اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰
چرا در دوران دفاع مقدس شاخص «سرمایه اجتماعی» و «اعتماد عمومی» به‌ طور چشمگیری افزایش یافت؟

وقتی «صداقت» به صدارت می ‎نشیند

وقتی «صداقت» به صدارت می ‎نشیند
عباس سلیمی‎ نمین تحلیلگر سیاسی و مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هجوم ارتش عراق به مرزهای غرب و جنوب و همچنین حمله هوایی به چند فرودگاه ایران، جنگ تحمیلی ۸ ساله دولت عراق به رهبری صدام علیه ایران آغاز و در نهایت در 29 مرداد 1367 پایان یافت. جنگ تحمیلی، همان‌ طور که از نامش برمی ‎آید با وجود خسارت‎ ها و آسیب‎ هایی که طبیعتاً به جامعه تحمیل کرد، دستاوردهای معنوی و اجتماعی بسیاری نیز به‌دنبال داشت .

 اکنون که حدود 33 سال از پایان آن میگذرد، هنوز هم بازخوانی و پرداخت به دستاوردهای آن برای جامعه ضرورت دارد و چه بسا با الگوگیری از این دوران، بتوان در مسیر حل بسیاری از مشکلاتی که امروز جامعه با آن دست و پنجه نرم میکند، گام برداشت. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جنگ تحمیلی «مشارکت مردمی» برای دفاع از کشور و به تعبیری سطح بالای «سرمایه اجتماعی» در جامعه بود تا آنجا که شاید بتوان ادعا کرد در این دوران، شاخص سرمایه اجتماعی در بالاترین وضعیت نسبت به سالهای اخیر قرار داشته است اما پرسش اصلی اینجاست که این سرمایه اجتماعی و به تبع آن «اعتماد اجتماعی» مرهون چه پارامترهایی در جامعه بود:

1.واقعیت این است که نخستین دلیل در خصوص سطح بالای سرمایه اجتماعی در دوران دفاع مقدس، به بحث عینیت داشتن جنگ و تشخیص دشمن در آن شرایط برای همه قشرهای جامعه برمیگردد؛ عینیت داشتن جنگ بدین معناست که همه اقشار جامعه بتوانند جنگ و تبعات هجمه آن را لمس کنند و به همین دلیل تبعاً مشارکت در دفع مهاجم هم زیاد بود. گاهی، دشمن، دشمنی خود را بسیار پنهانی دنبال میکند، طبیعتاً، در این صورت تنها قشر نخبه جامعه، این نوع از دشمنی را درک میکنند، اما وقتی هجمه به‌شکلی فیزیکی به یک کشور صورت میگیرد، طبیعتاً همه اقشار جامعه این هجمه فیزیکی را بخوبی درک کرده و مقابله با آن را به شکلی گسترده صورت می‌دهند.

2.عامل بعدی، اعتماد به رهبری کشور است. بیشک با تجاوز دشمن، مردم انگیزه لازم برای دفاع را پیدا میکنند اما واقعیت این است که مردم پشت رهبر و رهبرانی قرار میگیرند، که آنان را نسبت به خودشان صادق بدانند؛ به‌عبارتی، رهبران نظام سیاسی را در مسیر صیانت از مصالح کشور ببینند، در غیر این صورت، دفاع مردمی از کشور آنچنان که باید صورت نخواهد گرفت. بنابراین، دومین عامل «اعتماد اجتماعی» و «اعتقاد به رهبری جامعه» بود.

3.ملت ایران در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، گامی در مسیر استقلال برداشته بود اما دشمن با تحریک صدام درصدد توقف دستاورد جمهوری اسلامی در بحث استقلال بود؛ اما مردم نسبت به این موضوع آگاه بودند و از آنجایی که برای رسیدن به این «استقلال سیاسی» تلاش کرده بودند، حفظ آن از اهمیت بسیار زیادی برایشان برخوردار بود. از این رو، حاضر بودند تا جان خود را فدای حفظ استقلال کنند و در این مسیر گام برداشتند و بسیاری در این راه مقدس به شهادت نائل شدند.

