اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰
ریشه‎ ها و زمینه‎ های «وفاق ملی» در دوران دفاع مقدس

قداست یک انتخاب

قداست یک انتخاب
دکتر سید سجاد ایزدهی استاد فقه سیاسی و هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

یکی از نقاط عطف در دوران هشت ساله دفاع مقدس، سطح بالای وفاق و همدلی جمعی در جامعه ایرانی بود؛ تا آنجا که وجود این سطح از وفاق را می‎ توان به‌عنوان یکی از دستاوردهای این دوران نیز به شمار آورد. پرسشی که در این فضا مطرح می‎ شود، این است که تحقق وفاق ملی در شرایط جنگی چگونه محقق شد؟ در این خصوص می‎ توان به پنج مؤلفه اشاره کرد:

1.در دوران هشت ساله دفاع مقدس، دشمن مشترک و مسائلی که این تهدید مشترک در جامعه ایجاد کرده بود، به دغدغه‌ای ملی بدل شد تا آنجا که نگرانی در خصوص آن به شکلی جمعی احساس میشد. واقعیت این است که در شرایط جنگی و بحرانی، شهروندان بهرغم اختلافات جناحی، فکری و... قاعدتاً دشمن مشترک را مقدم تلقی کرده، یک وفاق و همگرایی را حاصل و علیه دشمن اقدام میکنند.

به رغم بهرهمندی جامعه ایرانی از اقوام و مذاهب گوناگون، این گوناگونی به‌هیچ وجه مانع وفاق ملی نشد. حس حمیت و غیرت، دفاع از وطن و ناموس و... موجب شد تا مردم با وجود مشکلاتی همچون کوپنی بودن اجناس، صفهای متعدد، تحریم و... با هم وفاق کنند؛ چراکه بر این باور بودند که با ورود دشمن به کشور، نه تنها مشکلاتشان حل نخواهد شد بلکه به شکل مضاعفتری با مشکلات دست به گریبان خواهند شد. بنابراین منطقاً، مردم به این فراست رسیدند که هزینه دفاع و مبارزه با دشمن بسیار کمتر از آن بود که دشمن بر سرنوشت، جان، مال و ناموسشان سیطره پیدا کند.

2.از دیگر مؤلفههای اثرگذار در تحکیم وفاق ملی در دوران جنگ تحمیلی، هویت دینی و مذهبی بود البته نقش و جایگاه سایر اقلیتهای دینی و مذهبی در جریان دفاع مقدس و حضورشان در تمام دوران جنگ تحمیلی را نباید و نمیتوان نادیده گرفت، اما فارغ از نقش اقلیتهای دینی و مذهبی، وحدت دینی و مذهبی در جامعه ایرانی وفاق ملی را پررنگتر و مستحکمتر کرد چراکه قضیه جنگ تنها، دفاع از کشور نبود بلکه مقوله جنگ «دفاع مقدس» تلقی شد که قداست آن به مبارزه حق علیه باطل برمیگشت؛ بدین معنا که باید برای حق و علیه باطل قیام کرد. علاوه بر اینکه انقلاب اسلامی، پیش فرض بود و این انقلاب برای توسعه معرفتی و فکری‏ اش اقتضا میکرد که منطق انقلاب اسلامی را به همه جای جهان تسری دهد.

طبیعتاً جبهههای ما، فارغ از اینکه مکانی برای جنگ  و حیثیت رزم و تجهیزات سلاح بر آن حاکم باشد، عمدتاً بر محوریت «معنویت»، «حقانیت» و «عبادت» متمرکز بود. لذا آنان که در زمان جنگ حضور داشتند، آن را جنگی عرفانی، عبادی و با محوریت حق می ‏دانستند. در واقع همین حقانیت و معنویت بود که همه مردم را به دور هم جمع میکرد، همان‌طور که باطل عدهای را به دور هم جمع میکند.

3. نقش و تأثیر ولایت فقیه در وحدت رویهای که در دوران دفاع مقدس تجربه کردیم، نیز بسیار قابل تأمل است. انقلاب اسلامی با این پیشفرض تأسیس شد که ادامه حاکمیت امام معصوم(ع) در عصر غیبت است. طبیعتاً، مردم با انقلاب اسلامی، حاکمیت جامعه را به دست فقیه جامعالشرایطی سپرده بودند بنابراین، اگر فقیه به‌عنوان امام جامعه حکم جهاد میکرد، مردم به‌خاطر اطاعت از اسلام و امام، اختلافات احتمالی را کنار گذاشته و همه به تبعیت از ایشان برمیخاستند.

