اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

مصایب آن نسل خشمگین

مصایب آن نسل خشمگین
آرمان راهگشا منتقد

تاریخ دوران مدرن را نمی‌توان از مسأله‌ای چون تعلیم و تربیت منفک دانست و به قرائت نشست. از این باب اجرای نمایش «درس بی‌پایان» به نویسندگی و دراماتورژی بهزاد آقاجمالی و طراحی و کارگردانی میلاد نیک‌آبادی، تمنا و تقلایی است در حال‌ وهوای پر فراز و نشیب آموختن و تربیت کردن.

متن نمایشنامه گویا با میانجی‌هایی پیدا و پنهان، اتصال می‌یابد به نمایشنامه تحسین‌شده «پانک راک» به نویسندگی سایمون استیونز. اما بهزاد آقاجمالی در مقام نمایشنامه‌نویس تلاش کرده جهانی خودبنیاد و مستقل خلق کند که روایتی باشد از یک اجتماع دبیرستانی بحران‌زده؛ نوجوانانی که در یک مجتمع تحصیلی دوره دبیرستان گرد هم آمده‌اند تا برای ورود به نهاد دانشگاه و ساختن آن زندگی که جامعه وعده داده است آموزش بینند.

بنا براین اجرایی که این شب‌ها در سالن استاد سمندریان مجموعه ایرانشهر به صحنه آمده است، یادآور همان نمایش‌هایی است که به دوران پرالتهاب دبیرستان می‌پردازند. نمایش‌هایی چون «پسران تاریخ»، «کد 13»، «است» و «متساوی الساقین». به‌هر حال فضاهای بسته آموزشی، چه در ایران و چه در کشورهای دیگر، مؤلفه‌های تکرار شونده‌ای دارند همچون رفاقت‌، حسادت‌، سرکوب، تشویق و تطمیع. «درس بی‌پایان» چندان به ترسیم وضعیت انضمامی خویش نمی‌پردازد و فی‌المثل تا به انتها معلوم نمی‌شود جغرافیای این مرکز آموزشی دوران دبیرستان در کجای جهان قرار دارد، حتی اسامی هم وجه «آیرونیک»به خود گرفته است با عناوینی چون ویلیام، لیلی، آوا، کی روش و ویرجینیا. بنابراین رویکرد آقاجمالی و نیک‌آبادی، خلاص شدن از ترسیم دقیق یک «وضعیت» سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اجتماعی است و پرداختن به یک «موقعیت» تکین تحصیلی. این رویکرد اجرایی به هر حال افق‌هایی را می‌گشاید و پس روی‌هایی را دامن می‌زند؛ شکلی از التقاط‌ گرایی فرهنگی که ادعای جهان‌شمولی دارد ،اما جایگاهی که قرار است این جهان‌شمولی را برای مخاطبان آشکار کند، از قضا پنهان می‌دارد.

به‌ لحاظ بصری، صحنه متشکل از یک فضای خالی است با دیواری بلند که شش در دو لته‌ای آن را در بر گرفته است؛ درهایی که حد فاصل فضای خصوصی دبیرستان با اتمسفر بیرون از آن هستند. درهایی که در انتهای نمایش مسدود شده و دانش‌آموزان را به شکل نمادین محصور می‌کنند. تو گویی با فرجامی که تدارک دیده می‌شود هر نوع امکان خروج به هوای آزاد بیرون مسدود شده و انقیاد دانش‌آموزان به نهایت خود می‌رسد. اجرا توانسته با تکیه بر مهارت و خلاقیت بازیگران جوان خویش، این سیر زوال و فاجعه را بخوبی نشان دهد. هر چه هست «درس بی‌پایان» را می‌توان تذکاری انتقادی از شیوه آموزش در گوشه و کنار جهان دانست. اجرا اما از یاد نمی‌برد که فضای نوجوانی به جوانی این دانش‌آموزان را شاداب به نمایش گذارد؛ ترکیبی از رنگ‌آمیزی چشم‌نواز لباس بازیگران، نورپردازی کمینه‌گرا و استفاده از تصاویر دوربین‌های مداربسته. روایت اما از حضور غایب یک شخصیت به‌ نام «کاسپار» اندکی سردرگم است. تا به انتها این ناپیدایی جناب کاسپار آن‌چنان که باید، باورپذیر نمی‌شود و به نظر می‌آید از دلبستگی پسامدرنیستی بهزاد آقاجمالی در به تعلیق درآوردن روایت کلاسیک سرچشمه می‌گیرد که قبل از این در نمایش «مرگ هوتن» کمابیش آن را به تماشا نشسته بودیم.

کپی