اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰

چرا گاهی از حق انتخابمان استفاده نمی کنیم؟

چرا گاهی از حق انتخابمان استفاده نمی کنیم؟
دکترمینانبئی مربی مهارت های زندگی

ممکن است که برای شما هم پیش آمده باشد زمانی که به مهمانی دعوت شده اید، در بدو ورود از شما پرسیده شده که چای میل دارید یا شربت؟ و شما به دلایلی مثل تعارف، رودربایستی یا خجالت، نتوانستید انتخابتان را به زبان بیاورید و با عبارت «فرقی ندارد»، حق انتخاب خود را به صاحبخانه واگذارکرده اید؛ و برای مثال مجبور شده اید به جای شربت خنک یا بستنی، وسط تابستان گرم، علیرغم میل و خواسته خود، چای داغ بنوشید.

ایران آنلاین/ هر چند که فرهنگ تعارف در تعاملات ما ایرانیان وجود دارد و چه بسا در وضعیت های گوناگونی این تعارفات نشان از رفتاری ارزشمند و ریشه دار است؛ اما چنین رفتارهایی همیشه هم از اصالت و چشم و دل سیری و بی اهمیت بودن مادیات و تعارف سرچشمه نمی گیرد. روشن است که چای با شربت و زرشک پلو با قرمه سبزی متفاوت است و بی تردید یکی از این دو در یک زمان و شرایط خاص برای ما بر دیگری برتری دارد.
در واقع برخی از ما همواره در بیان احساسات، عقاید، نظرات و خواسته هایمان ناتوانیم و به همین سبب هم یا حق انتخاب خود را در موضوعات بزرگ و کوچک به دیگری واگذار می کنیم؛ یا آنقدر هیچ تصمیمی نمی گیریم که دیگران برایمان تصمیم بگیرند.

چه زمانی انتخاب نکردن، خود یک انتخاب و رفتار سالم و درست است؟
بسیاری از انتخاب نکردن ها از انفعال ما رخ می دهد؛ برای مثال گاهی این انفعال در شرایطی اتفاق می افتد که در برابر منبع قدرتمندی قرار می‌گیریم؛ تصور کنید با فرزندمان برای سفارش کیک تولدش به شیرینی فروشی رفته ایم. ما در جایگاه پدر یا مادر یک کیک را می پسندیم و فرزندمان با علایقی که مختص جنسیت و سن و سال اوست، کیک دیگری را دوست دارد ولی چون در برابر رفتارهای تحکم آمیز والدین قرار می گیرد، یا اصلا نظرش را به زبان نمی آورد و از حق انتخاب خود چشم پوشی می کند یا چنانچه پس از بیان نظرش با او مخالفت شد، به وادی انفعال کشیده می شود و برخلاف میلش به انتخاب کیکی که مورد علاقه اش نیست، رضایت می دهد؛ در حالی که از این انتخاب خشنود نیست؛ اما حالت دیگری هم وجود دارد که یک شخص از حق انتخاب خود می گذرد؛ اما رفتار او منفعلانه و از سر ناتوانی نیست.این حالت زمانی رخ می دهد که ما با رضایتمندی حق انتخابمان را واگذار می کنیم؛ یعنی خواسته خود را می دانیم؛ توانایی بیان و ابرازش را هم داریم؛ اما به دلایلی چون مصلحت اندیشی، رعایت حال و وضعیت شخص مقابل، گذشت و مهربانی در حق دیگری، آگاهانه و با توانایی انتخاب می کنیم که انتخابی نکنیم. مثال ساده آن زمانی است که در یک گفت و گو یا اختلاف نظری، ما کاملا توانایی استدلال درباره یک موضوع را داریم؛ اما به مصلحتی ترجیح می دهیم که سکوت کنیم.
نکته مهم و تفاوت میان این دو شیوه برخورد که یکی رفتار درست و دیگری نادرست است، احساس بعد از این رفتار است. اگر من از کسی عصبانی هستم و نمی توانم خشمم را ابراز کنم و از ناتوانی خود حال بدی دارم؛ این رفتار منفعلانه است؛ اما اگر من می توانم خشمم را ابراز کنم؛ اما بالغانه و هوشمندانه آن را مدیریت می کنم تا رفتاری متناسب با شرایط کرده باشم و قلبا هم از عملکرد خود راضی هستم، رفتار من سالم و درست است.

چه کنیم که رفتارهایمان منفعلانه و از ناتوانی نباشد؟
گام اول این است که حقوق خود را بشناسیم و بدانیم که اگر دلمان در این لحظه یک نوشیدنی خنک می خواهد، نه از ادب به دور است که شربت را انتخاب کنیم و نه نیازی است که تعارف کنیم؛ما حق انتخاب داریم؛ از طرفی برای صاحبخانه هم تفاوتی ندارد که با شربت از ما پذیرایی کند یا با چای  وگرنه این پیشنهاد را نمی داد. دوم این که اعتماد به نفس خود را از طریق گفت و گوی درونی افزایش دهیم و  از قبل به موقعیت هایی که ممکن است در آنها منفعل شویم و برخلاف میل و خواسته خود عمل کنیم، فکر کنیم و تمرین کنیم که در آن لحظه بتوانیم واکنش منطقی دلخواهمان را انجام دهیم. برای مثال اگر به آرایشگاه رفته ایم تا موهایمان را کوتاه کنیم و آرایشگر به ما پیشنهاد ماساژ هم می دهد و ما نیازی به این کار نمی بینیم یا هزینه ای برایش در نظر نگرفته ایم، دچار انفعال نشویم و با اعتماد به نفس پیشنهاد او را رد کنیم. درگام سوم نیز احساس عزت نفس و ارزشمندی را در خود تقویت کنیم و به این باور برسیم که ما هم مانند همه انسان ها ارزشمند هستیم و از حقوق برابری با دیگران برخورداریم. رفتار ما و سبک ارتباطی ما تنها زمانی سالم و ارزشمند است که به حقوق، عقاید و خواسته های خود هم مانند حقوق، عقاید و خواسته های دیگران توجه کنیم و احترام بگذاریم؛ برای مثال اگر در برنامه روزانه خود انجام یک کار اداری مهم را گذاشته ایم و به یکباره همسایه ما تماس می گیرد و درخواست می کند که او را برای انجام کاری همراهی کنیم، ما این حق را داریم که به راحتی درخواست آن شخص را رد کنیم؛ چرا که با این یاری یا فداکاری منفعلانه در واقع داریم حق خود را نادیده می گیریم و کار مهمی را به تاخیر می اندازیم؛ روشن است که هر جا هم که مصلحتی ایجاب کند یا واقعا آسیبی به برنامه های ما وارد نشود و تبعاتی برایمان نداشته باشد، باید این انعطاف و مهربانی را نسبت به دیگران داشته باشیم که با توانایی و رضایت خاطر، انتخاب کنیم که از حق خود بگذریم و ایثار کنیم. 


 

کپی