اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰
تأملی جامعه‌ شناختی بر «المپیک توکیو 2020» که در سال 2021 برگزار شد

اتفاقاتی که در تاریخ المپیک بی سابقه بود!

اتفاقاتی که در تاریخ المپیک بی سابقه بود!
دکتر افسانه توسلی استاد جامعه‌شناسی و عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا

در اواسط سال 2021 در حالی به مسابقات ورزشی در استودیوها و سالن‌ های المپیک ژاپن خیره شدیم که بر کف سالن‌ ها و دیواره‌ ها حک شده بود: «المپیک ژاپن 2020». همه‌ گیری ویروس کرونا مانند این است که گردش زمین به دور خود و به دور خورشید را تأخر بخشیده و جهانی شدن این پدیده را در گوش ما زنگ می‌ زند. اتفاقی که در تاریخ المپیک سابقه نداشته است.

سال 2020 یا 2021 در هر حال زمین به دور خود همچون همیشه چرخید و خورشید را مانند گذشته طی 365 روز دور زد. اما آنچه بر انسان‌های روی کره خاکی گذشت تجربه‌ای دیگر و گذر زمانی بود از نوع دیگر. تجربه‌ای که نشان داد انسان می‌تواند فارغ از طبیعت نیز عقربه‌های ساعت را بپیماید. گاهی تندتر و گاه کندتر. این جدایی انسان از زمان، اعلام می‌کند که شاید وقتش رسیده تا در اعتمادمان به گذر ثانیه‌ها بیندیشیم و عقربه‌ها را از ساعت‌های مچی‌مان بازافکنیم.

ورزش بومی، المپیک جهانی

شعار المپیک با عنوان «سریع‌تر، بالاتر، قوی‌تر» همواره در صدر شعارهای دیگر برای رقابت‌های ورزشی قرار دارد. اما بحران همه‌گیری کرونا نشان داد که شاید بتوان در آینده تغییری در این شعار ایجاد کرد و یا حداقل به آن تغییر فکر کرد. اگر مسابقات ورزشی را در سطح فرد بررسی کنیم باید اذعان داشت ریاضت در رسیدن به موفقیت ورزشی امری اجتناب‌ناپذیر است؛ ریاضتی که کلیه ورزشکاران المپیک آن را تجربه کرده‌اند. اصولاً این دو، اموری جداناشدنی هستند. در مسابقات ورزشی، انضباط ورزشی بازیکنان مانند ریاضت معنوی کاملاً مشهود است و در المپیک به اوج خود می‌رسد. نیازی نیست قهرمانان المپیک بیان کنند که چند روز مراقب تغذیه خود بوده و چه نوع سیستم رژیمی را رعایت کرده‌اند و چند ساعت در شبانه روز به تمرینات سخت ورزشی پرداخته و از کدامین لذت‌ها چشم پوشیده‌اند و یا تا چه حد روی فکر، ذهن و اعتماد به‌نفس خود کار کرده‌اند. تمرینات روحی همگام با تمرینات بدنی پیش می‌رود و ورزشکار با هر دوی آنها آشناست. تحمل این سختی‌ها به حدی است که هویت ورزشکار را تغییر می‌دهد و تبدیل می‌شود به انسانی نه برای خود که برای کشورش و برای رشته ورزشی‌اش.

فراتر از سطح فردی، المپیک 2020 توکیو نیز همچون دوره‌های قبل بیانگر کنار هم بودن نمایندگان تمدن‌ها از کلیه کشورها و جهان‌های سه‌گانه و مثال بارزی است از جهانی شدن. رقابت‌ها در حالی رو به اتمام است که نشان از گفت‌وگویی از سر نبرد و در عین حال صلح و دوستی دارد. المپیک هرچه بیشتر به‌سمت ورزش‌های غیربومی می‌رود و اگر از بحث سلطه و استیلای ورزش غربی بگذریم، به قول «کلیفورد گیرتز» ورزش در حال ایجاد یک گفت‌وگوی غنی و هرمنوتیکی بین یک مسأله خاص و یک مسأله عام است. گفت‌وگویی که در آن جذابیتی جامعه‌شناسانه نهفته است. البته باید در نظر داشت گرچه عناصری همچون پلورالیسم و چندفرهنگی با وجود پرچم‌های رنگارنگ در استادیوم‌های المپیک همچنان نشان از لایتغیربودن امر جهانی بودن المپیک دارند، اما ساختار رقابت‌ها، انگار از رویه دیگری، از المپیکی که می‌تواند تغییر را تجربه کند، پرده برداشته است. بنابراین شایسته است نیم‌نگاهی جامعه‌شناختی به این رقابت‌ها داشته باشیم تا دریابیم که آیا می‌توان برخی از رهیافت‌های مسلم المپیکی را مورد بازاندیشی قرار داد؟

