اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۲۱ مرداد ۱۴۰۱
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

داستان اوجلان و توافق آدانا

داستان اوجلان و توافق آدانا
فاروق الشرع، وزیر خارجه سابق سوریه مترجم: حسین جابری انصاری

من در گفتگوهای خود با رئیس‌جمهور اسد، درباره نگرانی هایم از استمرار تنش با ترکیه بسیار سخن گفتم و این که به معنای بازتعریف بنیادین سیاست منطقه ای ما خواهد بود.

تنشی که از هنگام دیدار تورگوت اوزال رئیس‌جمهور ترکیه از سوریه در آغاز دهه نود، تلاش کرده بودیم از آن گذر کنیم. همچنین به اسد گفتم: ادامه تنش با ترکیه مشکلات نظامی در زمینه بسیج نیروها برای ما ایجاد کرده و جبهه اصلی رویارویی با اسرائیل را با جبهه ای ساختگی جابجا خواهد کرد که هیچ گاه جبهه ما نبوده است. من همواره به اسد می گفتم نباید با ترکیه مانند دشمن خود و شبیه اسرائیل، برخورد کنیم. چون ترکیه در نهایت یک کشور مسلمان بوده و ضروری است هیچ گاه بافتار جوامع را در رویکرد راهبردی مان، از نظر دور نداریم. حرف من این بود که به رغم نگرانی های واقعی ما از نفوذ نیروهای ترکیه در مناطقی از شمال کشور که حضور ارتش سوریه در آن ضعیف است، و احتمال اینکه چندین کیلومتر از خاک ما را اشغال کند و از آن خارج نشود. اما با همه اینها بافت اجتماعی ترکیه از همان گلیمی است که بیشتر از چهار قرن در منطقه عربی ما پهن بود، بی آنکه مقاومتی در برابر آن شکل گیرد. در حالی که مقاومت در برابر اشغال فرانسه، تنها پس از چند سال، پا گرفت. بخاطر همین واقعیت بود که بسیاری از مردم در دوره عثمانی، صرف نظر از سرکوب گری و ستم ورزی سلاطین عثمانی، نسبت به داشتن نوعی خودگردانی [نه استقلال کامل] قانع بودند.
واپسین حرفم که اثر خود را بر اسد گذاشت، به موضوع حاکمیت می پرداخت که اسد درباره آن به هیچ وجه رواداری نمی کرد. این موضوع «ابتکار» ذهنی خودم نبود، و مبتنی بر درس های گذشته بود که از بررسی های آرشیوی آموخته بودم. نیروهای ترکیه یک بار دیگر در دهه پنجاه وارد خاک سوریه شده و اندکی مانده و سپس خارج شده بودند. من در آن لحظات بحرانی، با یادآوری این نکات می خواستم راه را بر بهانه ها ببندم. واقعیت این است که ترکیه در تعریف ما از نقش منطقه ای سوریه، دشمن نیست و تناقض های ما با آن ثانوی بوده، و تناقض اصلی، تنها با اسرائیل است. اسد به طور کامل به این نگاه باور داشت، و از دید او، اسرائیل - نه ترکیه - دشمن گسترش طلبی بود که هیچ اندازه ای برای زیاده خواهی خود قائل نبود.
در هر حال اختلال در موازنه قوا با ترکیه، رئیس‌جمهور اسد را واداشت تا دو گام به عقب بردارد، و در برابر یلماز جدید «گرگ صفت»، آن اندازه انعطاف نشان دهد که در برابر اربکان «پاک نهاد» نشان نداده بود. شاید این یکی از اشتباه های تاکتیکی اسد بود که بعد از پایان دوره اربکان، و تجربه نخست وزیری یلماز، از آن پشیمان شده بود.
اسد در پرتو میانجیگری مصر یکی از سخت ترین تصمیم های زندگی خود را گرفت، که راندن عبدالله اوجلان از سوریه بود. او شخص اوجلان را دوست می داشت و به عنوان جنگجوی راه آزادی، می ستود. اما سرانجام با اکراه تصمیم گرفت اوجلان را از سوریه اخراج کند. شگفتی من از شخصیت اوجلان، وقتی بیشتر شد که درخواست ما برای خروج از سوریه را درک کرد و گفت نمی خواهد باری بر دوش کشوری باشد که بسیار به او کمک کرده است، و امنیت شخصی خود را مهم تر از امنیت سوریه نمی داند، کشوری که آن را دوست دارد. سرلشکر عدنان بدر حسن این احساسات اوجلان را به من گفت، پس از آنکه به درخواست رئیس‌جمهور با او دیدار کرد تا نگاه اسد درباره راه خروج از این بحران را به اطلاعش برساند. اوجلان به خوبی می دانست که این تصمیم اسد، نتیجه فشارهای وحشتناکی است که به سوریه وارد شده و آن را در دوراهی اوجلان یا جنگ قرار داده است. از این رو سوار بر امواج خطر شد و با طیب خاطر، اخراج از دمشق را پذیرفت.
توافق آدانا
برای تحقق هدف بسیار حساس مهار بحران با ترکیه، با فرماندهان نظامی و امنیتی که به عنوان هیأت رسمی سوریه به ترکیه می رفتند تا تصمیم سوریه درباره اوجلان را به رهبری واقعی ترکیه - ارتش - اطلاع دهند، دو جلسه برگزار کردم. در این جلسات که پیش از رفتن آنها به شهر آدانا در ترکیه برگزار شد، سقف سیاسی و امنیتی کار هیأت تعیین شد. از طرفی با پیشنهاد ترکیه برای برگزاری جلسات هیأت های دو کشور در یکی از شهرهای منطقه اسکندرون، مخالفت کردیم و در نتیجه این نشست ها در آدانا برگزار شد. ژنرال های امنیتی ما سیاسی بودند، و در کنار پست های حرفه ای خود، مسئولیت حزبی هم داشتند.
