اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • شنبه ۶ آذر ۱۴۰۰
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد

تلاش برای کار نکردن به نفع ایران

تلاش برای کار نکردن به نفع ایران
مترجمان: مسعود میرزایی و بهجت عباسی

از خیالات بیرون بیاییم و به دنیای واقعی و جلسه با ترامپ برگردیم. دانفورد تاکید داشت که ایرانی ها باور ندارند ما به حملاتی که طرح ریزی می کنند، پاسخ خواهیم داد. ترامپ فوراً پاسخ داد: «آنها ما را خوب نشناخته اند.» ما در این جلسه درباره گزینه های مختلف نظامی و غیرنظامی علیه ایران صحبت کردیم و مطمئن بودیم که ترامپ دوباره به موضوع کری باز می گردد. او گفت: «عجیب است که ایرانی ها (برای مذاکره) تماس نمی گیرند. کری در این زمینه مقصر است، او سعی کرده وجهه بدی از من ارائه دهد. ولی ما موفق خواهیم شد.»

دانفورد و بقیه و حتی خود من، در تعجب بودیم که ترامپ چقدر درباره حمله به برخی از اهدافی که من پیشنهادش را داده بودم، مثبت فکر می کرد. دانفورد به درستی گفت: «باید برای گام بعدی آماده شویم.»
ترامپ پاسخ داد: «من آماده هستم. رئیس کیم (کیم جونگ اون رهبر کره شمالی) هم نظاره گر خواهد بود. شما (شاناهان  و دانفود) می توانید به فکر آماده سازی مقدمات باشید.»
دانفورد پاسخ داد: «دلیل حضور ما هم همین است آقای رئیس جمهور.» او سپس جزییاتی را درباره آنچه که نیاز داشتیم، ارائه داد.
ترامپ از دادن چک سفید امضا خودداری کرد اما گفت که می خواهد متحدان عرب امریکا نیز برای این اقدام نظامی علیه ایران هزینه کنند. این سوژه ای تکراری در صحبت های ترامپ بود. بعد از بحث درباره کره شمالی، ونزوئلا، اسراییل، سوریه و برخی موضوعات دیگر، جلسه تمام شد. به دفتر کارم برگشتم که برخی از مقامات نیز در آنجا جمع شدند تا بحث ها را ادامه دهیم. از دانفورد و شاناهان پرسیدم آیا چیزی را که از ترامپ می خواستند، بدست آورده اند؟ معلوم بود که آنها دقیقاً می دانند ترامپ چه می خواهد که به نظر من درک آنها از خواسته های رئیس جمهوری، تغییری موثر نسبت به رویکرد متیس وزیر دفاع سابق بود.
صبح روز یکشنبه، 12 مه، از اتاق وضعیت کاخ سفید با من تماس گرفتند و گزارش حمله به چند شناور، از جمله یک کشتی نفتکش را در نزدیکی تنگه هرمز دادند. بر اساس اطلاعات اولیه، حمله با نوع خاصی از مهمات صورت گرفته و احتمالاً چهار کشتی در آتش گرفتار شده بودند. به مسئولان اتاق وضعیت گفتم اگر تا آن موقع کوپرمن (معاون مشاور امنیت ملی) و چند تن دیگر از مقامات را بیدار نکرده اند، حتماً تماس بگیرند و بیدارشان کنند. دوش گرفتم، لباسم را پوشیدم و با همراهی تیم محافظم راهی کاخ سفید شدم. اندکی بعد از ساعت پنج صبح از خودرو با دانفورد تماس گرفتم و متوجه شدم که او هم دقیقاً همان اطلاعاتی را که من داشتم، دارد. حدود ساعت پنج و 20 دقیقه به بال غربی کاخ سفید رسیدم، با دَن کُتس رئیس سازمان اطلاعات ملی تماس گرفتم تا مطمئن شوم او هم از خبر آتش گرفتن تانکرها مطلع شده است. به محض تمام شدن این مکالمه تلفنی، دانفورد تماس گرفت تا تایید کند که آتش سوزی در یکی از تانکرها ادامه دارد و اینکه هیچ یک از این تانکرها تحت مالکیت یا ثبت شده در امریکا نبوده اند. به این فکر می کردم که ایران عمداً با حمله به دارایی های کشورهایی غیر از امریکا، قصد محک زدن ما را دارد. دانفورد نیز معتقد بود که تحریک و محک زدن ما، قطعاً بخشی از راهبرد ایران است. با توجه به کامل نبودن اطلاعات ما از حادثه، هنوز برای تصمیم گیری زود بود اما بی تردید رویداد بزرگی در حال رخ نمودن بود.
