اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۰
اتاقی که در آن اتفاق افتاد

اولین جرقه استعفا

اولین جرقه استعفا

بعد از این قضایا با پمپئو تماس گرفتم و ما به طور مفصل درباره بدترین لحظات روز قبل گفت و گو کردیم.

 در رابطه با حمله غیر واقعی به سفارت بریتانیا در تهران، جرمی هانت وزیر خارجه بریتانیا (که پمپئو برای کشف حقیقت ماجرا با او صحبت کرده بود) پیامی را از طریق پست الکترونیکی برای پمپئو ارسال کرد که آن طور که پمپئو تعریف می کرد در آن نوشته شده بود: «همیشه از اینکه با تو صحبت کنم خوشحال می شوم اما چرا نصف شب از خواب بیدارم کردی؟ فقط برای این که یک احمق با خودرواش به سفارت ما کوبیده است؟ این که چیز تازه ای در دنیای امروز نیست!» چنین سخنانی در رابطه با اتفاقی که توهمی بیش نبود، معنای زیادی داشت. آن روز صبح من و پمپئو باز هم با هم حرف زدیم و پمپئو همچنین در واکنش به اتفاقات روز پنجشنبه، گفت: «من نمی توانم چیزی را که ترامپ از من می خواهد، انجام دهم. این بسیار غیرمنصفانه است. نمی توانم آن را انجام دهم. با این روش مردم خود را با خطر مواجه می کنیم. دوست داری بدانی امروز وقتی برای ناهار ترامپ را ملاقات می کنم، چه خواهد شد: او تلاش خواهد کرد برای من داستان سر هم کند و خواهد گفت: مایک، تصمیم درست همین بود که انجام دادیم، درسته؟» از پمپئو پرسیدم قصد دارد چطور به داستان سرایی او پاسخ دهد. این رفتار ترامپ به دلیل تردید او درباره تصمیمش نبود، بلکه او می خواست پمپئو هم مشی او را بپذیرد. پمپئو پاسخ داد: «برای این که موضوع را برای او ملموس تر کنم به ترامپ خواهم گفت، این نقطه نظر شما است، اجازه بدهید من هم نظر خودم را داشته باشم؛ اگر من از والدین سربازان امریکایی مستقر در پایگاه هوایی الاسد عراق بودم الان بیشتر احساس خطر می کردم.» به او خواهم گفت: «اگر ما این حمله را بدون پاسخ بگذاریم، تهدیدهای ایران هسته ای افزایش خواهد یافت.» همه حرف های پمپئو درست بود اما هیچ یک از ما اعتقاد  نداشتیم که این حرف ها نظر ترامپ را تغییر خواهد داد. پمپئو، هرگز سعی نکرد در این زمینه مرا هم به اتخاذ موضعی مشابه ترغیب کند، شاید به این خاطر که او دیگر اهمیتی به مسائل نمی داد یا اصولاً از اول اهمیتی برایش نداشت.
پمپئو گفت، از فرط نگرانی تا ساعت دو صبح بیدار بوده است. او احساس می کرد توافق روز پنجشنبه به قدر کافی محکم بود که مبنای تصمیم گیری برای حمله قرار گیرد. تغییر چنین تصمیمی همه ادله ما را درباره ایران تضعیف می کرد. پمپئو گفت، می توانم او را آزاد بگذارم تا هر تصمیمی که می خواهد بگیرد، اما نمی توانم تصور کنم هر آنچه را که او می خواهد، انجام دهم. ما می توانیم همچنان به مردم بگوییم که نگران برنامه های موشکی ایران هستیم اما دیگر چه کسی این حرف ما را باور خواهد کرد؟ پمپئو چیزهای دیگری هم گفت اما اظهارات پمپئو تا همین جا هم در واقع وجود اختلاف مهمی را بین ما نشان می داد. من آن قدر آمادگی نداشتم به ترامپ به خاطر تصمیماتش، آزادی عمل بدهم زیرا بیشتر تصمیمات او اشتباه بود. مصرانه (به پمپئو) گفتم که «ما باید بر آنچه که تاکنون گفته ایم، تاکید داشته باشیم.» ما تازه با بحرانی مواجه شده بودیم که کِلی پیش بینی کرده بود و ترامپ به همان اندازه که او نگران بود رفتار غیر منطقی از خود نشان می داد. من و پمپئو به هم قول دادیم بدون این که ابتدا به هم اطلاع بدهیم استعفا ندهیم. این اولین بار بود که موضوع استعفا مطرح می شد. من اصلاً این بحث را تبادل نظر درباره نکات مثبت و منفی استعفا توصیف نمی کنم که واقعاً هم این طور نبود. اما موضوع استعفا همچنان به طور مشهودی مطرح بود.
ترامپ با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان یک قرار تلفنی داشت و قبل از اینکه تماس برقرار شود نظر من را درباره بیانیه ای که برای توئیت کردن به آن فکر می کرد، پرسید. من مخالفتی نکردم، با خودم فکر می کردم؛ «چرا که نه؟ روز قبل، همه چیز بد پیش رفته بود، چند تا توئیت چطور می تواند اوضاع را بدتر کند؟» توئیت های ترامپ شامل این موارد بود:
رئیس جمهور اوباما توافق وحشتناک و بسیار بدی با ایران داشت- 150 میلیارد دلار بعلاوه 1.8 میلیارد دلار پول نقد به ایران داد! ایران بسیار مشکل داشت و این پول ایرانی ها را نجات داد و راه آنها را برای تولید سلاح هسته ای باز گذاشت...
...و ایران خیلی زود به جای تشکر، فریاد مرگ بر آمریکا سرداد. من به این توافق پایان دادم؛ توافقی که حتی کنگره هم آن را تصویب نکرده بود و تحریم های سنگینی را علیه آن کشور وضع کردم. آنها اکنون نسبت به روزهای اول ریاست جمهوری من که مشکلات زیادی را برای منطقه به بار می آوردند، به کشور بسیار ضعیفی تبدیل شده اند. آنها اکنون در حال نابودی هستند!...
...ایرانی ها روز دوشنبه هواپیمای بدون سرنشینی را که بر فرار آب های بین المللی پرواز می کرد، سرنگون کردند. ما آماده بودیم شب گذشته در اقدامی تلافی جویانه سه سایت مختلف آنها را هدف قرار دهیم تا این که پرسیدم این حمله چه تعداد تلفات خواهد داشت؟ ژنرالی به من گفت 150 نفر جان خواهند باخت قربان! 10 دقیقه قبل از آغاز حمله، آن را متوقف کردم....
...زیرا متناسب با حمله به هواپیمای بدون سرنشین ما نبود. من عجله ای ندارم. ارتش ما تجدید قوا کرده، تازه نفس و آماده است و با فاصله زیاد بهترین ارتش جهان است. تحریم ها تاثیر مخرب خود را گذاشته است و از دیشب تحریم های دیگری به آن اضافه شده است. ایران هرگز نمی تواند سلاح هسته ای داشته باشد، نه در مقابل آمریکا و نه در برابر جهان.
واقعاً فکر کردم اگر می خواهد چنین چیزهای احمقانه ای را مطرح کند من چه کسی هستم که با آن مخالفت کنم؟ باور داشتم که بعد از انتشار این توئیت ها، مسئولیت همه چیز به گردن خود ترامپ خواهد افتاد و مردم متوجه می شوند که کل ماجرا چقدر احمقانه بوده است. دردناک بود که مردم از همه این مسائل آگاه شوند اما راهی نبود که بتوان جلوی ترامپ را در برملا کردن هویت واقعی خود گرفت.
