اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • سه شنبه ۵ مرداد ۱۴۰۰
اتاقی که درآن اتفاق افتاد

نشست شورای امنیت ملی علیه ایران

نشست شورای امنیت ملی علیه ایران

روز بعد، ترامپ در جلسه معمول توجیه اطلاعاتی که نزدیک ظهر برگزار شد بلافاصله پرسید «چرا آنها (ایرانی ها) مذاکره نمی کنند؟» او نه تنها باور نداشت که ایرانی ها نمی خواهند مذاکره کنند بلکه همچنان دیدگاهش این بود که من و پمپئو از تلاش های ایرانی ها برای مذاکره با او جلوگیری می کنیم.

البته بر اساس آنچه که ما می دانستیم شاهدی نبود که نشان دهد تهران علاقه مند به مذاکره با ما است. ترامپ حتی با شدت عمل بیشتری نسبت به گذشته به دنبال این بود که کشورهای عرب تولید کننده نفت «هزینه کامل» هر اقدام ما را بپردازند. صرف نظر از افغانستان و عراق که نیروهای ما همچنان در آن کشورها حضور داشتند، ترامپ درباره سوریه و این که چرا ضرورت دارد ما نیروهای خود را به طور کامل از آن کشور خارج کنیم، به طور مبسوط سخنرانی کرد. ترامپ در پایان گفت: «به پمپئو زنگ بزن و به او بگو که حادثه بنغازی (حمله مسلحانه به کنسولگری امریکا در بنغازی لیبی در سال 2012 که منجر به کشته شدن چند دیپلمات امریکایی شد) را فراموش نکند.» از سوی دیگر ترامپ همان طوری که بعداً به شاناهان توضیح دادم، به وضوح گفت که اگر سربازان امریکایی کشته شوند پاسخی بسیار قوی را مدنظر قرار خواهد داد؛ واکنشی که بسیار جدی تر از مقابله به مثل خواهد بود.
یکی از ابعاد بسیار مهم قابلیت های ایران به برنامه موشک های بالستیک آن کشور مربوط می شد. آزمایش های موشکی ایران در سال های 2018 و 2019 با سرعت به پیش می رفت، هر چند که برخی از این آزمایش ها هنگام پرتاب موشک یا بلافاصله پس از آن، ناکام می شد. اگرچه این شکست ها خیال ما را آسوده می کرد اما به خاطر می آورم که در دهه های 1950 و 1960 دانشمندان امریکایی نیز انفجار موشک های «ونگارد» و «ژوپیتر سی» را حتی در همان سکوی پرتاب، تا 90 درصد موفقیت آمیز توصیف می کردند. آنها به اندازه پرتاب های موفقیت آمیز از این شکست ها هم درس می گرفتند. گریزی از این ماجرا نبود که با ادامه آزمایش های موشکی ایران و پیشرفت آن، تهدیدات آن نیز برای منطقه و در نهایت برای جهان افزایش می یافت. اما متاسفانه با وجود تلاش های مکرر راهی به ذهنم نمی رسید که بتوانم توجه ترامپ را از لحاظ راهبردی به این قضیه جلب کنم. البته بعد از پرتاب ناموفق موشک ماهواره بر سفیر، ترامپ در روز 30 اوت این توئیت را منتشر کرد:
ایالات متحده آمریکا در حادثه فاجعه ‌باری که در جریان آخرین مراحل آماده‌ سازی پرتاب موشک ماهواره‌ بر سفیر در سکوی پرتاب شماره یک سمنان در ایران رخ داد، دخالتی نداشت. برای ایران بهترین آرزوها را دارم و امیدوارم در ارزیابی علل اتفاقی که در سایت موشکی شماره یک رخ داد، موفق باشند.
این توئیت ترامپ شایعات زیادی را برانگیخت چون برداشتی که از محتوای توئیت ترامپ می شد، دقیقاً عکس آن چیزی بود که توئیت کرده بود. همان طوری که ترامپ بعداً گفته بود «دوست دارم آنها را دست بیندازم.» نمونه دیگری از راهبردی بسیار بزرگ ترامپ!
