اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۵ بهمن ۱۴۰۰
اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران
نو‌آوری‌های علامه طباطبایی در حوزه علمیه به روایت شاگردش

دولتش جاوید و نامش جاودان

دولتش جاوید و نامش جاودان
دکتر سید یحیی یثربی استاد تمام فلسفه و کلام اسلامی

مرحوم سید محمدحسین طباطبایی تبریزی معروف به «علامه طباطبایی» از شخصیت‌های اثرگذار حوزه علمیه بود که بعد از 80 سال زندگی پربرکت در 24 آبان 1360 چهره در نقاب خاک کشید. در دوران طلبگی‌ام در قم این افتخار را داشتم تا محضر ایشان را درک و یک سال و نیم در درس ایشان شرکت کنم، به‌عنوان شاگرد او می‌توانم بگویم که زندگی علمی و اخلاقی علامه نقاط عطف فراوانی دارد که او را به متفکر و عالمی اثر‌گذار بدل کرد چنانکه تأثیر او بر جریان حوزه علمیه قم غیرقابل انکار است که در این رابطه به چند نکته اشاره می‌کنم:

1. مــــــــــــرحوم علامه طباطبایی بی‌شک از شخصیت‌های اثرگذار حوزه علمیه بودند و توانستند سبک جدیدی را به حوزه وارد کنند و کوشیدند تا با همین سبک در حوزه تدریس و زندگی کنند. واقعیت این است که هر متفکر، هنرمند، شاعر و نویسنده‌ای امکان و اقبال اثرگذاری پیدا نمی‌کند. در حوزه‌های مختلف فکری، هنری و ادبی ممکن است افراد زیادی ورود کنند ،اما کمتر پیش می‌آید که بتوانند موجی ایجاد کنند، معدود هنرمندانی را می‌شناسیم که در نقاشی سبک جدیدی را راه انداخته باشند یا شاعرانی که در ادبیات طرحی نو را معرفی کرده باشند و... اما مرحوم علامه طباطبایی از همین معدود متفکرانی بود که توانست موجی در فضای فکری و دینی زمانه خود ایجاد کند. در این راستا، ایشان به دو کار مشغول شدند که از قضا هر دو این کارها در حوزه علمیه آن زمان چندان مرسوم نبود؛ نخست، تدریس فلسفه و دوم، تدریس تفسیر قرآن. ایشان هم به تدریس  تفسیر قرآن و هم به نوشتن تفسیر اهتمام داشتند و مجموعه بیست جلدی «تفسیر المیزان» مرهون تلاش‌های ایشان در این زمینه است.همچنین مرحوم علامه طباطبایی، فلسفه را به‌عنوان علوم عقلی در فضای فکری و دینی حوزه مطرح کردند؛ البته تدریس به سبک سنتی هم داشتند. فارغ از نوآوری‌هایی که ایشان در فضای حوزه پدید آوردند، زمانه‌ای هم که در آن زیست می‌کردند و دغدغه‌مندی خاص ایشان نسبت به مسائل روز جامعه، بیش از پیش بر میزان اثرگذاری این استاد فرزانه می‌افزود.
2. دوران زندگی مرحوم علامه طباطبایی با شرایط جدید جامعه، ظهور ماتریالیست‌های چپ و ترجمه برخی از مطالب غربیان در زمینه فلسفه مصادف شد. از این‌رو، ایشان مواجهه با مسائل جدید جامعه را در دستور کار خود قرار دادند و در کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» سبک جدیدی را نیز در تقریر و تنظیم مطالب ارائه کردند.
3. مرحوم علامه، انسانی معنوی بود؛ بیشترین مدت عمر ایشان با زهد و تقوا گذشت ،اما هیچگاه از صنف عارفان و صوفیان شناخته شده و رسمی نبودند. عملاً زاهد بود و از این رو باید او را «مردی الهی» نامید.
از نظر اخلاقی، شخصیت آرامی داشت و لحظه‌ای از مطالعه و تحقیق غافل نبود. متفکری مردمی بود و در مراکز عمومی به تدریس می‌پرداخت. تلاش داشت تا با مخالفان فکری خود به بحث بنشیند و جوانان را از انحطاط و وسوسه ماتریالیست‌ها و دسته‌های چپ نجات دهد. او در این راستا، بواقع رفتار سازنده‌ای داشت.
4. مرحوم علامه طباطبایی همواره نقد را پذیرا بود و به‌عنوان عالم و متفکری که اهل گفت‌ و گو است، شناخته می‌شد. در آثارش با وجود اختلاف‌ نظر با ماتریالیست‌ها، هیچگاه به آنان توهین نکرد. اگر چیزی می‌پرسیدند که به آن بحث مسلط نبود، براحتی می‌گفت: «نمی‌دانم».
واقعیت این است که اهانت «جبهه» ایجاد می‌کند، باعث انشعاب و فرقه فرقه شدن می‌شود، اما نقد «سازنده» است، گفت‌و‌گو «آشتی» می‌دهد و وحدت‌آفرین است. در زمانه‌ای که تشیع از هزاران طرف مورد هجمه است، مسئولیت روحانیت و حوزه‌های علمیه حفظ کیان تشیع و معارف اهل‌ بیت(ع )است. از این‌رو، مهم‌ترین پیام و درسی که زندگی علامه برای امروز ما دارد، پذیرش نقد و گفت‌وگو و پرهیز از اهانت نسبت به دیدگاه‌های مخالف است.
5. عرفا معتقدند «هر کسی که دیدارش تو را تحت تأثیر قرار ندهد، گفتارش هم تحت‌ تأثیر قرار نمی‌دهد.» علامه طباطبایی از آن دست شخصیت‌های علمی و اخلاقی بود که دیدارش همه را تحت تأثیر قرار می‌داد؛، تا آنجا که حتی می‌توان گفت دیدارش بیشتر از درس‌هایش باطن انسان‌ را جلا می‌داد. واقعیت این است که مادامی که استاد خود تأثیرگذار نباشد، درسش هم نافذ نخواهد بود. علامه طباطبایی استادی بود که خود اثرگذار و نافذ بود، حتی بی‌اغراق در وصف او می‌توان گفت: ساقی‌ای(معلمی) بود که از باده(درس) اثرگذارتر بود.در منزل یکی از دوستان میهمان بودم که خبر رحلت ایشان را شنیدم، همانجا در‌شأن منزلت ایشان چند بیت گفتم:
میهمان بزم او بودیم دوش
چشم ساقی در کمین عقل و هوش
حشمتی بالاتر از کاووس و جم
در پناه آن نگار محتشم
باده در جام حریفان ریختند
فتنه‌ها با فتنه‌ها آمیختند
لبِ لب با جام و هستی بر کفم
چشم بر چشمان مست آن صنم
از قدح تا چشم او دیدم عیان
بود فرقی از زمین تا آسمان
باده کی باشد حریف چشم وی
هرنگاهش نشئه صد جام می
در دل ما یاد او آرام جان
دولتش جاوید و نامش جاودان
کپی