اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰

صدای خنده خدا را می‌شنوید؟

صدای خنده خدا را می‌شنوید؟
آدرینا ورشینگر

اسکوچیچ با کارنامه یا بدون آن، فعلاً که نتایجی قابل توجه گرفته است. تیم او حتی بدون بهترین بازیکنش مهدی طارمی هم در مسیر برد گام برمی‌دارد و این یعنی خنده خدا.

 می‌گویند وقتی شاه‌عباس صفوی به‌خواست امامقلی خان سردار لشگرش دستور نفی بلد شدن ملاصدرا را باطل کرد، یکی از مخالفان سرسخت این حکیم و فیلسوف شیرازی که در مجلس حضور داشت، خطاب به تعدادی از همفکران خود که از تصمیم شاه برآشفته شده بودند، گفت: «صدای خنده خدا را می‌شنوید؟» و آنها که از این جمله متعجب شدند، به‌دنبال معنای خنده خدا بودند که یکی دیگر از دوستان‌شان گفت: «این مصداق همان آیه شریفه است که می‌گوید خدا (بر خلاف خواست تمام عالم) هرکس را بخواهد عزت می‌دهد و هرکه را بخواهد خوار می‌کند.»

این خنده خدا حالا همان نکته‌ای است که درباره سرمربی تیم ملی فوتبال موضوعیت پیدا کرده است. دراگان اسکوچیچ باوجود نتایج بسیار خوبی که به‌دست آورده، همچنان مورد غضب بخشی از جامعه فوتبال، کارشناسان و پیشکسوتان است. این در حالی است که تنها چند ماه از دلهره عجیبی که کل فوتبال ایران را فرا گرفته بود می‌گذرد. یوزها با مربیگری مارک ویلموتس متحمل 2 باخت پیاپی برابر بحرین و عراق شدند و شانس کمی برای صعود به مرحله بعد مقدماتی جام جهانی داشتند اما با حضور اسکوچیچ توانستند هر 4 بازی باقی مانده‌شان را با برد پشت سربگذارند و در این میان بحرین را برای اولین بار در خانه خودش شکست دادند.

برخی منتقدان معتقدند که اسکوچیچ کارنامه‌ای در حد حضور روی نیمکت تیم ملی نداشته و از مسیر درستی هم به این سمت نرسیده و همچنان شائبه‌هایی در این باره وجود دارد. گرچه ممکن است برخی از این موارد درست باشد و این مربی هم بعضاً اشکالات فنی یا رفتاری داشته که نمی‌توان نسبت به آنها بی‌تفاوت بود ولی از نتایجی که اسکوچیچ با تیم ملی به دست آورده هم نمی‌توان به سادگی گذشت. او لبنانی را برد که تیم ما یک بار در بیروت اسیر آن شد و یا سوریه‌ای را از پیش رو برداشت که در دوره قبل ترمز تیم ملی را کشید. با این حال، کارشناسی در تلویزیون این دیدارها را تدارکاتی می‌نامد و پیشکسوتی دیگر معتقد است که هر مربی دیگری هم می‌توانست این نتایج را بگیرد و تیم ملی باید با مربیگری امیر قلعه نویی یا یحیی گل‌محمدی به جام‌جهانی برود. برخی دیگر هم بازیکنان را تنها عامل موفقیت تیم ملی می‌دانند اما سؤال این است که مگر همین بازیکنان زمان ویلموتس در تیم ملی نبودند؟ پس چرا چنین بردهایی به دست نمی‌آمد. جالب اینکه عده‌ای هم این تیم را منسوب به کارلوس کی‌روش می‌دانند.

این درست که مربی پرتغالی سابق تیم ملی خدمات بسیار زیادی داشت ولی مگر همین تیم با دستان مربی بلژیکی بعدی درحال نابودی نبود؟ البته مسیری که کی‌روش به بازیکنان نشان داد و از آنها خواست تا لژیونر شوند، باعث رشد فنی و کیفی بالای ملی پوشان شد اما اینکه دلیل اصلی موفقیت‌های فعلی را به گذشته ربط بدهیم، منصفانه نیست. اسکوچیچ با کارنامه یا بدون آن، فعلاً که نتایجی قابل توجه گرفته است. تیم او حتی بدون بهترین بازیکنش مهدی طارمی هم در مسیر برد گام برمی‌دارد و این یعنی خنده خدا.

کپی