اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰

آینده ای شکوفا با سرمایه گذاری در عرصه فرهنگ

آینده ای شکوفا با سرمایه گذاری در عرصه فرهنگ
فرشته فرمانی پژوهشگر و نقاش

هنر همه جا حضور دارد، شاید تا به حال متوجه حضور مداوم و مستمر آن در گوشه و کنار زندگی و جامعه خود نشده اید ،اما آن را با کمی دقت در اطراف خود پیدا می‌کنید:

هر آنچه در فضای عمومی شهرها به چشم می‌خورد توسط کسی برای کاری ایجاد شده؛ ساختمان‌هایی که در آن زندگی می‌کنیم، کار می‌کنیم، خرید می‌کنیم و درس می‌خوانیم همه حاصل تفکر یک مهندس معمار و دید هنری اوست. زمانی که برای تفریح به سراغ سینما، فیلم، تئاتر، موسیقی و ادبیات می‌رویم همه آنها محصولاتی هستند که شخصی با عشق و اشتیاق تولید کرده. معمولاً برای ایجاد فضاهای عمومی همان اندازه که به کاربرد آنها فکر شده به زیباسازی هم توجه می‌شود. موزه‌ها و گالری‌های هنری آثار هنری زیبا و منحصر به فردی از هنرمندان مشهور به ما نشان می‌دهند. هر جا که بنگری اثری از هنر دیده می‌شود. هنر بخشی از هویت ما و خلاقیت همان چیزی است که ما را به عنوان انسان از دیگر جانداران متمایز می‌کند. با همه این‌ها جای تعجب دارد که هنوز هم در مدارس از هنر به عنوان درسی آسان که وقت و انرژی را هدر می‌دهد یاد می‌شود، در حالی که زندگی بدون کتابخانه، موزه، سالن‌های تئاتر و گالری‌های هنری، بدون ادبیات، موسیقی و هنر ساکن و بی‌هویت است.
هنر نه تنها موجب جذب سرمایه و توریست می‌شود، بلکه مهارت و فرصت‌های شغلی جدید را هم افزایش می‌دهد. در سال 2011 حدود 42 درصد کل درآمد کشور انگلیس از صنعت توریسم حاصل فعالیت‌های فرهنگی هنری بوده است. این رقم قابل توجه هم تأثیرگذار است و هم موجب گردش سرمایه و سهولت در امور می‌شود؛ هنر می‌تواند فرهنگ را با کالاهایی مرتبط کند که اکثر چیزهای دیگر نمی‌توانند. هنر در عین حفظ ارزش‌های فرهنگی و احساسی درآمدزایی می‌کند. زمانی که مردم بلیت کنسرت تهیه می‌کنند تا به موسیقی و خواننده مورد علاقه خود گوش بسپارند، بابت هتل، رفت و آمد و غذا هم هزینه می‌کنند. در عین حال تجربه عالی از فضای کنسرت و حال و هوای آن با خود به همراه می‌برند که خاطره اش تمام عمر در ذهن می‌ماند. مردم تنها به پول فکر نمی‌کنند، آنها علاقه دارند زندگی را تجربه کنند و از آن لذت ببرند و هنر بهترین رابط میان فرهنگ و اقتصاد است.
برخی از تحقیقات نشان می‌دهد اشخاصی که طی یک سال در فعالیت‌ها و مکان‌های فرهنگی هنری شرکت کرده‌اند 60 درصد نسبت به بقیه سالم تر هستند. مشغولیت‌های هنری به درمان زوال عقل، افسردگی و پارکینسون در سالمندان کمک شایانی می‌کند. محققان دریافته‌اند موسیقی و هنر، استرس، فشار خون و اضطراب را در بیماران کاهش می‌دهد. تحقیق دیگری در کشورهای اسکاندیناوی نشان داد هنرها از جمله رقص موجب کاهش احساس تنهایی، اضطراب و افسردگی می‌شود. در بررسی افراد سالمند مشخص شد مشغله هنری خصوصا از نوع تجسمی همچون نقاشی، عکاسی و مجسمه‌سازی به هویت بخشی سالمند کمک می‌کند و به او احساس مثبتی از فردیت خود منتقل می‌کند. به طور کلی هنر تأثیر بسیار مثبت و ارزشمندی بر سلامت جسم و روان افراد در سنین مختلف دارد.