4.انقلاب اسلامی پس از، از بین بردن نظام طاغوتی و اخراج شاه، طبیعتاً محوریتاش را بر مؤلفهها و مفاهیم برآمده از انقلاب اسلامی قرار داد.

دشمن با غرض و با هدف مقابله با انقلاب اسلامی به کشور حمله کرد بنابراین همه کسانی که در فرایند انقلاب اسلامی شرکت داشتند و به آن رأی داده و با حضورشان حاکمیت جمهوری اسلامی را تضمین کرده بودند، خود را در بقای آن مسئول میدانستند و به همین دلیل در جریان جنگ علیه دشمن باهم متحد شدند.

5.آخرین و یکی از مهم‌ترین مؤلفههای اثرگذار در تحکیم وفاق ملی در دوران هشت ساله دفاع مقدس به نقش و تأثیر کاریزماتیک حضرت امام خمینی(ره) برمیگشت؛ ایشان از این توانایی برخوردار بودند که همه مردم را به دور خود جمع کنند تا آنجا که وقتی فرمان جنگ صادر کردند همه مردم فارغ از هر فرهنگ، قوم و زبانی فرمان ایشان را لبیک گفتند و به سوی جبهههای جنگ شتافتند تا از سرزمینشان دفاع کنند.

این 5 مؤلفه از جمله مهم‌ترین دلایلی بود که موجب شد ما سطح بالایی از وحدت رویه را در دوران دفاع مقدس تجربه کنیم؛ به تعبیری این 5 مؤلفه بستری شد تا تفرقهها، تبدیل به وحدت شوند و همه مردم بهرغم اختلافات جناحی، فکری، قومی، مذهبی و... به دور یک منطق جمع شوند و سرانجام هم یک پیروزی افتخار آفرین را رقم بزنند.

اما فارغ از برشمردن دلایل این وفاق و بررسی ریشهها و زمینههای تحقق آن، این پرسش مطرح میشود که اساساً چقدر میتوان از این دوران و تجربههای آن برای امروز جامعه ایرانی الگوبرداری کرد؟ چقدر آن ظرفیتها هنوز هم در جامعه ایرانی وجود دارد؟

واقعیت این است که اگر در زمان جنگ تحمیلی، کاریزماتیک بودن امامِ امت سبب وفاق جامعه شد، آن ظرفیت، امروز هم وجود دارد، اگر مردم به‌خاطر انقلابی که رقم زدند و رأی ای که به حاکمیت نظام جمهوری اسلامی داده بودند، وفاق کردند، طبیعتاً برای تضمین آن مجدداً تلاش خواهند کرد، کما اینکه در راهپیماییها یا تشییع جنازه مرحوم شهید سردار قاسم سلیمانی این امر را

نشان دادند.

اگر ما بتوانیم آرمانهای انقلاب اسلامی را همچنان زنده نگه داریم، یعنی «انقلابی علیه باطل»، طبیعتاً همه انسانهای حق دور هم جمع خواهند شد. اگر در زمان جنگ، فرماندهان در کنار سربازان و نیروهای بسیجی به صورتی یکسان و غیرمتمایز در جبهههای نبرد قرار میگرفتند، امروز هم نه فقط فرماندهان که وزرا، رئیسجمهوری و سایر کارگزاران همه باید از بهرهمندیهای یکسانی برخوردار باشند، اگر این فضا اتفاق بیفتد و تبعیضها از بین برود، مجدداً مردم احساس همدلی کرده و وفاق ملی ارتقا مییابد.

ضمن اینکه مردم ایران همواره به ناموس، مرز و کشورشان عرق داشته و دارند، هر دشمنی در هر قالبی اعم از جنگ نرم یا نظامی، مردم را مجدد در کنار هم قرار خواهد داد؛ چراکه هزینه دور هم جمع شدن و مقاومت کردن بسیار کمتر از، از دست دادن استقلال کشور و افتراق و جدایی است.

 واقعیت این است که مردم همواره نشان دادهاند  از این فراست و آگاهی برخوردارند که باید در برابر هر دشمنی در هر قالبی مقابله کنند تا در نهایت بهرهمندی بهتری را برای خودشان رقم بزنند.

 

کپی