اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • پنج شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۰

کلمات کلیدی

تئاتر همواره تئاتر می‌ماند

تئاتر همواره تئاتر می‌ماند
علیرضا اجلی کارگردان تئاتر

این روزها در وضعیتی به سر می‌بریم که انگار کرونا و همه‌گیری این بیماری کم‌کم دارد تمام می‌شود و طبیعتاً نسبت به یک سال‌و‌نیم گذشته هیجان روی صحنه بردن یک اجرا برای هنرمندان تئاتر بیشتر شده و مخاطب نیز به مرور با این هنر آشتی می‌کند؛ اما این همه ماجرا نیست.

همه آنچه بر تئاتر و اهالی‌اش می‌گذرد داستانی بس طولانی دارد. در طول یک ماه، در بیست‌ونه اجرا در تماشاخانه ایرانشهر نمایش «لوله» را به روی صحنه بردم و هر شب این سؤال را از خود می‌پرسیدم که لزوم اجرای تئاتر در این وضعیت چیست؟ همه می‌دانیم که تئاتر قبل از کرونا و بعد از کرونایی وجود ندارد و این تنها بازی بی‌ثمری‌ است که ما را از مسیر درست فکر کردن درباره وضعیت خارج می‌کند. پیش‌بینی آینده آنقدر مشکل نیست، آن‌چه در پیش از همه‌گیری رخ می‌داده بعد از این هم با وقفه طولانی یک سال و نیمه رخ خواهد داد. هر شب و بعد از هر اجرا وقتی موسیقی پایانی کار را می‌شنیدم و همراه تماشاگران خارج می‌شدم، وقتی به چهره‌های پوشیده با ماسک مخاطبان نگاه می‌کردم جواب سؤالم را می‌گرفتم؛ تنها چشمان کنجکاوی را می‌دیدم که از مواجهه‌ای برگشته و هنوز پر از پرسش است. همین حضور و اشتیاق تماشاگر برای دیدن یک نمایش مرا هم سر ذوق می‌آورد. به این نتیجه می‌رسیدم آن مسأله‌ای که فراموش کرده‌ایم خود تئاتر و صحنه‌ است. تجربه باشکوه و غیرمنتظره تئاتر دیدن، زیستن در دنیای صحنه‌های روشن و نیمه‌روشن و خاموش، با نقشی همراه شدن و از آن خود کردن رویدادی، گاه به وجد آمدن و گاه ناامید شدن، گاه شاد شدن و گاه غمگین شدن و همواره و همیشه در حال «شدن». تجربه یگانه در جمع بودن، که با وجود کرونا از انسان گرفته شده، تنها با تئاتر دوباره جان می‌گیرد. همیشه سؤال دیگری همراهم هست و خواهد بود؛ انسان قبل و بعد از دیدن یک اجرای تئاتر چه تفاوتی در نگاهش ایجاد می‌شود؟ آن لحظات بی‌جایی و بی‌زمانی، اندیشه‌ورزی و رهایی چطور می‌تواند از تماشاگر یک کنشگر بسازد. آن‌چه هنوز و در طول اجراها آن تجربه بی‌بدیل را خدشه‌دار می‌کرد، حواشی و رویدادهای پیرامون بود که هیچ‌گاه نمی‌گذارد کشف شکوه زیستن در تئاتر بکر بماند. دخالت‌ها و تنش‌های غیر تئاتری سالن نیز به نظرم بیش از حد بود و از جایی به بعد مرا از صحنه و زیست تئاتری دور می‌کرد. به نظرم شعارهایی مثل «تئاتر زنده است»، «تئاتر خوب ببینیم»، «تئاتر را کمک کنید» یا «تئاتر برای همه»، بی‌اندازه غیرواقعی است و ما را از اصل مطلب دور کرده و مخاطب را از تجربه بی‌واسطه حضور و فعالیت اندیشه‌ورزانه گریزان می‌کند. در این دوران به‌عنوان کارگردان دست از ساختن برنداشته‌ام و برنخواهم داشت. تئاتر ضرورت است و حذف تئاتر، حذف حضور است و ادامه این ساختن هیچ راهی ندارد جز ساختن دوباره حضور. کارگردانان تئاتر که در این دوران دست از کار کردن برداشته‌اند نیز به صحنه بازگردند؛ و این حضور را رنگی دوباره ببخشند. آن‌چه بیش از همه در طول اجراها مرا سر شوق آورد خود اثر و خلق کردن و خلاقیت بود؛ نه هیچ چیز دیگر. تئاتر همواره تئاتر می‌ماند، همچنان که زندگی همواره زندگی؛ دوری از ساختن دوباره، دوری از دیدن و تجربه کردن است.

کپی