اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰

خودشناسی و درک هویت‌ چه کمکی به ما می‌کند؟

خودشناسی و درک هویت‌ چه کمکی به ما می‌کند؟
دکتر شهلا شوکت پور روان شناس و استاد دانشگاه

یک روان شناس گفت: افراد خودآگاه می‌دانند که نباید در موقعیت‌های غیرقابل کنترل خود را قرار دهند. بیشتر اتفاقات ناخوشایند، زد و خوردهایی که منجر به قتل و ... می‌شود، به این دلیل است که آدم‌ها از خود شناخت کافی ندارند و در شرایط استرس‌زا و بحرانی نمی‌توانند هیجانات خود مانند خشم، حسادت، عواطف، طمع و ... را مدیریت کنند.

سازمان بهداشت جهانی(Who) مهارت هایی را برای زندگی تعریف کرده است تا انسان ها به رفتارهای انعطاف‌پذیرتر و سازگارانه‌تری دست پیدا کنند و از این رهگذر بتواند بحران های زندگی خود را مدیریت کنند. این مهارت ها نه تنها در زندگی شخصی که در زندگی و ارتباطات میان فردی و اجتماعی افراد نیز نقش بسیار مهم و تاثیرگذاری دارند.

یکی از این مهارت ها که شاید بتوان گفت نخستین مهارتی است که هریک از ما باید بیاموزیم، مهارت خودآگاهی است. خودآگاهی، بالاترین ارزش را در میان مهارت ها دارد و بالاترین مرتبه خودآگاهی، خردورزی است.

خودآگاهی باعث ایجاد اعتماد به نفس و ایستادگی فرد در برابر مشکلات و ناکامی‌ها می شود. تحقیقات بسیاری نشان داده که ضعف در خودآگاهی، بیماری ها و آسیب های روانی و اجتماعی بسیاری را به همراه خواهد داشت.

خودشناسی (خودآگاهی) چیست؟
خودآگاهی یعنی اینکه ما نسبت به توانمندی های خود، نسبت به نقاط ضعف و قوت، نیازها، خواسته ها و اهدافمان در زندگی آگاه باشیم. تصویر واقع بینانه از خود داشته باشیم و از حقوق و مسئولیت های اجتماعی خود آگاه باشیم. خوداگاهی یعنی؛ احساس خوبی در مورد خودمان داشته باشیم و از کسی که هستیم، شاد و راضی باشیم.

مولفه های خودآگاهی

خودآگاهی دارای سه مولفه مهم است: خودپنداره ، عزت نفس ، هویت

خودپنداره
خودپنداره، تصویر ذهنی است که هرکس از خود دارد. این تصویر هم می تواند جسمانی و فیزیکی باشد؛ هم روانشناختی و ذهنی. خودپنداره، در واقع باور ما درباره خودمان و «خودِ ادراک شده» ما است. روشن است که هرچقدر خودپنداره ما به واقعیت نزدیک تر باشد، یعنی ما خود را بهتر شناخته ایم و این موضوع به رشد فردی ما بیشتر کمک می کند.

دلیل اهمیت خودپنداره نخست آن است که برداشتی که هرکس از خودش دارد، بر رفتار و عمل او تاثیر می گذارد؛ برای مثال دانش‌آموزی که فکر می‌کند ریاضی او خوب است، زحمت بیشتری می‎کشد و معمولا نیز در این درس نمره بهتری می‌گیرد؛ چرا که انسان‌ها غالبا آن گونه عمل‌می‎کنند که فکرمی‎کنند هستند. دوم اینکه بر احساس شخص از خودش نیز تاثیر می‌گذارد.

کسانی که احساس خوبی درباره خود دارند، در مقایسه با آن‌ها که نگرش منفی به خود دارند، از اعتمادبه‌نفس و رضایت بیشتری برخوردارند؛ موفق‌تر هستند و کمتر احتمال دارد که به سراغ رفتارهای پرخطر بروند.

عزت نفس
یکی از ﻣﺆﻟﻔﻪﻫﺎی ﻣﻬﻢ ﺧﻮدآﮔﺎﻫﻲ، ﻋﺰّتﻧﻔﺲ اﺳﺖ. ﻋﺰّتﻧﻔﺲ، ﭼﻴﺰی ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻳﻚ ﻣﻬﺎرت آﻣﻮﺧﺘﻪ ﺷﻮد؛ ﺑﻠﻜﻪ ﭘﻴﺎﻣﺪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ‌ای از ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮدی، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ وﺧﺎﻧﻮادﮔﻲ اﺳﺖ. ﻋﺰّتﻧﻔﺲ ﺑﻪ اﺣﺴﺎس ارزﺷﻤﻨﺪیِ ﺷﺨﺺ اﺷﺎره دارد ﻛﻪ ﺗﺤﺖﺗﺎﺛﻴﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﻋﻤﻠﻜﺮد، ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ‌ها، ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ‌ها، ﻇـﺎﻫﺮ ﺷﺨﺼﻲ و ﻗﻀﺎوتهای اﻓﺮادِ ﻣﻬﻢ، اﺳﺖ.

