اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱ مهر ۱۴۰۰
فرار حقارت‌بار نیروهای امریکایی از افغانستان تأثیری فراتر از دو کشور دارد

تغییر در موازنه‌های سیاسی جهان

تغییر در موازنه‌های سیاسی جهان
مترجم: وصال روحانی

پس از خروج ارتش امریکا از افغانستان، چین نتوانسته است شادی خود را پنهان کند زیرا کشوری را که دشمن نخست خود می‌پندارد، از هر جهت خرد شده می‌بیند و این در حالی است که سران امریکا مدعی‌اند دلیل بیرون رفتن سربازانشان از افغانستان، لزوم تمرکز هر چه بیشتر آنها روی چین و تلاش برای تضعیف این قدرت شرق آسیایی است.

هر سوی متفاوت این قضیه را قبول داشته باشیم، شکی نیست که با فرار حقارت‌بار سربازان امریکایی از کابل و هرات، «بازی قدرت» و موازنه‌های سیاسی در سطح جهان بر اثر این واقعه، تغییر اساسی کرده و جهان سیاست باید با انگاره‌های جدیدی به حرکت درآید. این روزها اروپایی‌ها هم، سایه جو بایدن را با تیر می‌زنند زیرا نحوه خروج سربازان امریکا از افغانستان به گونه‌ای بود که کل نیروهای غربی احساس تحقیر می‌کنند. این توجیه از سوی بایدن هم که ادامه حضور در افغانستان به 300 میلیون دلاری که هر روز صرف این ابقا می‌شد، نمی‌ارزیده و دیر یا زود باید این پول هنگفت در جای دیگری که منافع امریکا را بیشتر تأمین کند، هزینه می‌شد، خریداری ندارد و بایدن با وجود تصویر اسفباری که از ضعف‌های او به عنوان مرد اول لرزان کاخ سفید ترسیم شده، مدعی است اتفاقات تلخ خاورمیانه نه فقط امریکا بلکه کشورهای مدعی پیروزی در رویدادهای استراتژیک این منطقه را هم متضرر کرده و هیچ یک از «قدرت»ها برنده این بازی بی‌عاقبت نیستند. مازیائولین، کارشناس روابط بین‌الملل در دانشگاه ‌هاتگ ژو چین می‌گوید: «خروج سراسیمه نیروهای امریکایی از افغانستان شاید برای ما هم رویداد خوبی نباشد. از یک‌سو طالبان مطمئن شده که قادر به تفوق بر هر یک از قدرت‌های جهانی از جمله چین است و از جانب دیگر ما هنوز آماده برابری کامل با امریکا در زمینه برخی صنایع، بخصوص فرآورده‌های تکنولوژیک و کارایی‌های نظامی نیستیم و به تبع آن، نمی‌توانیم به سرعت برخی جایگاه‌هایی را تسخیر کنیم که امریکا در منطقه در تملک خود داشته است.» با این حال، چین در روزهای اخیر کوشیده است با گشودن باب گفت‌وگو با طالبان، بهره‌برداری مالی لازم را از بازارها و منابع بدون صاحب مانده افغانستان آغاز کند.
مسکو نیز سیاستی دوسویه را در قبال تحولات افغانستان در پیش گرفته است. از یک‌سو ولادیمیر پوتین از بایدن و شرکای سرخورده غربی‌اش خواسته است که کابل را به طور کامل رها نکنند و از جانب دیگر به اطلاع طالبان رسانده است که مهندسان و برنامه‌ریزهای روسی آماده‌اند تا عملیات بازسازی صنایع به هرز رفته افغانستان را آغاز کنند. ضمیر کابلوف، فرستاده ویژه پوتین به کابل دیروز با تمسخر نحوه فرار امریکایی‌ها از افغانستان گفت: «جای تعجب دارد کسانی که 20 سال به ناحق در افغانستان بیتوته کرده و مشغول تاراج بودند، ناگهان و در عرض چند روز این گونه ناپدید شده‌اند. آنها نمی‌دانند که غیبت‌شان هم به اندازه حضورشان زیان‌آور است و دولت طالبان هم نمی‌تواند مثل اسلافش، این کشور را به گونه‌ای مدیریت کند که به لحاظ مالی سودرسان باشد یا دست‌کم حجم صادرات و واردات را برابر سازد.» بایدن در کاخ سفید همچنان مشغول توجیه مسأله خروج سربازان کشورش از افغانستان است اما تلاش او در این زمینه مذبوحانه و کم‌ثمر است. وی در جدیدترین مصاحبه مطبوعاتی‌اش گفته است: «به جای اینکه وارد یک جنگ نظامی تازه با طالبان شویم، بهتر است سرمایه‌های مالی و نیروهای انسانی خود را آماده چالش‌هایی کنیم که در سال‌های پیش رو برای ما حساس‌تر و مهم‌تر خواهد بود. فتح مجدد افغانستان چه فایده‌ای برای ما دارد و آیا بهتر نیست که همه توان‌مان مصروف کنار زدن چین شود که با تمامی توانش می‌کوشد ما را در صحنه‌های اقتصادی و به موازات آن در بازی‌های سیاسی به ایفای یک نقش درجه دوم وا دارد.»
