس جمهور اسد، بدین خاطر نبود که سلامتی اش به او اجازه نمی داد ملاقات ادامه یابد، با اینکه آنها با تأخیر چند ساعتی پیش از آغاز ملاقات، او را خسته کرده بودند. بلکه به این خاطر بود که به نقش فاروق الشرع در راهبری الف تا یای روند صلح، اعتماد داشت.
با سرسنگینی آشکار، به اتاق کناری رفتیم. راس در حضور آلبرایت آنچه را کلینتون آغاز کرده بود تکمیل کرد، و در حین صحبت، سر خود را از روی مجموعه برگه هایی که در دست داشت، بر نمی داشت. پس از مدتی، به او گفتم دیگر ادامه نده، چون به ظاهر آنچه می خوانی، متنی بسیار بلند، و طبیعی است که بررسی آن نیاز به بحث های بلندتری دارد. بهتر است نسخه ای از آنچه می خواهید به اطلاع ما برسانید، را به بثینه شعبان بدهید. آلبرایت با پیشنهاد من موافقت کرد، اما راس به قول خود ملتزم نماند، و چیزی به دکتر شعبان تحویل نداد. راس بیانیه کوتاه مطبوعاتی را که آلبرایت با آن موافقت کرده بود نیز نپذیرفت تا مجالی برای آن بگذارد که مسئولیت شکست ملاقات بر گردن سوریه، انداخته شود. کلینتون در عمل هم پس از ملاقات با مبارک رئیس‌جمهور مصر، با گفتن اینکه «توپ اینک در زمین اسد است»، مسئولیت شکست نشست سران در ژنو را متوجه رئیس‌جمهور کرد. او البته بعدتر در کتاب خاطرات خود بنام «زندگی من»، با نوعی عقبگرد نسبت به این موضع، نوشت باراک او را ناامید کرد، زیرا نیت خود را در مذاکرات با سوری ها، از ابتدا به او نگفت.
حقیقت این است که رئیس‌جمهور کلینتون در برابر من تنها یک بار آن هم در ملاقاتی که بنا به درخواست او در کاخ سفید انجام شد، از خط ۱۹۲۳ یاد کرد. او در تماس ها و ملاقات های پیشین خود به من یا رئیس‌جمهور اسد چیزی از این قبیل نگفته بود که «امانت» موجود در جیب او به معنای عقب‌نشینی کامل تا خط چهار ژوئن ۱۹۶۷ نیست. از همین رو اشاره کلینتون به خط ۱۹۲۳ و ده متر را در آن زمان، تنها نوعی تمرین ذهنی - نه بیشتر - می دانستم. بر همین اساس به او گفتم حتی اگر از باب جدال، ده متری را که باراک برای جاده مسابقه اتومبیلرانی می خواهد، بپذیریم این باریکه به او اجازه نخواهد داد اتومبیلی را که خراب شده با یک اتومبیل دیگر بردارد، چون این مساحت گنجایش بیش از یک اتومبیل ندارد. ضمن اینکه چگونه یک مرد عاقل و گشاده ذهن - آن گونه که برخی درباره باراک، می پنداشتند - می توانست تصور کند که ساکنان جولان هنگامی که به مناطقی بازمی گردند که در چهار ژوئن در آن بودند، خواهند پذیرفت که در کنار این ده متر بایستند و به نگاه رمانتیک و شاعرانه شبیه به قصیده «دریاچه» لامارتین به دریاچه طبریه اکتفا کنند، بدون اینکه تن به آب آن بزنند و باغ های تشنه خود را با آن، آبیاری کنند. آیا باراک، قهرمان دلیر به واقع چنین می اندیشید که شهرک نشینان جولان از عقب نشینی او از جولان، هواداری خواهند کرد؟

کپی