اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰

سرنوشت تیم‌ملی تا جام‌جهانی ۲۰۲۲؛

دوراهی با اسکو یا بی اسکو

دوراهی با اسکو یا بی اسکو
رامتین جباری

دراگان اسکوچیچ در منامه شاهکار کرد؛ این یک حقیقت غیرقابل انکار است. اما چرا همچنان از سپردن تیم ملی به او مطمئن نیستیم؟ عدم اطمینانی که از رئیس بی‌تجربه فدراسیون تا اکانت‌های هواداری را دربر گرفته است. ابتدا دو علت اصلی این بی‌اعتمادی را مرور می‌کنیم؛

یک - فرایند مبهم انتخاب؛
سخنگوی وقت فدراسیون فوتبال در زمان اعلام این خبر می‌گوید؛ «به‌دنبال عدم فراهم شدن شرایط جهت نهایی شدن امور مربوط به گزینه‌های داخلی، فدراسیون فوتبال بلافاصله اقدام به تشکیل جلسه کمیته فنی کرد و به دنبال آن باب مذاکره با اسکوچیچ را گشود. بر این اساس، امروز اسکوچیچ در جلسه‌ای با حضور اعضای کمیته فنی شرکت کرد و برنامه‌هایش را ارائه داد. به دنبال برگزاری این جلسه و دیدگاه مثبت کمیته فنی و با اخذ نظر اعضای محترم هیأت رئیسه، آقای دراگان اسکوچیچ به عنوان سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران معرفی شد.»
قید بلافاصله در بیانیه فدراسیون به تنهایی روشن می‌کند که این انتخاب بدون برنامه‌ریزی قبلی بوده است. پروسه‌ای که همچنان و با گذشت بیشتر از یک سال، مبهم باقی مانده است! پرسش بدون پاسخ؛ چرا و چگونه اسکوچیچ سرمربی تیم ملی شد!؟
دو- نبود اعتماد فنی؛
به فرایند سؤال‌برانگیز انتخاب، رزومه لاغر اسکوچیچ را نیز اضافه کنید؛ ملوان، فولاد، خونه به خونه، و صنعت‌نفت. طبق قاعده این مسیر نباید به تیم‌ملی می‌رسید! برای رمزگشایی از این استثنای اتفاق‌افتاده برمی‌گردیم به همان بیانیه فدراسیون که در قسمت قبلی اشاره شد. کلید حل سؤال در همان کمتیه فنی است، آنجایی که اشاره می‌شود به؛ «دیدگاه مثبت کمیته فنی!»
ضعف ساختاری فدراسیون در بخشیدن وجاهت به این کمیته و ضعف افراد حاضر در آن برای کسب شایستگی لازم در چنین جایگاهی، باعث شده که جامعه ورزشی کشور و اهالی فوتبال به خروجی کمیته فنی بی‌اعتماد باشند و اساساً نقش این کمیته را در انتخاب‌های فنی فدراسیون جدی نگیرند. سؤال؛ با کدام چشم‌انداز فنی، مربی تیم‌ملی یک‌بار از غرب اروپا می‌آید، بار دیگر نگاه‌ها به گزینه‌های داخلی است، و در نهایت یک نفر از اروپای شرقی روی نیمکت می‌نشیند!؟ علاوه بر «فرآیند مبهم انتخاب» و «نبود اعتماد فنی»، مسأله اصلی خود فدراسیون است. هدف‌گذاری تعریف‌شده از نیاز‌های اولیه برای رسیدن به انتخاب مربی تیم‌ملی است. اما سیاستگذاران فوتبال در ایران ایده ندارند. فقدان ایده موجب شده تا ندانیم از مربی تیم‌ملی چه می‌خواهیم؟
سه رویکرد مختلف برای تیمی در سطح فنی ایران قابل اجرا است؛
یک- حضور در جام‌جهانی؛
کسب جواز حضور در جام‌جهانی با همین تیم و کادر فنی شدنی است. یک نسل جوان اما میدان‌دیده و مجرب که با تیم‌ملی و برپایه فلسفه یک مربی-معلم فوتبال مثل کارلوس کی‌روش رشد کرده و بالغ شده است. با حضور ایران در سید یک در کنار ژاپن و مرور سایر سیدها (استرالیا-کره‌جنوبی، عربستان-امارات، عراق-چین، عمان-سوریه، ویتنام-لبنان) و با توجه به ۴/۵ سهمیه آسیا، می‌توان امیدوار بود که تیم‌ملی حال حاضر با کمترین دردسر سومین حضور پیاپی در جام‌جهانی را تجربه کند، که این با اسکو شدنی است. اما آیا صرف حضور در جام‌جهانی به منزله پایان مأموریت تیم‌ملی است!؟
دو- صعود از مرحله گروهی در جام‌جهانی؛
نمایش‌ تیم‌ملی در دو جام‌جهانی برزیل و روسیه و مقابل تیم‌هایی مثل نیجریه، آرژانتین، مراکش، اسپانیا و پرتغال، و بویژه کسب ۴ امتیاز در ۲۰۱۸ که برابر با امتیاز برخی از تیم‌های صعود کرده به مرحله یک‌هشتم نهایی بود، سطح توقع را از تیم‌ملی بالا برده است. تیم‌ملی در مسیر یک جهش فنی بزرگ قرار گرفته بود که قائم بر شخص کی‌روش و مبتنی بر صلاحت فنی، نگاه، روحیه جنگدگی، و کاریزمای شخص مربی بود و ستون‌هایش بر زیربنای فوتبال کشور استوار نبود. آیا اسکوچیچ از پس چنین توقعی برمی‌آید؟
سه- ساخت نسل آینده تیم‌ملی؛
پیش‌نیاز چنین رویکردی وجود یک مربی-معمار است. یک مربی الیت مثل کی‌روش که ساخت تیم را از پی، زیرساخت‌ها، و بناکردن سازه اصلی شروع کند. یک معمار فوتبال که البته از کمبودها، کج‌سلیقگی‌ها، و مدیران فوتبال ایران مأیوس نشود و بجنگد، و در نهایت سازوکار تیم‌ملی را از بدنه اصلی فوتبال ما سوا کند و در یک شرایط گلخانه‌ای تیم مد نظرش را بسازد. آیا اسکوچیچ در گروه مربیان معمار فوتبال قرار می‌گیرد؟
دغدغه فدراسیون با کدام‌یک از سه رویکرد بالا همخوانی دارد؟ مشخص نیست. برنامه ما برای این نسل استثنایی از بازیکنان تیم‌ملی نامعلوم است. اینکه درصدد ارتقای فنی این مجموعه و پشتوانه‌سازی توأمان هستیم یا صرفاً قصد استفاده حداکثری را از قابلیت‌های موجود داریم؛ روشن نیست! و در نهایت اینکه فدراسیون فرق بین کوچ و معمار را می‌داند!؟
آنچه تا امروز از فدراسیون تازه فوتبال ایران دریافت شده، یک مجموعه بدون اصول حرفه‌ای و ایده است که حتی برای ساخت وجهه سرمربی تیم‌ملی ناتوان بوده! یک فدراسیون غریبه با آداب ابتدایی تیم‌داری که تعریف معینی از موجودیت‌های تحت مدیریت‌اش ندارد؛ و این همه به نگرانی‌های موجود درباره سرنوشت تیم‌ملی در راه جام‌جهانی قطر ۲۰۲۲ اضافه می‌کند.

