اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۸ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

دیدارها با لاودر

دیدارها با لاودر
فاروغ الشرع وزیر خارجه سابق سوریه مترجم: حسین جابری انصاری

نشست سه جانبه حافظ اسد، و مبارک روسای جمهور سوریه و مصر و امیر عبدالله [ولیعهد عربستان] در ۸ ژوئن ۱۹۹۶ برگزار و توافق شد کشورهای عربی در همان ماه به کنفرانس سران عرب در قاهره دعوت شوند.

 ایرانی ها از جریان تحولات نگران بودند، و روز بعد علی اکبر ولایتی وزیر خارجه به دمشق آمد. ما نیز در دیدار با ولایتی، به او وعده دادیم بیانیه نشست سران عرب دربرگیرنده محکومیت ایران نخواهد بود. بدین سان اجلاس سران عرب پا گرفت و این نخستین نشست سرانی بود که پس از اجلاس سران بغداد در مه ۱۹۹۰، برگزار می شد. اجلاسی که صدام حسین بر خلاف وعده اش، تصمیم خود را برای آفریدن فاجعه - اشغال کویت - از رحم آن بیرون آورد.

طبیعی بود که ما مشتاق برگزاری اجلاس سران عرب پس از توقفی شش ساله باشیم، به ویژه که سناریوهای محتمل راهبردی سیاست خارجی سوریه همواره بر «همبستگی عربی» استوار بوده است. سوریه قلب جهان عرب بود، اما شریان های این قلب، در کل مجموعه عربی نهفته بود و سوریه بی آنها نمی توانست، همچنان تپنده بماند. این توصیفی بود که به دکتر ولایتی در دیدارش از دمشق برای تفسیر خواهی از علل برگزاری نشست سران عرب در قاهره گفتیم، و او نیز پس از اینکه با نگرانی کامل به دمشق آمده بود، پایتخت سوریه را با بدبینی کمتری ترک کرد. واقعیت این بود که دشمن عرب ها، اسرائیل بود و نه ایران، آن گونه که ولایتی گمان کرده بود.

حداقل در نگاه نخست بنظر می رسید، نتانیاهو با نتایج اجلاس سران عرب، ناسازگاری نکند. اجلاسی که درب ها را به روی اسرائیل برای صلح نیمه باز گذاشته بود و تل آویو نمی توانست آن را در صحنه بین المللی زیر سئوال ببرد. دادن مأموریت صلح سری به لاودر پس از نشست سران عرب، با اندیشه سیاسی نتانیاهو ناهمخوان نبود که موضوع مهم برایش در درجه نخست تصویر «استوار» از خود نزد پایگاه مردمی اش میان یهودیان و در آمریکا بود. شاید نکته قابل ذکر در اینجا این باشد که لاودر مشتاق موفقیت مأموریت خود بود، حتی بیش از همه آنها که به او مأموریت داده بودند. کسانی که در مقدمه آنها نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل قرار داشت. لاودر همان گونه که ضرب المثل می گوید هیچ سنگی را روی زمین باقی نگذاشت که آن را برنگردانده باشد، و هیچ پرسشی را از ما نشنید که پاسخ نداده باشد. هنگامی که پاسخ پرسشی را نمی دانست یا از آن مطمئن نبود، به وین و از آن جا به اسرائیل می رفت و با پاسخ نتانیاهو یا عوزی آراد، دانی یاتوم و دوری گولد، به دمشق باز می گشت.

