اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۰
روایت گمشده

نامه نگاری‌ها بین اسد و بوش

نامه نگاری‌ها بین اسد و بوش
مترجم: حسین جابری انصاری

رئیس‌جمهوری اسد در دیدار با بیکر از این گفت که نقش سازمان ملل از نظر سوریه در چارچوب میثاق آن می‌گنجد که در نشست سانفرانسیسکو در سال ۱۹۴۵ تصویب شد و همچنین نظر به مسئولیت این سازمان در تقسیم فلسطین و آواره‌سازی ملت آن دارد. ضمن اینکه از نظر ما سازمان ملل بنا نیست کار ناممکن انجام دهد و همچون «صد دانا، سنگی را که نادانی در چاه انداخته، بیرون آورد».

اما مردمان کشورهای ما همچنان بیشتر از ایالات متحده به سازمان ملل اعتماد دارند. اسد سپس از تفاوت کنفرانس بین‌المللی و کنفرانس منطقه‌ای گفت و اینکه هدف اسحاق شامیر نخست‌وزیر اسرائیل از اصرار بر کنفرانس منطقه‌ای، تنها یک کنفرانس چندجانبه است که به معنای عادی‌سازی روابط با اسرائیل پیش از عقب نشینی و حتی بی‌عقب نشینی از سرزمین‌های اشغالی خواهد بود.

برای اینکه نشست با بیکر، در چارچوب واقعی آن قرار داده شود، باید به این نکته نیز اشاره کنم که جورج بوش رئیس‌جمهوری امریکا، در ۳۱ مه ۱۹۹۱ در پرتو شرط ما برای بازگشت کامل جولان اشغالی به سوریه در ازای مشارکت در روند صلح، نامه‌ای برای حافظ اسد، ملک حسین، اسحاق شامیر، حسنی مبارک [رهبران سوریه، اردن، اسرائیل و مصر] و فیصل حسینی در قدس [شخصیت فلسطینی و فرزند شهید عبدالقادر الحسینی از رهبران قیام فلسطین علیه صهیونیست‌ها]، ارسال کرد.
بیکر در انتظار دریافت پاسخ سریع ما به نامه بوش رئیس‌جمهوری امریکا خطاب به رئیس‌جمهوری اسد بود. اما ما به این شتاب ورزیدن طرف امریکایی پاسخ مثبت ندادیم و نکات آمده در نامه را از منظر سیاسی و ژرف بینانه بررسی و آهنگ آن کردیم که پیش از نامه تضمین‌های ایالات متحده به آن پاسخ ندهیم. امریکا روابط ویژه‌ای با اسرائیل داشت و اسرائیل از پیش و آشکارا فرمول «زمین در برابر صلح» را رد کرده بود. اسحاق شامیر نیز پاسخ خود را به نامه رئیس‌جمهوری بوش، به تعویق انداخته و آن را منوط به دریافت این تأکید کرده بود که کنفرانس صلح بر اساس فرمول «زمین در برابر صلح» نخواهد بود. من ملاحظات سوریه درباره برخی نکات مورد نظر امریکا را به جرجیان سفیر امریکا ابلاغ کرده و بیکر که گویی این ملاحظات را با رئیس‌جمهوری بوش بررسی کرده بود، مرا به نشستی دوجانبه در پرتغال دعوت کرد.

