اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱ مهر ۱۴۰۰

کلمات کلیدی

چه اتفاقی برای افغانستان افتاد؟

چه اتفاقی برای افغانستان افتاد؟

"جنگ طولانی برای آینده افغانستان که در ۱۹۷۸ آغاز شد، همچنان ادامه دارد و شاکله آن با تصمیماتی که در کابل، منطقه و در میان قدرت‌های بزرگ اتخاذ می‌شود، شکل می‌گیرد. بدون تردید، افغانستان و مردم آن هزینه سنگینی را برای این شکست غم‌انگیز و فروپاشی جمهوری خود خواهند پرداخت."

 "جوزف کالینز" سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا و معاون پیشین رئیس پنتاگون در عملیات‌های ثبات بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ در مطلبی با اشاره به تحولات افغانستان برای پایگاه "دیفنس وان" نوشت: «فقط ۲۰ سال پس از فروپاشی رژیم طالبان، طالبانی نیرومند، نیروهای ارتش و پلیس تحت آموزش ایالات متحده و پشتیبانی آنها را که زمانی بالغ بر ۳۳۰ هزار تن بودند، شکست دادند. ارتش و پلیس افغانستان با ۸۸ میلیارد دلار کمک امنیتی ایالات متحده، این جنگ سخت را برای هفت سال رهبری کردند و ۶۶ هزار نیروی خود را از دست دادند که بسیار بیشتر از کشته شدگان ایالات متحده در ویتنام بود.

اما در نهایت، نیروهای امنیتی افغان و دولت کابل تحت فشار چشمگیر طالبان سقوط کردند و شاهد خروج ایالات متحده آمریکا شدند. در افغانستان چه مشکلی پیش آمد؟ مسائل "فراوان"، پاسخ کوتاه به این پرسش است، اما ۲۰ سال یا به عبارتی دو دهه اشتباه نیروهای افغان و ائتلاف موجب شد تا شکست و ناکامی که در چند هفته گذشته در کابل رخ داد، ایجاد شود.

هر یک از روسای جمهوری آمریکا اشتباهات جدی مرتکب شدند. ایالات متحده و شرکای ائتلافی‌اش در ۱۶ سال اول تعهد خود، با وجود هزینه‌های هنگفت و تلاشهاشان، در افغانستان "حرکت آهسته رو به جلو" داشتند. جورج بوش، رئیس جمهوری اسبق آمریکا چشم از جنگ افغانستان برداشت و روی عراق تمرکز کرد.

بوش این ماموریت را از مبارزه با تروریسم به سمت ملت‌سازی گسترش داد، اما نتوانست به اندازه کافی به رشد قدرت طالبان بپردازد. باراک اوباما، رئیس جمهوری سابق آمریکا هم تعداد نیروهای آمریکایی را به بیش از ۱۰۰ هزار تن رساند، اما برخلاف توصیه نظامی و با وجود افزایش قدرت طالبان، این نیروها طی پنج سال از بیش از ۱۰۰ هزار تن به ۸۴۰۰ نیرو کاهش یافتند.

دو رئیس جمهوری بعدی آمریکا مایل به خروج نظامی کامل بودند اما در پیگیری این هدف، اعتماد موجود میان متحدانمان را از بین بردند. رئیس جمهور دونالد ترامپ برای مدت کوتاهی تعداد نیروها را افزایش داد اما بعد متحدانمان را کنار زد و مستقیما با دشمن وارد مذاکره شد و توافق کرد بدون یک آتش بس یا سازش چشمگیر با طالبان، تمام نیروهای آمریکایی تا مه ۲۰۲۱ خارج شوند.

جانشین او جو بایدن هم به رغم توصیه وزارت دفاع و وزارت امور خارجه، روی سیاست ترامپ تاکید کرد و رویگردانی بیشتر کابل و شرکای ائتلافی ما را موجب شد. محاسبات غلط و گام‌های اشتباه در نهایت موجب شد تا نیروهای آمریکا و ائتلاف عملیات تخلیه از فرودگاه کابل را آغاز کنند که دروازهای بیرونی آن از سوی طالبان کنترل میشد.

رئیس جمهوری کنونی آمریکا همچنین در اوج فصل نبرد تصمیم به خروج گرفت. اعلامیه‌های واشنگتن درباره حمایت بی‌پایان از کابل رنگ باخت؛ ژنرال آستین میلر که آخرین فرمانده آمریکا در این کشور بود، خارج شد و پرچم سفارتخانه پایین آمد و در نهایت نیروهای آمریکایی پایگاه بگرام را که زمانی مصداق قدرت و تعهد آمریکا بود، رها کردند. نیروهای تحت فشار افغان و دولت کابل، بدون حمایت داخلی و بین‌المللی از هم پاشیدند و مقدمات پیشرفت سریع و گاها بی دردسر نیروهای طالبان را فراهم کردند.

در هر دولتی، انتخاب‌ها تبعاتی دارد. نزدیک به ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی و ۶۶ هزار سرباز و افسر پلیس افغان کشته و یک تریلیون دلار از پولهای ایالات متحده در راه این شکست هزینه شد. اقدامات شجاعانه مردان و زنان یونیفورم پوش ما باعث تخلیه ۶۰۰۰ آمریکایی و ۱۱۷ هزار شریک افغان تا ۳۰ اوت شد، اما در این روند سیزده نظامی آمریکایی و بیش از ۱۷۰ افغان در بمبگذاری انتحاری داعش-خراسان در فرودگاه کابل کشته شدند.