بــــرش

عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال:
مذاکره با کی‌روش، برانکو و کالدرون گمانه‌زنی رسانه‌ای است

در روزهای گذشته گمانه‌زنی‌هایی در‌خصوص تغییر دراگان اسکوچیچ، سرمربی تیم ملی فوتبال به دلیل اتمام مدت قرارداد این مربی و حضور مربیانی همچون کارلوس کی‌روش، برانکو ایوانکوویچ و گابریل کالدرون مطرح شد که احسان اصولی، عضو هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال اظهار داشت: «قرارداد اسکوچیچ با تیم ملی به اتمام رسیده اما تصمیم‌گیری در مورد ادامه همکاری با وی در نشست هیأت رئیسه با اطلاعات فنی و داده‌هایی که در اختیار ما می‌گذارند، صورت خواهد گرفت. ما هر تصمیمی که بخواهیم بگیریم، در نشست هیأت رئیسه و با تفکر جمعی خواهد بود. اینکه ما می‌خواهیم در این نشست در مورد همکاری تصمیم بگیریم، نفی موفقیت سرمربی تیم ملی نیست. حتی اگر نتایج موفقیت تیم ملی اظهر من‌الشمس هم باشد، باز هم باید داده‌ها را بررسی کنیم.» او در خصوص مطرح شدن اسامی چون کارلوس کی‌روش و گابریل کالدرون و همینطور برانکو برای هدایت تیم ملی فوتبال به فارس گفت:‌ «این اسامی گمانه‌زنی رسانه‌ای است. من به عنوان عضو هیأت رئیسه و مقام مسئول در فدراسیون فوتبال می‌گویم که هیچ بحثی را در مورد اینکه چه کسی باشد یا نباشد مطرح نکردیم. هر نکته‌ای هم که توسط رسانه‌ها مطرح می‌شود قابل احترام اما گمانه‌زنی است.»

کپی