پیام کتبی بوش به اسد
نشست میان من و بیکر در لیسبون به درخواست امریکا و در ظهر شنبه اول ژوئن ۱۹۹۱ برگزار شد. ولید معلم [سفیر سوریه در واشنگتن] و زکریا اسماعیل معاون وزارت خارجه سوریه و ادوارد جرجیان، دنیس راس و مارگارت تتوایلر از دو طرف سوری و امریکایی در این نشست حضور داشتند. بیکر نشست را با گفتن این جمله آغاز کرد که از نگرانی‌های ما درباره برخی نکات از طریق جرجیان مطلع شده و حامل پیامی مکتوب از رئیس‌جمهوری بوش به رئیس‌جمهوری اسد است که در مرحله‌ای از ملاقات آن را به من ارائه خواهد کرد. از بیکر خواستم ابتدا از متن پیام بوش مطلع شوم و با سرعت و در عین حال دقت، پیام را خواندم.
به بیکر یادآوری کردم برداشت نخست من از پیام، مهم بودن آن است. بیکر توضیح داد که «پیامی بسیار مهم» و دربرگیرنده «عناصر افزوده ای» است. از بیکر پرسیدم: «چه عناصر افزوده ای؟» و به یادش آوردم که گفت‌و‌گوهای درازدامنی بویژه درباره تضمین‌ها و نقش سازمان ملل متحد در کنفرانس و تداوم آن، میان او و رئیس‌جمهوری اسد انجام شده است. بیکر پاسخ داد: «این نخستین باری است که ایالات متحده چنین تضمینی در منطقه خاورمیانه ارائه می‌کند، زیرا بدون این تضمین، اسرائیل بلندی‌های جولان را بازنمی‌گرداند و اگر اسرائیلی‌ها به فرض آهنگ آن کنند که جولان را به‌خاطر اهمیت آن برای امنیت خود نگه دارند، در این صورت ایالات متحده، پیش آمده و به آنها خواهد گفت: امریکا مرزهای شما را تضمین می‌کند.» بیکر افزود چنین تضمینی را هیچ طرفی جز ایالات متحده نمی‌تواند ارائه کند.
بیکر افزود: یکی از عناصر افزوده‌ای که در پیام رئیس‌جمهوری بوش نیامده است، موافقت اسرائیل با کوتاه کردن زمان مذاکرات انتقالی بین اسرائیل و فلسطینی‌ها به نحوی که حتماً یک ساله پایان یابد و همچنین موافقت اسرائیل با گزیر‌ناپذیری برگزاری گفت‌و‌گوهای چندجانبه برای بررسی مسائل منطقه‌ای در درون کنفرانس [بین‌المللی] صلح و در چارچوب نظارت امریکا و شوروی است. نقش سازمان ملل متحد هنوز در حال بحث و بررسی است. بیکر گفت: اروپایی‌ها می‌توانند نماینده‌ای از سوی خود بفرستند تا ملاحظات آنها را در جلسه افتتاحیه و هنگام بازبرگزاری گفت‌و‌گوها، مطرح کند. بیکر به این نکته هم پرداخت که اسرائیل با پذیرش نشستن با فلسطینی‌هایی از سرزمین‌های اشغالی از موضع خود کوتاه آمده است. از او پرسیدم «این کوتاه آمدن از موضع است؟ اگر نشستن رودررو با سازمان آزادیبخش را می‌پذیرفت می‌شد آن را کوتاه آمدن تلقی کرد. اما در این موضوع آنها امتیاز گرفته‌اند و چیزی نداده‌اند. این کوتاه آمدن از سوی آنها نیست و اگر صلح می‌خواهند، باید راه حل عادلانه‌ای برای مشکل فلسطین تدارک بینند.»
بیکر گفت: «اسرائیل با سازمان آزادیبخش مذاکره نمی‌کند، اما فلسطینیان از سرزمین‌ها [ی اشغالی] و سازمان [آزادیبخش فلسطین] و اردن با آرامش و به شکل غیرآشکار، درباره هیأت مشترکی توافق خواهند کرد.» در پی این بحث فضای نشست ما بار دیگر تنش آلود شد و بیکر را واداشت که بگوید: «باور کنید حکومتی در امریکا بهتر از حکومت فعلی نخواهید یافت. فرصت را از دست ندهید». به او گفتم: «مشکل اصلی با حکومت امریکا نیست، با حکومت اسرائیل است، اگر دلخوش به این بودیم که در توان ایالات متحده است که بی‌اثرپذیری از روابط راهبردی خود با اسرائیل، بر اسرائیلی‌ها فشار بیاورد، تردیدی درباره نتایج نداشتیم.» همچنین افزودم: «اما نگران آن هستیم که اگر شما در برابر اسرائیلی‌ها کرنش کردید و نتوانستیم آنها را در مذاکرات نسبت به نقش فعال سازمان ملل متحد قانع کنیم، چگونه خواهید توانست آنها را به سازشی قانع سازید که بر اساس مشروعیت بین‌المللی باشد.»
از ایالات متحده خواستم تضمینی درباره هدف مذاکرات ارائه کند و به او دقیقاً این سخنان را گفتم: «هدف، می‌بایست آشکار باشد، که بازگرداندن حق ما است.» بیکر گفت او تنها می‌تواند بر اصل «زمین در برابر صلح و نپذیرفتن پیوست یک اینچ از جولان توسط اسرائیل» تأکید کند و اینکه امریکا متعهد به «تضمین مرزهایی است که شما و اسرائیلی‌ها توافق کرده و آن را ترسیم می‌کنید.»
بیکر پی در پی فرمول «زمین در برابر صلح» را تکرار می‌کرد. از او پرسیدم: «چرا نمی‌گویید زمین‌های مشخص در برابر صلح مشخص تا دربرگیرنده همه سرزمین‌های اشغالی عربی باشد؟» او پاسخ داد: «این فرمول با همه جبهه‌ها سازگار است. اما اگر آنچه شما می‌گویید را مبنا قرار دهیم، فرض کنیم اسرائیل با اعلام اینکه فلان زمین را می‌خواهم نگه دارم مایل باشد با توافق با طرف فلسطینی، زمین‌هایی را با آنها مبادله کند. در این صورت به نظر شما برگزاری کنفرانس را در جدال پیرامون این موضوع با شکست مواجه کنیم؟» من گفتم این یعنی اسرائیلی‌ها می‌توانند هر چه را نمی‌پسندند، ویران کنند.

نامه پاسخ
اجلاس سران ۷ کشور صنعتی جهان، در حال یا در آستانه برگزاری در لندن و از زوایای مختلف از اهمیت برخوردار بود. هم به اعتبار حضور قدرتمند‌ترین اقتصاد‌های جهان و هم به‌خاطر برگزاری آن پس از پیروزی این کشورهای سرمایه‌داری بر اردوگاه کمونیستی و همچنین حضور جورج بوش رئیس‌جمهوری امریکا به‌عنوان قطب اصلی اردوگاه سرمایه‌داری که با همراه داشتن موافقت حافظ اسد رئیس‌جمهوری سوریه با برگزاری کنفرانس صلح، وارد نشست می‌شد. با اینکه نشست سران هفت کشور به‌طور معمول، پوشش رسانه‌ای گسترده‌ای نمی‌یافت، اما سر و صدای رسانه‌ای که در پیامد نشست لندن شکل گرفت جهان را آکنده از امید به برگزاری زودهنگام کنفرانس صلح خاورمیانه کرد./ ایران 

کپی