هویت
شماری از ویژگی‌های انسان مانند جنسیت، رنگ پوست و حالت مو، عناصر هویتی‌ای هستند، که از بدو تولد در وی ظهور می‌یابند؛ اما برخی دیگر از عناصر هویتی مادرزادی و سرشتی و ماهوی نیستند و به تجربه و آموزش در انسان پدیدار می‌گردند و به تدریج به هویت و شخصیت وی می پیوندند. به عبارتی ﻫﻮﻳﺖ، ﻓﺮآﻳﻨﺪی اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺗﻤﺎم ﻃﻮل زﻧﺪﮔﻲ درﺣﺎل ﺷﺪن و ﺗﻐﻴﻴﺮ اﺳﺖ. در واقع، هویت هر فردی، در پاسخ به سوالاتی مانند: "من کیستم؟ اهداف و مسئولیت های من در زندگی چیست؟ در آینده می خواهم به کجا برسم؟" نهفته است.

شناخت خود چه کمکی به ما می کند؟
انسان در مسیر زندگی خود، با انتخاب های متعددی روبرو است. از انتخابهای ساده و روزمره مانند غذا خوردن و خرید گرفته تا انتخابهای سخت تر و پیچیده تر مانند انتخاب جهان بینی، شغل و همسر. بی تردید انتخابهای بزرگ و سرنوشت ساز، نیازمند خودآگاهی دقیق تر است که اگر درآن ماهر نباشیم، به خود و دیگران صدمه جدی خواهیم زد.

شخص خودآگاه، دقیقا می داند از زندگی چه می خواهد و می داند برای رسیدن به خواسته ها و اهداف خود و برای برطرف کردن نیازهایش باید چه کارهایی انجام دهد. او مدام در حال ارزیابی اقدامات گذشته خود است تا بتواند دریابد با قدم هایی که تا کنون برداشته به خواسته ها و اهداف خود نزدیک تر شده است یا از آنها فاصله گرفته است. در نتیجه ادراک وی از خود، توانایی هایش و اتفاقاتی که در اطراف می افتد، دقیق تر و واضح تر می شود.

وقتی ما نسبت به خود و توانمندی های خود بیشتر آگاه باشیم، می دانیم برای اینکه بتوانیم کاری را به خوبی انجام دهیم، لازم است چه مقدماتی را فراهم کنیم. در برابر چه موقعیت هایی می توانیم کنترل بیشتری بر خود داشته باشیم؟در چه شرایطی قرار بگیریم نمی توانیم به خوبی خود را مدیریت کنیم؟ پس بهتر است در آن شرایط خودمان را قرار ندهیم.

وقتی ما تا این اندازه از خود شناخت داشته باشیم، هم خود را هم روابطمان را با دیگران به خوبی مدیریت می کنیم؛ افراد خودآگاه می دانند که نباید در موقعیت های غیرقابل کنترل خود را قرار دهند. بیشتر اتفاقات ناخوشایند، زد و خوردهایی که منجر به قتل و ... می شود، به این دلیل است که آدم ها از خود شناخت کافی ندارند و در شرایط استرس زا و بحرانی نمی توانند هیجانات خود مانند خشم، حسادت، عواطف، طمع و ... را مدیریت کنند. خودآگاهی یعنی ما بدانیم دقیقا چه کسی هستیم. چه کاره ایم. قرار است به چه اهدافی برسیم.

دانش آموزی که در سن 17 سالگی برای خودش تصویر کاملی از اهداف خود دارد و برای مثال تصمیم دارد یک پزشک بشود، چون تصویر ذهنی روشن و شفافی از خود، توانایی ها و اهدافش دارد، در برابر سختی های درس خواندن و تفریح نداشتن و محدودیت های دیگری که برای رسیدن به هدف برای خود قائل شده است، با خستگی هایش مبارزه می کند و با تاب آوری خود را یاری می دهد تا از مسیر هدف منحرف و خارج نشود.

چگونه خودآگاهی را در خود پرورش دهیم؟
نخست آنکه احساسات و هیجانات و افکار و رفتار خود را شناسایی کنید. یک تمرین ساده که در ادامه می خوانید، به شما کمک می کند که نسبت به این عوامل در خود آگاه شوید.

اتفاقی را که تازه رخ داده و جزئیات آن را به خاطر دارید، در نظر بیاورید. از خود بپرسید دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ چطور در آن موقعیت قرار گرفتم؟ چه چیز باعث شد که مثلا عصبانی شوم؟ چه احساسی را تجربه کردم؟ چه فکری از ذهن من گذشت؟ سپس چه کاری انجام دادم؟ عملی که انجام دادم، چه پیامدهایی داشت؟ آیا آن رفتاری که انجام دادم مرا به طرف دیگر رابطه ام دور کرد یا نزدیک؟ حال رابطه ما پس از این اقدام حالا چگونه است؟

در واقع ما باید به درون نگری برسیم و خودارزیابی کنیم و با ذهن آگاهی و فاصله گرفتن از رفتارمان و از بیرون دیدن آن اقدامات، مچ خود را بگیریم تا به شناخت خود، کنش ها و واکنش هایمان، ترس ها و موانع بازدارنده‌مان در داشتن روابط خوب، موفقیت و خوشبختی دست یابیم و با شناخت همه این ویژگی ها و عوامل، نقاط قوتمان را تقویت و کاستی های قابل تغییرمان را اصلاح کنیم و نواقص غیرقابل تغییرمان را نیز با دانش و مهارت، مدیریت کنیم تا در مسیر رشد و سلامت رفتاری قرار بگیریم و به خردورزی برسیم./ ایران‌آنلاین 

 

 

 

 

 

کپی