اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰

کلمات کلیدی

پیام های «زیان بار» ‌پرز

پیام های «زیان بار» ‌پرز

شیمون پرز [پس از ترور رابین]، حکومت جدید اسرائیل را تشکیل داد که در آن، ایهود باراک وزارت خارجه، و اوری ساویر - مشاور و دستیار پرز - دبیرکلی وزارت خارجه را برعهده گرفتند. پرز، مسئولیت وزارت دفاع را نیز برای خود نگهداشت. پرز در سخنرانی معرفی هیأت وزیران خود به [پارلمان اسرائیل:] کنست، به رئیس‌جمهور اسد پیشنهاد داد، شریک حقیقی او در اقدام برای رسیدن به توافق صلح شود. توافقی که از نظر او می توانست به توافقنامه ای منطقه ای و فراگیر در همه موضوعات سیاسی، اقتصادی و راهبردی، تبدیل شود.

پرز در این سخنرانی، فشرده تصورات خود را درباره «خاورمیانه جدید» در مرحله پسا صلح، بیان می کرد که پیش از این در کتابی به همین نام، قلمی کرده بود. در حالی که از نظر ما و با نگاهی واقع بینانه، پیش از عقب نشینی کامل اسرائیل از سرزمین های اشغالی عربی و بازگشت آوارگان به میهن خود، نمی شد به مرحله پسا صلح وارد شد. اندیشه بنیادین پرز در کتابش، برآمدن نظام منطقه ای جدید و درهم‌تنیده با جهان یا به تعبیر من «جهانی شده»، بود. این ترجمه اسرائیلی همان امری بود که من آن را در سال ۱۹۹۱، «بازی بزرگ» نامیدم. در هر حال ما در سوریه اظهارات پرز را نادیده نگرفته و آن را تأکیدی دوباره بر گفته ها و نوشته های پیشین او یافتیم. پرز مشهور به گرایش آشکار نسبت به ضرورت رسیدن به توافق صلح با سوریه و از جمله کسانی بود که چند ماه پیش از آن، و در جریان تماس های رابین با ما از طریق کریستوفر، به صراحت گفته بود، حتی یک سوری نمی‌شناسند که چیزی کمتر از عقب نشینی کامل اسرائیل را از جولان بپذیرد.
پرز همچنین صلح با سوریه را کلید صلح با خاورمیانه یا صلح با ۲۲ کشور عربی می دانست. اما با همه اینها شرط عقل این بود که پیش از اینکه همخوانی عملی پرز را با نظراتش لمس کنیم، با این سوگیری او با احتیاط، برخورد کنیم. از همین رو اسد نسبت به گفتمان سیاسی پرز، بطور همزمان خوشبین و محتاط بود. از تجربه خود در مذاکرات با اسرائیلی ها آموخته بودیم که همواره محتاط باشیم، و در برابر حرف های با طعم عسل آنها، «هشیار» بمانیم. هنوز فریب کاری های رابین، و بازی او با روندهای مذاکراتی، و نقض عهد و امانت اش را فراموش نکرده بودیم.
دنیس راس سه هفته بعد، یک بار دیگر و این بار تنها و بدون وزیر خارجه آمریکا به دمشق آمد. راس تمایل جدی پرز را برای رسیدن به توافق صلح بین اسرائیل و سوریه تا پیش از نیمه سال ۱۹۹۶، منتقل کرد، و جریان دیدار های خود را با برخی از فرماندهان دو موسسه نظامی و امنیتی اسرائیل با جزئیات آن، شرح داد. پرز در ۱۰ دسامبر ۱۹۹۵، در نشست مشترک مجلس نمایندگان و سنای آمریکا که به شکل سنتی هوادار اسرائیل هستند، سخنرانی کرد. پرز در سخنان خود، یک بار دیگر اسد را به «دادن امتیازات متقابل» فراخواند تا به تعبیر او صلح و توسعه در خاورمیانه، برقرار شود. پرز، شیفتگی زیادی به داستان «دیپلماسی آشکار» بین اسرائیل و سوریه داشت، و شرط بندی ای «راستین» یا «خبیثانه» بر روی آن کرده بود. پرز در بهره گیری از راهبرد موضع گیری «میانه روانه»، و وارد کردن «تعابیر» جدید غیر مرسوم در اسرائیل، و مفردات و اصطلاحاتی زبردست بود که در پشت ظاهر زیبای خود، چیزهای دیگری پنهان داشت. برای من «بازی بزرگ» ی که در نشست خود با رهبری سوریه پیش از برگزاری کنفرانس مادرید از آن سخن گفته، و در معرض هجوم برخی از اعضای رهبری، و حتی «سرزنش» شخص رئیس‌جمهور اسد قرار گرفته بودم، با اندیشه های پرز، بیشتر روشن شد. چون از این پس و با درنظر داشتن چارچوب کنفرانس بارسلون، این «بازی»، بنیاد آشکار خود را به عنوان روند بازسازی فراگیر ساختار اقتصادی - امنیتی - نظامی منطقه، بدست می آورد.