 

عقلانیت ورزشی: از بوروکراسی تا استیلای تکنولوژی

در نقد رقابت‌های ورزشی همواره با این جملات روبه‌رو بوده‌ایم که «ورزش بیش از حد عقلگرا شده است» یا «لذات نمادین ورزش رنگ باخته‌اند» یا «دیوانسالاری ورزشی بر نفس ورزش تفوق یافته است». وجه مشخصه ورزش مدرن عقلانی بودن آن در مرحله تدارک، سازماندهی و رقابت است. تخصص‌گرایی در ورزش یکی از شاخصه‌های عقلانیت مدرن است. تقسیم کار پیچیده در ورزش‌های رقابتی و تخصصی شدن چه در حوزه کلان مسابقات و چه در حوزه خرد آن و در سطح هر بازیکن، با قرار گرفتن ایشان درمکانی خاص و با وظیفه مشخص تعریف شده است.

از سوی دیگر المپیک با مسئولان اداری، کارمندان کمیته‌های مختلف و در سطوح جهانی، قاره‌ای، ملی و محلی اداره می‌شود. افراد بر اساس مشخصه‌های عقلانی منتسب می‌شوند و وقایع ورزشی به دور از نظرات شخصی و به‌طور عینی پوشش داده می‌شود. بوروکراسی امر اجتناب‌ناپذیر ورزش مدرن است همان‌طور که امر اجتناب‌ناپذیر مدرنیته است. اما رشد تکنولوژی به قدری سریع است که بوروکراسی به پای آن نمی‌رسد و بدین ترتیب عقلانیت مسلط بر ورزش را با قدرت خود به شکل دیگری از عقلانیت تبدیل می‌کند. یک مثال بارز آن کنار رفتن تدریجی داوری‌های انسانی است که جای خود را به دوربین‌هایی با نمای نزدیک داده و داوری را به میلیون‌ها جمعیت تماشاکننده می‌سپارد و رقابت را از بند بوروکراسی داوری به شکل سنتی آن آزاد می‌کند.

المپیک به مثابه نهادی مذکرمدار یا نهادی زن-مادر مدار؟

المپیک توکیو برای نخستین بار شاهد حضور یک داور زن از ایران بود و این در حالی است که اگرچه چشم به حضور زن و مرد در کنار یکدیگر در ورزش‌های جهانی عادت کرده، اما نباید فراموش کرد که ورزش ماهیتاً نهادی مذکرمدار بوده و از ابتدای شروع بازی‌های المپیک بسیاری از بنیانگذاران آن از جمله «بارون پیر دوکوبرتن» با حضور زنان در ورزش مخالف بودند. وی بر این مسأله تأکید می‌کرد که مشارکت ورزشی زنان سرنوشت محتوم آنان که همان مادر بودن و همراهی کردن مرد می‌باشد را تغییر می‌دهد. حتی برخی اندیشمندان دیگر مانند «کرول» نیز عقیده دارند تجاوز زنان به حیطه ورزش بازتابی است از فرهنگ مادرکشی. «کرول» معتقد است با بازگشت زنان به آشپزخانه این فرهنگ تخریب‌شده، بازسازی خواهد شد. با تمام این احوال، تمایل زنان به حضور فعالانه در ورزش، زمانی که برای نخستین بار در سال 1900 تعداد 22 زن، آن هم فقط در 5 رشته ورزشی اجازه حضور در المپیک را پیدا کردند، نمایان شد. رشد تعداد زنان در المپیک توکیو به حدی رسید که شاهد برابری تعداد زنان و مردان برای نخستین‌بار هستیم. در این میان به مادرانی برمی‌خوریم که مسئولیت چندین فرزند خردسال را عهده‌دار بوده و تابوی «المپیک ممنوع برای مادران» را برای همیشه شکستند. بدین ترتیب حضور جنس مؤنث در ورزش که از ابتدا تنها به‌عنوان کالایی برای تبلیغ در میدان مسابقه مطرح بود، به زن به‌عنوان «ورزشکار» و سپس «زن-مادر قهرمان» تغییر یافت.

