اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

«خنجر» کریستوفر پاک نهاد

«خنجر» کریستوفر پاک نهاد
فاروق الشرع، وزیر خارجه سابق سوریه مترجم: حسین جابری انصاری

راس در ۲۱ ژوئیه برای بررسی موضوع ازسرگیری مذاکرات صلح سوریه و اسرائیل، به منطقه آمد. با دنیس راس و تیم همراه او نشست درازدامنی داشتیم، و چکیده موضع ما در این نشست این بود که آماده ازسرگیری مذاکرات از همان نقطه ای هستیم که در واپسین روزهای فوریه ۱۹۹۶ متوقف شده است.

طبیعی بود که ما نمی خواستیم مذاکرات را دوباره از نقطه صفر آغاز کنیم و آهنگ آن داشتیم که امانت رابین و ترتیبات امنیتی توافق شده میان دو طرف، در عمل از سوی حکومت جدید اسرائیل پذیرفته شود. موضع ما در این زمینه، قانونی و بر اساس اصول حقوقی ای بود که تأکید می کند تا وقتی که مذاکرات میان دو کشور در جریان است، توافق های شفاهی انجام شده میان مذاکره کنندگان، از قدرت قانونی الزام آور برای حکومت های آنها - جدای از موضعشان نسبت به این توافق ها - برخوردار است. نتانیاهو اما به از سرگیری مذاکرات بدون پیش شرط، و بر اساس قاعده «صلح در برابر صلح»، گزینه «نخست، لبنان»، و تعویق کامل استحقاقات توافق اسلو و جمله تحریک آمیز خود پایبند بود که «زمان بندی ها مقدس نیست».

تلاش های دنیس راس برای ازسرگیری مذاکرات سوریه و اسرائیل، با پافشاری نتانیاهو بر بازگشت به مذاکرات بدون پیش شرط، به شکست انجامید. پایبندی نتانیاهو بر این موضع، به مثابه زیر و رو کردن قوانین بازی بود که مذاکرات بر اساس آن بنا نهاده شده بود. همچنین به معنای انکار همه پیشرفت های مهمی بود که اگر پرز زیر فشار موسسه نظامی مذاکرات را متوقف نمی کرد، نهایی شده بود. اما با این موضع نتانیاهو، همه این نتایج و پیشرفت های مهم، با صفر برابری می کرد.

نتانیاهو شروع به موضعگیری هایی «عجیب» مانند این کرد که از نپذیرفتن اجرای قطعنامه ۴۲۵ شورای امنیت توسط اسرائیل، و عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از لبنان، از سوی دمشق و بیروت، شگفت زده شده است. او با این اظهارات، طرح «نخست لبنان» خود را در عمل دنبال می کرد، اما بر اساس فرمول مذاکراتی غیر واقع گرایانه ای که دربرگیرنده این موارد بود: گرفتن سلاح مقاومت، جذب آنچه «ارتش لبنان جنوبی» نامیده می شد در ارتش لبنان، برعهده گیری حمایت از مرزهای شمالی اسرائیل با لبنان از سوی دولت لبنان، و آزادی پرواز جنگنده های اسرائیلی بر فراز آسمان لبنان. پاسخ ما به این ایده ها، نپذیرفتن آنها و اعلام این موضوع بود که نتانیاهو اگر می خواهد از جنوب لبنان عقب نشینی کند، کسی مانع او نخواهد شد.

این موضعگیری نتانیاهو، با دامن زدن به وضعیت جنگی در جبهه جولان و اظهاراتی «تهاجمی» و «جنگی» علیه سوریه و مقاومت، همراه شد. ما نیز تهدیدهای نتانیاهو را جدی گرفتیم، و نزدیک بود که بسیج نیروها برای رویارویی نظامی احتمالی، به اوج خود برسد. روشن بود که نتانیاهو با طراحی ژنرال های موسسه نظامی و امنیتی اسرائیل به تنش زایی سوق داده شده بود و ما در این زمینه، نقشی نداشتیم. همان ژنرال هایی که اندکی پیشتر با کشاندن پرز به رویارویی با لبنان، او را در عمل سرنگون کرده بودند.

دربازه زمانی بین شکست مأموریت راس و واپسین روزهای اوت ۱۹۹۶، دمشق کانون استقبال از دیدارهای مکرر هروه دوشارت وزیر خارجه فرانسه، یاسر عرفات [رئیس حکومت خودگردان فلسطین]، ملک حسین [پادشاه اردن] و عمرو موسی وزیر خارجه مصر بود. ما نیز به سهم خود دیداری از مبارک رئیس‌جمهور مصر در ۷ اوت در اسکندریه داشتیم.

