اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

تلاش برای نابودی امانت رابین

تلاش برای نابودی امانت رابین
فاروغ الشرع وزیر خارجه سابق سوریه مترجم: حسین جابری انصاری

ساغی در اینجای بحث به «زبان نمادها» روی آورد، و گفت: «خط چهار ژوئن تنها یک خط نیست، بلکه نماد نیز هست. در واقع این خط به نمادی در دو کشور تبدیل شده است». سپس به سراغ کشیدن خط جدیدی رفت که می خواست آن را با تغییر هنجارهای بازی آن گونه که خود می خواست، و بر اساس نظریه «نیازها»ی امنیتی و آبی کشدار اسرائیل، جا بیندازد.

ساغی گفت: «وظیفه من در درجه نخست برآورده کردن نیازهای اسرائیل و بعد نیازهای شما است. من به خواسته شما احترام می گذارم، اما نسبت به موضوع عقب‌نشینی اسرائیل تا آنچه شما خط چهار ژوئن می نامید، اعتراض دارم. این را نیز می دانم که اگر ادعای سوریه را برآورده نکنیم، فرصتی برای رسیدن به توافق صلح نخواهد ماند. از این رو باید با کمک یکدیگر خطی را ترسیم کنیم که با خط چهار ژوئن مرتبط است، اما همزمان نیازهای ما را نیز برآورده می کند».

ساغی آنگاه با مهارت موضوع را دور زد و گفت: «نگاه من اینجا بر منطق استوار است و نه عدل، زیرا سخت است که ثابت کنیم چه کسی راست می گوید و چه کسی اشتباه می کند». سپس در تلاشی برای گریز از توافق بر سر کشیدن خط مرزی بر اساس حقایق جغرافیایی، توپوگرافیک و تاریخ، از روی این موضوع پرید و «تبادل پایاپای» را مطرح کرد: «همه امور در هم تنیده است. ما اسرائیلی ها و من هم یکی از آنها، در موضوع سرزمین ها انعطاف خواهیم داشت، اگر نیازهای دیگر ما برآورده شود. مثالی می زنم که ساحل شمال شرقی دریاچه طبریه است». آنگاه افزود: «هیچ حضور نظامی سوری پیش از چهار ژوئن، در این منطقه نبود. تنها پنج روستای ماهیگیران در آن وجود داشت، و فعالیت های نظامی به جز در مواقع محدودی که نیروهای سوری متعرض قایق های اسرائیلی در دریاچه می شدند، وجود نداشت». ساغی سخن خود را بر اساس نظریه «نیازها» از سر گرفت و گفت: «گفتگوی خود را بر سر این منطقه چه بر اساس خط ۱۹۲۳ و چه چهار ژوئن بگذاریم، مسئله اینجا فقط پیرامون خط نیست، بلکه مربوط به برآورده کردن نیازهای اسرائیل در موضوع آب است».

آنچه ساغی درباره خالی بودن این منطقه از هرگونه حضور نظامی سوریه گفت، نتیجه ندانستن موضوع یا تلاش برای گمراه کردن طرف مذاکراتی خود بود. من البته احتمال دوم را مرجح می دانم. در هر حال سرلشکر عمر به گونه ای به ساغی پاسخ داد که انتظار آن را نداشت: «من به شخصه فرمانده یکی از واحد‌های نظامی در آنجا بودم». سپس به سراغ اسناد رفت و شماره گردان های سوری که در آن منطقه مستقر بودند را اعلام کرد.

داوودی نیز توضیح داد: «پیش از این، مطالب و واقعیت هایی را توضیح دادم که مرتبط با سلسله حوادث تاریخی است. این را توضیح دادم که چرا خط چهار ژوئن با خط ۱۹۲۳ در قطعه هایی منطبق است. همچنین یادآوری کردم که همان معیارهایی که بر منطقه خالی از سلاح تطبیق داده شد، در طول خط چهار ژوئن و از جمله هنگامی که با خط ۱۹۲۳ همراه می شود، نیز حاکم است». داوودی پیشنهاد کرد تشریح مکان قرار گرفتن خط چهار ژوئن ۱۹۶۷ با بررسی آن در بخش میانی منطقه خالی از سلاح، پی گرفته شود».

ساغی که چیزی در چنته نداشت تا بتواند توضیحات هیأت ما را سست کند، گفت: «بار بعد موضع مان را درباره خط تشریح خواهم کرد، و امیدوارم فهم ما را از این خط درک کنید». ساغی ادعا کرد آنها پس از جنگ ۱۹۶۷ نقشه های سوریه را جمع کرده اند که حاوی جزئیات موقعیت ها در آن زمان بوده است، اما نقشه هایی که همراه داشت واضح نبود تا به او در ادعاهایش کمک کند.

«خطی برای آینده» جایگزین خط چهار ژوئن

ساغی با نظرداشت آنچه «نظریه نیازهای اسرائیل» نامیدم، خط جدیدی ترسیم و نام آن را «خطی برای آینده» گذاشت. او گفت: ما می باید این خط آینده را بپذیریم. در غیر این صورت، توافقی در کار نخواهد بود. فهم من این است که ترسیم این خط می بایست به روشی انجام شود که برآورنده خواسته های دو طرف باشد. اصل مورد نظر شما چهار ژوئن است و اصل بنیادین برای ما این است که به نیازهایمان برسیم. مایلم بگویم - و دنیس [راس] در صورت لزوم می تواند حرف مرا تصحیح کند - آنچه داده شده یا همان که امانت [رابین] نامیده می شود، بر اساس این مفهوم داده شد که ما آماده پذیرش خط چهار ژوئن هستیم، اگر نیازهای ما برآورده شود».