اوایل صبح روز سه‌ شنبه ۱۴ ماه مه، با خبر شدیم که ایران بار دیگر شبانه به دو ایستگاه پمپاژ در خط‌ لوله شرقی-غربی عربستان حمله کرده است(21). اگرچه حوثی‌ های یمن مسئولیت این حملات را بر عهده گرفتند، اما برخی نیز معتقد بودند این حمله کار گروه‌ های شبه ‌نظامی شیعه عراقی بوده است. در هر صورت، این حملات با دستور و نظارت ایران انجام شده بود. این بار سعودی ‌ها به سرعت، وقوع چنین حملاتی را اعلام کردند. بنابراین حدود ساعت هشت و نیم صبح به ترامپ تلفن زدم. او با خونسردی جواب داد، اما درباره ایران گفت: «به شما می گویم اگر به ما حمله کنند، پاسخ ما سخت خواهد بود.» وقتی ترامپ برای افتتاح یکی از تاسیسات جدید صادرات گاز طبیعی مایع، کاخ سفید را به مقصد لوئیزیانا ترک می کرد، خبرنگاران از او درباره گزارش های منتشر شده در رسانه ها مبنی بر اینکه او قصد دارد ۱۲۰ هزار نیروی تازه نفس به خاورمیانه بفرستد، سوال کردند. ترامپ چنین گزارش هایی را «اخبار جعلی» خواند و گفت: «اگر چنین قصدی را داشته باشیم، خیلی بیشتر از این تعداد، نیرو اعزام خواهیم کرد» (22). ترامپ در این سفر قصد داشت تاسیسات جدید خط لوله صادرات گاز طبیعی را افتتاح کند (در این سفر گوردون ساندلند سفیر آمریکا نزد اتحادیه اروپا و یک کمیسیونر اروپایی ترامپ را همراهی می کردند و این کمیسیونر با اصرارهای ساندلند به مولوینی رئیس دفتر ترامپ،اجازه سوار شدن به هواپیمای ایرفورس وان را پیدا کرده بود). در پی حملات اخیر، حتی دموکرات ‌ها هم نگران شدت و سرعت افزایش تهدیدهای ایران شده بودند و از نظر آنها این حملات پذیرفتنی نبود. بعداً در همان روز اعلام عمومی «خروج منظم و با برنامه» بیش از 100 نفر از پرسنل غیرضروری سفارت امریکا از عراق، بر شدت نگرانی ها افزود.
ترامپ روز بعد راس ساعت نُه و نیم صبح، ریاست جلسه شورای امنیت ملی را برعهده گرفت تا به درک بهتر نظرات خود نزد اعضای شورا کمک کند. ژنرال دانفورد رئیس ستاد مشترک ارتش و شاناهان سرپرست وزارت دفاع به شکل مناسب و مودبانه ای بارها از ترامپ خواستند بر روی چیزی فراتر از تصمیم آنی متمرکز شود و به فکر گام های بعدی باشد. شاناهان گفت آنها (ایرانی ها) می‌خواهند توان تاب آوری رئیس جمهوری ما را در پذیرش ریسک ارزیابی کنند. ترامپ بلافاصله پاسخ داد: «من از توان باور نکردنی در خطر کردن برخوردار هستم. ریسک خوب است.» او سپس درباره دیدگاه هایش در خصوص عراق سخنرانی کرد و به این موضوع پرداخت که چرا می‌خواهد نیروهای امریکایی را از سوریه خارج کند، چرا (همان گونه که پیشتر درباره کشورهایی نظیر عراق هم گفته بود) باید بعد از سرنگونی مادورو، منابع نفت آن کشور را در اختیار بگیریم و چرا فکر می کند که چینی ها «بزرگترین متقلب جهان هستند» بویژه که اخیراً نیز در جریان مذاکرات تجاری دو کشور، این رفتار آنها ثابت شد. به همین دلایل دوباره تکرار کرد که قدرت اقتصادی شالوده قدرت نظامی را تشکیل می دهد. این موضوع باعث شد بحث ناوهای هواپیمابر مطرح شود و ترامپ بحث جدیدی را آغاز کرد درباره اینکه چرا سامانه های مبتنی بر نیروی بخار برای جا به جا کردن جنگنده ها در روی عرشه ناوهای هواپیمابر نسبت به سامانه های الکترونیکی مورد استفاده در ناو گران قیمت جرالد فورد که تا آن تاریخ 16 میلیارد دلار هزینه داشت، برتری دارد (خوانندگان دقیق