اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۰

چرا انسان‌های موفق زمان کافی برای انجام همه کارها را دارند؟

چرا انسان‌های موفق زمان کافی برای انجام همه کارها را دارند؟
علی حاجی رضا کارشناس ارشد مدیریت پروژه و مربی و مشاور توسعه فردی

شاید برای بسیاری از ما عجیب به نظر رسد افرادی که در سطوح بالای مدیریتی هستند، یا کسانی که موفق به نظر می رسند، در تمامی موارد دیگر زندگی نیز بسیار موفق هستند.

به طور مثال می بینم که اکثر این افراد ورزش می کنند، روابط خانوادگی خوبی دارند؛ به فرزندانشان به خوبی رسیدگی می کنند و حتی در همه جلسات اولیا و مربیان مدرسه فرزندشان شرکت می کنند و عضو فعال هستند؛ اما ما در حالی که درگیر یک شغل کاملا معمولی هستیم، عملا وقتی برای دیگر درگیری های زندگی نداریم و در برخی موارد به ناچار از خانواده، روابط و دیگر امور دست می کشیم؛ با این وجود در نهایت باز هم زمان کافی نداریم و خسته هستیم و با خود فکر می کنیم چگونه چنین چیزی امکان پذیر است؟ 

تنها جواب و علت ساده این اتفاق، بی تردید «برنامه‌ریزی» است. ما به سادگی از بار مسئولیت این اتفاق شانه خالی می کنیم و می گوییم: حتما آن ها برنامه ریزی دارند؛ ولی واقعیت ماجرا این نیست که صرفا با برنامه ریزی همه چیز حل شود و اگر به این سادگی بود، هرکس به راحتی و با کمک یک مشاور، برنامه زندگی خود را درست و هموار می کرد. حال آنکه برنامه ریزی شرط لازم است؛ نه کافی.

در واقع داستان بدین گونه است که هیچ کس نمی تواند برای زندگی ما برنامه ریزی کند. برنامه ریزی باید توسط خود فرد انجام شود و هرکس باید برنامه ای را که شخصا تهیه کرده است، اجرا کند و این دقیقا مشکل اصلی است.

به طور معمول شخصی که برنامه های زندگی اش منظم نیست و وقت کم دارد، توانایی برنامه ریزی و عمل به آن را ندارد، چون در واقع «معتاد» است. او «اعتیاد به ضرورت» دارد؛ ما وقتی معتاد به ضرورت می شویم، تنها به کارهای روزمره و ضروری و فوری می پردازیم و از انجام کارهای مهم خود باز می مانیم.

وقتی از فردی که اعتیاد به ضرورت دارد، می خواهیم که برنامه ریزی داشته باشد و کنترل زندگی را در دست بگیرد، درست همانند آن است که از یک فرد معتاد بخواهیم که اعتیادش را کنار بگذارد. آن فرد می داند که باید اعتیاد را کنار بگذارد؛ اما نمی تواند این کار را انجام دهد.
 

چگونه کارها را انجام دهیم تا سریع تر به موفقیت برسیم؟

این در واقع خواسته تمام انسان هاست؛ اما آیا به راستی این سوال درستی است؟ روشن است که خیر. این سوال، نشان از اعتیاد به ضرورت دارد. در پی هیجان ناشی از انجام کارها و درنتیجه دستاوردهای کوچکی که در طول روز داریم، ماده ای شیمیایی به نام «دوپامین» در بدن ما ترشح می شود. دوپامین بسیار شعف آور است و حال خوبی را در فرد ایجاد می کند. در پایان روز وقتی انسان در کنار تعداد زیادی از کارهای انجام شده آن روز تیک می زند، بسیار خوشحال است و احساس  غرور و رضایت نسبت به خود دارد.

اما مساله مهم این است که دوپامین به شدت اعتیاد آور است و دقیقا همان ماده ای است که در پی مصرف الکل، سیگار، مواد مخدر، قمار و .... در بدن ترشح می شود. یکی از دلایلی که یک قمارباز نمی تواند از سر میز قمار بلند شود یا یک معتاد به الکل نمی تواند الکل را کنار بگذارد، وجود دوپامین است. در واقع ما از انجام کارها، بی آن که بدانیم، به عنوان منبعی برای تولید دوپامین استفاده می کنیم.

این روند به مرور زمان، منجر به اعتیاد به ضرورت می شود.
تمام آدم های بزرگ و موفق دنیا می دانند که اتفاق های خوب دنیا، زمان بر است و  برای تحقق آن ها باید زمان صرف کرد.