بدین سان مذاکرات بسیار جدی آدانا، میان هیأت های سوریه و ترکیه آغاز شد. ترک ها در جریان این مذاکرات به هیچ یک از اعضای هیأت ما اجازه ندادند با دمشق تماس بگیرد. اما خانم صبا ناصر سفیر توانمند سوریه که ریاست هیأت ما را برعهده داشت توانست با زیرکی، خود را از محدودیت های آنها رها کرده و با من تماس کوتاهی بگیرد. پرسشی که او شتابان مطرح کرد این بود: آنها می خواهند در متن توافق، محکومیت حزب کارگران کردستان، بیاید. چه کنیم؟ پاسخ سریع من این بود که بدون نام بردن از گروهی، به این شکل بیاید: محکومیت اقدامات تروریستی علیه دو کشور. توضیح دادم که ما نمی توانیم اقدامات تروریستی را بصورت مطلق و بدون بازشناسی آن از مقاومت در برابر اشغال اسرائیل، محکوم کنیم. برای ترکیه هم محکومیت تروریسمی که علیه این کشور اعمال می شود اهمیت دارد، نه بیشتر و نه کمتر، و نمی تواند بیش از آن را بخواهد یا درباره آن با ما مجادله کند. همین فرمول پیشنهادی من در توافق آمد، و موافقت ترکیه با این پیشنهاد نوعی موفقیت نه چندان کوچک در مذاکرات آدانا بود که به رغم تصمیم اخراج اوجلان،  به دست آوردیم.
در نتیجه این نشست ها، توافق آدانا در ۲۱ اکتبر ۱۹۹۸ میان سوریه و ترکیه بسته و بر اساس آن کمیته امنیتی مشترک دو کشور تشکیل شد که نشست های آن به صورت دوره ای برگزار می شد. ترک ها این توافق را دستاوردی برای خود نمایاندند، و اسد نیز آن را یک «توافق امنیتی معمولی» تلقی می کرد. من اما این توافق را راه حل میانه ای می دانستم که موضع ما در حمایت از مقاومت فلسطین و لبنان را ملغی نمی کرد. با این توافق بحران آرام شد، ارتش ترکیه به آماده باش خود علیه سوریه پایان داد، و بدین سان ترکیه را از این وضعیت دور کردیم که کارکردی همچون چنگال اسرائیل علیه سوریه داشته باشد.
اوجلان، کوتاه زمانی بعد از توافق آدنا و‌ پیش از ترک دمشق، نامه های خطی از برخی نمایندگان پارلمان یونان دریافت کرد که به او پیشنهاد می کردند، کشورشان میزبان اوجلان باشد. اوجلان نیز گمشده خود را در این دعوت ها می جست، اما چون در ذات خود احتیاط کار بود از این نگرانی داشت که در پشت پرده این فراخوان، بازی دیگری پنهان شده باشد. از این رو از آنها خواست شخصی را بفرستند تا این موضوع و ترتیبات آن بررسی شود. یک ژنرال از سازمان اطلاعات یونان به دمشق آمد و با اوجلان ملاقات و درستی مضمون دعوت را تأکید کرد. پس از آن اوجلان با گذرنامه ترکیه و نام مستعار جنبشی خود با یک پرواز عادی سوریه، دمشق را به مقصد یونان ترک کرد. سپس از یونان به موسکو رفت، اما شرایط به روسیه اجازه نمی داد آن گونه که باید از او حمایت کند.
اوجلان پس از یک ماه توقف در روسیه، با تکیه بر وعده های برخی چپ گرایان ایتالیا، مسکو را به مقصد رم ترک کرد. اما فشارها بر ماسیمو دالیما نخست وزیر ایتالیا باریدن گرفت، و اوجلان را بر آن داشت، تا خود ایتالیا را ترک کند و در جستجوی یک کشور دیگر اروپایی برآید که بتواند به آن پناه آورد. اوجلان کشوری نیافت که به او پناهندگی سیاسی بدهد و به یونان بازگشت. یونان نیز به صورت پنهانی او را در سفارت خود در کنیا در قاره آفریقا، پناه داد. اوجلان با اینکه می دانست رفتن به یونان آکنده از خطر است، اما گزینه دیگری در برابر خود نمی دید، جز آنکه در اروپا از یک پایتخت به پایتخت دیگر برود.  
اوجلان در روزهای نخست فوریه ۱۹۹۹ تلفنی با سرلشکر عدنان بدر حسن تماس گرفت و تردیدهای خود را نسبت به وضعیت جدید خود اطلاع داد که کارکنان منزل سفیر یونان در نایروبی به ناگهان او را از هر گونه تماس با جهان خارج منع کرده اند. سرانجام حکومت کنیا در فوریه ۱۹۹۹ با این ادعا که هواپیمایی در فرودگاه نایروبی پایتخت این کشور، آماده پرواز است تا اوجلان را به هلند منتقل و در آنجا اقامت گزیده و پناهندگی سیاسی دریافت کند، از او خواست این کشور را ترک کند. اما اوجلان در پایان این سفر، خود را در یکی از فرودگاه های ترکیه یافت و به زندان جزیره امیرالی منتقل شد که همچنان در آن زندانی است.

کپی