اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
کوتاه درباره فعالیت هنری صدرالدین زاهد

در تمنای «فردیت» یک هنرمند

در تمنای «فردیت» یک هنرمند
رضا کریمی نویسنده

صدرالدین زاهد چهره فرهنگی مهمی است. او که فعالیت هنری خویش را قبل از انقلاب آغاز کرد و در پروژه‌های مهمی چون با پیتر بروک به فعالیت پرداخت، این روزها از حلقه گمشده‌ای می‌گوید که در فضای فرهنگی، هنری و فلسفی جهان آن را «فردیت» می‌نامند.

بنابراین دور از ذهن نخواهد بود که سیر تطور این هنرمند را جست‌و‌جوی بی‌وقفه در برساختن مفهومی چون «فردیت» بیابیم. چه آنکه مهاجرت به غرب و تحصیل در دانشگاه معتبری چون سوربن پاریس او را به این نظرگاه رسانده که می‌توان در این جهان آشوبناک، پلی بود میان فرهنگ غرب و شرق عالم با تکیه بر همان ذائقه، سلیقه و فردیت هنرمندانه. نوعی گفت‌و‌گو مابین مدرنیسم غربی و سنت‌های روایی و نمایشی شرقی.

از این باب بازگشت او را در سال 1396 به ایران و تلاش برای به صحنه بردن نمایشی چون «افسانه ببر» آن هم با رنگ و بوی ایرانی می‌توان نشانی از به‌نمایش گذاشتن فردیتی دانست که او از آن سخن می‌گوید. مقهور نشدن در مقابل هژمونی فرهنگی غرب و تلاش برای فهم «دیگری» به میانجی پشتوانه فرهنگی خویش از صدرالدین زاهد هنرمندی ساخته که نگاه تعصب‌آلودی به غرب یا شرق عالم ندارد و همزیستی مسالمت‌آمیز میان مردمان مختلف از گوشه و کنار جهان را ممکن می‌داند. شاید تأسیس انجمن فرانسوی - ایرانی «دنوئه» در سال 1990 را ذیل همین گرایش فرهنگی بتوان صورت بندی کرد. انجمنی که ماحصل آن به صحنه بردن متن‌هایی از نویسندگان ایرانی و اروپایی چون هدایت، گلشیری، چخوف، برشت، یوگنی شوراتس و...بوده است. رگه‌هایی از تلاش برای کنار هم قرار دادن زیست و جهان‌بینی فرهنگ‌های متضاد بشری. این مهم نمی‌توانست اتفاق بیفتد اگر که زندگی هنری این کارگردان تئاتر در کوران رخدادهای فرهنگی سال‌های قبل از انقلاب آزموده نمی‌شد. دورانی که با مدرنیزاسیون شتابناک حکومت پهلوی آغاز شد و با سرکوب گسترده سیاسی مخالفان ادامه یافت. وضعیتی متناقض‌نما که جامعه را در یک عدم تعادل قرار داد و در نهایت با انقلاب 1357 به پایان نابهنگام خویش رساند. تشکیل کارگاه نمایش، تأسیس تئاتر ملی و برآمدن گرایش‌ها مختلف تئاتری، محصول رونق نسبی اقتصادی ذیل بالا رفتن قیمت نفت و توسعه آمرانه آن دوران بود. نسلی که از دل این وضعیت بیرون آمد میل آن داشت که وقایع جهان را رصد کند و دوران ملتهب سیاسی جهان را از نظر بگذراند. نهاد اجتماعی تئاتر در ایران به مانند حوزه‌های دیگر فرهنگی، نمی‌توانست بی‌تفاوت باشد و مثل گذشته بر صحنه ظاهر شود. بنابراین فرم‌های تازه پدیدار شد تا اعلام موضعی رادیکال در قبال وقایع سیاسی و اقتصادی باشد. قرن بیستم ملهم بود از حوادث دوران‌ساز همچون جنگ امریکا علیه ویتنام، بحران انرژی، وقایع 1968 جوانان فرانسوی و جنبش سیاسی سیاهان در امریکا. تئاتر دهه چهل و پنجاه و برآمدن نسل طلایی آن سال‌ها، از دل همین تغییرات سریع بیرون آمد و نسبت به آن دوران واکنش نشان داد.

