اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۴۰۰
روایت گمشده

غافلگیری اسلو

غافلگیری اسلو
مترجم: حسین جابری انصاری

دنیس راس در ۱۱ ژوئیه ۱۹۹۳ در دفترم در دمشق با من دیدار و اعلام کرد نامه‌ای از بیل کلینتون رئیس‌جمهوری امریکا خطاب به رئیس‌جمهوری اسد به همراه دارد. تلفنی موضوع را به رئیس‌جمهوری در لاذقیه اطلاع دادم و فردای آن روز برای دیدار با اسد به لاذقیه رفتیم.

راس پیام کلینتون را تقدیم رئیس‌جمهوری کرد و در گفت‌و‌گوی کوتاه و خصوصی دو دقیقه‌ای که در پایان ملاقات با اسد داشت این راز را به او گفت که رابین در صورت پاسخگویی سوریه به نیازهای امنیتی ضروری مورد نظر اسرائیل، با عقب‌نشینی کامل از جولان موافق است. رئیس‌جمهوری پس از رفتن راس، محتوای حرف او را به من گفت و اینکه درخواست کرده این راز میان آن دو نفر بماند. این پیام شفاهی، نخستین پرده‌برداری از موضعی بود که بعدها «امانت - یا پیمان - رابین» نام گرفت. رازگویی، سبب ساز جلب اعتماد رئیس‌جمهوری نسبت به رأس شد، اعتمادی که بسادگی دست یافتنی نبود، بویژه از سوی افرادی که اسد از آنها شناخت محدودی داشت. از روش راس در سخن گفتن دو نفره با رئیس‌جمهوری خشنود نشدم، اما بعدتر دانستم که دانستن اعتراف پنهانی رابین نسبت به عقب نشینی کامل از جولان در آن زمان برای بیش از دو نفر مجاز نبود! از سوی دیگر محتوای این پیام با فرض حسن نیت رابین، منبع خشنودی برای من و رئیس‌جمهوری بود. ضمن اینکه صرفنظر از نیت رابین هم، این اعتراف اسرائیل - بواسطه امریکایی‌ها - برای نخستین بار از هنگام جنگ ژوئن ۱۹۶۷ بود که اتفاق می‌افتاد.

تهاجم ۱۹۹۳ به لبنان
زمانی از ابلاغ پیام کلینتون از سوی راس و موفقیت نسبی او در مأموریت سری‌اش نگذشته بود که تهاجم اسرائیل به جنوب لبنان در پاسخ به عملیات مقاومت ملی و اسلامی لبنان اوج گرفت. عملیات‌هایی که بر کمربند امنیتی جنوب لبنان متمرکز بود. اوج‌گیری تهاجم و ویرانی، با تشویق آشکار نهادهای امنیتی و نظامی اسرائیل چندین روز ادامه یافت. همان زمان به صراحت اعلام کردم این تهاجم می‌تواند «همه روند صلح را نابود کند و ما آماده ادامه مذاکرات زیر تهدید آتش توپخانه اسرائیل نیستیم». این پیام روشنی بود که بازگشت به مذاکرات به روش پیشین، ناممکن شده است. تهاجم اسرائیل، مناطق گسترده‌ای از لبنان را در جنوب، بقاع و مناطق پیرامونی بیروت دربرگرفت و خسارت‌های سنگینی به این کشور وارد کرد. همچنین موجب آوارگی حداقل ۳۰۰ هزار لبنانی شد. اینها همه البته در میانه نبردهایی سخت روی داد که خسارت‌هایی دور از انتظار به سربازان اسرائیلی تحمیل کرد. شاید شمار کشته شدگان اسرائیلی در نگاه نخست زیاد نبود، اما در اندازه اسرائیل زیاد به حساب می‌آمد. ضمن اینکه هزینه سنگین اشغال را برای اسرائیلی‌ها نمایان می‌ساخت و اینکه جایگزین بازی تأخیری در روند صلح، تداوم مقاومت علیه آنها است.
وارن کریستوفر همیشه و در پی هر عملیات مقاومت در جنوب لبنان، با من تماس می‌گرفت و با اعلام اینکه کلینتون پافشارانه می‌خواهد این عملیات‌ها متوقف شود، از ما درخواست می‌کرد با ورود به موضوع نگذاریم روند مذاکرات صلح با مشکل روبه‌رو شود. من نیز همواره پاسخ از پیش آماده شده‌ای را به او می‌دادم که از زیادی گفتن آن در گوش‌های او، پاسخی تکراری به حساب می‌آمد: اسرائیل تا هنگامی که جنوب لبنان را در اشغال دارد طرف مهاجم این درگیری‌ها است، اما ما همه تلاش خود را برای آرام‌سازی وضعیت به کار می‌گیریم، در مقابل انتظار داریم از رئیس‌جمهوری کلینتون بخواهید با اسرائیلی‌ها برای توقف تهاجماتشان گفت‌و‌گو کند. این بار اما کریستوفر با اشاره دوباره به تأثیر منفی تنش ایجاد شده بر روند صلح، خواهان یک توافق «جنتلمن» مآبانه برای آرام کردن وضعیت بود. تماس‌های کریستوفر با من و اسرائیلی‌ها منجر به توافقی شفاهی شد که چکیده‌اش این بود: سوریه منتهای تلاش خود را نزد مقاومت و ایران به کار گیرد تا افزایش درگیری‌ها در جنوب لبنان متوقف شود و در مقابل ایالات متحده نیز منتهای کوشش خود را نزد اسرائیل بکار گرفته تا روستاهای جنوب لبنان بمباران نشود. این تفاهم بویژه از آن رو اهمیت داشت که موجب توقف بمباران‌های اسرائیل و بازگشت مهاجران به روستاهایشان می‌شد.