4.از دیگر دلایل بالا بودن سطح سرمایهاجتماعی در دوران دفاع مقدس، پیشگامی خود رهبران نظام سیاسی بود. با شروع جنگ، رهبران و کارگزاران جلوتر از دیگران به میدان و جبهههای جنگ شتافتند. در شورای عالی دفاع ملی، حضرت امام خمینی(ره) دو نماینده داشتند؛ آیتالله خامنه‌ای و مرحوم دکتر چمران؛ هر دو این بزرگواران در همان روزهای نخست هجمه صدام بلافاصله به جبههها شتافتند و در اهواز ستادی را تشکیل دادند تا از طریق آن بتوانند با هجمه مهاجم مقابله کنند. بنابراین، در زمینه مقابله با حزب بعث، رهبران نظام جلودار بودند. «پیشگامی رهبران نظام سیاسی» بعدها در حرکتهای مردمی نیز نمودار شد. رهبران نظامی عمدتاً جلو میرفتند و نیروهای مردمی و بسیجی را دعوت به همراهی با خودشان میکردند و اینگونه نبود که خود در یک جای امن سنگر زده و به نیروهای مردمی دستور پیشروی بدهند؛ بلکه همواره خود در صف مقدم، حرکت می‏ کردند.

در جریان دفاع مقدس، تفاوت فاحشی میان «هادیان جامعه» و «مردم» وجود نداشت، فرزندان بسیاری از مسئولان در خط مقدم جبهه شرکت می‏کردند و بعضاً هم به شهادت رسیدند. این قبیل اقدامات «اعتماد عمومی» را رقم میزد. درارتباط با مسائل جامعه قرار نیست که تنها یک قشر خاص فداکاری کند، وقتی مردم فداکاری را عمومی یافتند، با تمام توان خود به میدان عمل ورود میکنند.

5.نکته دیگر الهامگیری ملت ایران از مسائل اعتقادی بود؛ اعتقادات دینی در دفاع از مرز و بوم تأثیر بسیار زیادی داشت. وقتی ملت ایران گام برداشتن در مسیر استقلال را یک ثواب بزرگ و شهادت در این مسیر را یک فوز عظیم می‌دانستند، طبیعتاً نوع نگاه به مقاومت هم فرق می‌کرد و باعث میشد تا حضور مردم در جریان مبارزه و مقاومت گستردهتر شود.

6.در هفته نخست جنگ تحمیلی هنوز نیروهای مردمی وارد میدان نشده بودند، نگرانی در میان نیروهای ارتشی از آنجا که جنگ ندیده بودند و از آن تصویر روشنی نداشتند، به چشم میخورد. اما در ادامه به‌دنبال پیوندی که بین نیروهای مردمی و نیروهای تشکیلاتی و رسمی نظامی ایجاد شد، تحولی در جبهههای جنگ ایجاد کرد. وقتی نیروهای مردمی در کنار سازمان رزم قرار گرفتند توانستند یکدیگر را تقویت و تکمیل کنند. این هم یکی از عوامل بسیار مهم در ایجاد «وفاقی ملی» در دوران هشت ساله دفاع مقدس بود.

مجموعه این عوامل، بستر و زمینهای برای بالا رفتن سطح مشارکت و سرمایه اجتماعی و ایجاد وحدت و اتحاد بیشتر در جامعه شد. درست است که اکنون حدود 33 سال از دوران دفاع مقدس میگذرد، اما هنوز آن پارامترهای وحدتبخش میتواند در جامعه امروز کارکرد داشته باشد و با بهرهگیری و الهامگیری از آنها میتوان بر بسیاری از مشکلات امروز جامعهمان فائق آمد. واقعیت این است که اگر با «الگوگیری از دوران دفاع مقدس» و با «برخورد صادقانه با مردم» حل مسائل جامعه را از طریق تودههای مردم دنبال کنیم، بسیاری از این چالشها را پشت سر خواهیم گذاشت.بنابراین، اگر از تجربه دفاع مقدس بیاموزیم، علیالقاعده مسائل را مردمی خواهیم ساخت، با مردم صادقانه برخورد خواهیم کرد، مردم را در اقتصاد، مسائل اجتماعی و سیاسی مشارکت خواهیم داد تا بتوانیم بر چالشهایی که در این عرصهها وجود دارد، فائق آییم. البته توصیههای فراوانی هم از سوی حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب در خصوص «مردمی کردن مسائل کلان جامعه» صورت گرفت و لازمه این امر داشتن صداقت با مردم است اما در برخی جاها و در برخی برههها این توصیه ‏ها جدی گرفته نشد؛ چراکه اگر جدی گرفته میشد، بسیاری از مسائل جامعه به نحو راحتتری پیش میرفت.

 

کپی