اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد

تصورات اشتباه ترامپ درباره ایران

تصورات اشتباه ترامپ درباره ایران
مترجمان: مسعود میرزایی و بهجت عباسی

با اینکه ترامپ تا آن موقع به من چیزی نگفته بود، ولی شخصاً از آبه نخست ‌وزیر ژاپن خواسته بود نقش واسطه را بین ایران و امریکا بازی کند و آبه نیز این درخواست رئیس جمهوری امریکا را جدی گرفته بود.

با توجه به تهدیدهای فزاینده علیه منافع امریکا و متحدانش در خلیج فارس، این درخواستِ اشتباه و گمراه کننده از نظر زمانی در شرایط بسیار بدی مطرح شده بود و از آنجا که ترامپ از نخست وزیر ژاپن خواسته بود نقش واسطه گری خود را به طور علنی انجام دهد این وضعیت بدتر هم می شد، چون برای من کاملاً روشن بود که نتیجه ای جز شکست و ناکامی به دنبال نخواهد شد (همچنان که دیدیم ماموریت آبه در نهایت به شکست انجامید). آبه در فکر سفر به ایران در اواسط ماه ژوئن و پیش از نشست سران گروه ۲۰ در شهر اوزاکای ژاپن بود که باعث می‌شد ماموریت او بیشتر مورد توجه قرار گیرد. من وقتی پیش از سفر رسمی ترامپ به ژاپن به آن کشور رفته بودم، با خود آبه دیدار داشتم و او تأکید کرد فقط در صورتی به ایران سفر خواهد کرد که ترامپ از او بخواهد و امیدی به این سفر وجود داشته باشد. بی تردید من نمی ‌توانستم به او بگویم از نظر من کل این ایده فاجعه است اما به آبه پیشنهاد کردم به طور خصوصی با ترامپ صحبت کند و خود او درباره چگونگی پیشبرد این طرح قضاوت کند.
ساعت 11 صبح روز دوشنبه، 27 ماه مه، در جریان سفر رسمی ترامپ به ژاپن، سران دو کشور در اتاق «آساهی- نو- ما» در کاخ آکاساکا، مذاکره کردند. در این جلسه به غیر از رهبران دو کشور، من و یاچی مشاور امنیت ملی ژاپن و مترجم ‌ها حضور داشتیم. آبه خلاصه‌ ای از مذاکرات شب گذشته خود در ضیافت شام با ترامپ را ارائه و دوباره تاکید کرد که ۱۲ و ۱۳ ژوئن به ایران سفر خواهد کرد. در این لحظات ترامپ واقعاً در حال چرت زدن بود. او هیچ واکنشی به حرف های نخست وزیر ژاپن نشان نمی داد و انگار نه انگار که حرف های مهمی زده می شد. یاد حرف یکی از فرماندهان آموزشی خودم در پادگان «فورت پولک» افتادم که همیشه در مورد افراد خسته ای که تلاش می کردند به زور چشم خود را باز نگه دارند می گفت: «این افراد تلاش می کنند روی پلک هایشان یک سوراخ (برای دیدن) پیدا کند.»
ظریف یک هفته قبل از سفر ترامپ به ژاپن در توکیو بود و برداشت آبه این بود که ایران در وضعیت دشواری به سر می برد و گرفتار بحران شده است. آبه ‌معتقد بود که تصمیم ترامپ برای اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به منطقه بسیار مؤثر بوده است. او آماده بود برای عزیمت به ایران تصمیم گیری کند اما مذاکراتی که به تازگی با متحدان عرب ما داشت نشان می داد که آنها کاملاً با این تصمیم مخالف هستند. ترامپ ناگهان گفت که او (آبه) نباید نگران باشد، زیرا این ایالات متحده است که از آنها (کشورهای عربی) دفاع می‌کند. ترامپ گفت: ما برای خودمان تصمیم می‌گیریم و هیچ‌کس هم نمی‌ تواند درباره اینکه ما باید چه کاری را انجام بدهیم یا انجام ندهیم، تعیین تکلیف بکند. بعد از گفت و گوهای بیشتر، ترامپ گفت: تورم در ایران به یک میلیون درصد رسیده، تولید ناخالص داخلی آنها منفی ۱۰ درصد است و کشور به شدت آسیب دیده است. ترامپ سپس گفت «مون جائه این» رئیس‌جمهوری کره جنوبی مصرانه از او خواسته بود پس از پایان دیدارش از ژاپن به سئول سفر کند اما او این درخواست را نپذیرفت.
