اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
روایت گمشده

سخنرانی سیاسی الشرع در دالاس

سخنرانی سیاسی الشرع در دالاس
مترجم: حسین جابری انصاری

هواپیما در فرودگاه دالاس در نزدیکی واشنگتن بر زمین نشست و آلبرایت و تیم همراهش که دنیس راس هم در میان آنها بود، از من استقبال کردند. با آلبرایت سوار اتومبیلی شدیم که راس نیز همراه ما و در صندلی روبرو، نشسته بود. راس گفت باراک اندکی پیش تر از ما رسیده و مارتین ایندیک به استقبال او رفته، اما از هواپیما پیاده نشده و از ایندیک خواسته است به هواپیما برود.

باراک در هواپیما به ایندیک گفته است فضای اسرائیل نسبت به مذاکرات با سوری ها در واشنگتن، خوشبین نیست، و اسد اگر صلح می خواست خود به واشنگتن می آمد حتی در صورتی که به دیدار از قدس، نمی اندیشید. راس همچنین گفت بررسی ها نشان می دهد که تظاهرات های اعتراضی علیه باراک، در روزهای پیش رو در اسرائیل انجام خواهد شد.

با شنیدن مطالب راس، گفته های دوستمان دکتر عزمی بشاره را به یادآوردم که پیش از این به دیدار رئیس‌جمهور حافظ اسد آمده و روابطم با او از آن هنگام، به مرور تقویت شده بود. روشنفکر و مبارزی عرب از داخل فلسطین [اشغالی] به دیدار سوریه آمده بود که به ارتباط میان عرب ها و مقاومت در برابر اشغال، باور داشت. او بر خلاف آنچه برخی روزنامه ها آن زمان نوشتند پیامی از حکومت اسرائیل برای ما نیاورده بود و ما نیز از طریق او پیامی نفرستادیم. در آن زمان میانجی گرانی میان اسرائیل و سوریه وجود داشتند، و برخی دیگر نیز می کوشیدند میانجی شوند، اما عزمی بشاره یکی از آنان نبود. در هر حال دکتر عزمی بشاره با شناخت گسترده و تجربه خود به ما هشدار داد که باراک، فریب کار و ضعیف بوده، و در چنبره نظرسنجی ها گرفتار است. او بر این باور بود که باراک برخلاف آنچه تلاش می شود در برخی محافل عربی جا انداخته شود، مرد صلح نیست.
توضیح ساده من به راس و آلبرایت، چنین بود: باراک گویا، خواهان صلح نیست، «باقی، همه فسانه است». ما به اینجا آمده ایم تا او به «امانت رابین» اقرار کند که بر عقب نشینی تا خط چهار ژوئن صراحت دارد. اقرار به عقب‌نشینی، البته به معنای این نیست که اسرائیل بدون توافق باید عقب‌نشینی کند. در جریان واپسین دیدار آلبرایت و راس از دمشق نیز به آنها گفته بودم بدون این موضوع، ما سطح مذاکرات را بالا نمی بردیم و مذاکرات را پس از سه سال توقف، از سر نمی گرفتیم.
بدین سان بدبینی بر صحبت های من و طرف آمریکایی در مسیر فرودگاه غالب شد، با اینکه گپ و گفت خود را تا اندازه ای با خوشبینی آغاز کرده بودیم. فضای منفی گپ و گفت ما تنها وقتی کمی بهبود یافت که آلبرایت با خنده گفت موضع باراک شاید نتیجه این بوده که او به استقبالش در پایین پلکان هواپیما نرفته است. بعدتر فهمیدم باراک، با تماس مستقیم با رئیس‌جمهور کلینتون و حتی راس، آلبرایت را دور می زد.
کلینتون پیش از افتتاح نشست از من پرسید با باراک دست خواهم داد؟ من نیز عذرخواهی کردم و گفتم هنگام امضای توافق صلح با او دست خواهم داد. همچنین افزودم این روش معمول آمریکایی است که نخست توافق می کنند و سپس دست می دهند. کلینتون وقتی داشتیم با هم از دفتر بیضی شکل کاخ سفید، به سمت جایگاه افتتاح نشست می رفتیم، از من خواست سخنرانی هایمان، کوتاه باشد. در پاسخ گفتم سفارت شما در دمشق با تشریفات وزارت خارجه ما توافق کرده است که در افتتاحیه تنها رئیس‌جمهور ایالات متحده سخنرانی کرده و سخنرانی دیگری ارائه نشود. البته اگر باراک سخنرانی کند، من نیز ناچار خواهم شد، سخنرانی کنم. باراک بلافاصله گفت، بهتر است کسی جز رئیس‌جمهور کلینتون سخنرانی نکند.
