اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
فصل شانزدهم:

اوج گیری نتانیاهو

اوج گیری نتانیاهو
فاروق الشرع، وزیر خارجه سابق سوریه مترجم: حسین جابری انصاری

برخی شخصیت های سیاسی، مذاکرات را غایت خود پنداشته و آن را ابزار نمی دانند. به دیگر سخن آنها مذاکرات را خود هدف و نه ابزاری برای رسیدن به هدف، تلقی می کنند.

این گونه شخصیت ها به مذاکرات از نگاه وکلا نمی نگرند که از موکل خود دفاع می کنند و در صورت به نتیجه نرسیدن دفاع، با اینکه بهای خدمات خود را گرفته اند، خشمگین می شوند. اما برخی از آنها که مذاکرات را هدف می پندارند، با ازسرگیری آن، شاد و شنگول می شوند، اگر چه از پیش می دانند، شرایط لازم برای موفقیت این مذاکرات وجود ندارد.

پناهگاه عرب ها: برگزاری نشست سران

نشست سران عرب در واپسین روزهای سال ۱۹۹۶ در قاهره، در واکنش به روی کار آمدن نتانیاهو راست گرا و کشتار قانا در دوره حکومت پرز، در مصوبه ای از کشورهای عربی که به امید تحقق صلح با اسرائیل رابطه برقرار کرده اند، خواست در این روابط، بازنگری کنند.‌ به دیگر سخن نشست خواهان آن شد که مذاکرات چند جانبه پی گیری نشود، و دفاتر ارتباط با اسرائیل که در برخی پایتخت های عربی ایجاد شده بود، بسته شود.

نشست سران عرب همچنین در بیانیه پایانی خود از ترکیه خواست در قرارداد نظامی - امنیتی خود با اسرائیل بازنگری کند. در حاشیه نشست، عرفات و اسد با پشت سرگذاشتن اختلافات پیش آمده در لبنان، و مصر و سودان با کنار گذاشتن اختلافات دو کشور بر سر منطقه حلایب، با یکدیگر آشتی کردند. با این تحولات، وضعیت همبستگی عربی در بهترین شرایط خود از هنگام یورش عراق به کویت قرار گرفت. ضمن اینکه سوریه نیز توانست از این اجلاس سران عرب، تأکیدی بر دیدگاه همیشگی خود بگیرد که پذیرش گزینه صلح به معنای پذیرفتن شروط اسرائیل، یا همکاری با آن پیش از عقب نشینی کامل از همه سرزمین های اشغالی عربی، و تأسیس دولت مستقل فلسطینی نیست.

ما نشست سران عرب را گامی در مسیر توقف عقبگرد در وضعیت عربی تلقی می کردیم. از سوی دیگر از این موضوع آگاه بودیم که حکومت کلینتون دوست شفیق نتانیاهو نیست، اما این را هم به خوبی می دانستیم که روابط آمریکا و اسرائیل از هر اختلافی میان حکومت های اسرائیل و آمریکا مستحکم تر است. ضمن اینکه فشار ایالات متحده را بر حکومت های اسرائیل، اگر مانند دوره رئیس‌جمهور آیزنهاور و بحران کانال سوئز یا دوره جرج بوش پدر و بحران وام ها اعمال می شد، تنها اقدامی برای رهایی بخشیدن اسرائیل از «حماقت» و «ریسک های خطرناک» حکومت های آن و نه برای ضربه زدن به اسرائیل می دانستیم. این سیاست آمریکا با قدرت لابی یهودی در این کشور مرتبط بود، اما از آن فراتر رفته و با عوامل دیگری از جمله نقش آفرینی مجموعه های قدرتمند مسیحیان صهیونیست، و دیگر مشترکات اقتصادی و رسانه ای و مالی میان آنها نیز پیوند داشت.

انتظار ما در آن شرایط از نشست سران عرب تنها این بود که حداقلی از «اقدام مشترک عربی» را زنده و کشورهای عربی دارای رابطه با اسرائیل را قانع کند تا نسبت به قطع روابط خود یا به تعلیق درآوردن آن اقدام کنند. از همین رو اسد در چنین شرایط حساسی از اختلافات خود با ملک حسین و عرفات گذر و دستان خود را برای همکاری در رویارویی با مرحله سخت پیش رو به سوی آنان دراز کرد.

نتانیاهو و آزمون نخست

موضع گیری درباره «توافق آوریل»، نخستین آزمون فراروی حکومت نتانیاهو بعنوان حکومتی اصول گرا بود که نمی توانست از تعهدات بین المللی اسرائیل شانه خالی کند، اگر چه می توانست در برابر آن وقت کشی و مانع آفرینی کند. اما قاعده حتمی در پایان این بازی روشن بود، گریزگاهی واقعی و قانونی برای فرار حکومت نتانیاهو از شکل دهی به روش های اجرایی توافق آوریل وجود ندارد. سرانجام حکومت نتانیاهو در ۱۲ ژوئیه ۱۹۹۶ ناچار شد با «توافق آوریل» که در دوره حکومت پرز انجام شده بود، موافقت کند. نتانیاهو برخلاف برنامه انتخاباتی اش و مخالفت با توافق هنگام حضور در اپوزیسیون، آن را امضاء کرد، و از آن پس دیگر جنوب لبنان نه از دید حقوق بین‌الملل و نه از زاویه موازنه قوا و واقعیت های روی زمین، صحنه مجازی برای حملات یکجانبه اسرائیل نبود. بدین سان درهم‌تنیدگی سوریه و مقاومت لبنان، بنیاد مستحکمی آفرید که نه تنها قادر به نگهداشتن خود بود، بلکه از آن چنان توانایی در واکنش برخوردار بود که دیگران را به بازبینی همه محاسبات پیشین خود وا می داشت.

کلینتون در روزهای نخست ژوئیه با نتانیاهو ملاقات کرده و ایده های خود درباره صلح را با او در میان گذاشته بود، بی آنکه بر اسرائیل فشاری وارد کند. ما نیز از این موضوع شگفت زده بودیم که کلینتون در روابط رسمی و جدید خود با نتانیاهو از هیچ نفوذ اخلاقی یا واقعی برخوردار نیست. واقعیت حتی بر عکس این بود و کلینتون به خاطر وضعیت نامناسب خود در کنگره، زیر فشار نتانیاهو قرار داشت. هیچ گاه حرف های بیکر و کارتر را در این باره فراموش نمی کنم که از حجم بالای فشار «یهودی» بر خود در کنگره آمریکا و هنگام تصمیم گیری های مخالف با مواضع حکومت اسرائیل در مسائل رویارویی عربی و اسرائیلی، می گفتند. به یاد دارم که کارتر در دیداری شخصی از دمشق پس از بیرون آمدن از کاخ سفید و ناتوانی اش در تحقق بخشیدن به عقب‌نشینی اسرائیل از جولان، به من گفت رئیس‌جمهور ایالات متحده اگر چه به لحاظ قانونی قدرت تصمیم‌گیری در مسائل مختلف دارد، اما در صورت مبارزه جویی با اسرائیل، باید در انتظار معطل سازی دیگر تصمیمات کشوری خود از سوی کنگره باشد. همچنین گلایه کلینتون را از این موضوع به یاد می آورم که همسرش [هیلاری] بخش زیادی از آراء حامیان یهودی خود را تنها بخاطر دست دادن با سهی - همسر عرفات - از دست داده است.

کپی