اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰

بیم و امیدهای تلویزیون تئاتر ایران

بیم و امیدهای تلویزیون تئاتر ایران
امیر دژاکام کارگردان تئاتر

تلویزیـــــــــــون تئاتر ایران بی‌شــک می‌تواند در آینده بسیار موفق باشد و دلیل و چرایی این امر را می‌توان در چنــــــــــد بخش کوتاه مستدل و بیان کرد. کافی‌ است یک لحظه به این فکر کنیم که روزگاری خواهد آمد که دیگر کرونایی وجود ندارد و این بیماری برای همیشه از سر جهان کم شده است.

در چنین جهان و روزگاری، کسی مثل من به عنوان یک استاد دانشگاه وقتی می‌خواهد به دانشجویان خود بسته‌ای پژوهشی ارائه بدهد و از آنها تحقیقی بخواهد باید بتواند آنها را به یک منبع یا به‌ گفته‌ای پایگاه اطلاعاتی رهنمون کند. مثلاً فرض کنیم که موضوع تحقیق، درباره کارگردان‌های تئاتر ایران است و قرار است هر کدام از دانشجویان درباره یکی از این نامداران تحقیقی ارائه کند؛ یکی درباره حمید سمندریان، یکی درباره دکتر رفیعی و... در این موقعیت، بی‌شک پایگاهی مثل تلویزیون تئاتر ایران می‌تواند اولین و بهترین مرجعی باشد که دانشجو به آن مراجعه کند و آثار این کارگردانان بزرگ را ببیند و در نهایت تحقیق و پژوهشی که مد نظر دارد را به سامان برساند. این بحث آرشیو و پایگاه آموزش و تحقیق و پژوهش یکی از خلأهای ما در حوزه هنرهای نمایشی است که تلویزیون می‌تواند چنین خلأیی را پر کند. از سویی دیگر، علاقه‌مندان به هنرهای نمایشی می‌دانند که محل مراجعه آنها برای تماشای نمایش‌ یا احیاناً دیدن آثار فاخر حوزه نمایش ایرانی کجاست و دیگر نیاز نیست سرگشته از این سایت به آن سایت و پلتفرم بروند. در واقع این خانه‌داشتن همان چیزی است که هم محقق، هم دانشجو و هم علاقه‌مند به تماشای تئاتر را از سرگردانی نجات می‌دهد و در کنار همه اینها می‌تواند گنجینه‌ای از آثار نسل‌های مختلفی باشد که به نسل‌های امروز و فردا خواهد رسید و خواهد ماند. تحقق چنین ایده‌آلی به ایجاد بسترها و حذف موانع و از طرفی خوشفکری و دست‌جنبانیدن نیاز دارد. مثلاً باید بی‌عدالتی و عدم توازن آنچه در تئاتر اتفاق می‌افتد با آنچه در سینما ساری و جاری‌ است، روزی تمام شود. مسأله هم روشن است. وقتی هنرمند تئاتر زحماتش برای اجرای یک نمایش به زور کفاف کرایه آمد و رفتش را می‌دهد، چگونه می‌شود انتظار داشت که آن سطح از ایده‌آل‌هایی که کسی مثل من در ذهن دارد اجرایی شود. نکته‌‌های دیگری هم البته وجود دارد تا این تلویزیون بتواند به آنچه که در ابتدای این نوشته به آن اشاره شد، یعنی موفقیت، برسد. یکی دیگر از مؤلفه‌هایی که می‌تواند در کنار بحث کمی و کیفی به موفقیت چنین پلتفرمی کمک کند، بحث تبلیغات است. به عقیده من، آن‌طور که باید و شاید برای این پلتفرم تبلیغ‌ درست و مناسبی نشده و خیلی از علاقه‌مندان تئاتر هنوز نمی‌دانند چنین پلتفرم اختصاصی برای تئاتر وجود دارد. این پلتفرم می‌تواند با پلتفرم‌های دیگری که در حال حاضر فعالیت می‌کنند و خیلی‌هاشان هم مشهور هستند، وارد رقابت شود به شرط آنکه به قول و گفته‌‌ای، جنسش جور باشد. وقتی مخاطب یکبار وارد این پلتفرم می‌شود و از پیش می‌داند به تلویزیون تئاتر ایران وارد شده نباید دچار دلسردی از کم و کسری‌های فراوان باشد و این آرشیو خوب و قوی، در کنار مباحث کمی و کیفی است که او را در این سایت نگه می‌دارد و برایش جذابیت ایجاد می‌کند. همه این مسائلی که تیتروار در این نوشتار به آن اشاره شد، چالش‌ها و باید‌هایی‌ است که این تلویزیون پیش رو دارد و می‌تواند با حل و فصل آنها و عبور از موانع و البته نگاه مدیریتی جسورانه، به موفقیت برسد و پایگاهی برای اهل تئاتر شود.‌

کپی