ساعت هشت و 45 دقیقه، به دانفورد زنگ زدم تا روایت او را از اتفاقاتی که رخ داده بود بشنوم. دانفورد گفت تا ساعت یک بامداد بیدار بوده و تلاش کرده مساله «تلفات» را پیگیری کند فقط به این امید که شاید ترامپ صبح جمعه بیدار شود و نظر خود را عوض کند. دانفورد خوشحال نبود و گفت ترامپ او را در نشست اتاق وضعیت رسماً «سست و بی اراده» توصیف کرده است زیرا فکر می کرد اهداف مورد نظر دانفورد «بسیار کم اهمیت وکوچک» بوده اند. او بعداً اقدام تلافی جویانه را لغو کرده چون فکر می کرده آنها زیادی بزرگ (و نامتناسب با حمله اولیه) بودند! نکته خوبی بود. در رابطه با مساله میزان تلفات، دانفورد گفت بعد از نشست اتاق وضعیت، وکلای پنتاگون سوال کردند تلفات احتمالی ایران در این حمله ممکن است چه تعداد باشد؟ دانفورد گفته بود، ما نمی دانیم. این همان چیزی بود که او در اتاق وضعیت هم گفته بود. وکلا سپس به دنبال جدول سازمانی بودند که ممکن بود در آن الگوی کارکنان در هر یک از انواع اهدافی که ما مدنظر داشتیم، مشخص شده باشد و تا حدی به این نتیجه رسیده بودند که در هر یک از سایت های موشکی حدود 50 نفر حضور خواهند داشت. دانفورد گفت: «همه چیز تقصیر وکلا و مشاوران حقوقی کاخ سفید بود»؛ منظور دانفورد این بود که در برآورد افراد حاضر در اهداف مورد نظر، هیچ فرد مسئولی در فرماندهی یا نیروهای رزمی نقشی نداشته است»‌(53). تا جایی که دانفورد می دانست، تا ساعاتی قبل از شروع حمله، هیچ بحث حقوقی در کار نبود. حتی کسی در این باره هشدار هم نداده بود. دانفورد گفت؛ ساعت هفت و 13 دقیقه بعد از ظهر، ترامپ به او زنگ زده تا بگوید شنیده است که این حمله می تواند به کشته شدن 150 ایرانی منجر شود. دانفورد گفت به او پاسخ دادم: «خیر، 150 نفر نیست. اولاً اینکه ما تعداد سایت های هدف را از سه به دو کاهش داده ایم زیرا به این نتیجه رسیدیم که فعالیت یکی از سایت ها تاکنون متوقف و این سایت به مکان دیگری منتقل شده است و ما مطمئن نبودیم مکان جدید آن کجاست. این بدان معنا بود که کشته های احتمالی حتی با برآورد وکلا، در بیشترین حالت 100 نفر خواهد بود. ثانیاً درباره دو سایت باقی مانده، ارزیابی ما این بود که در هریک از آنها حداکثر 50 نفر می توانند حضور داشته باشند.» دانفورد همچنین تلاش کرده بود به ترامپ توضیح دهد که چرا در شب هنگام به وقت ایران، تعداد کمتری احتمالاً در سایت ها حضور خواهند داشت. او نتوانسته بود در کسب رضایت ترامپ موفق شود و ترامپ گفته بود: «این را نمی پسندم. آنها هیچ یک از افراد ما را نکشتند. می خواهم این حمله را متوقف کنم. نمی خواهم 150 نفر کشته شوند.»
من بعداً ماجرا را بر اساس برداشت خودم برای دانفورد توضیح دادم؛ اینکه ایزنبرگ با استناد به برآورد وکلا در مورد تلفات انسانی با عجله به اتاق بیضی رفته است. می توانستم احساس کنم که دانفورد در آن طرف تلفن سرش را به علامت تعجب تکان می دهد. او گفت: «فقط می خواهم رئیس جمهوری مسئولیت این حمله را برعهده بگیرد. او شب پیش نمی خواست مسئولیت آن را برعهده بگیرد. وقتی او از مسئولیت شانه خالی می کند، این امر تبعاتی دارد...»، صدای دانفورد ضعیف تر شد. او سپس گفت: «ترامپ امروز صبح با توئیت هایش به ایرانی ها گفت تا وقتی به امریکایی ها آسیبی وارد نمی کنید، هر کاری خواستید بکنید. این یعنی آنها آزاد هستند هر کاری خواستند بکنند.» واقعا راست می گفت.