حرف ساغی درست بود، اما نکته ای که در آن، مورد توجه قرار نگرفته و گمراه کننده بود اینکه او فراموش کرد که «امانت» [رابین] آشکارا - و در برابر راس که ساغی از او خواست برای اصلاح حرفش ورود کند - بر نفی هرگونه ادعای اسرائیل بر هر پاره از پاره های سرزمین های خط چهار ژوئن، استوار بود. در مقابل سوریه نیز متعهد بود نیازهای اسرائیل را بدون هرگونه ادعای اسرائیل نسبت به هر پاره از سرزمین های سوریه، برآورده کند. این محتوای امانت [رابین] بود که در جلسه ژوئیه ۱۹۹۴ کریستوفر وزیر خارجه آمریکا و دنیس راس با رئیس‌جمهور اسد و شرع وزیر خارجه سوریه، مورد تأکید قرار گرفت.

ساغی از خط جدیدی بنام «خطی برای آینده» سخن می گفت که خط چهار ژوئن نبود. او تا آنجا پیش رفت که گفت حتی اگر نیازی به تعیین این خط نبود، نیازهای اسرائیل می باید برآورده می شد. ساغی با این حال به نقشه، بازگشت و با نظرداشت «نظریه نیازها» گفت: «اجازه دهید مناطقی از خط را تعیین کنیم که اختلافی درباره آن نیست. در شمال، اختلاف درباره بخش شمالی منطقه خالی از سلاح است. اختلافی بر سر خط از منطقه (بحریات) تا جنوب (درباسیه) نیست. در بخش میانی شما می بینید که اسرائیلی ها بر این بخش در چهار ژوئن سیطره یافتند». داوودی حرف او را اصلاح کرد و گفت: «۵ ژوئن». ساغی ادامه داد: «در بخش میانی بین ما اختلاف وجود دارد. من از شما می پرسم (درداره) کجای خط قرار دارد؟»

سرلشکر عمر پاسخ داد: «غرب خط».

ساغی سخنان خود را از سر گرفت: «در شرق رود اردن، مشکلی نیست». داوودی سخن او را قطع کرد و گفت: «خیر، به اقرار مسئولان شما و بر اساس اظهاراتی که در سوابق سازمان ملل متحد ثبت شده، مشکل هست. آنها در اظهارات خود گفته اند سوری ها بر کرانه شرقی رود اردن در این بخش سیطره دارند».

آنگاه سرلشکر عمر ادامه داد: «درباره این بخش به خوبی به یاد می آورم که مبادله اسرای دو طرف در نقطه ای انجام می شد که بطور کامل در میان پل (بنات یعقوب) واقع بود. یک پایگاه سوری در ورودی شرقی پل قرار داشت، و دیده بانی اسرائیلی در سمت غربی پل بود».

ساغی در اینجای بحث گفت: «شما نیازهای ما را می دانید. این نیازها متمرکز بر منطقه شمال دریاچه (طبریه) است، و منطقه دوم مرتبط با نیازهای ما، منطقه پیرامونی (بانیاس) است. زیرا این مناطق می تواند تهدید احتمالی برای کشور ما باشد. اما نیازهای شما را می توان در بخش جنوبی از منطقه خالی از سلاح، و در پایین ترین نقطه لبه ارتفاعات (کفر حارب) و (عمره عزالدین) برآورده کرد تا نوعی توازن بین دو طرف باشد. منطقه (کفر حارب) در بلندی قرار دارد، و در نتیجه مشکلات روانی برای اسرائیلی ها ایجاد می کند، با این حال در مورد این منطقه انعطاف خواهیم داشت».

ساغی سخنان خود را تکمیل کرد و گفت: «کرانه شمال شرقی دریاچه (طبریه) برای ما به ویژه از نظر آب مهم است». سپس ساغی دست خود را روی منطقه (بطیحه) گذاشت. من منطقه ای را که ساغی بر آن دست گذاشت در اوایل دهه سی دیده بودم. این منطقه در آن دوره یکی از برجسته ترین نقاطی بود که آژانس یهود برای شهرک سازی بر آن، طمع کرده بود. جنبش ملی سوریه در برابر این طمع کاری، صندوقی برای نجات این منطقه از افتادن در مالکیت آژانس یهود ایجاد کرد، و فشار ملی بر نهادهای قیمومیت فرانسه، منجر به صدور قانونی شد که مانع انتقال آن به مالکیت آژانس می شد.

داوودی در پاسخ به سخنان ساغی گفت: «هر چیزی در شرق خط چهار ژوئن به هیچ وجه نمی تواند در نظر گرفته شود. زیرا شما اسنادی در تأیید حرف هایتان ندارید. ما اسنادی داریم که همه نقاط این خط را ثابت می کند». بحث به اینجا که رسید، میان دو طرف تنش ایجاد شد و به همین خاطر راس به نشست پایان داد.

کپی