حال آنکه ما همواره موفقیت های کوچک زود آیند را به موفقیت های بزرگ دیرآیند ترجیح می دهیم. در واقع شکلاتی که من در این لحظه می خورم ، پاداشش قند موجود در آن و درنتیجه حال خوب من در آن لحظه است. اما در هنگام ورزش کردن وقتی که از باشگاه برمی گردم، تأثیر آن را در بدن خودم نمی بینم و این اثر، بزرگِ دیرآیند است.

من به دنبال تغییر بزرگ در بدن خودم هستم و این زمان می برد و در هفته های آغازین من هیچ تغییری نمی بینم. به همین دلیل انسان، دستاوردهای کوچکِ زودآیند را، جایگزین دستاوردهای بزرگِ دیرآیند می کند.
 

چگونه ترک اعتیاد ضرورت انجام دهیم؟

اساسا اولین قدم در ترک اعتیاد هر ضرورتی، پذیرش آن است. ما قصد داریم برای تمام کارهای روزانه ای که انجام می دهیم، به صورت هفت روز متوالی ولی جداگانه، این تمرین را انجام دهیم.

برای این امر، باید بصورت روزانه، کارهایی که در طول روز انجام داده ایم را در ماتریس آیزنهاور جای گذاری کنیم.
کار ضروری، کاری است که به زمان وابسته است. مثلا قبض موبایل که باید در زمان مشخصی پرداخت شود یا زمانی که در اثر تصادف، باید سریعا با اورژانس تماس بگیریم و در سریع ترین زمان ممکن، به مصدومان کمک کنیم. کار ضروری در واقع کاری است که اگر پارامتر زمان را از آن خارج کنیم، آن کار را می توان بعدا هم انجام داد.

کار مهم، کاری است که در راستای اهداف و ارزش های ما باشد. معمولا سیستم عصبی ما، ما را به سمتی سوق می دهد که کارهای مهم را می گذاریم برای سر فرصت. آن «شنبه معروف»، آن «از سال آینده»، آن «بعد از تابستان» و .... که هیچوقت هم نمی آید. چرا ؟ چون کار مهم هستند و ما انجام آن ها را همواره برای زمانی بهتر، به تعویق می اندازیم.

مادامی که انسان، مشغول انجام ضروریات است، نمی تواند به کارهای مهم بپردازد.
شما باید  پس از پر کردن روزانه ماتریس،  ببینید که به چه میزان در هر مربع قرار دارید. در اینجا همراهی یک مشاور برای اطمینان از تشخیص و تمیز دادن کارهای ضروری و مهم از یکدیگر، می تواند کمک کننده باشد؛ زیرا ممکن است که شما به اشتباه، کلمه ضرورت را به کارهای مهم اطلاق کنید یا بالعکس.
 

اولویت بندی کارها

پس از این مرحله باید کارها را اولویت بندی کنیم: کارهایی که در مربع ۱ قرار دارند،کارهای مهم و ضروری هستند و بی درنگ باید انجام شوند. مربع ۲، اوج لذت و کیفیت کار است. کارهای مربع ۲، در راستای رسالت، هدف و عشق فرد است و وی بدون اجبار یا محدودیت زمان و با انبساط خاطر در حال انجام آن ها است. هرچه فرد زمان بیشتری را در مربع ۲ سپری کند، بیشتر در زمان حال حضور دارد.

مربع ۳ جایی است که ما در حال لطف کردن به دیگران هستیم. کارهای مربع ۳ ضرورت دارند؛ اما نفع آن ها برای دیگران است. مربع ۴ جایگاه وقت گذرانی است و البته که حتما در زندگی لازم است.

کارهای مربع ۴  را می توان به زمان دیرتر موکول کرد. آدم های موفق معمولا در مربع۲ و بعضا در مربع ۱ و ۴ قرار دارند. آن ها به ندرت به مربع ۳ کشیده می شوند. به همین جهت به نظر می رسد که آدم های موفق همواره برای همه کارهایشان وقت دارند؛ همه زندگیشان روی نظم است و از بیرون به نظر خوش بخت هستند. 
 

برای نزدیک شدن به سبک زندگی انسان های موفق چه کنیم؟

 

قدم اول پذیرش و درک اعتیاد به ضرورت است. قدم دوم اقدام برای ترک اعتیاد به ضرورت و قدم سوم حضور در مربع ۲ برای زمان طولانی تر است. این فرآیند منجر به نزدیک شدن به سبک زندگی انسان های موفق می شود./ ایران‌آنلاین 

چرا آدم موفقی نیستید؟

 

 

 


 

کپی