اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰

رک هستیم؛ یا جراتمند؟/جراتمندی چه کمکی در زندگی به ما می کند؟

رک هستیم؛ یا جراتمند؟/جراتمندی چه کمکی در زندگی به ما می کند؟
دکتر رزیتا شرافتی، روان شناس و استاد دانشگاه

جراتمندی یعنی بیان واضح و صریحی از افکار و عقایدمان داشته باشیم؛ به گونه ای که از نظر اجتماعی، مطلوب باشد؛ یعنی در عین حال که افکار، احساسات و عقایدمان را شفاف و صادقانه و بدون اضطراب بیان می‌کنیم، بتوانیم احساسات و عواطف طرف مقابل را هم در نظر بگیریم. رک بودن، به هیچ روی به معنای جراتمندی نیست.

ایران آنلاین/ کسی که خودش را رک می داند، به خود اجازه می دهد هر حرفی را به هر شیوه ای به زبان بیاورد و وارد حریم خصوصی دیگران بشود؛ چنین افرادی عواطف و احساسات و حقوق طرف مقابل را در نظر نمی گیرند. روشن است که هیچ کس تمایل ندارد سخنان تند بشنود یا دیگران حریمش را رعایت نکنند. از این رو کسی که رک است، در دیگران احساسات و هیجانات منفی ایجاد می کند؛ در حالی که شخصی که مهارت جراتمندی دارد، همانطور که به حق خود احترام می گذارد، به حق دیگری هم احترام می گذارد و احساسات و عقاید دیگران را هم محترم می شمارد. جراتمندان، در حقیقت مصداق بارز« هرچه برای خود می پسندی، برای دیگران نیز بپسند.» هستند و همواره احساس خوب امنیت و آرامش را در دیگران به وجود می آورند. فرد جراتمند، می تواند از حقوق خود دفاع کند؛ مهم ترین موضوع برای اینکه ما تبدیل به فرد جراتمندی بشویم، این است که حقوق خود را بشناسیم.


موانع جراتمندی
برای اینکه فرد جراتمندی باشیم و این تئوری ها را در رفتار و عملکردمان نیز پیاده کنیم، اول باید یکسری موانع را برطرف کنیم. در واقع علت این که آدم ها نمی توانند جراتمندانه رفتار کنند، این است که بر سر راه عملکرد آنها همواره یکسری موانع درونی و یکسری موانع بیرونی وجود دارد.


موانع درونی جراتمندی
موانع درونی، معمولا در باورهای ناکارامد آدم ها ریشه دارد. برخی از آدم ها به دلیل ترس از دست دادن، در رفتار منفعلانه می مانند و جراتمندانه حرف ها و خواسته هایشان را نمی گویند. بعضی از آدم ها احساس می کنند که اگر درخواستی را رد کنند، خودخواهی است یا این که در بسیاری از مواقع خواسته شان را به زبان نمی آورند که دیگران معذب نشوند؛ برای مثال فرض کنید دوستی با چنین کسی تماس می گیرد و می گوید: «می شود بچه من را نگه داری؟» در حالیکه با پاسخ مثبت، همه کارهای خودش عقب می افتد، ولی جراتمندی این موضوع را ندارد که به دیگران نه بگوید. یکی دیگر از این باورهای ناکارامد آن است که اشخاص زمانی احساس مهم یا ارزشمند بودن می کنند که از آن ها درخواستی بشود. چنین آدم هایی عزت نفسشان وابسته به دیگران است. یعنی زمانی احساس ارزشمندی می کنند که دیگران آنها را تایید کنند یا ارزشمند بدانند. در حالی که نمی دانند حس ارزشمندی آنها بستگی به خیلی از معیارهایشان در جایگاه یک انسان دارد؛ نه فقط به اینکه در هر لحظه به آدم ها جواب مثبت بدهند.


موانع بیرونی جراتمندی
گاهی این دیگرانند که نمی گذارند ما جراتمندانه خواسته هایمان را بیان کنیم. یک فرد جراتمند، هوشیارانه و با آگاهی با چنین افرادی وارد تعامل می شود. در واقع بعضی از آدم ها شیوه های خاصی برای مانع ایجاد کردن برای رفتار جراتمندانه دارند؛ مثلا از تکنیک گذر زمان استفاده می کنند و وقتی شما می خواهید درباره موضوعی سر صحبت را باز کنید، می گویند: « حالا باشد برای یک وقت دیگر! الان شرایطش نیست.» البته گاهی شاید آن آدم در حالت استرس، خشم یا وضعیت نامناسب دیگری باشد. ما باید شرایط طرف مقابل را هم در نظر بگیریم و درک کنیم اما یک فرد جراتمند، پافشاری می کند و می گوید:«بسیار خب. باشد. شما الان فرصت ندارید یا شرایطش را ندارید. امروز اگر شرایط مهیا نیست، ایرادی ندارد ولی این موضوع مهم است و من حتما باید در این باره با شما صحبت کنم. لطفا هر زمانی که برایتان مناسب است، تعیین کنید. »
گاهی برخی از آدم ها از تکنیک خنثی کردن استفاده می کنند. مثلا می گویند: « این همه مشکل در جامعه وجود دارد، حالا تو آمدی دست روی مساله به این کوچکی گذاشتی؟»  که کاری کنند که شما مساله ات را مطرح نکنی. بعضی آدم ها از تکنیک احساس گناه استفاده می کنند و باعث می شوند که دیگری در شرایط آسیب زا باقی بماند؛ برای مثال ما بارها در روابط می بینیم که دو نفر در یک رابطه اشتباه هستند؛ ولی یک طرف رابطه به دیگری عذاب وجدان و احساس گناه می دهد که «اگر تو از رابطه بیرون بروی، من خودم را می کشم.»یا «تو برو. ماهم به آتیش خودمان می سوزیم.» حتی این موضوع گاهی اوقات در رفتارهای اشتباه  والدین در فرزند پروری نهفته است. در مشاوره پیش از ازدواج ما نمونه هایی داریم که آقای جوان می گوید:«تا اسم این دختر را می آورم، مادرم می گوید: وای قلبم درد گرفت. من را ببرید بیمارستان و این باعث می شود که من نتوانم جراتمندانه خواسته هایم را مطرح کنم. » یعنی به نوعی ما در روابط خود داریم باجگیری عاطفی می کنیم؛پس گاهی آدم ها ما را وارد بازی هایی می کنند که اگر آگاه باشیم، می توانیم این شیوه ها را خنثی کنیم.

 

کپی