ترامپ سپس پیش از ظهر همان روز گفت که توئیت هایش «کامل و بی نقض» بوده و اینکه «تهران نیز الان درست وضعیتی مثل اینجا را دارد. مسئولان در اتاق هایشان جمع شده اند و درباره این موضوع بحث می کنند.» این درست مثل وقتی بود که ترامپ می گفت: «ایرانی ها کشته مرده مذاکره با ما هستند.» ما بعدها فهمیدیم که او رند پال سناتور جمهوریخواه را به عنوان نماینده خود برای مذاکره با ایران انتخاب کرده است. وقتی روز شنبه این خبر را به پمپئو رساندم حرفی برای گفتن نداشت و همان واکنش من را داشت: عجیب است که ترامپ درباره هر موضوع حساسی به پال اعتماد می کند؛ بویژه در این موضوع خاص که می تواند سرنوشت ریاست جمهوری او را تعیین کند(54). به پمپئو گفتم، روز یکشنبه در اورشلیم با نتانیاهو ملاقات خواهم کرد و اگر بتوانم موضوعی را که به آن فکر می کنم به او بگویم بسیار کار قابل توجهی خواهد بود و به این ترتیب مطمئناً ماموریت خود را به عنوان مشاور امنیت ملی تمام کرده ام. پمپئو به شوخی گفت: «در این صورت یکی می خری، دو تا می بری.» بعد از چند مکالمه دیگر با پمپئو در روز جمعه، فکر کردم او هم درباره همه این مسائل جدی و مصمم است. اگر این طور بود، هر دوی ما در صورتی که به طور همزمان استعفا می دادیم در وضعیت نامشخص و خطرناکی قرار می گرفتیم. هر چند که هنوز هم موضوع استعفای ما بعید بود ولی ما بسیار بیشتر از قبل به آن نزدیک شده بودیم. خبرنگاران از ترامپ درباره من سوال می کردند و او روز شنبه هنگامی که کاخ سفید را به مقصد کمپ دیوید ترک می کرد، گفت: «اختلافات زیادی با بولتون دارم... جان بولتون کارش را خوب انجام می دهد ولی به طور معمول مواضع سختگیرانه ای دارد... افراد دیگری هم در اطراف من هستند که چنین مواضع سختگیرانه ای ندارند، اما کسی که نظر او مهم است و تصمیم آخر را می گیرد، خود من هستم»(55). سوالی که به ذهنم خطور می کرد این بود که در این شرایط چقدر می توانم دوام بیاورم؟
در هر صورت، چند ساعت بعد راهی اسراییل شدم و دلیلی وجود نداشت که این کار را نکنم، چرا که حمله لغو شده بود. در اسراییل، مسائل ایران را بررسی کردیم. نتانیاهو و تیم او روی اطلاعات جدیدی که در حمله به آرشیو هسته ای ایران به دست آورده بودند، و متعاقب آن بازرسی آژانس بین المللی انرژی اتمی از سایت «تورقوز آباد» متمرکز بودند که نشان می داد در این تاسیسات اورانیوم فرآوری شده وجود داشته است(56). این با اورانیوم غنی شده تفاوت داشته و احتمالاً کیک زرد (اکسید اورانیوم جامد) بوده است. در واقع این شواهد، ادعاهای مکرر ایران را درباره اینکه هدف برنامه هسته ای آن کشور تولید سلاح هسته ای نیست، نقض می کرد(57). ایران تلاش کرده بود تورقوز آباد را پاکسازی کند، همان گونه که در سال 2004 سایت لویزان و بین سال های 2012 تا 2015 نیز اتاق های آزمایش انفجاری در پارچین را پاکسازی کرده بود، اما باز هم در پنهان کردن شواهد ناکام شد(58). این ادله خوبی بود که نشان می داد هنوز «طرح آماد» درباره برنامه هسته ای را حتی بعد از اینکه در سال 2004  قرار شد آن را متوقف کند، حفظ کرده است و این موضوع قطعاً تهران را در سطح بین المللی در موضعی تدافعی قرار می داد.

کپی