تحقیقات همچنین بیانگر نقش مؤثر و پررنگ هنر بر فعالیت کودکان است؛ کودکانی که به فعالیت‌های هنری می‌پردازند موفقیت‌های بیشتری به دست می‌آورند، آنهایی که بیشتر مطالعه می‌کنند توانایی ادبی بهتری خواهند داشت و آن دسته از کودکان که به موسیقی می‌پردازند در یادگیری زبان و ریاضیات بهتر عمل می‌کنند. دانش آموزانی که در فعالیت‌های هنری پویا هستند در جامعه نیز فعال تر هستند؛ به امور خیرخواهانه و داوطلبانه روی می‌آورند، به فعالیت‌های اجتماعی علاقه نشان می‌دهند و در یافتن شغل مورد علاقه موفق تر خواهند بود. به طور کلی پرداختن به هنر، انسان‌ها را به هم نزدیک‌تر می‌کند. حس تنهایی را در آنها کاهش داده، با نشان دادن راهی برای بیان احساسات و درونیات به آنها احساس امنیت می‌دهد.
 طی قرن‌ها هنرها راهی برای انتقال بیانیه‌های مهم اجتماعی بوده اند: از نخستین نقوش انسانی بر دیواره غارها که می‌گفت: «ما اینجا هستیم.» تا پروپاگاندای زمان جنگ‌ها که توسط هنر، مردم را به حمایت از تلاش‌های جنگی تشویق می‌کرد و همچنین پرتره‌های سلطنتی که کلید ثبت تاریخ بودند تا دوران فمینیسم و توجه به تفاوت‌های جنسیتی هنرمندان.
با توجه به تحقیقی در سال 2012 پرداختن به هنر موجب افزایش اعتماد به نفس و مهارت‌های ارتباطی می‌شود. تحول مغز انسان بر پایه ارتباطات اجتماعی شکل گرفته است و هنر موجب رشد آن می‌شود، چرا که درهای ارتباط، گفت وگو، یکدلی و درک را می‌گشاید. هنر و فرهنگ طوری به هم بافته و تنیده شده‌اند که به سختی می‌توان آنها را از هم متمایز ساخت. در نهایت، هنر الهام بخش است، پرسش ایجاد می‌کند، ذهن را تحریک کرده و قدرت می‌بخشد.هنر همه آنچه  را برای تغییر اصولی و اساسی یک جامعه نیاز است  در خود دارد. در کشور ایران با پیشینه غنی فرهنگی حیف است که هنر و هنرمند سهم ناچیزی در درآمد ملی و بودجه کشور داشته باشد. این روزها اکثر هنرمندان تجسمی مستقل بوده و به سختی از راه حرفه خود کسب درآمد می‌کنند. از بورس‌های هنری و حمایت‌های فرهنگی دولتی خبر چندانی نیست. فرهنگ سازان آینده کشور به دشواری، دوران سپری می‌کنند و شاید تنها دلیل ادامه این راه دشوار عشق و اشتیاق درونی آنها به فرهنگ‌سازی باشد. از مطالبات هنرمندان توجه به شرایط آنان اعم از بیمه، حمایت موزه‌ها و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از آثار هنری و ادبی و حفظ حق کپی رایت است. دولت و مردم می‌توانند با حمایت و خرید آثار هنری و ادبی به ادامه زیست هنرمندان کشور کمک کرده و نقشی مثبت در بهبود وضعیت فرهنگ و هنر ایران داشته باشند.‌ ‌

کپی