اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰
گفت‎ وگو با دکتر عماد افروغ به مناسبت آغاز هفته دولت

ویژگی‎ های یک دولت کار آمد

ویژگی‎ های یک دولت کار آمد
مهسا رمضانی خبرنگار

خروجی یک دولت کار آمد احساس امنیت شهروندان است. در یک دولت کار آمد، شهروندان دغدغه سیاسی، اخلاقی و... آزار دهنده و مخل حیات امن را ندارند. یک دولت کار آمد باید به نیازهای اقتصادی، معنوی و عدالت اجتماعی توجه داشته و بسط دهنده اعتماد مردمی باشد.

«کارآمدی» در اداره یک جامعه، همواره به‌عنوان نقطه عطف و یک شاخص مطلوب شناخته میشود و دولتمردان در هر جامعهای میکوشند تا خود را به این سطح برسانند. اما اساساً «کارآمدی» به چه معنا است؟ چه مؤلفههایی دارد؟ وجود چه مختصاتی در یک دولت آن را متصف به صفت کارآمدی می‌کند؟ و در نهایت خروجی یک سیستم کارآمد چیست؟ برای یافتن پاسخ این پرسشها و بحث درباره «ویژگیهای دولت کارآمد» با عماد افروغ، جامعهشناس و استاد دانشگاه به گفت‌وگو نشستیم. آنچه در ادامه میآید، ماحصل این گپ و گفت است که می‌خوانید:

 

جناب افروغ، به اعتقاد شما، یک «دولت مردمی» از چه مختصاتی برخوردار است؟

دولت مردمی، دولتی است که توجه عمیقی به قدرت مدنی و اجتماعی دارد و متولیان آن پیوسته میکوشند تا نسبت به نیاز و خواست واقعی مردم آگاهی پیدا کنند؛ نه اینکه نیاز و خواستی کاذب را از رهگذر فرایندها، ابزارها و رسانههای هژمونیک و استیلایی خود در جامعه بدمند. در یک دولت مردمی علاوه بر درک پیشینی از نیازهای واقعی مردم، ساز و کارهایی به کار گرفته میشود تا پیوسته نیازهای مردم رصد و نیازسنجیها روزآمد شود.

واقعیت این است که برخی از نیازها منبسط هستند؛ یعنی حسب اقتضائات زمانی و مکانی مطرح میشوند. از این رو، دولتها بویژه یک دولت مردمی بایستی به نبض تپنده زمان و مکان توجه داشته باشد و برنامههای خود را با آگاهی و درک نیازهای سیال مردم و طبق یک سند پیش ببرند البته حتی سند هم گاه مانع توجه به نیازهای مردم میشود چرا که سند هم نیازمند بهروزشدن و منبسط شدن است. از این رو، نباید با سند به مثابه یک کاغذ بی‏ روح یا یک مکتوب خشک برخورد کرد.

ما در مورد قانوناساسی هم این اعتقاد را داریم که روح قانون مهمتر از خود قانون است؛ بنابراین روح سند باید مهمتر از خود سند و چند بند و تبصره باشد. این مهم، در صورتی به‌دست میآید که دولت مدام در یک رابطه متعامل و دیالکتیک با مردم قرار بگیرد. به عبارتی در بین مردم باشد، مردم و گروههای مردم بتوانند با دولت گفتوگو کرده، تعامل کنند و دریابند که در سطح جامعه چه میگذرد. اصطلاحاً، مردم نباید خمیر دست دولتمردان باشند. قدرت سیاسی باید معرف و نماینده قدرت اجتماعی باشد نه برعکس؛ بدین معنا که قدرت مردمی و مدنی نماینده قدرت سیاسی و دولتی شوند. فراموش نکنیم که در یک نگرش مطلوب، دولتمردان خادم مردم هستند و این باور را در عمل‌شان هم باید جاری کنند.

با «مخدوم» تلقی کردن مردم است که حکومت و دولت پایدار میشود و حتی در پس این تلقی است که به نوعی نیازهای شخصی خود متولیان دولت نیز برآورده میشود. بنابراین اگر کسی میخواهد به منافع و مصالح خودش توجه کند، بهتر است که مردم را در صدر بنشاند و آنان را مخدوم بداند.

