اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰

چرا و چگونه اسکار بهترین فیلم سال به‌«منک»، کار درخشان دیوید فینچر نرسید

نقبی واقع‌بینانه به تاریخ سینما

نقبی واقع‌بینانه به تاریخ سینما
وصال روحانی خبرنگار

پس‌ از ماه‌ها انتظار سرانجام نود و سومین دوره جوایز سینمایی اسکار طی مراسمی خبرساز و سرشار از اتفاق‌های عجیب و البته بعضی گزینش‌های قابل پیش‌بینی در شهر لس‌آنجلس امریکا اهدا شد.

در این آیین که مسائل کرونایی دو ماه در آن تأخیر انداخته بود، عمده‌ترین سؤالی که بر زبان‌ها می‌چرخید، این بود که آیا مجسمه طلایی بهترین فیلم سال به «منک» ساخته غنی اخیر دیوید فینچر تعلق می‌گیرد یا خیر که البته چنین نشد و این جایزه به «نومادلند» ساخته کلوئی ژائو چینی اهدا گشت. «منک» که با 10 نامزدی پیشتاز جدول کاندیداهای اسکار امسال بود، درباره بخشی حساس و مهم از زندگی هنری هرمن جی منکیه ویچ سناریست مشهور هالیوود و بخصوص سهم او در نگارش سناریوی «همشهری کین» فیلم افسانه‌ای اورسون ولز است و زوایای مختلف این موضوع و سهم سایر درگیران و خالقان این فیلم را توضیح می‌دهد. فینچر برای بخشیدن هرچه بیشتر حس نوستالژیک و حالت کلاسیک به فیلم واقعیت‌گرایانه خود آن را به شیوه سیاه و سفید تصویر‌برداری کرده و از بازی عالی گری اولدمن بریتانیایی در نقش اصلی و همچنین بازی‌های حرفه‌ای چارلز دنس و لیلی کالینز بهره‌ جسته تا فیلمی را رو کند که آکادمی علوم سینمایی و هنرهای تصویری نهاد اهدا کننده اسکار اگر هم آن را دوست نمی‌دارد، به سبب تاریخ نگاری نسبتاً وفادارانه خود و مربوط بودن به هالیوود و چرخه‌های فیلمسازی آن، تحسین‌اش می‌کند. در همین راستا بسیاری از بزرگان دهه‌های 1930 تا 1950 هالیوود شامل ماریون دیویس، اروینگ تالبرگ، لوییس بی‌مه‌یر و دیوید اوسلزنیک و با ابعادی کمتر گره‌تا گاربو، جوزف فون اشترن برگ، نورما شیرر، جووان کرافورد، بت دیوس، کلارک گیبل و چارلی چاپلین در این فیلم مورد اشاره قرار می‌گیرند و «منک» توضیح می‌دهد که بر منکیه ویچ و حامیان و بدخواهان او چه نازل شد تا وی با عبور از سخت‌ترین معابر زندگی‌اش فیلمنامه اثری سینمایی را بنویسد که 80 سال پس از عرضه اولیه‌اش همچنان بهترین فیلم تاریخ به حساب می‌آید و با هیچ معیار و ملاکی قابل فراموشی نیست.
زدودن تم ضد اورسون ولزی
مهم‌ترین بحثی که «منک» مطرح می‌کند و جک فینچر پدر دیوید فینچر و سناریست این فیلم به آن پرداخته، میزان سهم و حق هرمن جی منکیه‌ویچ در نوشتن سناریوی «همشهری کین» است و اگر جک فینچر که سناریوی «منک» را پیش‌ از مرگش (در سال 2003) نوشت، تأکید می‌کرد که سهم اصلی را در این ارتباط منکیه ویچ داشت (و نه اورسون ولز) در 50 سال اخیر کم نداشته‌ایم موارد و آدم‌هایی که این فرضیه را به‌کلی رد کرده و آن را یاوه گویی صرف نامیده و اورسون ولز نابغه را خالق اصلی و همه‌کاره این فیلم جادویی و ماندگار دانسته‌اند. یکی از آنها پیتر باگدانوویچ معروف است که در اکتبر 1972 در مقاله‌ای در نشریه اسکوایر امریکا ادعای پائولین کیل دیگر منتقد معروف سینمایی را که مثل جک فینچر حق را به منکیه‌ویچ می‌داد، بشدت کوبید و رابرت ال کارینگر و نامداران پرشمار دیگری در هنر سینما هم حرف‌هایی نظیر ادعای کیل فقید را کذب محض توصیف کردند. در همین راستا دیوید فینچر هم مجبور شد با همکاری اریک روت سناریست و تهیه کننده معروف تم کاملاً ضد اورسون ولزی را در سناریوی پدرش تلطیف و سهم ولز را در خلق این شاهکار عمده‌تر کند. با این حال فیلم بیشتر متمرکز بر تلاش منکیه‌ویچ برای نوشتن بهترین سناریوی عمرش در راستای خلق «همشهری کین» و در روزهایی است که به‌سبب شکستن استخوان پایش توان درست نشستن و نوشتن را نداشت و در نتیجه داستان مورد نظرش را خط به‌خط دیکته و بیان می‌کرد و منشی او ریتا الکساندر آن را تایپ می‌کرد. الکساندر که متوجه شباهت محسوس کاراکتر اول قصه «همشهری کین» با ویلیام راندولف هرست غول رسانه‌ای آن زمان (دهه‌های 1930 و 1940) شده بود، همسو با سایر افراد مطلع در این زمینه به منکیه‌ویچ هشدار داد که این شباهت‌ها را از نوشته‌اش محو کند و وارد دعوا با هرست قدرتمند نشود اما منکیه‌ویچ و به روایتی «منک» این هشدار را نپذیرفت و حتی از رویارویی شخصی‌اش با هرست در یکی از میهمانی‌های پر زرق و برق هالیوودی نهراسید و افشای این نکته هم که او ناآگاهانه سال‌ها حقوق بگیر هرست بوده و بخشی از زندگی‌اش با پول این مرد بسیار ثروتمند اداره شده، وی را دلسرد و از مسیر تشریح داستانش منحرف نکرد، فیلم در نمای پایانی‌اش و پس از اهدا شدن اسکار بهترین سناریوی غیر اقتباس‌شده سال 1941 به‌طور مشترک به منکیه‌ویچ و ولز از زبان منکیه‌ویچ توضیح می‌دهد که اسکاری به ولز تعلق گرفته که او کوچک‌ترین استحقاق و نزدیکی‌ای به آن ندارد. در همه این راه طولانی و طی توصیف آدم‌ها و ستاره‌های مستقر در هالیوود و تأثیرگذار در تولید «منک» نمی‌توان هنر ویژه فینچر و البته بازی فراموش نشدنی اولدمن را در قالب منکیه‌ویچ نادیده گرفت و آنها را تحسین نکرد.
پاداش پرداخت نشده یک عمر فیلمسازی
یک فرضیه رایج در هالیوود این بود که حتی اگر «منک» آن‌قدر خوب نباشد که گفتیم، آکادمی اسکار در سالی سرشار از فیلم‌های متوسط و متأثر از محدودیت‌های کرونایی مناسب‌ترین فرصت را دارد تا با اهدای اسکار بهترین فیلم سال به «منک» پاداش 30 سال فیلمسازی‌های اغلب موفق دیوید فینچر را بدهد و از او تشکری تام و تمام کند. این فیلم 131 دقیقه‌ای که هزینه تولید‌ش 25 میلیون دلار و درآمد سازی‌اش در سطح جهان بالای 240 میلیون دلار بوده و تصویر‌برداری اریک مسراشمیت آن را غنی‌تر ساخته و آماندا سیفرید، تام پلفری، آرلیس هاوارد و تام برک هم در آن بازی‌هایی ورای معمول خود ارائه داده‌اند، از سوی سایت‌ها و نشریات ایندی وایر، روتن توماتوز، لس‌آنجلس تایمز، متاکری تیک، واریه‌تی، واشینگتن پست و پره‌میر تحسین‌شده و 50 منتقد تراز اول جهان آن را در جمع 10 فیلم برتر سال و 9 نفر آنها آن را صاحب رتبه نخست و هشت نفر هم صاحب مقام دوم دانسته‌اند اما اسکار برترین فیلم سال را تصاحب نکرد و این امر را رجوع به چگونگی و پایه‌های توزیع اسکارها در گذشته دور و نزدیک هم گواهی می‌داد. به‌عنوان مثال «منک» در عین کاندیدا شدن برای 10 اسکار نامزد بهترین سناریو نشده بود حال آن‌که در 55 سال اخیر فقط دوبار اتفاق افتاده بود فیلمی به جایزه بهترین اثر سینمایی سال دست یابد که کاندیدای اسکار بهترین سناریو نشده باشد. «منک» به جمع نامزدهای برترین تدوین هم راه نیافته بود و این در حالی است که از سال 1981 به بعد هر فیلم برنده اسکار بهترین فیلم، کاندیدای برترین تدوین هم شده بود و فقط یک استثنا بر این روند وجود داشت که شامل «مرد پرنده‌ای» در سال 2015 شده بود.
سرنوشتی مشابه
با این اوصاف و نشانه‌ها و مقدمات «منک» به سرنوشت فیلمی دچار شد که درباره چگونگی ساخت آن تولید شده و آن فیلم همان «همشهری کین» است که در سال 1941 کاندیدای اسکار بهترین فیلم سال هم شد اما این جایزه را به فیلم «دره من چه سرسبز بود» به‌کارگردانی جان فورد واگذار کرد.
این سرنوشت منفی جایگاه رفیع فینچر و اولدمن را هم در برگرفت و آنها را هم ساقط و از کسب اسکارهای برترین کارگردانی و بهترین بازیگری محروم کرد. با وجود این و به‌رغم رد شدن «منک» از پاره‌ای جهات، این فیلم چنان کلاسیک و نزدیک به فرهنگ متعالی سینما و مثل کارهای برجسته تاریخ هنر هفتم نشان می‌دهد که هوادارانش حق دارند آن را کاری فوق‌العاده و بهتر از «نومادلند» که جوایز اصلی «اسکار 2021» را تصاحب کرد، بینگارند و آن را نقبی موفق و واقع‌بینانه به تاریخ سینما بدانند. چه چیزی بهتر از این برای فینچر ماجراجو که در کارنامه‌اش ساخت فیلم‌های جریان ساز و تحسین شده «اتاق آشوب»، «مورد عجیب بنجامین باتن» و «دختر گمشده» را هم دارد و به اعتقاد خیلی‌ها هنوز به‌حق خود در جوایز اسکار که مهم‌ترین و تبلیغاتی‌ترین جایزه سینمای جهان است، نرسیده است، البته ناگفته نگذاریم که «منک» در توزیع جوایز اسکار امسال به دو مجسمه طلایی دست یافت که یکی از آنها به اریک مسراشمیت برای برترین فیلمبرداری رسید و دیگری به دونالد گراهام برت و یان پاسکال برای بهترین طراحی تولید و صحنه، ولی طبعاً این جوایز درجه دوم و سوم کجا و جوایز اصلی «اسکار 2021» کجا که به‌کلی از دست فینچر و یارانش دور ماند.


 

کپی