اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰
روایت گمشده

حمله عراق به کویت

حمله عراق به کویت
مترجم: حسین جابری انصاری

تلاش‌های دیپلماتیک با تشویق امریکا، آغاز شده و نشستی میان عراق و کویت زیر نظر سعودی در جده برگزار شد تا وضعیت بین دو کشور را تا هنگام نشست رئیس‌جمهور عراق و امیر کویت در تاریخ مقرر یعنی ۳۱ ژانویه، آرام کند. قرار بود مبارک و ملک فهد نیز در این ملاقات حضور یافته و کوشش کنند با به‌کارگیری روش مدیریت بحران‌های عمیق، فتیله بحران را پایین بکشند. اما در عمل، نشست جده موفق نشد و نمی‌توان با قطعیت گفت در آن چه گذشت.

در این لحظات و در چارچوب این تحولات، موج تماس‌های عربی و بین‌المللی با عراق و کویت آغاز شد. من بر‌اساس برداشت خود از محتوای این تماس‌ها - نه اسنادی که طبیعتاً در اختیار ندارم - با قاطعیت می‌گویم کسانی که صدام را برای یورش به کویت تحریک می‌کردند و آنها که حل دوجانبه موضوع را تشویق می‌کردند، زیاد بودند اما تنها اندکی از تماس‌گیرندگان، به خطرناک بودن تحول پیش‌رو، فکر کرده بودند. دیدارها میان رئیس‌جمهور مبارک، ملک فهد، صدام حسین و ملک حسین در امان با تشویق رئیس‌جمهور بوش متوقف نشده و تماس‌های دیپلماتیک در آن روزها و هفته‌های بسیار گرم، قطع نشد. اما ورود به جزئیات این دیدارها و تماس‌ها، کمکی به درک عمیق‌تر رویداد نمی‌کند و تنها فضایی زهرآگین و ناامیدانه خواهد آفرید. سرانجام و نتیجه همه این تماس‌ها و دیدارها این شد که رئیس‌جمهور عراق با پرش به جلو، تصمیم به تهاجم به کویت گرفت. اقدام صدام آنچنان بود که گویی ارتش پابند پاره‌کرده‌اش، به مرخصی می‌رود که در سالیان طولانی جنگ خود با ایران، از آن برخوردار نشده است.