در این شرایط ایالات متحده به جای اینکه به نتانیاهو فشار آورد، هدیه «گرانقیمتی» به او داد که در حکم «خنجری بر پشت» روند صلح و «رشته کردن همه بافته های آن» بود. کریستوفر وزیر خارجه آمریکا در ۱۸ سپتامبر ۱۹۹۶، نامه ای رسمی و «سری» خطاب به نتانیاهو فرستاد که مطابق مفاد آن، حکومت او را از تعهد قانونی نسبت به برگه «اهداف و اصول ترتیبات امنیتی» معاف می کرد.

سندی که در مه ۱۹۹۵ نهایی شده و تهیه و تدوین آن، تلاش توان فرسایی از ما و طرف آمریکایی در طی چند ماه گرفته بود. مذاکرات درباره جزئیات ترتیبات امنیتی نیز بر اساس همین برگه انجام شده بود. ترتیباتی که دل‌نگرانی اصلی اسرائیل برای موافقت با عقب نشینی کامل از جولان بود.

کریستوفر که وکیل توانمندی بود با اجتهادی اشتباه در حقوق بین‌الملل، مدعی بود این برگه از دید حقوق بین المللی باطل است. در حالی که اگر چه این برگه امضاء نشده بود، و از همین رو «یادداشت غیر رسمی» نامیده می شد، اما تعهدی دوجانبه از سوی سوریه و اسرائیل بود که با نظارت و مشارکت آمریکا شکل گرفته بود. پیام سیاسی غیر مستقیم اما ساده اجتهاد کریستوفر این بود که روند صلح بطور کامل متوقف شده و به پایان رسیده  و اسرائیل نیز از تعهد قانونی خود نسبت به توافق های قبلی انجام شده با سوریه، رها شده است. در حالی که مطابق حقوق بین المللی، مفاد توافق های شفاهی تا وقتی مذاکرات در جریان است، الزام آور است.

در ماه سپتامبر ۱۹۹۶، که هنوز نامه کریستوفر در رسانه ها درز پیدا نکرده بود اما بوی آن به مشام می رسید، با کریستوفر در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ملاقات کردم. در این ملاقات که در فضایی به شدت تنش آلود انجام شد، با تندی از کریستوفر بخاطر اظهاراتش مبنی بر انداختن بار مسئولیت شکست مذاکرات صلح بر گردن ما، گلایه، و لطمه خوردن اعتماد شخصی ما را به راستی و پاکی او، گوشزد کردم. کریستوفر نیز در مقابل با ادبیاتی «تشنج آمیز» و غیر «قانع کننده» پاسخ انتقادهای مرا داد. این واپسین تصویر ما از یکدیگر بود که در تناقض با تصویر «پاک نهاد» و «جدی» ای بود که پیش از این از او در ذهن من، نقش بسته بود.

نامه کریستوفر به نتانیاهو همچنان «سری» ماند تا چند ماه بعد از سوی اسرائیلی ها منتشر شد. این نامه ضربه ای به روند صلح بود، اما ما آن را به رسمیت نشناختیم زیرا نامه ای رسمی از آمریکا در تأیید آن، دریافت نکرده بودیم. ضمن این که چنین کاری را از اساس، از جمله حقوق آمریکا نمی دانستیم، و بر آن بودیم که این اقدام بر وجهه ایالات متحده و منافع آن در منطقه تاثیر منفی خواهد گذاشت. نامه کریستوفر به نتانیاهو در سپتامبر، بازتاب دهنده جابجایی اولویت سیاست حکومت آمریکا از ازسرگیری روند مذاکرات به مشغول شدن به پویش انتخاباتی رئیس‌جمهور کلینتون برای دوره دوم ریاست جمهوری اش بود.

در این شرایط نتانیاهو به شهرک سازی و یهودی سازی شهر مقدس [قدس] ادامه می داد، و اسرائیلی ها تونلی در زیر مسجدالاقصی حفر کردند که ستون های مسجد الاقصی را تهدید می کرد. همین موضوع، خشم فراگیر مردمی را در فلسطین و جهان عرب و اسلام برانگیخت. تنها ورود حکومت کلینتون به موضوعات منطقه، در این بازه زمانی، برگزاری نشست پنج جانبه سران، چند ماه پس از اجلاس سران عرب در قاهره، با حضور [کلینتون]، ملک حسین [پادشاه اردن]، حسنی مبارک رئیس‌جمهور مصر، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، و یاسر عرفات [رئیس حکومت خودگردان فلسطین] با عنوان پشتیبانی از فلسطینیان بود، تا آنها را از اندیشیدن به یک انتفاضه جدید باز دارد.