نقش پررنگ زنان در این نقطه به پایان نرسید و باز هم برای نخستین بار بیش از هر گروه دیگری نقش سوبجکتیو زنان والیبال ساحلی را شاهد بودیم که در مقابل نوع پوششی که ورزش را به محل کالاانگاری و شئ انگاری تبدیل کرده، دست به اعتراض زدند و از استفاده پوشش متداول این ورزش سر باز زدند. دامنه اعتراضات نسبت به پوشش جنسیت‌زده زنان در ورزش به زنان ژیمناستیک‌کار آلمانی نیز رسید و آنان با پوشش متفاوتی در این بازی‌ها ظاهر شدند. در حالی که ورزشکاران زن ژیمناستیک کار در دنیا اغلب از لباسی که در قسمت پا پوشیدگی ندارد استفاده می‌کنند؛ تیم ملی زنان آلمان در المپیک توکیو با لباس سراسر پوشیده از مچ پا تا گردن و همچنین آستین‌های تا زیر آرنج حاضر شدند و بدین ترتیب زنان ورزشکار این تیم الگویی شدند برای سایر زنان جهت خاتمه به رویکرد جنسیت‌مدار ورزش.

 

«اسطوره انسانی» جایگزین «اسطوره ورزشی»

به‌رغم توجه به رکوردشکنی در المپیک هنوز آنچه بازی‌ها را جذاب می‌کند، لذت ناشی از بازی و برد صرف است که مهم‌ترین هدف رقابت‌کنندگان و تماشاچیان است. تلاش بنیانگذاران المپیک برای اینکه آن را در سطح نه چندان حرفه‌ای نگه دارند و ورزش آماتوری را ترویج دهند در برخی رشته‌های ورزشی مانند فوتبال موفق بود، اما در اکثر رشته‌های ورزشی، بی‌نهایت حرفه‌ای بودن حرف اول را در المپیک می‌زند. تلاش بیش از حد برای دستیابی به موفقیت ورزشی و کاهش رکوردزنی‌ها واقعیتی است حاکی از اینکه انسان به خط پایان دستاوردهای بدنی‌اش رسیده و فراتر از آن تنها با گذر از محدودیت‌های اخلاقی ورزش مانند دوپینگ امکان‌پذیر است. دریافت این موضوع ورزشکار را از امید رکوردزنی باز می‌دارد و شاید عاملی باشد برای اینکه در ذهن خود آرمان «اسطوره ورزشی» را به «اسطوره انسانی» تبدیل کند.

در المپیک 2016 ستارگانی همچون «فلپس» با شنای پروانه چون بازی‌های پیشینش شگفتی و حادثه آفرید و در حالی که تیم کشورش در شرف رضایت به مدال نقره در شنای مختلط 200 متر مردان بود و در شرایطی که حریف در آخرین حرکت یک سر و گردن از فلپس جلوتر بود، اما دستان بلند وی به مددش آمد و قبل از حریف به دیوار استخر رسید و او را در جایگاه ستاره شدن تثبیت کرد. چنین رخدادی را در المپیک ژاپن 2020 کمتر شاهد بودیم.