می‌توانند خودشان درباره هزینه های واقعی و درست یا نادرست بودن اظهارات ترامپ در این باره جست و جو کنند؛  نمی‌خواهم جریان روایت خود را با بیان برخی حقایق کُند کنم). این اظهارات ترامپ در حالی مطرح می شود که حتی خود ملوانان می‌گویند سامانه های بخاری را می‌توانند با چند ضربه چکش تعمیر کنند، اما اصلاً چیزی از تعمیر سیستم‌های الکترونیکی نمی دانند. همین منطق درباره منجنیق بخار برای کمک به پرواز هواپیماها از روی ناوهای هواپیمابر نیز صدق می کرد؛ ترامپ می‌خواست این نوع منجنیق ها دوباره بر روی همه ناوهایی نصب شوند که به سامانه های پیچیده‌ تری مجهز شده بودند.
ناگهان خانم جینا هاسپل رئیس سیا لطف کرد و با قطع کردن اظهارات ترامپ، گزارش خود را ارائه داد. البته نمی‌توانم توصیف کنم که او چه چیزی را می خواست بگوید، اما وقتی شروع کرد، همه ما خدا را شکر کردیم. در غیاب پمپئو، جان سالیوان قائم مقام وزیر خارجه درباره کاهش پرسنل سفارت امریکا در بغداد گزارش داد که باعث شد دوباره ترامپ به موضوع افغانستان برگردد. او گفت: «باید از این کشور لعنتی خارج شویم» که به نظرم منظورش هم عراق و هم افغانستان بود. البته قبل از این که منظورش را بفهمیم ترامپ این سوال را مطرح کرد که «چقدر طول می کشد نیروهای خود را از سوریه خارج کنیم؟ بحث خروج نیروها از سوریه به استثنای 400 نیرویی بود که قرار بود در آن کشور بمانند (200 نیرو در «التنف» و 200 نفر دیگر که قرار بود جزو نیروهای ناظر بین المللی باشند).
دانفورد جواب داد: «فقط چند ماه.»
ترامپ ادامه داد: «عراق اهمیتی به ما نمی دهد» و در اشاره به کنسولگری امریکا در اربیل گفت: «درِ آنجا را تخته کنید و برگردید.» بعد شروع به اظهارنظر در این زمینه کرد که «ناو هواپیمابر لینکلن منظره زیبایی داشت.» شاید فکر کردن ترامپ به نیروی دریایی، ناگهان او را به یاد نیروی زمینی و ژنرال مارک میلی انداخت که قرار بود از اول اکتبر جانشین دانفورد شود. ترامپ گفت: شاید بد نباشد میلی را هم به جلسات شورای امنیت ملی دعوت کنیم و اضافه کرد که تصمیم گیری در این مورد خاص را به خود دانفورد می سپارد. چنین فکری کاملاً اشتباه بود. فقط یک نفر در یک مقطع می توانست بر روی یکی از صندلی های شورای امنیت ملی بنشیند. نشستن بر روی این صندلی ها در یک زمان خاص آغاز می شود و در زمان خاص خودش هم پایان می یابد. هیچ کس، حتی خود میلی هم که بعداً با او درباره این موضوع صحبت کردم، فکر نمی کرد که دو نفری باید در این جلسه شرکت کنند. این اتفاق دستکم تا آستانه انتقال قدرت از دانفورد به میلی نباید رخ می داد. حتی به نظر من بهتر بود بعد این اتفاق پس از مراسم تودیع و معارفه و استقرار کامل میلی بیفتد. دانفورد بی تفاوت جواب داد: «آقای رئیس جمهور هر وقت شما بخواهید، اینجا را ترک می کنم. این اظهارات خوشبختانه باعث شد ترامپ عقب نشینی کند (من بعداً در جلسه خصوصی به دانفورد گفتم تا وقتی دوره خدمتش تمام نشده به هیچ وجه نمی تواند در جلسات شرکت نکندیا تا وقتی زمان مناسب آن نرسد میلی نمی تواند در جلسات حاضر شود). دانفورد همچنان منفعل بود ولی از نظر من اصلاً عجیب نبود اگر او بلافاصله از صندلی اش بلند می شد و اتاق وضعیت را برای همیشه ترک می کرد).

کپی