اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • یکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰

کلمات کلیدی
نگاهی به فیلم «درخت گردو» ساخته محمدحسین مهدویان

زخمی بر زخم‌ و حجابی بر رنج

زخمی بر زخم‌ و حجابی بر رنج
علیرضا نراقی منتقد

«درخت گردو» ساخته محمدحسین مهدویان شامل روایت و تصاویری است تکان‌دهنده درباره بمباران شیمیایی سردشت. فیلم با یک زمینه چینی آرام از زمان مرگ شخصیت اصلی خود - قادر مولان‌پور - در سال 1395 آغاز می‌شود

و به همان آرامی وارد فضای روستای مرزنشین «مش‌رحمت» و مردم ساده و مشغول روزمرگی آن در 7 تیر 1366 می‌شود و سرانجام به لحظه واقعه می‌رسد؛ واقعه‌ای که 800 نفر را به‌شدت مجروح و 110 نفر از جمله تمام خانواده قادر شامل همسر و سه فرزندش را در فرایندی بسیار رنج‌آور و کابوس‌وار از بین می‌برد.
عنصر محوری و ارزشمند فیلم توانمندی در نمایش این رنج و کابوس باورنکردنی است. «درخت گردو» با روایتی رخدادمحور در فیلمنامه و مستندنما در ساختار بصری خود، ادامه‌ای است بر همان سبک تصویری مهدویان در فیلم‌های پیش از «درخت گردو». دوربین همچون ناظری پنهان از دید، به شکلی بداهه‌نما در حال حرکت و زوم کردن روی وقایع و شخصیت‌هاست و واقعیت را به شکل باورپذیری نزدیک به همان رنگ و فضا و تشنجی که برای هر مخاطبی قابل تصویر است بازنمایی می‌کند. اما این سبک مستندنما در روند فیلم با موانعی نیز روبه‌روست. اولین مانع اتکای فیلمنامه بر راوی است. اشکالی که درخصوص راوی در این فیلم وجود دارد این است که فیلم با زاویه دید او همراه نیست، زاویه دید فیلم با هما ، معلم آن روستا که واقعه را روایت می‌کند همپوشانی ندارد برای همین در اکثر موارد روایت راوی در همان اندازه اندکی که هست، قابل حذف و حتی زائد است. از دیگرسو همین راوی حذف شدنی حضوری یکدست و پیوسته ندارد و ورود پر رنگ‌اش در انتها، بیشتر نشان از تلاشی خارج از روند طبیعی درام، برای بستن داستان دارد. پایان‌بندی فیلم هم بیشتر به یک حکایت شبیه شده است تا پایان یک درام. تصاویر بی‌ربط انتهایی، عریانی و تلخی حقیقت ابتدایی را به یک اثر سانتیمانتال با جملاتی مثبت‌اندیشانه می‌رساند که دست‌کم متعلق به چنین فیلمی نیست.
مانع دیگر احساسات‌گرایی ساختگی و مشخصاً حجم زیاد موسیقی در فیلم است. واقعیتی که مهدویان به سمت بازنمایی آن با دستور زبان سینمایی خاص خودش رفته، خود یک تراژدی تمام‌عیار و به‌شدت تکان‌دهنده و تأسف‌بار است که به شکلی ارگانیک مخاطب را احساساتی و همدلی او را بر می‌انگیزاند، اینجا تمهیداتی افراطی و ساختگی در غلظت دادن به احساسات در تراژدی خشن و بهت‌آور تنها همان واقعیت رؤیت‌پذیر انسانی را دچار حجاب می‌کند و به یکدستی لحن فیلم آسیب می‌زند.
یکی از نکات مهم در فیلم مهدویان نمایش برخورد نهادی و نیروهای مسلط بر ماجراست. البته مهدویان به‌درستی و با ظرافت تلاش کرده که وجه مردمی و بسیار ملموس واقعه را که اتفاقاً عمق تراژدی ماجرا را نشان می‌دهد فارغ از سیاست و علت‌ها به تصویر بکشد، اما در همان لحظات کوچکی که از حضور نیروهای کنترل‌کننده می‌بینیم عنصری در فیلم برجسته می‌شود که یکی از مهمترین مسائل جمعی ما و بخصوص رویکرد رسمی کشور از دیر باز تا همین امروز در مواجهه با بحران بوده است: رویکرد «انکار». تأکیدات فیلمنامه در چند نقطه حساس روی برخورد انکارآمیز، بسیار هوشمند و قابل توجه است و به وضوح علاوه بر شدت بخشیدن به فضای سردرگم آن زمان، حجم درد و تأسف را افزون می‌کند. رنج این رخداد خود بشدت عظیم و عمیق است اما انکار این رنج یا دعوت به سکوت در باب آن، رنجی مضاعف و زخمی بر زخم است.
تضاد قادر با زمینه رخداد شاید در همین اصل نهفته است، قادر به نوعی سفیر افشا کننده این درد و راوی اصلی زخم است. او به اندازه یک قوم، درون خانه و خانواده خود این رنج را تجربه کرده است و به همین دلیل صدای فریاد او، شکننده آن رنج مضاعف انکار است. اوج تبدیل شدن قادر به چنین فرمانی در پلان فراموش نشدنی‌ای قابل دیدن است که جسد دو کودک کفن‌پوش خود را روی شانه انداخته و پیاده جاده را تا روستا می‌پیماید تا فرزندانش را زیر همان درختی دفن کند که زیر سایه آن بیگناه و بی‌خبر، مشغول آسودن و پروریدن بودند.
البته که همه بازی‌ها در فیلم باورپذیر و با کیفیت است و واضح و مبرهن است که همه نقش‌‌ها دشوار و سخت‌یاب بوده‌اند. نکته با اهمیت در اجرای چنین نقش‌هایی بخصوص برای ستارگان زیاددیده شده‌ای چون پیمان معادی و مهران مدیری، آشنایی‌زدایی از «خود» است. شاید این سخت‌ترین چالش برای هر بازیگری باشد بخصوص بازیگرانی که خود و تیپ معمولشان مدام و مکرر پیش چشم تماشاگران بوده است.
چهره‌ای چون مهران مدیری که دیگر مخاطب به کوچکترین نشانه‌های فیزیکی و بیانی او عادت دارد، بسیار دشوار است که از خود رها شود و تصویری متفاوت ارائه کند. اما در مورد هر دو بازیگر این مهم به‌خوبی اتفاق افتاده است. بخشی از این توفیق حاصل فضاسازی و فرم در آثار مهدویان است، همان تحرک، مستندنمایی و رنگ‌های پریده و سرد، آدم ها را تغییر می‌دهد. اما با وجود این، اجرای معادی و مدیری هر دو در سطحی است که خاصه در تصاویر مربوط به سال 66 آنها در نقش خود به‌خوبی جاافتاده و باورپذیر شده‌اند.

کپی