تصور ترامپ این بود که ایران در آستانه نابودی کامل قرار دارد و چاره ای به جز توافق با امریکا ندارد. او می‌خواست فوراً و در میانه راه (که به نظرم منظورش از نظر جغرافیایی بود) با آنها (ایرانی ها) دیدار کند. هر چند که او قصد تحقیر کردن ایران را نداشت و در حقیقت واقعاً امیدوار بود که ایرانی ها موفق هم بشوند، اما مشخص بود که آنها نباید سلاح هسته‌ای داشته باشند؛ سلاح هایی که تا همین حالا هم در سراسر جهان گسترش یافته بود و این نکته ای بود که ترامپ دو بار روی آن تاکید کرد و از آبه خواست بعد از این که او ژاپن را ترک کرد، با ایرانی ها تماس بگیرد و این خواسته ها را به آنها بگوید. ترامپ به خصوص می ‌خواست ایرانی‌ ها متوجه باشند که نباید به حرف‌ های جان کری گوش بدهند. او معتقد بود می ‌تواند در مدت یک روز مذاکره کند و به توافق برسد؛ نه اینکه آن را 9 تا 12 ماه کِش بدهد. ترامپ همچنین کاملاً آماده بود، اگر لازم باشد، وارد جنگ هم بشود و ایران باید این موضوع را به خوبی درک می‌کرد؛ در غیر این صورت، هرگز توافقی حاصل نمی شد. افراد زیادی اطراف ترامپ بودند که می خواستند همین حالا وارد جنگ شود اما به خاطر خود او هرگز چنین اتفاقی رخ نمی داد. ترامپِ دمدمی مزاج می توانست فقط در چند ثانیه از توافق یک روزه به جنگی تمام عیار تغییر موضع بدهد. آبه گفت، پیام ترامپ را به ایرانی‌ها انتقال خواهد داد و پیشنهاد کرد که با آماده شدن او برای سفر به ایران، من و یاچی مشاور امنیت ملی ژاپن طرح پیشنهادی‌ خود را برای ارائه به ایران نهایی کنیم. این بهترین خبر در تمام آن روز صبح بود. ترامپ هم گفت آبه باید با سرعت هر چه تمام تر دست به کار شود. در این لحظه، که تا ظهر چیزی نمانده بود، شرکت ‌کنندگان در نشست بزرگتری، وارد شدند و آبه نشست دوم را با بیان این جمله آغاز کرد که مذاکرات خوب و سازنده ای با ترامپ و با حضور مشاوران امنیت ملی دو کشور داشته است که این هم نگاهی از زاویه دیگر به این نشست بود.
من از توکیو عازم لندن شدم تا برنامه ریزی های اولیه را برای دیدار رسمی ترامپ از بریتانیا انجام دهم، به منظور سوخت ‌گیری و استراحت خدمه پرواز، شب را در ابوظبی گذراندیم و من این فرصت را پیدا کردم تا روز ۲۹ ماه مه با «محمد بن ‌زاید» ولیعهد امارات متحده عربی دیدار کنم که سابقه آشنایی ما به سال ها پیش باز می گشت. همچنین با همتای اماراتی ام «شیخ طحنون بن زاید» و برخی دیگر از مقام های آن کشور، دیدار کردم. ولیعهد امارات بارها تاکید کرد که تا چه اندازه مهم است که من در آنجا هستم و پیامی که به سراسر منطقه خلیج (فارس) ارسال می‌کند، چقدر اهمیت دارد. او و بقیه اماراتی‌ها از این که امریکا در واکنش به اقدامات تحریک ‌آمیز اخیر ایران از جمله در زمینه تقویت موشکی و پهپادی حوثی ‌ها و شبه‌ نظامیان شیعه عراقی و کمک به طالبان و داعش در افغانستان اقدامی به کار نبسته است، به شدت نگران بودند.
آنها همچنین با توجه به اخباری که درباره سفر قریب الوقوع آبه به تهران شنیده بودند، نمی‌توانستند درک کنند که چرا ترامپ می خواهد با ایران مذاکره کند؛ در تلاشی ناموفق، سعی کردم برای آنها توضیح دهم که نظر ترامپ این است که مذاکره معنا و مفهومی به غیر از مذاکره ندارد. ولیعهد امارات و کشورهای عرب خلیج (فارس) با این دیدگاه موافق نبودند؛ و مهمتر از آن، ایران هم موافق نبود. از نظر آنها این حرکت ترامپ به نوعی نشانه ضعف بود. امارات را با همان حس ناامیدی دوران اوباما به مقصد لندن ترک کردم. در آن زمان هم سران خاورمیانه یکی پس از دیگری می پرسیدند چرا اوباما تصور می‌ کند آیت‌ الله ها داوطلبانه دست از حمایت از  تروریسم یا سلاح هسته‌ ای بر می دارند. بعد از اینکه به لندن رسیدم، «مساعد بن محمد العیبان» مشاور امنیت ملی عربستان که قبلاً ملاقاتی با او نداشتم، با من تماس گرفت تا بگوید محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، تا چه اندازه نگران سفر آبه به ایران است. از او خواستم به ولیعهد عربستان بگوید به طور مستقیم با ترامپ تماس بگیرد، زیرا فکر می کردم که او ممکن است نسبت به من شانس بیشتری در متقاعد کردن ترامپ داشته باشد. 