اما در عمل به یکباره از این موضوع غافلگیر شدم که باراک پس از کلینتون، شروع به سخن گفتن کرد. با سرعت در این اندیشه فرورفتم که حال، رسانه های آمریکایی و اسرائیلی سخنان کلینتون و باراک را پوشش خواهند داد و در نتیجه تنها کسی که در این جمع لال مانده است، من خواهم بود. همین وضعیت می توانست نخستین دستاورد اسرائیل از این مذاکرات باشد. بلافاصله در جستجوی بثینه شعبان بر آمدم که پیش نویس سخنرانی ام را به او داده بودم، با این فرض که به آن نیاز پیدا نخواهم کرد، مگر در وضعیتی که باراک با خلف وعده بخواهد سخنرانی کند. در هر حال کلینتون جشن سخنرانی های افتتاحیه را در محوطه سبز کاخ سفید آغاز کرد. من در سمت چپ او و باراک در سمت راستش ایستاده بودیم. البته اشتباهی هدفمند، در تشریفات مکان ایستادن، روی داد که به سرعت رفع شد. کلینتون از آغاز برداشتن یک «گام بزرگ در مسیر صلح» سخن گفت، و اینکه باراک و شرع بلافاصله پس از این مراسم نشستی تاریخی با یکدیگر خواهند داشت. کلینتون همچنین با ستایش از شجاعت باراک و اسد، افزود: صلح نه تنها برای منطقه خاورمیانه، بلکه برای امنیت ایالات متحده آمریکا، موضوعی حیاتی است.
باید اعتراف کنم سخنرانی که با غافلگیری و بصورت حساب نشده، ارائه کردم بلندتر از سخنرانی باراک بود. اما باراک، کافی بود تنها یک جمله بگوید تا به اندازه یک کتاب، پوشش رسانه ای بیابد. سخنان من اما سیاسی - و نه تشریفاتی - بود. اشتباه هم از تنظیم کنندگان آمریکایی برنامه بود که برنامه هماهنگ شده قبلی را برای اینکه تنها کلینتون در مراسم افتتاحیه مذاکرات سخنرانی کند، به یکباره تغییر داده بودند. از چهره های برخی خبرنگاران حاضر در مراسم این را فهمیدم که سخنان مرا نپسندیده اند، چون با روایتی از رویارویی عربی و اسرائیلی که عادت به شنیدن آن در آمریکا داشتند، همخوان نبود. البته در هر حال افکار عمومی آمریکا به گفتمانی عربی خوش آمد نخواهد گفت، مگر اینکه از موضوعاتی که اسرائیل نمی پسندد، تهی باشد. بالاتر اینکه تندروان جامعه آمریکا از اساس به یک سخنران عرب خوش آمد نمی گویند که دقایقی از وقت صفحه های تلویزیون آنها را به خود اختصاص داده تا از «سرزمین موعود» اسرائیل، انتقاد کند.
هنگامی که به دفتر بیضی شکل بازگشتیم رئیس‌جمهور کلینتون به من گفت «شما که این مرد را کشتی»! منظورش، باراک بود. گفتم چطور مگر؟! او گفت مطالب سخنرانی شما عقبگردی از گزینه راهبردی صلح سوریه تلقی می شود. برای کلینتون توضیح دادم که منظورم در این سخنرانی این بود که نپذیرفتن صلح از سوی اسرائیل، به عرب ها این حجت را خواهد داد که رویارویی با اسرائیل را یک رویارویی موجودیتی - نه مرزی - بدانند. امری که به معنای پایان ناپذیر بودن رویارویی بوده، و به مصلحت هیچ یک از طرف ها به ویژه اسرائیل، نیست.
کلینتون از این تفسیر خوشش آمد و آن را راه خروجی برای خود یافت تا بتواند با باراک سخن بگوید و سخنان مرا توجیه کند. سخنانی که ارائه آن در برابر انبوه دوربین ها و در کاخ سفید، باراک را برافروخته بود. به ویژه آنجا که گفتم اسرائیل موفق شده است افکار عمومی آمریکا را با گفتن این موضوع فریب دهد که ۱۷ هزار شهرک نشین یهودی در جولان سوریه، مهم تر از نیم میلیون آواره سوری هستند که از زمین های خود در جولان کنده شده اند. زمین هایی که دیرزمانی و از گذشته های دور در آن زیسته اند.

کپی