افرادی که در روسیه معتقدند خروج نیروهای امریکایی از کابل به سود امریکا بوده (و فقط نحوه آن خفت‌بار نشان داده) اندک نیستند. الکساندر گابوئف، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل در مرکز مطالعاتی کارنگی مسکو می‌گوید: «ادامه حضور ماشین نظامی امریکا در افغانستان هیچ بهره‌ای برای آنها نداشت و اینک امریکا پس از خروج می‌تواند راهبردهای تازه‌ای را برای خود تعریف و اجرایی کند اما اولاً باید تصویر محترمانه‌تری از خروج نیروهایش در اذهان ایجاد می‌کرد و ثانیاً باید برای تعریف و ترسیم اهداف بعدی‌اش خردورزی لازم را به خرج دهد و چین را جری و روسیه را وادار به واکنش‌های تند نکند.» آنچه در مراکز اروپایی بر سر زبان‌ها است، چیزهای دیگری است. قدرت‌های اصلی غرب اروپا می‌گویند امریکا با ادامه سیاست قطع حمایتش از آنها، این کشورها را تشویق به اقدامات مستقل در زمینه برقراری روابط با دولت‌های شرقی و برخی کشورهای خاورمیانه کرده و آنها دیگر نیازی نمی‌بینند که دنباله‌رو امریکا در این زمینه‌ها و سلسله روابط باشند. بایدن حتی درخواست روزهای اخیر سران فرانسه و آلمان را برای اعمال تأخیرهایی چند روزه در خروج نیروهای امریکایی از کابل به قصد ایمن‌سازی خروج مشابه بخشی از سربازان اروپایی از سطح افغانستان نپذیرفت و به همین سبب نظامیان این کشور روزهای سخت مضاعفی را در فرودگاه کابل و اطراف آن تجربه کرده‌اند.
دولت انگلیس نیز از انتقاد آشکار از سیاست‌های متخذه بایدن در قبال افغان‌ها و به قدرت رسیدن مجدد طالبان ابایی نداشته و حرفی را ناگفته باقی نگذاشته است. «تام تاجنهات» مسئول کمیته روابط خارجی در مجلس عوام بریتانیا گفته است: «اتفاقات حقارت‌آمیز اخیر در کابل کم از بحران کانال سوئز در سال 1956 نیست و ما نمی‌دانیم چطور می‌توانیم از نو در منطقه آرایش نظامی به خود بگیریم و از کدام راه وارد شویم. درست است که باراک اوباما هم مایل بود که در نهایت سربازان امریکایی منطقه را ترک گویند اما نه به شکلی که نتوان تبعات تلخ و سرشکستگی حاصل از آن را برای کل جامعه غرب جمع و رفع و رجوع کرد.» بایدن می‌گوید هر چقدر هم که بابت خروج سربازان کشورش از امریکا شماتت شود، از این پس هدف او و سایر استراتژیست‌های امریکا، محدودسازی قدرت چین و جلوگیری از جولان این کشور در عرصه‌های بین‌المللی است. با این حال پل چویی، افسر عالیرتبه سابق ارتش کره جنوبی که اینک مشاور ارشد نظامی دولت سئول است، می‌گوید: «هرجور به ماجراهای افغانستان نگاه کنیم، این امریکا است که تحقیر شد و این چین است که گام‌های بلندتری را به سوی قبضه عرصه‌های سیاسی برداشت. امریکا حتی در زمینه مبارزه با تروریسم که دائماً ادعای آن را داشته، شکست سختی را در منطقه خاورمیانه متحمل شده و اینکه چگونه می‌تواند مچ چینی‌ها را در عرصه‌هایی بس بزرگ‌تر و ظریف‌تر و خطیرتر بخواباند، ادعایی است که هیچ کس را قانع نمی‌کند.»
منبع: Wall Street Journal

کپی