پس از سفر رسمی ترامپ به بریتانیا، بریتانیایی ها و فرانسوی ها میزبان جشن های هفتاد و پنجمین سالگرد یکی از روزهای مهم جنگ جهانی دوم موسوم به «روز دی» بودند. اولین مراسم در روز پنجم ژوئن در شهر بندری «پورتس موث» بریتانیا برگزار شد؛ جایی که بسیاری از نیروهای متفقین که قرار بود به فرانسه تحت اشغال آلمان ها حمله کنند روز ششم ژوئن 1944 از این بندر عملیات خود را آغاز کردند. مراسم بعدی ششم ژوئن در شهر «نرماندی» (شمال غرب فرانسه) برگزار شد، جایی که نیروهای متفقین در آنجا فرود آمدند. بعد از جشن نرماندی، مکرون میزبان ترامپ در مراسم ضیافت ناهار بود که ایران موضوع اصلی گفت و گوهای آنها را تشکیل می داد. مکرون بر «مهلت هشتم ژوئیه» تاکید کرد؛ ایران این مهلت را برای اروپا تعیین کرده بود تا از منافع اقتصادی که فکر می کرد در نتیجه توافق هسته ای عاید آن کشور می شود بهره مند شود و در غیر این صورت محدودیت های کلیدی این توافق را نقض خواهد کرد. از نظر اتحادیه اروپا، نقض چنین تعهداتی نشانه مرگ توافق بود. بعلاوه، به نظر من، مکرون می‌خواست در اقدام آبه نقش داشته باشد. او می خواست بداند ما میل داریم چه امتیازی بدهیم. آیا آمادگی داریم تحریم‌ ها را کاهش دهیم؟ خواسته ما از ایران چیست؟ آیا می خواهیم فعالیت های نظامی آنها را در سوریه و یمن کاهش دهیم؟ ترامپ بعد از توضیح درباره تاثیر اعمال مجدد تحریم‌ های آمریکا بر ایران، دوباره سراغ جان کری و نقض قانون لوگان رفت و گفت که او تلاش کرده ایرانی ها را متقاعد کند مذاکره نکنند. منوچین گفت: ما به آسانی می‌توانیم تحریم‌ ها را با توجه به رفتار ایران، فعال و غیرفعال کنیم؛ اظهاراتی که با توجه به اثربخشی تحریم‌ها نادرست بود و با هیچ‌ یک از اختیاراتی که ترامپ تا آن زمان به منوچین داده بود، مطابقتی نداشت. شاید ترامپ در این مسیر حرکت می‌ کرد، اما منوچین نقش کار چاق کن را ایفا می‌کرد؛ تسلیم شده بود بدون این که حتی به این موضوع فکر کند که نشانه ای از کاهش تحریم ها تا چه اندازه درجهان تاثیر خواهد داشت و حتی بدون این که بپرسد ما در ازای این کار چه چیزی به دست خواهیم آورد. مکرون به صراحت گفت از این می ترسد که  ایران کاملاً با مذاکره مخالفت کند. این چیزی بود که من هم تقریباً مطمئن بودم رخ خواهد داد و ما را از کار اشتباه خودمان نجات می داد. این گفت و گو سراسر افتضاح بود. سفر آبه به ایران به اندازه کافی بد بود، اما پیوستن اروپایی‌ ها به این پروژه می ‌توانست اوضاع را بدتر کند. اروپایی‌ ها دستور کار کاملاً متفاوتی را دنبال می کردند؛ یعنی آنها می خواستند توافق هسته‌ای را به هر قیمتی حفظ کنند و تمایلی به انجام اقدامات جدی برای حل مشکلات نداشتند. البته اگر ایران به اقدامات جنگ ‌طلبانه خود ادامه می داد و اهداف جدیدی را از امریکا و متحدانش هدف قرار می‌ داد و هرگونه پاسخ احتمالی امریکا می توانست روند دیپلماسی ژاپنی ها یا اروپایی‌ ها را در میانه راه متوقف کند. این مساله باعث شد فعلاً فکر استعفا را از سرم بیرون کنم./ ایران

کپی