اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۰

کلمات کلیدی
بعداز 7 سال و 8 ماه و 21 روز حکم قصاص اجرا شد

پایان داستـــان «آرمان»

پایان داستـــان «آرمان»
مرجان همایونی

پرونده جنجالی قتل غزاله به دست آرمان با گذشت 8 سال سحرگاه چهارشنبه با اجرای حکم قصاص در زندان رجایی شهر پایان یافت.

به گزارش «ایران»، ساعت 4 صبح چهارشنبه 3آذر در آهنی زندان رجایی‌شهر باز شد. ساعتی قبل از آن به پدر و مادر آرمان - پسر اعدامی - خبر داده بودند که قرار است حکم قصاص پسرشان اجرا شود.

زن و مرد میانسال با شنیدن این خبر سراسیمه خود را به زندان رساندند. دقایقی بعد محمد شهریاری، سرپرست دادسرای امور جنایی پایتخت به همراه قضات اجرای احکام و کمیته صلح و سازش نیز وارد زندان شدند. آنها با ورود به سالن جلسات مقابل خانواده غزاله شکور قرار گرفتند. دختری که 12 اسفند سال 92 در خانه آرمان به قتل رسید و جسدش هرگز پیدا نشد.

جلسه یک ساعته برای صلح و سازش

با شروع جلسه صلح و سازش اعضای هیأت برای جلب رضایت پدر و مادر مقتول از هر راهی وارد شدند اما همانند 8 سال گذشته همه تلاش‌ها به بن‌بست رسید. از پیشنهاد ساخت مراکز عام المنفعه به دست خانواده تا ترک شهر و دیار بعد از آزادی اما این یک ساعت جلسه صلح و سازش نیز مانند 20 جلسه قبلی که در دادسرای امور جنایی تهران برگزار شده بود هیچ‌کدام نتوانست نظر پدر و مادر غزاله را برای اجرای حکم تغییر دهد.

پس از صحبت با خانواده اولیای دم، سرپرست دادسرای جنایی پایتخت با آرمان صحبت کرد و از او خواست اگر جسد غزاله را دفن کرده به آنها بگوید تا با کشف حتی یک استخوان، اولیای دم آرام بگیرند. اما محکوم 26 ساله همچنان اصرار داشت که جسد غزاله را در سطل زباله انداخته است و حرف‌هایی را که بارها گفته بود، تکرار کرد.

تلاش‌های واحد صلح و سازش که بی‌نتیجه ماند؛ آرمان خودش به پای خانواده غزاله افتاد و از آنها خواست او را ببخشند. او گفت: در این مدت توبه کرده‌ام و سعی کردم انسان درستی شوم. از کاری که انجام داده‌ام بشدت پشیمانم و می‌خواهم که مرا ببخشید.

و در تأیید حرف‌های آرمان، رئیس زندان گفت: این پسر در تمام مدتی که زندان بوده خطایی نداشته و همه در زندان منتظر هستند که رضایت بگیرد.

این تلاش‌ها تا ساعت 5:30 دقیقه صبح طول کشید و زمانی که تیم صلح و سازش به نتیجه‌ای نرسید آرمان به سمت چوبه دار حرکت کرد. با این حال دو نفر از خادمین حرم امام رضا(ع) در حالی که پرچم گنبد متبرک امام رضا(ع) را در دست داشتند به سراغ خانواده شکور رفته تا شاید در آخرین لحظات بتوانند رضایت بگیرند. اما این آخرین تلاش هم به نتیجه نرسید و آرمان در سکوی اجرای حکم قرار گرفت.

بگذارید برادر کوچکم را ببینم

زمانی که طناب دار بر گردن آرمان افتاد او با التماس به پدر غزاله گفت: من برادرم آرتین را ندیده‌ام، حکم را اجرا کنید، اما فقط یک هفته به من مهلت دهید تا آرتین را برای آخرین بار ببینم و از او خداحافظی کنم.

پدر غزاله در پاسخ گفت: دی سال 98 که آرمان پای چوبه دار رفت تا حکم اجرا شود مهلت یک ماهه خواست و قرار شد 30 روز به 31 روز نرسد اما حدود دو سال گذشت من نمی‌توانم دیگر مهلت بدهم.

در نهایت ساعت 6 صبح با کشیدن اهرم آهنی سکوی اعدام، پرونده زندگی آرمان در سن 26 سالگی و پس از گذشت 7 سال و 8 ماه و 21 روز از این جنایت بسته شد.

خواسته دخترم را انجام دادم

پدر غزاله ساعاتی پس از اجرای حکم به «ایران» گفت: زمانی که حکم اجرا شد، احساس آرامش کردم. انگار کوله‌بار سنگینی از دوشم برداشته شده، هم از دوش من و هم از دوش همسرم. در این مدت واقعاً خسته شده بودیم، هر روز در دادسرا بودیم هر روز درگیری فکری داشتیم که چه اتفاقی خواهد افتاد. خسته شده بودیم. در این سال‌ها زجر و سختی زیادی کشیده بودیم و به حقمان رسیدیم.

او باتوجه به وقفه دوساله در اجرای حکم و چندین بار به قرنطینه رفتن آرمان گفت: مطمئن بودیم که حکم به هر حال اجرا می‌شود. ما از صبح شنبه مطلع شدیم که حکم آرمان، این هفته اجرا می‌شود و این موضوع به ما ابلاغ شد. آنطور که من در جریانم یکشنبه محکوم را به قرنطینه بردند و دیگر خبری از او نداشتیم تا اینکه ساعت 3 صبح چهارشنبه بود که اجرای حکم قطعی شد. ما چند روز قبل با دادستان جلسه داشتیم و می‌دانستیم که حکم اجرا می‌شود. ما به حقمان رسیدیم.

او در خصوص بخشش آرمان گفت: در این مدت اصلاً به بخشیدن فکر نکردم و در جلسه‌ای که با سرپرست دادسرای جنایی داشتم، گفتم من از طرف دخترم نماینده‌ام، باید حقش را می‌گرفتم. چرا که می‌دانم او دختری بود که همیشه حقش را می‌گرفت و من با این کارم فقط خواستم که دخترم حقش را بگیرد. حق دخترم این بود که حکم را اجرا کنیم. آرمان زمان اجرای حکم اصرار به بخشش داشت البته تمامی زندانی‌ها همین را می‌گویند همه مجرمان زمانی که کاری را انجام می‌دهند به عاقبتش فکر نمی‌کنند.

کپی