این نکته را میتوان در نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر هم ملاحظه کرد. به این اعتبار، اگر کسی می‌خواهد «دولت مردمی» را بخوبی فهم کند، باید مجدداً نامه مالک اشتر و حقوقی را که امیرالمؤمنین(ع) برای مردم قائل شدهاند، مرور کند. در یک دولت مردمی مدام باید بین مردم بود، چشمان مخفی داشت و به دور از هر گونه تظاهر، به این مهم جامه عمل پوشاند. متأسفانه ما ساختار رسمی و تعریفشدهای برای اطمینانبخشی به یک رابطه دیالکتیک با مردم نداریم و این یکی از دردهای ما است.

همچنین در ذیل «مردمسالاری دینی» قرار نیست هر خواستهای اجابت شود چون مردمسالاری دینی یک جهت دینی و ارزشی دارد. در مردمسالاری دینی تنها خواستههایی که به ارزشهای اصیل انسانی برمیگردد، موضوعیت پیدا میکند، برای مثال آزادی، اخلاق، عدالت، نوع دوستی، عشق، محبت و... در مردمسالاری دینی برخی جهات و ارزشهای مثبت، بر دموکراسی بار می‌شود. ضمن آنکه هر خواستی را هم نمیتوان در مقام وجه دینی «مردمسالاری دینی» به مردم تحمیل کرد. حتی خواستههای تعریف شده نیز باید با رضایت مردم دنبال شود.

اینها مشخصات و مختصات یک دولت مردمی است. در این بین، مسلم است که وقتی میخواهیم با مردم مراوده داشته باشیم، باید به این نکته توجه کنیم که مردم توده بیشکل نیستند، بلکه متشکل از افراد، گروهها و اصناف مختلفاند. از این رو، در یک دولت مردمی بایستی تعامل با اصناف، اقشار و گروههای مختلف اجتماعی در دستور کار قرار گیرد. در این فضا، نمایندگی یک قشر و گروه اجتماعی سیاسی خاص رنگ میبازد. وقتی بحث مردم میشود «قاطبه مردم» به میان میآید و نه یک قشر، گروه و جناح خاص.

نکته دیگر اینکه در یک دولت مردمی باید به نیازهای واقعی مردم توجه شود. نیازهای واقعی مردم، مشخص و تعریف شدهاند اما در شرایط زمانی و مکانی مختلف، ممکن است که برخی از آنها برجسته شود؛ آن نیازی که در شرایط زمانی و مکانی کنونی ما برجسته است «نیازهای اقتصادی» است. حال اگر ما بحثهای فرعی دیگر را طرح کنیم، در واقع اذهان را منحرف کردهایم و دستکاری افکار عمومی در جهت منویات خودمان، خلاف ساز و کارهای یک دولت

مردمی است.

»دولت مردمی» در چه نسبتی با «دولت کارآمد» قرار میگیرد؟

نباید تفسیری از «کارآمدی» ارائه کرد که صرفاً به سختافزارها توجه کند و از وجوه نرمافزارانه کارآمدی غافل شود. کارآمدی یک دولت به «رضایت عامه» برمیگردد. اساساً شاخص کارآمدی، رضایت عامه است. اما متأسفانه، بسیاری از فعالیتهای عمرانی ما در جهت توجه به نیازهای مردمی و تأمین نیازهای عمومی آنان نیست و بیشتر به نیازهای طبقات متوسط به بالا معطوف است تا آنجا که متأسفانه گاهی شاهد بوده ‏ایم که به‌نام کارآمدی و کارایی، عدالتخواهی، اخلاق و معنویت و... ذبح شده است.

میخواهم بگویم «مردمی بودن» عین «کارآمدی» است. باید فرصتهایی را در برابر مردم قرار دهیم و مهارتها و آموزشهایی را نشر دهیم که ظرفیت بالقوه مردم در جهت کارآمدی به فعلیت برسد و آنان بتوانند شاهد محصولات و مصنوعات خودشان باشند و وجوه نرمافزارانهای را که به رضایت عامه و تقویت سرمایهاجتماعی منجر میشود در کارآمدی لحاظ کنیم. خواه ‏ناخواه توجه به این امور تقویتکننده کارآمدی است.