با وضعیت جدید ایجاد شده در سیاست ایالات متحده، ما برنامه هایی با فرض ایجاد دگرگونی منفی در روابط سوریه و آمریکا طراحی و شروع به بازتنظیم روابط خود با کشورهای پیرامونی و عربی کردیم. با این حال رئیس‌جمهور اسد دوستی شخصی خود را با کلینتون حفظ کرد، و همچنان او را در تلاش های خود برای صلح جدی می دانست. از همین رو اسد با اشتیاق پیامی  برای پیروزی کلینتون در دوم ریاست جمهوری خود بر باب دال رقیب جمهوریخواهش فرستاد، و او را به ازسرگیری پشتیبانی خود از روند صلح فراخواند. کلینتون نیز به سرعت به این پیام اسد پاسخ داد، و بار دیگر بر تعهد و آمادگی شخصی خود برای ایفای نقش در روند صلح، تاکید کرد. این پاسخ کلینتون، تا مدت زمانی محدود امیدهایی در ما برانگیخت.

کلینتون حکومت جدید خود را تشکیل داد، و مادلین آلبرایت به جانشینی کریستوفر، وزارت خارجه را برعهده گرفت. کریستوفری که در واپسین روزهای زندگی سیاسی اش، اشتباه بزرگی کرد که سرزنش زیاد نه تنها ما بلکه پیشینیان خود مانند جیمز بیکر را برانگیخت. نتانیاهو در ژانویه ۱۹۹۷، با کلینتون دیدار کرد، و ارزیابی ما در آن زمان این بود که کلینتون در دور دوم ریاست جمهوری خود شاید از قدرت بیشتری برای فشار بر نتانیاهو برخوردار باشد. این ارزیابی پایتخت های عربی و اروپایی نیز بود، و آنچه ما را به دل بستن به این ارزیابی تشویق می کرد مفاد نامه پاسخ کلینتون به پیام تبریک رئیس‌جمهور اسد بود که در آن بر تعهد شخصی خود به ایفای نقش در زمینه ازسرگیری روند صلح، تأکید کرده بود. نتانیاهو نیز کوشید خود را به شکل نسبی و در سطح گفتمان سیاسی و برخی گام ها با این تمایلات و جهت گیری های کلینتون تطبیق دهد، اگر چه این تمایلات و جهت گیری ها هیچ گاه به اندازه اعمال فشار بر نتانیاهو نرسید.

نتانیاهو در سپتامبر ۱۹۹۶ قراردادی را با حکومت خودگردان فلسطین نهایی کرد، و ما نیز از این توافق حمایت کردیم تا فلسطینی ها در برابر نتانیاهو، تنها نمانند. نتانیاهو همچنین در ۱۴ ژانویه ۱۹۹۷، قرارداد دیگری با یاسر عرفات رئیس حکومت خودگردان فلسطین درباره تجدید آرایش نیروهای ارتش اسرائیل خارج از چهار پنجم مساحت الخلیل، و اقدام به سه مورد عقب نشینی مشخص شده در توافق اسلو از کرانه باختری، امضاء کرد. همزمان دستور افزایش شهرک سازی، و ساخت ۶۵۰۰ واحد مسکونی در «جبل ابوغنیم» در قدس را صادر کرد. توافق الخلیل، مسئولیت کامل امنیت شهرک های یهودی نشین در منطقه الخلیل را به اسرائیل داده، و شمارگان و نوع سلاح های پلیس فلسطینی مستقر در این منطقه را در اندازه های محدود، مشخص کرده بود.

نتانیاهو با امضای توافق الخلیل، کلینتون را و با تصمیم به ساخت شهرک ها، ائتلاف تندرو راست گرای خود را خشنود می کرد. او در عمل، «دستاورد» های محدود فلسطینی ها در توافق الخلیل را نقض می کرد. دیوید لوی وزیر خارجه اسرائیل در واپسین روزهای ژانویه ۱۹۹۷، آمادگی اسرائیل را برای بازگشت به مذاکرات بر اساس اصولی که کنفرانس مادرید بر بنیاد آن بنا نهاده شده، و اصل اساسی «زمین در برابر صلح»، اعلام کرد. این به معنای بازگشت به صفر بود و شایسته پاسخ نبود.

کپی