اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰

دینداری به شرط برابری

دینداری به شرط برابری
دکتر نجفقلی جبیبی پژوهشگر فلسفه اسلامی و استاد دانشگاه

علامه محمدرضا حکیمی بی‌ شک یکی از ستون‌ های استوار جغرافیای فکر و اندیشه ما بودند که توانستند بین «معرفت و دانش قدما» و «مسئولیت اجتماعی دوره معاصر» تجمیع ایجاد کنند. در واقع ایشان سعی کرده بود مسائل دینی و اسلامی را در خدمت حل بحران‌ های اجتماعی و حل مسائل اجتماعی و بی‌ عدالتی حاکم بر جهان به‌ کار گیرد. چنانکه از زندگی و آثار علمی به‌ جا مانده از او برمی‌ آید ایشان بیش از هر چیزی به «عدالت» اهمیت می‌ داد و زندگی شایسته را در سایه عدالت قابل تحقق می‌ دانست.

در واقع زندگی اجتماعی را در پرتو عدالت محقق می‌دید. در منظومه فکری علامه حکیمی دو مفهوم «زندگی» و «عدالت» شأن ویژه‌ای داشت؛ از همین‌رو است که مهمترین اثر خود را «الحیات» نام گذاشت یعنی: «زندگی» و در آن از سخنان و سیره امام حسین(ع) بهره گرفت که ایشان می‌فرمایند: إِنَّ الْحَیاةَ عَقیدَةٌ وَجِهادٌ؛ «زندگی عقیده است و جهاد» و خود علامه حکیمی نیز چنین عمل کرد و چنین زیست با این عقیده که انسان‌ها همه شایسته آسایش و رفاه هستند که باید این امر در سایه عدالت اجتماعی تحقق یابد. با وجود این او خود همیشه زندگی ساده‌ و حتی می‌توان گفت سختی داشت.

علامه محمدرضا حکیمی «عدالت» و «آسایش» را امری مهم می‌دانست که در سنت اسلامی ما در قالب «عدالت اجتماعی» تأکیدات بسیاری بر آن شده است و اساساً «زکات» در اسلام به همین منظور مقرر شده است. از آنجا که افراد در یک جامعه به دلایل مختلف تهیدست می‌شوند وظیفه جامعه است که نیاز آنان را برطرف کند و به این منظور اسلام «زکات» را تعیین کرده است تا افراد تهیدست جامعه نیازهایشان برطرف شود و هیچ کسی در جامعه اسلامی نیازمند نماند و این نیازمندی هم باید مطابق نیاز افراد و بر اساس شأنشان از طریق زکات در اسلام تأمین شود. به این اعتبار می‌توان گفت که دید علامه حکیمی به عدالت اجتماعی مبتنی بر آیات و روایات، دید بسیار گسترده‌ای بود و در کتاب‌هایش هم سعی داشت این عواطف انسانی را زنده کند. به این معنا که معتقد بود انسان‌ها به‌هم پیوسته‌اند و آسایش یکی به آسایش دیگری وابسته است. بنابراین آسایش جمعی انسان‌ها برای ایشان ملاک بود و تلاش می‌کرد این امر را در سایه تربیت اجتماعی محقق کند. از آنجا که رکن رکین اندیشه علامه حکیمی مسأله «عدالت اجتماعی» است او کوشش می‌کند که آن را از چند طریق به مرحله تحقق نزدیک‌تر کند؛ به عنوان مثال سعی می‌کند احادیث اسلامی و مبانی دینی را شرح دهد و آنها را از تحریف‌های تاریخی پاک نماید و از این طرق جامعه را به عدالت اجتماعی واقف کند که در اسلام بر آن تأکید شده است. به همین دلیل شخصیت‌هایی چون علامه حکیمی در تاریخ ارزش ویژه‌ای دارند چون توانسته‌اند «احساس مشترک انسانی» را توضیح دهند و از این طریق تأثیرات عمیقی بر تفکر جامعه ما در سال‌های اخیر گذاشته‌اند.

ایشان به درستی معتقد بود وقتی در جامعه‌ای نیاز‌های معیشتی پررنگ شود معنویت در حاشیه قرار می‌گیرد از این‌رو سعی داشت توجه‌ها را به «عدالت اجتماعی» معطوف کند و اولویت آن را از نظر اسلام و دین و شریعت مورد تأکید قرار دهد. ایشان آگاه به این امر بود که اگر زندگی انسان در حد نیازهای معیشتی و خواسته‌های اقتصادی تنزل پیدا کند برای انسان و جامعه خطرناک خواهد شد بنابراین تمام تلاش او این بود که جامعه به این نقطه از تنزل نیازها نرسد. بنابراین تلاش ایشان تلاش مبارکی بود هرچند که چندان که در شأن او بود به ایشان توجه نشد. روحشان قرین رحمت الهی باد.

 

کپی