لاودر هنگامی که به یک مسئله جزیی اختلافی با ما یا نتانیاهو می رسید می گفت: شما و نتانیاهو با یکدیگر مناقشه می کنید و چیزهایی را به حساب می آورید که اینک که در وضعیت جنگی بسرمی برسد بزرگ تلقی می شود، اما وقتی وارد وضعیت صلح شوید، این امور از نگاه هیچ یک از دو طرف به همان درجه از اهمیتی نخواهد بود که در حال حاضر، بنظر می رسد. پاسخ ما به او این بود که تنها چیزی را می خواهیم که متعلق به ما است، و اگر از پاره ای از خواسته های مشروع خود کوتاه بیاییم به این معنا خواهد بود که شکستن اراده خود را پذیرفته ایم. شکستن اراده نیز لکه ننگی خواهد بود که پس از امضای توافق و تغییر زمان، پاک نخواهد شد. شاید حتی موجب آن شود که نسلی پس از ما بیاید و دوباره آتش جنگ را برافروزد تا این امضا را محو کند. اما اسرائیلی ها اگر آنچه را بر اساس مشروعیت بین المللی حق ما است به ما بازگردانند، تنها قطعنامه های بین المللی را اجرا کرده اند. قطعنامه هایی که همه آنها از هنگام تأسیس سازمان ملل متحد تا کنون، به مصلحت موجودیت اسرائیل و تثبیت ارکان آن بوده است. این توهمی کشنده است که اسرائیلی ها این موضوع را نادیده بگیرند که کشورشان را بر اساس این قطعنامه ها تأسیس کرده اند و اینک بر این باور باشند که می توانند به دور از بی ثباتی در منطقه زندگی کنند.
لاودر - و نه به ضرورت نتانیاهو - در نتیجه این گفتگوها، به این درک رسید که عقب نشینی می بایست کامل و تا خط چهار ژوئن ۱۹۶۷ باشد، و اینکه تمام جولان سرزمین سوریه است و مطلوب ما تنها تعیین این خط است. رئیس‌جمهور اسد نیز به این درک رسید که ترتیبات امنیتی می بایست اموری را در بر گیرد که دو طرف سوریه و اسرائیل - با اطلاع شخص کلینتون رئیس‌جمهور آمریکا و شخص رئیس‌جمهور اسد فرمانده کل قوای سوریه - درباره آن توافق کرده اند. اموری که بر اساس آن، حاکمیت ملی و روابط مسالمت‌آمیز، حق دو طرف خواهد بود.
رئیس‌جمهور اسد در یکی از ملاقات ها، پس از بحث و بررسی همه موضوعات، و پاسخ لاودر به همه پرسش ها، از او خواست به اسرائیل برود و تلاش کند نقشه ای از جولان برای ما بیاورد که در آن خط عقب‌نشینی از نظر اسرائیل مشخص شده است. لاودر رفت و باز آمد اما با اعلام اینکه می گویند نقشه هنوز آماده نیست، از آوردن نقشه عذر خواست. با شنیدن این پاسخ، برداشت رئیس‌جمهور اسد این بود که گفتگوهای بیشتر، بی فایده و بی معنا است. اما لاودر پافشاری کرد که اگر ما نقشه خود را به او ارائه دهیم که موقعیت طرفین را پیش از جنگ ۱۹۶۷ نشان می دهد، او نیز خواهد توانست نقشه طرف اسرائیلی را بیاورد. پس از اینکه نقشه طرف سوری را به او نشان دادیم لاودر با اطمینان گفت حال می توان به تصور مشخصی در اینباره رسید، و او می بایست به اسرائیل رفته و با نتانیاهو بنشیند و با نقشه روشنی از خط چهار ژوئن ۱۹۶۷ بازگردد، تا از آن پس جایی برای تأویل و تفسیر، باقی نماند.
لاودر به رغم اینکه بارها با نتانیاهو، دانی یاتوم و عوزی آراد بصورت مستقیم ملاقات کرده، یا با آنها تماس های سری - که بر اساس اطلاعات ما، هیچ موضوعی از آنها درز نیافت - برقرار کرده بود، و همچنین بیش از یک بار در حضور من با رئیس‌جمهور اسد ملاقات و گفتگو های بلند چند ساعته و چند روزه داشت، اما در واپسین ملاقات خود با من در کاخ جمهوری در ساعت نه صبح ۱۰ سپتامبر ۱۹۹۸، با احتیاط و روشنی بیشتری از ملاقات های پیشین خود با رئیس‌جمهور اسد، مطالبی گفت. با توجه به اهمیت موضوع، گفته های او را در این ملاقات درباره تفسیر نتانیاهو از خط چهار ژوئن ۱۹۶۷، همین جا می آورم.