اما هرچند ستاره خاصی در المپیک 2020 ژاپن ندرخشید اما تصاویر ماندگار انسانی زیادی برای ثبت در تاریخ رقم خورد. شاید مهم‌ترین آنها که از آن به‌عنوان اتفاقی نادر و بی‌سابقه نام برده می‌شود، در جریان رقابت‌های فینال پرش ارتفاع، تصمیم شرکت‌کننده قطری بود که از ادامه بازی در حالی گذشت که رقیب ایتالیایی او نخستین پرش خود را با خطا پشت سر گذاشت و پرنده قطری با تصمیم خود نظر مثبتش را برای دریافت طلای مشترک برای هر دو ورزشکار که طبق قوانین امکان‌پذیر بود، اعلام کرد و بدین ترتیب لحظه ماندگاری را در تاریخ المپیک رقم زد.

در عین حال که هورمون اندورفین به‌دلیل فعالیت بدنی ترشح می‌شود و مانع از افسردگی مدام می‌شود اما تمرینات طاقت‌فرسا و فشار ناشی از انتظارات یک ملت بر دوش ورزشکار جوان، نوعی الیناسیون ورزشی و ازخودبیگانگی را می‌تواند شکل دهد که در برخی ورزش‌های انفرادی و حتی گروهی تجربه می‌شود. برای رهایی از چنین احساسی ورزشکاران تصمیمات خاصی می‌گیرند، از آن جمله می‌توان به «بایلز» ژیمناست زن دارای 4 مدال طلای المپیک اشاره کرد که از فشار ناشی از انتظارات برای دستیابی به 6 طلا، خود را از دور مسابقات حذف کرد تا سلامت روان خود را حفظ کند. او که امیدوار بود بتواند عنوان قهرمانی المپیک ریو 2016 خود را تکرار کند و تبدیل به نخستین زن در 53 سال گذشته شود که دو عنوان پیاپی قهرمانی در رقابت‌های همه جانبه کسب کرده، با این عمل خود جامعه ژیمناستیک را در شوک عجیبی فرو برد. این گفته او «گاهی اوقات، واقعاً احساس می‌کنم وزن تمام دنیا روی دوشم قرار دارد» شاید بی‌ارتباط با تعرض پزشک سابق تیم ملی که از معتمدترین افراد در اردوهای ورزشی است نباشد و یا شاید به‌دلیل احساس ضعف او در نخستین بازی‌هایش ناشی شود، اما هر چه بود او را از حالت یک «اسطوره ورزشی» به حالت «انسانی دارای ظرفیت طبیعی و محدود» در آورد و موفقیت را که امر اجتناب‌ناپذیر المپیک است به زیر سؤال کشاند و نشان داد که برخی بازی‌ها هیچ برنده‌ای ندارد.

المپیک کرونازده

در همه‌گیری کرونا بشر توانست بسیاری از امور را مجازی‌سازی کند و خود را با آن وفق دهد، گرچه آنچه هیچ نوع مجازی برایش متصور نبود تمرینات ورزشی در سالن و نیاز به امکانات ورزشی بود. تلاش شد تا حدی یادگیری آموزش ورزشی معطوف به مجازی شدن شود اما المپیک 2020 نشان داد که مسابقات ورزشی و ثبت رکورد و رقیب را از صحنه به در کردن ماهیتاً در همراهی با یکی از عجایب تاریخ بشر به‌نام «همه‌گیری کرونا» بسیار سخت و همراه با هزینه‌های بی‌شمار مادی و معنوی، ولی امکان‌پذیر است. حتی با وجود اینکه عشق به مکان‌های ورزشی یا «توپوفیلیا» نیز که در رقابت‌های شدید ورزشی شکل می‌گیرد با استادیوم‌های بی‌صدا و خالی از طرفدار و ورزشکاران هم تیم و مربیانشان که به جای در آغوش کشیدن یکدیگر در هنگام پیروزی آرنج‌ها یا مشت‌ها را به هم می‌زدند، باعث شد تا شادی المپیک در پس بحران کرونا رنگ ببازد، اما در مجاز، بیشماری به تماشای رقابت‌ها نشستند، از شکست‌ها و ناامیدی‌ها، ناراحتی را تجربه کردند و از پیروزی‌ها شاد شدند و در نهایت از بازی‌ها لذت بردند.

 

 

 

کپی