اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰

مناسبات تهران-ریاض به کدام سو می‌رود؟

مناسبات تهران-ریاض به کدام سو می‌رود؟

حدود یک ماه دیگر دولت سیزدهم امور اجرایی را در دست خواهد گرفت. با توجه به طیفی از چالش‌های داخلی و خارجی پیش روی کشور، یکی از پرسش‌های جدی این است که دولت آتی چه رویکردهایی در حوزه سیاست منطقه‌ای اتخاذ خواهد کرد.

یکی از مهم ترین موضوعاتی که رئیس جمهوری آینده با آن مواجه خواهد بود، مدیریت عرصه سیاست خارجی و مناسبات با کشورهای همسایه از جمله عربستان سعودی است.

آیت الله رئیسی در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، بر اولویت گسترش روابط همسایگی تاکید داشت. طبیعی است که یک مقصد مهم در روابط درست و معنادار همسایگی، عربستان سعودی است. به تجربه طی سال های اخیر دیده شده که بدون مدیریت روابط با عربستان، امکان گسترش روابط مطلوب با کشورهای دیگر عربی نظیر امارات، بحرین، کویت و حتی قطر میسر نیست. این کشورها خواسته یا ناخواسته متاثر از جهت‌گیری های منطقه ای عربستان عمل می کنند. مهم تر از همه در صورت رابطه پایدار با عربستان همین کشورها مشتاق گسترش مناسبات با ایران می شوند.

این منطقی پذیرفته شده در سیاست بین المللی است که قدرت های متوسط و کوچک متناسب با کنش گری قدرت های بزرگ تر عمل می کنند و وقتی رابطه ای حسنه میان قدرت های بزرگ تر منطقه حاکم می شود، سایر قدرت ها به رقابت با همدیگر برای گسترش روابط اقتصادی و تجاری با همین قدرت های بزرگ می پردازند.

از دید بسیاری از ناظران، دولت سیزدهم برای تنظیم مناسبات منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، ناگزیر به مدیریت روابط با سعودی ها است و در این خصوص با ابتکار عمل هایی هم که از سوی دولت عراق و شخص الکاظمی صورت گرفته، زمینه های اعتماد سازی خوبی میان ایران و عربستان صورت گرفته است.
واقعیت امر این است که به سبب تداوم قطع روابط دیپلماتیک میان دو کشور و نفوذ گسترده صهیونیست ها میان دولت های عربی، درجه بالایی از بی اعتمادی و سوء تفاهم میان دولت ایران و عربستان شکل گرفته است.

به بیانی دیگر طرف مهم این بی اعتمادی سعودی ها هستند که تحت تاثیر القائات برخی جریانات رسانه ای از سوی صهیونیست ها تصور می کنند ایران دنبال تضعیف قدرت منطقه ای عربستان و حذف این کشور از معادلات منطقه ای است. در حالی که اولویت اصلی و اساسی برای ایران، ثبات و امنیت منطقه ای است و در این عرصه همواره با صدای رسا کشورهای منطقه را به صلح و گفت و گوی منطقه ای فراخوانده است.

تصور و باور طیفی بر این مبنا است که سعودی از سوی نیروهای حامی ایران در منطقه محاصره شده اند. در عراق بعد از سقوط صدام حسین، جمهوری اسلامی ایران با تقویت مراودات چند بُعدی با گروه های مختلف، نقش مهمی را در سپهر سیاسی عراق بازی می کند. در برابر سعودی ها نیروی مطمئن و اثرگذاری در معادلات سیاسی عراق ندارند.

در لبنان حزب الله به همراه متحدانش دارای گرایشی آشکار به ایران است. در برابر سعودی ها از جریان ۱۴ مارس حمایت می کنند که این جریان هم به تنهایی قادر به مدیریت کامل و قاطع تحولات سیاسی و نظامی در لبنان نیست و همین موضوع بر مشکلات لبنان افزوده است.

علاوه بر همه این ها و رقابت هایی که در دیگر مناطق از جمله سوریه وجود دارد، آنچه زمینه‌ساز نگرانی اصلی سعودی ها و چه بسا تنش و فاصله گیری‌ ریاض با تهران شده است؛ تحولات در یمن  است.

حاکمان سعودی یمن را حیاط خلوت خود می دانند و حاضر به تقسم قدرت در این منطقه با هیچ بازیگری نیستند. در این شرایط قدرت گیری جریان انصارالله که  مخالف رویکرد تهاجمی و مداخله جویانه عربستان است؛ باعث شده که ترس و وحشت خاصی در میان حاکمان آل سعود نسبت به از دست رفتن یمن در دایره نفوذ سنتی‌شان برانگیخته است.

همچنان که اشاره شد، مجموع این تحولات و واقعیت های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و خلیج فارس این تلقی را نزد رهبران ریاض ایجاد کرده که جمهوری اسلامی ایران دنبال محدود سازی عربستان سعودی در منطقه است.

در مقابل، این واقعیت کمتر مورد توجه است که بخش مهمی از تحولات و رخدادهای سیاسی در خاورمیانه ناشی از ضرورت های استراتژیک منطقه ای است. اگر امروز انصارالله به قدرتی انکارناپذیر تبدیل شده است؛ دلیل آن را باید در واقعیات درونی یمن جست . این جریان سال‌ها است که در یمن ریشه دارد و حال بنا به مقتضیات زمانی و مداخله‌جویی‌های خارجی زمینه مناسبی برای کنشگری سیاسی این جبنش فراهم شده و در میان بدنه جامعه یمن حامیان و هواخواهانی جدی پیدا کرده است.
اکنون و چه بسا با باز شدن مسیر دیپلماسی میان تهران و ریاض، این فرایند بتواند برای صلح و ثبات در منطقه نتایجی مثبت به بار آورد. باید این موضوع در خاورمیانه مورد اجماع قرار گیرد که رقابت های نیابتی و تلاش برای منازعه و آشوب به نفع قدرت های بیرونی منطقه و مضر به ثبات و اقتصاد کشورهای منطقه است.

برای همین ضرورت دارد دولت سیزدهم با استفاده از ظرفیت های سالیان اخیر و گفتمانی که ابتکاراتی چون «صلح هرمز» آن را زمینه سازی کرده بر مدیریت اختلاف با ابزار مذاکره و دیپلماسی تمرکز یافته و بتواند فرصت های جدیدی در منطقه ایجاد و زمینه را برای تقویت مناسبات دیپلماتیک  فراهم سازد./ ایرنا 

 

 

 

 

کپی