دیدارهای مقدماتی
این تحولات باعث شد کریستوفر دیدارهای بیشتری از دمشق و تل آویو و گاه قاهره داشته باشد. کریستوفر در ۴ اوت ۱۹۹۳ به دمشق آمد و با رئیس‌جمهوری اسد و من ملاقات کرد. او این بار ضمن تأکید دوباره بر پیام منتقل شده توسط راس به رئیس‌جمهوری اسد در لاذقیه، مبنی بر نیت جدی رابین در از سرگیری مذاکرات و پیشبرد روند صلح، این پرسش رابین از خود را نیز منتقل کرد که اگر رئیس‌جمهوری اسد چیزی را که می‌خواهد بگیرد، آیا می‌تواند به‌صورت واقعی به سوی الزامات روند صلح روی آورد؟ رئیس‌جمهوری اسد برای اطلاع از گفت‌و‌گوهای میان کریستوفر و مبارک درباره این موضوع، مرا در ۱۴ اوت ۱۹۹۳ با پیامی خطاب به رئیس‌جمهوری مصر درباره نتایج نشست میان خود و وزیر خارجه امریکا و ایده‌هایی که کریستوفر و ما در زمینه از سرگیری مذاکرات صلح مطرح کرده‌‌ایم، عازم قاهره کرد. اسرائیلی‌ها اطلاعاتی را درباره جریان دیدارهای جدید کریستوفر، به رسانه‌ها درز داده بودند که برخی درست و برخی دیگر پیشگویی‌هایی به نام تحلیل و برداشت بود. روزنامه‌نگاران از من درباره میزان بررسی عناصر صلح از سوی کریستوفر در ملاقات با اسد و ملاقات قبلی‌اش با مبارک و میزان تطابق گفته‌های او در این ملاقات‌ها پرسیدند که پاسخ دادم: «هنوز نمی‌توانیم از التزام اسرائیل به عقب‌نشینی کامل سخن بگوییم، اما با این حال جدی بودن سوریه نسبت به پی‌گیری روند صلح را به کریستوفر اعلام کرده‌ایم».

سند اصول مذاکرات
ما هیأت مذاکره‌کننده خود را در واشنگتن برای دور جدیدی از مذاکرات آماده کردیم که بر اساس ارزیابی‌های موجود، این بار تا حدودی جدی بود. مهم‌ترین نتیجه آمد و رفت‌های جدید کریستوفر میان رابین و اسد، پذیرفتن عقب‌نشینی کامل از جولان از سوی رابین بود، اگر چه او پیش از آن می‌خواست میزان پذیرش نیاز‌های امنیتی اسرائیل را از سوی سوریه بداند. به این ترتیب توپ به نوعی در زمین ما افتاده بود. از این‌رو از موفق العلاف خواستم در پرتو نتایج دوره‌های پیشین و نشانه‌های جدی بودن دور جدید و احتمالی مذاکرات، راهنمای کاری برای هیأت سوریه براساس برداشت ما از سناریوهای ممکن تنظیم و‌ تکمیل کند.
علاف نیز یادداشت بلندی در چندین صفحه با عنوان «فرمول‌های پیشنهادی مذاکراتی درباره اجرای عقب‌نشینی کامل در برابر صلح کامل» آماده کرد. در این برنامه، سناریوها یا مسأله‌هایی که پیش‌بینی می‌شد در مذاکرات مطرح شود، با همه جزئیات آن بررسی شده بود تا پاسخ از پیش آماده شده‌ای برای هر طرح احتمالی طرف مقابل داشته باشیم. همه این سناریوها بر پاسخ‌های ما به پافشاری اسرائیل متمرکز بود که پس از انتقال موضع رابین درباره عقب‌نشینی کامل از جولان توسط کریستوفر، مایل بود زودتر از چیستی «روابط عادی» آگاه شود که ما ترجیح می‌دادیم آن را به جای «روابط دیپلماتیک» برای توصیف روابط سوریه و اسرائیل پس از توافق صلح بکار ببریم./ ایران 

کپی