عین گفته های لاودر این بود: «آنها در اسرائیل تلاش می کنند خط چهار ژوئن را بکشند، اما نگاه آنها به چگونگی تأثیر پذیری آب، از این خط است. بر این اساس اگر چند متر از زمین های سوریه را بگیرند، آن را با زمین های غیر سوری در جاهای دیگر جبران خواهند کرد. در نتیجه سوریه، به همه مساحت مورد نظر خود دست خواهد یافت. تنها اختلاف بین شما در این است که سوریه شاید چند متر زمین، در مکان دیگری، بدست آورد». لاودر همچنین افزود نتانیاهو به او گفته است نمی خواهد فرصت تحقق صلح را بخاطر چند متر زمین از دست بدهد. من در پاسخ، به لاودر گفتم: مهم این است که نقشه آنها را برای ما بیاورید که در آن خط چهار ژوئن را کشیده باشند. اما همان طور که می دانید تبادل زمین حتی اگر تنها چند متر باشد، از نظر ما پذیرفتنی نیست، چون این زمین ها، سرزمین میهن ما است و ملک شخصی افراد نیست که مبادله شود. ضمن اینکه شما که ساکن نیویورک هستید، فکر می کنید یک متر مربع از زمین های «منهتن» با یک متر مربع از «اوهایو» برابر است.
لاودر پس از این ملاقات، از دمشق رفت تا نتانیاهو را ببیند و با نقشه طرف اسرائیلی بازگردد. دو یا سه روز هم منتظر بازگشت او بودیم، اما تا امروز به دمشق بازنگشت. دیگر چیزی از این موضوع نشنیدیم تا مدتی بعد برخی رسانه های آمریکا گزارش دادند، رئیس‌جمهور کلینتون پیش از پایان دوره دوم ریاست جمهوری اش، لاودر را در کاخ سفید به حضور پذیرفته است. مطابق گزارش این رسانه ها، لاودر در این ملاقات، محتوای گفتگوهای خود را در دمشق در ماه های اوت و سپتامبر ۱۹۹۸ به اطلاع کلینتون رسانده است. ما هیچ اطلاعی از گزارش لاودر به کلینتون نداریم، اما رسانه ها اعلام کردند او نکات ده گانه ای را درباره نتایج این گفتگو ها به اطلاع کلینتون رسانده که مورد تأیید نتانیاهو نیز هست. نه من و نه رئیس‌جمهور اسد از این نکات مطلع نشدیم، و هیچ یک از دستیاران کلینتون یا شخص لاودر این مطالب را به ما در دمشق منتقل نکردند. همین جا داستان کانال سری لاودر به پایان رسید و من هر آنچه را می دانستم، روایت کردم. البته جزئیات این داستان، بسیار مفصل است، اما مسائل بنیادین آن، همین ها بود که آوردم.

از باب دقت و موضوعی بودن، باید این نکته را بیفزایم که ممکن است لاودر برگه ای دربرگیرنده برخی نکات را به سفیر ما در واشنگتن ارائه کرده باشد، اما نکات شماره داری - هشت یا ده نکته - که خبر آن در رسانه ها درز یافت، به رئیس‌جمهور یا من ارائه نشد. اگر این نکات به سفیر ما ارائه یا به او اطلاع داده شده، یا ملاحظات او درباره آنها گرفته شده است، باید بگویم در زمان ما دیگر همه اختیارات - آن گونه که هنوز هم در استوارنامه های امضاء شده توسط روسای کشورها می آید - به سفرا محول نمی شود. مگر اینکه سفیری با خوش باوری هوس کند از همه اختیاراتی استفاده کند که مطابق معمول در استوارنامه های سفرا، برای او نیز نوشته اند.

کپی