رئیس‌جمهور کلینتون روز بعد از سخنرانی پرز، با رئیس‌جمهور اسد تماس گرفت و با زبانی دوستانه، از «اخبار خوب» ی گفت که برای او داشت. کلینتون چکیده نشست بسته خود با پرز را به اسد منتقل کرد، و از تعهد او نسبت به امانت رابین مبنی بر عقب‌نشینی کامل از جولان، و باقی ماندن این امانت در جیب کلینتون خبر داد.

کریستوفر وزیر خارجه آمریکا در پرتو این تحولات، در ۱۵ دسامبر ۱۹۹۵، به دمشق آمد. با اینکه همیشه از چهره کریستوفر جدیت و خشکی می بارید، اما این بار نشانه های حرکت و لبخند که کریستوفر آن را در درون خوب خود پنهان می کرد، بر چهره اش آشکار شده بود. کریستوفر با خود پیام فوری ای از پرز آورده بود که در چند نکته خلاصه می شد.

موضع ما درباره بیشتر نکات پیام پرز منفی نبود، و در آن نکات مثبتی می دیدیم که می شد با آنها موافقت کرد. با این حال اسد مخالفت آشکارا خود را با ملاقات با پرز پیش از آماده شدن توافق صلح، تکرار و از نو تأکید کرد این ملاقات ها پیش از توافق بر سر امور اساسی، سودی ندارد. اسد که در ذات خود شکاک بود، و به سادگی به کسی اعتماد نمی کرد، با احتیاط کامل با «بازی» پنهان در پوسته مواضع و پیشنهادهای پرز برخورد می کرد. منظورم مواضع آشکار پرز مانند این موضع او است که «رسیدن به توافق صلح با سوریه، مهم تر از پیروزی حزب کار در انتخابات پیش رو است»، و پیشنهاد هایی مانند اینکه «اگر می خواهیم به توافق صلح با سوریه بدون مراجعه به انتخابات زودرس در اسرائیل برسیم، اسد ناچار باید با من ملاقات کند».

روشن بود که پرز، «بازی» ذخیره ای را زیر کلاه خود پنهان کرده، که توقف موقت مذاکرات به بهانه ورود به انتخابات زودرس است. برای همین رئیس‌جمهور اسد از کریستوفر پرسشی به این مضمون پرسید که اگر حمایت مردمی از حزب کار تا این اندازه گسترده است، چرا پرز بر اساس یک طرح انتخاباتی مبتنی بر عقب نشینی کامل از جولان و رسیدن به صلح، فراخوان انتخاباتی زودرس نمی دهد تا انتخابات و صلح را درکنار هم بدست آورد. این همان حرفی بود که من هم با کریستوفر با توضیحات بیشتری مطرح کرده بودم و تنها به آزمون نیاز داشت. با اینکه پرز سیاستمدار همه فصول زندگی سیاسی اسرائیل، از نفوذ چندانی در داخل اسرائیل برخوردار نبود.

کریستوفر با خوشبینی و بلکه «شادی» دمشق را ترک کرد. رئیس‌جمهور اسد نیز مرا با هدف تقویت فضای مثبت برای مذاکرات جدید توافق شده و از سرگیری آن، به لبنان فرستاد تا پیام او را به الیاس هراوی رئیس‌جمهور و فارس بویز وزیر خارجه لبنان تقدیم کنم. زیرا باور داشتیم که لبنان می بایست پیش از دیگران از انعطاف احتمالی نخست‌وزیر جدید اسرائیل آگاه شود، حتی اگر این انعطاف، از باب نظریه احتمالات باشد.