 سه «باید»ی که یک دولت کارآمد و مردمی باید در آن جهت گام بردارد، چیست؟

نخست آنکه، باید ظرف مناسب برای بروز خلاقیتها، استعدادها و بالقوهها فراهم شود. در یک دولت مردمی باید به «فضا» توجه شود چراکه قابلیتها و فعلیتها، شرایط جغرافیایی و زیستمحیطی متفاوت است و ما با در نظر گرفتن این تنوع  است که میتوانیم منویات مربوط به کارآمدی و مردمی بودن را محقق کنیم. نمیتوان تمرکزگرایانه تحققبخش کارآمدی بود. بنابراین باید ظرف مناسبی را برای تحقق بخشیدن به همه استعدادها فراهم کنیم.

دوم، دولت‌ها باید توجه داشته باشند که برخی از مهارتها بالفعل هستند و باید از طریق آن «ظرف غیرمتمرکز» فرصتی فراهم کنند تا آن مهارتها به منصه ظهور برسند. اما برخی از ظرفیتها بالقوه هستند و نیاز به آموزش و ارتقای مهارت دارند. بنابراین دولتها باید زمینه بروز این مهارتها را فراهم آورند تا آن توانمندیهای بالقوه به فعلیت برسند. در مجموع، دولت کارآمد باید به «آگاهی»، «دانش عملی» و «مهارتهای افراد» و «فرصتها و ظرفها» توجه داشته باشد.

سوم، عامل انگیزه است. علاوه بر آگاهیبخشیها و آموزشها و... دولت مردمی باید ایجاد انگیزه کند. ایجاد انگیزه در مردم با امید و اعتماد به‌دست می‏ آید. یعنی باید سرمایه ‏اجتماعی و اعتماد عمومیرا احیا کند.

در کنار سه «باید» پیشگفته من «باید» چهارمی را نیز اضافه می‏ کنم و آن «صداقت» است. یکی از ویژگیهای دولت کارآمد جهتدار، صداقت مسئولان است. دروغ اعتماد را سست میکند چرا که مردم واقعیت قضایا را میفهمند.

به این اعتبار، «نبایدهایی» که برای یک دولت کارآمد برمیشمارید، چیست؟

طبیعتاً هر کدام از «باید»هایی که پیشتر عنوان شد یک جهت «نباید» هم دارند.

نخست آنکه، دولتمردان دروغ نگویند. دروغ نه تنها «اعتمادها» را سست، که «همبستگی» را نیز زایل میکند. ناامیدی ایجاد کرده و جامعه را به وضعیت یک بام و دو هوا می‏ کشاند.

دوم، بی ‏توجهی به قابلیت‌ها و فعلیت‌های نهفته در کشور یا حداقل بی‏ توجهی به مانع‏‌زدایی‌‌ها دومین نباید و پرهیز دولتمردان است؛ چراکه بیتوجهی به موانع، خود به نوعی تقویت موانع است.

سوم، بی‏ اعتنایی به مشارکت مردمی، بیتوجهی به ارتباط دیالکتیک بین دلیل و علت و در نهایت بیاعتنایی به خواستههای واقعی و سیال مردم در یک دولت مردمی نباید صورتپذیرد.

 خروجی یک «سیستم کارآمد» چه باید باشد؟ از یک «دولت کارآمد» باید انتظار چه خروجیهایی را داشته باشیم؟

خروجی یک دولت کارآمد، رضایت واقعی مردمی است. البته رضایت انواع و اقسام دارد. وقتی از رضایت مردمی در یک سیستم کارآمد سخن به میان میآید، مقصود رضایتی برآمده از حقوق و نیازها است.

 دولت کارآمد، دولتی است که عامه از آن رضایت کامل داشته باشند. در پس رضایت واقعی است که اساساً امید به زندگی ایجاد میشود. خروجی یک دولت کارآمد احساس امنیت شهروندان است. در یک دولت کارآمد، شهروندان دغدغه سیاسی، اخلاقی و... آزار دهنده و مخل حیات امن را ندارند. یک دولت کارآمد باید به نیازهای اقتصادی، معنوی و عدالت اجتماعی توجه داشته و بسط دهنده اعتماد مردمی باشد، همه اینها خروجی یک دولت کارآمد است.

 

 

کپی