عوامل اصلی شکست و سقوط حکومت جمهوری اسلامی افغانستان چه بود؟ نخست اینکه، دولت افغانستان ناکارآمد و فاسد بود. هرچه متحدان بیشتر منابع را به این کشور تزریق می کردند، پول بیشتری به نهادهای فاسد وارد می‌شد. ناتوانی ائتلاف در کنترل تولید موادمخدر سالانه بالغ بر یک میلیارد دلار به طالبان سود میرساند. حتی ارتش و پلیس که برای جان خود می‌جنگیدند، غرق در فساد و پارتی بازی بودند. حمایت از نیروهای میدانی هرگز کافی نبود.

دوم اینکه، ایالات متحده هرگز به استراتژی موثری دست نیافت. افغانستان غالباً بعد از سیاستهای دیگری مانند جنگ در عراق قرار میگرفت. مقامات آمریکایی اغلب اوضاع افغانستان را برای مردمی که زیاد قائل به تعهد نبودند، تمیز جلو میدادند. در پایان، ترامپ و بایدن با دشمن مذاکره کردند و اعتماد متحدان تحت فشار را خدشه دار کردند. ما احساس ترد شدگی را ایجاد کردیم که در نهایت به فروپاشی نیروها و دولت افغانستان کمک بزرگی کرد.

سوم اینکه، شرور اصلی این داستان پاکستان است. این "متحد اصلی غیرناتو" ما، طالبان را ایجاد کرد، به آن مشورت داد، آن را بزرگ کرد، دوباره به آن حیات بخشید و پناهگاهی امن برای طالبان فراهم کرد. این پناهگاه امن، مقابله با شبه نظامی گری را تقریباً غیرممکن کرد. ژنرالهای پاکستانی با استفاده از نقش خود به عنوان یک قدرت هسته‌ای ضروری در خطوط تأمین ما به افغانستان، یک بازی دوگانه را با موفقیت انجام دادند. پاکستان با هدف جلوگیری از نفوذ هند، از طالبان حمایت کرد، در حالی که خود را متحد در جنگ با ترور نشان میداد. اسامه بن لادن سالها زیر سایه نظامی پاکستان زندگی کرد. پیروزی طالبان در واقع پیروزی خیانت پاکستان است. با این حال، حمایت از رادیکال‌های اسلامگرا خطر بزرگتری را برای ژنرالهای پاکستانی و سیاستمداران همفکر آنها ایجاد میکند. اگر شبه نظامیان اسلامگرا میتوانند کشوری که تحت حمایت یک ابرقدرت است بگیرند، پس ممکن است فکر کنند که پاکستان انتخاب ساده‌ای است. 

چهارم اینکه، ما یک ارتش و نیروی پلیس به سبک آمریکایی ایجاد کردیم که چندان مناسب این ماموریت نبود و به حمایت لجستیکی زیادی نیاز داشت. این نیروها به حمایت هوایی متحدان متکی بودند. در میدان نبرد، کارها پر از ایراد بود مگر در مورد یگانهای کماندوهای افغان که عوامل ویژه ائتلاف آنها را آموزش داده بودند. در سال ۲۰۱۴ که افغان‌ها مسوولیت نبرد را بر عهده گرفتند، ائتلاف از حمایت و مشاوره خود به یگان‌های افغان در خط مقدم کاست.

تلاشهای ما برای ایجاد نیروی هوایی افغانستان در آغاز کند بود و هرگز در سطح رضایت بخش قرار نگرفت. زمانی که آمریکا پیمانکاران حفظ و نگهداری خودش را بیرون برد، عملا ۲۰۰ جنگنده نیروی هوایی افغانستان زمین گیر شد. بیش از ۴۰ هواپیمای افغانستان به سمت ازبکستان رفتند. در نهایت، هزاران خودرو و ده‌ها هزار مهمات به کنترل طالبان درآمد.

نهایتا اینکه، طالبان یک مخالف قدرتمند دولت کابل بود. بسیاری از گروه‌های طالبان با تب و تاب اسلامگرایی و بیگانه هراسی افغان، به خوبی جنگیدند و فساد آنها کمتر از نهادهای دولتی محلی بود. نیروهای دولتی به ندرت در روحیه و انگیزه به پایان طالبان که به خوبی با فعالیتهای مجرمانه و پاکستان تامین مالی میشد، میرسیدند.

حرف پایانی اینکه، ما نباید اجازه دهیم افغانستان بار دیگر به پناهگاه امنی برای تروریستها تبدیل شود که بتوانند ایالات متحده را تهدید کنند. ما کشوری را باقی گذاشتیم که هم مشکل داعش خراسان را دارد و بیش از ۵۰۰ عضو القاعده در آن فعال هستند، هم اینکه هنوز با طالبان اتحاد دارند. امروز طالبان از خط ترقی صحبت می‌کنند، اما تحرک شبکه حقانی و ناآگاهی فرماندهان خط مقدم بسیار مشهود است.

هزاران آمریکایی و افغان در عملیات تخلیه جا ماندند و ممکن است گروگانهای رژیم طالبان شوند که البته وعده آزادی سفر و مهاجرت پس از خروج آمریکا را داده است. جنگ طولانی برای آینده افغانستان که در ۱۹۷۸ آغاز شد، ادامه دارد. شخصیت آن با تصمیماتی که در کابل، منطقه و در میان قدرتهای بزرگ اتخاذ می‌شود، شکل می‌گیرد. بدون تردید، افغانستان و مردم آن هزینه سنگینی را برای این شکست غم‌انگیز و فروپاشی جمهوری خود خواهند پرداخت.»/ ایسنا

کپی