هماهنگی میان سوریه و لبنان موضوع اصلی دیدار من بود. ضمن اینکه با هدف موفقیت مذاکرات، به موضوع عملیات مقاومت در جنوب لبنان که از نیمه دوم ماه نوامبر ۱۹۹۵، به شکل بی سابقه ای بالاگرفته بود، نیز پرداختم. بر اساس این تحولات جدید بود که در پایان کنفرانس مطبوعاتی با بویز وزیر خارجه لبنان، به صراحت اعلام کردم هدف مقاومت در آزادی جنوب لبنان از اشغال اسرائیل می تواند از طریق مذاکرات تحقق یابد، منوط به آنکه هدف اسرائیل از مذاکرات با لبنان، عقب‌نشینی از مناطق اشغالی لبنان در اجرای قطعنامه ۴۲۵ شورای امنیت، باشد.
همچنین به عنوان جایگزین «دیپلماسی آشکار» ی که پرز می خواست، تلاش کردیم به شکل غیرمستقیم مانع هوس بازی های نظامیان اسرائیلی شویم و گرایش آنها به متشنج ساختن وضعیت در لبنان را مهار کنیم. البته آن زمان انتظار نداشتیم پرز اندکی بعدتر، خود را گرفتار باتلاقی بدتر از این «هوس بازی های» تهاجم آمیز نظامیان کند. با این حال هیچ فشاری بر مقاومت لبنان وارد نکردیم تا خود را به شکل تاکتیکی با این نگاه ما هماهنگ کند، و موضوع را به آنها واگذاشتیم. راهبرد اصلی حزب الله در واکنش به بمباران روستاهای لبنان از سوی اسرائیل، «کلوخ انداز را پاداش سنگ است» بود. به دیگر سخن، حزب الله مشتاق تهاجم به اسرائیل نبود و تنها می خواست نقشی بازدارنده در برابر تهاجم دشمن داشته باشد. در این شرایط آمریکایی ها پیشنهاد کردند «آرام سازی» وضعیت، از راه گفتگوهای میان کارشناسان، زیر نظر آمریکا و در مکانی دور از منطقه و دور از دسترس رسانه ها، انجام شود.

گفتگوهای کارشناسان

ترکیب هیأت سوریه در گفتگوهای کارشناسان شامل ولید معلم سفیر در واشنگتن (رئیس هیأت)، میخائیل وهبه مدیر دفتر وزیر، و دکتر ریاض الداوودی مشاور حقوقی وزارت خارجه بود. هیأت اسرائیل نیز شامل اوری ساویر دبیرکل وزارت خارجه (رئیس هیأت)، ایتامار رابینوویچ سفیر در واشنگتن، و یوئل زینگر مشاور حقوقی وزارت خارجه اسرائیل می شد. اما هیأت آمریکایی، دربرگیرنده دنیس راس هماهنگ کننده کل روند صلح، آرون میلر معاون او، و مارک پایس مسئول بخش خاورمیانه شورای امنیت ملی آمریکا بود. مذاکرات در تفرجگاهی «دور» از «غوغا» ی شهرها و «رسانه» ها که در مالکیت «اندیشکده آسپن» و در وای پلانتیشن در ایالت مریلند بود، بر اساس تعهد اسرائیل نسبت به عقب‌نشینی کامل تا خطوط چهار ژوئن، برگزار شد.

گفتگوها در دو جلسه اول و دوم به جزئیات عناصر مربوط به روابط مسالمت‌آمیز عادی پرداخت که مورد توجه ویژه پرز در چارچوب مفهوم مورد نظرش از نظام منطقه ای و خاورمیانه جدید بود. ما در دمشق جزئیات جریان مذاکرات کارشناسی، و همچنین همه امور منتشره در روزنامه‌های جهان، به ویژه رسانه های اسرائیلی را به شکل مستقیم دنبال می کردیم. حجم گزارش های رسانه ها بسیار زیاد بود، و من برخی از این گزارش ها را قابل تأمل می دانستم، و توجه رئیس‌جمهور را نیز به آنها و ضرورت بررسی آن، جلب می کردم. اگر بخواهم روش این دور از مذاکرات را در چند کلمه، فشرده کنم بهتر از این نمی شود که از تعبیر «درهم تنیدن روابط مسالمت‌آمیز عادی و موضوع مراحل عقب نشینی» استفاده کنم، به نحوی که زمینه پیشبرد همزمان ترتیبات امنیتی و عقب‌نشینی کامل اسرائیل تا خطوط چهار ژوئن، فراهم شود.

کپی