واقعه‌ای که وقوع یافت، پیشی گرفتن شمشیر بر سرزنش‌ها
واقعه [یورش عراق به کویت]، سرانجام در دوم اوت ۱۹۹۰، روی داد. من که در آن روز برای شرکت در اجلاس وزیران سازمان کنفرانس اسلامی در قاهره بودم، پیشنهاد کردم شورای وزیران خارجه عرب شرکت‌کننده در اجلاس قاهره، برگزار شود. نشست‌های شورای وزیران اسلامی، به حال تعلیق درآمد و به نشست کوچک وزرای خارجه عرب تبدیل شد. نشستی که آشوب و فریاد و برخوردهای واکنشی نامفهوم، آن را فراگرفت.
نمایندگان کشورهای عربی خلیج فارس در آن لحظات از بزرگی رویداد، شدیداً مضطرب شده بودند. شیخ صباح وزیر خارجه کویت که به آرامش شناخته می‌شد، به‌خاطر گرفتار شدن در تحولات بحران در کویت، در نشست قاهره حضور نداشت و عبدالرحمن العوضی وزیر مشاور [در امور هیأت وزیران کویت] به نشست وزرای خارجه کنفرانس اسلامی آمده بود. العوضی آن قدر نگران و به هم ریخته بود که از من خواست به سعود الفیصل وزیر خارجه سعودی بگویم، کشورش با ارسال تعدادی اتومبیل و هلیکوپتر به نقطه مرزی با کویت، خاندان حاکم بر کویت و افراد پیرامونی‌شان را که به آنها در مرز پیوسته‌اند به درون سعودی منتقل کند. فیصل به من گفت: امیر و پیرامونیان او را منتقل کرده‌ایم، اما درخواست‌های آنها بیش از اینها است. سعود الفیصل در کمک بخل نمی‌ورزید، اما از زیادی درخواست‌ها و عدم آمادگی کویتی‌ها برای استفاده از اتومبیل‌های خود و دنبال کردن راه تا داخل پادشاهی سعودی و رسیدن به طائف و دیگر شهرهای این کشور، خشمگین بود.
در هنگام یورش عراق به کویت، ما در هتل سمیرامیس در قاهره و در نزدیکی مقر اتحادیه عرب مستقر بودیم. سعود‌الفیصل در آن شرایط مایل بود تنهایش نگذارم، برای همین، بعد از ظهر با هم به سوئیت او رفتیم و تماس‌ها و اخبار پیشروی عراق در کویت را دنبال کردیم. موضوعی که جلب توجه می‌کرد تماس تلفنی رئیس‌جمهور جورج بوش با ملک حسین بود که به او گفته بود: دوستت صدام وارد کویت شده است، چرا از او نمی‌پرسی چه می‌خواهد؟ سعود‌الفیصل ترجیح می‌داد، بوش با مبارک تماس بگیرد. به او گفتم اگر بوش می‌خواست به مبارک بگوید، می‌گفت چون تماس تلفنی با ملک حسین در اسکندریه و در حضور مبارک انجام شده بود. همچنین افزودم: امریکایی‌ها اعتماد بیشتری به ملک حسین - در مقایسه با مبارک - دارند. امیر سعودی خشمگین شد و بی‌جهت، اعصابش به هم ریخت. ملک حسین پس از تماس تلفنی بوش، به بغداد رفت، اما دولت عراق بیانیه‌ای منتشر و اعلام کرد دگرگونی در موضع این کشور پدید نیامده و ارتش عراق برای ماندن، وارد کویت شده است.
هنگامی که به اتفاق سعود الفیصل به سالن اجتماعاتی برگشتیم که بقیه وزرای خارجه عرب در آن بودند، خبردار شدیم که نشست مقرر میان عزت ابراهیم الدوری معاون رئیس‌جمهور عراق و شیخ سعد الصباح نخست‌وزیر کویت - برای روز یکشنبه در سعودی - لغو شده است. برخی وزرای خارجه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تلاش داشتند جلو چشم وزرای خارجه دیگر، نماینده عراق در اتحادیه عرب را به تنهایی کنار کشیده و با او درگوشی، نجوا کنند. همچنین خبر رسید که سعدون حمادی [رئیس مجلس عراق] تا دقایقی دیگر خواهد رسید تا ریاست هیأت عراقی را به جای نماینده این کشور در اتحادیه عرب، برعهده گیرد.
برخی از فلسطینیان بر این باور بودند که اشغال کویت توسط عراق، اقدامی بجا بوده که به انتفاضه فلسطین خونی جدید تزریق کرده و روح جدیدی در آن دمیده است. نماینده فلسطین در حاشیه نشست‌های قاهره، راز درونی‌اش را به من گفت که آنها اشغال منابع نفت کویت را تأیید می‌کنند، چون قبل از اشغال، حتی یک بشکه از این نفت، به فلسطینی‌ها نمی‌رسیده است. فاروق قدومی [وزیر خارجه دولت در تبعید فلسطین] در قاهره به من اطلاع داد که هزاران فلسطینی مقیم کویت، از سلاح به دست گرفتن در حمایت از صدام بخاطر اشغال کویت کوتاهی نکرده‌اند.
حمادی در نشست وزرای خارجه عرب در قاهره از جلد اندیشمندانه خود بیرون آمد و خاندان آل‌صباح را با تعابیری زخم‌آفرین و نامناسب با ادبیات سیاسی و دیپلماتیک، به باد دشنام گرفت. مشخص بود که او نیز به سهم خود، زیر فشار رویداد اشغال کویت قرار گرفته و از آرامش و وزانت همیشگی‌اش خارج شده است. حمادی با قاطعیت به ما گفت: عراق هیچگاه از کویت خارج نخواهد شد، و کویت پاره‌ای جدایی‌ناپذیر از عراق شده، و خاندان حاکم به کاخ‌های خود باز نخواهند گشت. آنچه بعدها از افسران عالیرتبه عراقی در صفحه‌های تلویزیون شنیدیم که می‌گفتند صدام به آنها گفته، دستور عقب‌نشینی را حتی اگر از من صادر شد اجرا نکنید، با اظهارات حمادی در نشست قاهره همخوان بود.
حمادی در هنگام سخن گفتن با وزرای خارجه عرب، با گوشه چشمان خود گاه به وزیر خارجه مصر و گاه به من به عنوان وزیر خارجه سوریه نگاه کرده و می‌گفت: کویتی‌ها سوریه و مصر، دو کشور فقیر رویارو با اسرائیل را خفه کرده، و به آنها تنها به شکل قطره‌چکان کمک می‌کنند. روشن بود که حمادی با این اظهارات، می‌خواهد من و نماینده مصر را با خود همراه کند. هنگامی که نوبت به من رسید، رو به حمادی کردم و گفتم: ما کشور عربی هستیم که بیش از دیگران، به برخورد موضوعی با مشکلات، شناخته شده و با روشنی و جرأت سخن می‌گوییم، پس بگذارید اتفاقی که افتاده را به بحث بگذاریم. سوریه با آنچه در کویت اتفاق افتاده، و تهاجم به این کشور مخالف است، زیرا به لحاظ اصولی با اشغال سرزمین دیگران، مخالفیم، بویژه اگر اشغال یک کشور عربی از سوی کشور عربی دیگر باشد. این موضع اصولی ما در حالی است که سیاست کویت در تعامل با سوریه دوستانه نبوده است، و ما عضو شورای همکاری کشورهای عربی خلیج فارس و شورای همکاری عربی و اتحادیه مغرب عربی، نیستیم. همچنین از حمادی پرسیدم آیا در یک وضعیت انقلابی هستیم؟ و خود پاسخ دادم، ما «گاریبالدی» [فرمانده جنگ‌های اتحاد و قهرمان ملی ایتالیا] یا «بیسمارک» [نخست‌وزیر پروس و اولین صدراعظم تاریخ آلمان] در صحنه نمی‌بینیم، پس بیایید با تفاهم مشکل پیش آمده را حل کنیم. حمادی با نوعی خودبزرگ بینی ناهمخوان با شخصیت همیشگی‌اش، پاسخ داد: تصمیم عراق قطعی است و اینکه «نفت عرب‌ها می‌بایست متعلق به عرب‌ها باشد» شعار ما بعثی‌ها از دهه پنجاه و شصت بوده است. او این جمله را گفت تا به من یادآوری کند که هر دو از یک حزب برخاسته‌ایم./ ایران 

کپی