صدرالدین زاهد هم به مانند دیگر هنرمندان آن دهه، این امکان را یافت که فردیت خویش را نسبت به جریان فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دوران پهلوی دوم، به عنوان میانجی مشارکت در پروژه‌های هنری بیابد. همکاری با هنرمندانی چون پیتر بروک، آربی آوانسیان و کسانی که در کارگاه نمایش فعالیت می‌کردند و مشارکت در اجراهایی که محصول تلاش افرادی از کشورهای مختلف جهان بود، به صدرالدین زاهد این بصیرت هنری را عطا کرد که می‌توان به دور از تعصبات فردی ، حتی با داشتن نگاه انتقادی به سیاست حکومت‌ها، برای ساختن جهانی بهتر تلاش کرد. به هر حال دوری از وطن همراه شد با نوعی فاصله‌گیری و تأمل در نفس. ازدواج با یک دختر فرانسوی و آموختن زبان فرانسه، گشودن چشم‌انداز پیش‌رو بود و امکانی برای ساختن نمایش‌هایی تلفیقی میان عقل‌باوری فرهنگ غرب با احساسات‌گرایی مردمان شرق. بازگشت صدرالدین زاهد به ایران بعد از چند دهه و بر صحنه بردن نمایش «افسانه ببر» وام‌دار این سفر اودیسه‌وار است. جایی که نگاه انتقادی داریو فو، رنگ و بوی تخیل و احساس یک هنرمند ایرانی جهان‌وطن را به خود گرفته و یادآور همان آموزه جهان جدید است: برای جهانی شدن باید در ابتدا محلی بود.

این روزها صدرالدین زاهد تلاش دارد از پس همه‌گیری کرونایی، در کشور خود به ساختن تئاتر مشغول باشد. به هر حال او را می‌توان منتقد پدیده‌ای دانست که در این سال‌ها تحت عنوان «تئاتر خصوصی» متولد شد و نشانی بود از شیوه تولید تئاتر با مناسبات بازار در غیاب کمک‌های مادی نهادهای رسمی. از یاد نبریم که چگونه این ساختار نوین، به اجراهایی میدان داد که اصولاً تئاتر دولتی پاسخگوی آنان نبود. اما با تمام این نکات مثبت باید توجه داشت که منطق بازار، زیباشناسی خاصی را به اجراها تحمیل کرده و برای انباشت سرمایه و گردش پول، فضای تئاتر را به سلبریتی‌ها و اجراهای نه چندان انتقادی خواهد بخشید که تنها به سرگرمی و گیشه توجه دارند. این همان آسیبی است که صدرالدین زاهد از آن تحت عنوان غیاب «فردیت هنرمند» نام می‌برد. خیل جوانان علاقه‌مندی که برای ورود به سرزمین تئاتر، نه به آموزش بها می‌دهند و نه به سازوکار طبیعی تولید تئاتر. گاهی آنان را مشاهده می‌کنیم که چگونه با پرداخت پول می‌توانند در بعضی سالن‌های خصوصی اجرا رفته و برای خویش، به قول معروف «رزومه» تولید کنند. بازگشت صدرالدین زاهد به ایران و برپایی کلاس‌های آموزشی بازیگری، می‌تواند پاسخی به این نیاز باشد که تئاتر این روزهای ما، در کنار توسعه سخت‌افزاری سالن‌های نمایشی، به آموزش و توسعه نرم‌افزاری هم احتیاج دارد. این مهم اتفاق نخواهد افتاد مگر با حضور هنرمندانی که این فضای پر مسأله را بخوبی می‌شناسند.

در نهایت نسل تازه می‌تواند بیش از این به گفت‌و‌گو با کسانی بنشیند که آشنا به سنت‌های روایی و نمایشی این سرزمین هستند و کوله‌باری از تجربیات جهانی را با خود دارند. بی‌شک در بازگشایی تدریجی سالن‌های تئاتر و پذیرایی از تماشاگران، نهاد اجتماعی تئاتر در ایران به حضور هنرمندانی چون صدرالدین زاهد بیش از گذشته احتیاج خواهد داشت. یک گفت‌و‌گوی انتقادی و رادیکال میان دو نسل که ذهنیت‌های مختلفی دارند و تجربه زیسته متفاوت. اما هدف نمی‌تواند چیزی باشد خارج از به صحنه بردن یک زیباشناسی انتقادی به میانجی تئاتر.

بیشتر بخوانید:

تلفیق نقالی ایرانی با نمایشنامه چینی

کپی