اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰

رهاورد صلح امام حسن(ع) برای تمدن اسلامی

رهاورد صلح امام حسن(ع) برای تمدن اسلامی
حجت الاسلام امیرعلی حسنلو استاد حوزه و مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه‌های علمیه

همه پیامبران الهی با «عقلانیت» و «کتاب» برای هدایت انسان‎ ها مأمور شده‎ اند. کار پیامبران ابلاغ فرهنگ و پیام توحید بود. ابلاغ فرهنگ نیاز به بستر آرامش و تعقل دارد، این مقوله در «صلح» محقق است؛ آنچه در قرآن توصیه اکید است تعقل و کاربست عقلانیت است. اخذ و ابلاغ پیام توحید با خردورزی است، لذا می ‎توان گفت اساس همه ادیان الهی و اصل اول بر«صلح» است.

فرهنگ حاکم بر دین، گفت‏ و گو و گفتمان بر منطق صلح است؛ و هیچ پیامبری قومش را به جنگ دعوت نکرد.

 پیامبر اسلام(ص) بیش از همه انبیا دلسوز امت بود، لذا به صلح و آرامش و عقلانیت دعوت نمود؛ اگرچه گروهی با نامهربانی و تهدید به قتل، از ایشان استقبال کردند، تا اینکه به ضرورت در مقابل یورش خصمانه دفاع نمود، اما آنچه دعوت را پیش برد «صلح» بود، صلح حدیبیه نقطه عطف و گام بزرگ دعوت است که پس از آن شکست طیفهای مخالف قطعی شد.

امام حسن(ع) بر مبنای سنت و سیره جدش و شرایط خاص، به صلح راضی شد تا امت اسلام و حاملان علوم و حافظان سیره و سنت پایدار بمانند. خود حضرت در کلامی به این معنا تصریح نمودهاند: «یکی از علل صلح من حفظ حیات شما بود تا در سایه صلح، تمدن اسلام در آغاز راه با دشمنی و فریبکاری امویان بیبنیان نشود

2.صلحی که امام حسن(ع) امضا نمود و امام حسین(ع) به آن وفادار ماند نقطه عطفی در تمدن اسلامی بود و در واقع عمل به اصول مسلم قرآن و اسلام بود تا مانع کشتار امت شود. امیر مؤمنان(ع) نیز به نوعی پایبند این اصل بود تا اسلام در آغازِ راه به خصومت امت گرفتار نشود.

تمامیت اسلام و حاملان سنت و سیره نبوی و نسلی که منتقل‏ کننده و رابط به نسل بعدی جامعه اسلامی بودند با «صلح امام حسن(ع)» حفظ شدند؛ دستاورد صلح امام حسن(ع) در این مقطع برای تمدن اسلامی حیاتی بود و همان نقش را ایفا کرد که قیام امام حسین(ع) داشت. اگر در شرایطی که امام حسن(ع) داشت جنگی واقع میشد به یقین برای محو تمام ارزشهای دین، راه برای امویان و نااهلان فراختر و زمینه فراهمتر بود. جان خود امام(ع) در این صحنه با خطر جدی مواجه بود؛ جاسوسان و نفوذی‏ های معاویه که در سپاه امام(ع) حضور داشتند با وجود پذیرش صلح، امام را ترور نمودند و امام مدتها به جهت زخم و جراحت در مداین تحت مداوا و درمان

قرار گرفتند.

بدون تردید صلح در این شرایط که لشکریان شام با خوی درندگی در نزدیکی شهرهای تحت فرمان و حاکمیت امام حسن(ع) بودند تاکتیک قوی برای نجات جان همه مردم بود.

3.در بینش و مکتب اهل بیت(ع) و نگاه اولیای دین، حفظ «خون» و «عرض» و «آبروی» و «امنیت» جوامع انسانی آنقدر اهمیت دارد که راضی به ریختن خون هیچ انسانی صرف‌نظر از دین و ملیت و نژاد نبوده و نیستند. مبنای اندیشه و بینش امام حسن(ع) به مقوله صلح و امنیت و آرامش اینگونه بود که حاضر نشد خون از دماغ کسی بریزد. این روش تجلی زیبا و اوج بشردوستی در وجود آن حضرت است که از احدی جز این خاندان سراغ نداریم. در وصیت ایشان نیز این جمله قابل تأمل است: «مرا در کنار جدم دفن کنید. اگر مخالفتی شد راضی نیستم قطره‏ ای خون ریخته شود.»

«نگاه صلحآمیز» و «رفتار بشردوستانه» امام حسن(ع) برای جامعه جهانی امروز میتواند بسیار درسآموز باشد، اگر نهادهای حقوقبشری، بشردوستی را از مکتب امام حسن(ع) بیاموزند خون هزاران انسان بیگناه در یمن و عراق و افغانستان و شام و فلسطین و... که گرفتار سلطه استعمارگران شدهاند ریخته نخواهد شد.

 

 

 

کپی