اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

موزه‌ها به مثابه قطب فرهنگی

موزه‌ها به مثابه قطب فرهنگی
رضا دبیری نژاد موزه‌دار

بی‌شک موزه‌ها می‌توانند در کشور ما هم مثل سایر موزه‌های دنیا حال مردم را در شرایط پاندمی کرونا خوب کنند.

ما همه موزه‌ها را با یک چوب می‌زنیم و توقع داریم همه موزه‌ها با معیارهای گردشگری پربازدید باشند و این امر غلطی است. به همین علت می‌گوییم موزه‌های ما مخاطب ندارند. باید موزه‌ها را رده‌بندی کنیم. موزه‌های تخصصی و دانشگاهی چندان موضوع گردشگری نیستند. برخی موزه‌ها که برای کلکسیون‌های خاصی ایجاد می‌شوند، با هدف هویتی و پژوهشی ایجاد می‌شوند.

نکته دوم اینکه خیلی از موزه‌های ما بازدیدکننده دارند. کاخ موزه‌های تهران مثل سعدآباد، گلستان، نیاوران و موزه ملی را به نسبت خودشان اگر در نظر بگیریم مخاطب دارند. برخی موزه‌ها هم که برند جهانی دارند مثل موزه آبگینه برای مخاطب خارجی جذابیت دارد.

قبل از کرونا بازدیدکنندگان موزه‌هایی مثل آبگینه بیش از موزه‌های دیگر بود. مثل هر فیلم سینمایی و محصول فرهنگی سلیقه‌ها فرق می‌کند. آدم‌ها هم با سلیقه‌های متنوع موزه‌های متنوع می‌پسندند. یکی دوست دارد عمارت چهل‌ستون در اصفهان را ببیند یکی هم دوست دارد موزه هنرهای تزئینی را ببیند. برای همین نمی‌توان گفت که موزه‌های ما مخاطب ندارند.

بخشی از موضوع پیش از اینکه به مردم برگردد به خود موزه‌های ما برمی گردد. موزه‌های ما تک محصول هستند یعنی زمانی به یک شکلی استتار شده‌اند و همانطور هم مانده‌اند. توقع داریم مردم با این همه تغییر سلیقه از همان موزه‌ای که 80 سال پیش ایجاد شده، همیشه یکسان لذت ببرند. در حالی که ما با تنوعی از مخاطب سر و کار داریم. مثلاً وقتی امروز با پاندمی کرونا مواجهیم و بخش سلامت جامعه مطرح است، نقشی که موزه‌ها می‌توانند در سلامت اجتماعی و فرهنگی و روحی روانی ایفا کنند یعنی محل تنفس و آرامش و تمرکز و فراغت ذهنی مردم باشند. این اتفاق با ایجاد رویدادها و فعالیت‌ها و تولیدات فرهنگی در موزه‌ها اتفاق می‌افتد.

موزه‌ها به مثابه قطب فرهنگی برای ایجاد جاذبه باید رویداد‌سازی کنند. فعالیت‌های متنوع ایجاد کنند تا مخاطب از آن لذت ببرد. ایرادی که موزه‌های ما دارند این است که با این هدف به موزه‌های ما نگاه نمی‌شود و شرایط و بستر لازم برای اینکه موزه‌های ما رویدادمحور و مرکز پویایی باشند ایجاد نمی‌شود.

در بحث موزه درمانی قرار است که موزه‌ها نقش مکملی برای کمک به سلامت کامل داشته باشند. هم سلامت فردی و هم جمعی. در دوره پاندمی از خسارت‌های پاندمی به مراکز فرهنگی صحبت می‌کنیم اما هیچگاه نمی‌گوییم این مراکز فرهنگی چه کمکی برای عبور از پاندمی می‌توانند بکنند؟ همه می‌دانند که این پاندمی عوارض روحی روانی اجتماعی در جامعه ایجاد کرده است و موزه‌ها با استفاده از منابع هنری زیبا حال خوبی ایجاد می‌کنند. یا با دیدن منابع تاریخی می‌فهمیم همیشه در هر برهه‌ای بشر با بحران روبه‌رو بوده است یا تذکر موضوعات انسانی برای همدردی کمک می‌کند که نقش دیگری ایجاد شود. موزه فقط محل تماشا نیست. متولیان موزه و سیاستگذاران موزه‌ها را با نگاه چندوجهی که محل تعامل، دادوستد و رویدادسازی و پویایی است نمی‌بینند و موزه‌ها، امکانات و  بودجه و  نیروی انسانی متخصص برای رویدادسازی ندارند.

اگر به موزه‌گردی به‌عنوان یک عمل اجتماعی که به بهبود حال جامعه کمک می‌کند نگاه کنیم برای این کار نیازمند یک همت و شبکه‌سازی و پشتیبانی هستیم. در حالی که ما فکر می‌کنیم موزه یک ساختمان و در و دیوار است و همه باید آن را ببینند. مردم به برنامه نیاز دارند؛ نیاز به نمایشگاه، تکنولوژی و راهنما و توریسم که به بهبود حال عمومی جامعه کمک کند.

کپی