بعد از چند تماس تلفنی دیگر، به اتاق وضعیت رفتم که کارکنانِ شبانه ‌روزی آن مشغول جمع‌ آوری اطلاعات بودند و کوپرمن هم رسیده بود و در اتاق وضعیت حضور داشت. تا آن موقع می‌دانستیم که کشتی‌های هدف قرار گرفته در دریای عمان و نزدیکی بندر «فجیره» امارات متحده عربی لنگر انداخته بودند. البته هنوز هم اطلاعاتی که می رسید پراکنده و گاهی ضد و نقیض بود؛ برای مثال گزارش‌ هایی از انفجار در خود فجیره منتشر شد که دولت محلی این شیخ نشین آن را فوراً تکذیب کرد و معلوم شد که این خبر از اساس نادرست بوده است. یکی از کشتی‌ها نروژی، دو کشتی متعلق به عربستان سعودی و یک کشتی هم اماراتی بود و حملات نیز احتمالاً توسط غواصان و از طریق چسباندن مین به بدنه کشتی ‌ها و یا با پرتاب راکت از روی شناورهای کوچک انجام شده بود. تا اواخر روز یکشنبه، این احتمال که حمله کار غواصان بوده قوت بیشتری گرفت و چند روز بعد نیز این موضوع از سوی نیروهای عملیات ویژه امریکا تایید شد.
حدود ساعت شش و 15 دقیقه صبح به این نتیجه رسیدم که اکنون وقت مناسبی است تا به ترامپ زنگ بزنم و او را در جریان این اتفاق قرار دهم. هر چند این دومین بار در دو هفته اخیر بود که صبح زود با ترامپ تماس می گرفتم و تا حدودی مطمئن بودم اگر به ترامپ زنگ بزنم، باز او را از خواب بیدار خواهم کرد (اولین بار، ۳۰ آوریل در پی شورش ها در ونزوئلا مجبور شدم صبح زود با رئیس جمهوری تماس بگیرم). بالاخره دل به دریا زدم و تصمیم گرفتم باز هم این کار را بکنم. وقتی ترامپ را از اوضاع با خبر کردم، پرسید: «چه  باید بکنیم؟» گفتم ما به جمع‌آوری اطلاعات ادامه می‌دهیم، آماده حملات احتمالی بعدی هستیم و به این فکر می کنیم که پاسخ نظامی ما چگونه باید باشد. ترامپ که به نظر می رسید همچنان بر این باور است که ما همه ‌چیز را  می‌دانیم، پرسید: «چرا ما در این مورد چیزی نمی‌دانستیم؟» همان ‌طور که بارها برایش توضیح داده بودم، گفتم ما «عالِم دهر» نیستیم. همچنین تاکید کردم او را در جریان  اخبار و اطلاعات جدید قرار خواهم داد (اواخر همان روز، ترامپ در صحبت با پمپئو دوباره پرسیده بود که چرا ما پیشاپیش از این حملات اطلاع نداشتیم).
برای مولوینی رئیس جدید ستاد کارکنان کاخ سفید که با جمعی از اعضای مجلس نمایندگان و سنا در  تفریحگاه «کمپ دیوید» مشغول استراحت بود، پیغام گذاشتم. همچنین از کارکنان اتاق وضعیت خواستم با سفارتخانه های آمریکا در اُسلو، ابوظبی و ریاض تماس بگیرند تا دولت های میزبان خود را تحت فشار قرار داده و از آنها اطلاعات بگیرند. اولین چیزی که به فکرم خطور کرد این بود که این سه دولت باید از شورای امنیت بخواهند نشست فوق العاده ای را با محوریت محکومیت ایران، تشکیل دهد. حدود ساعت شش و 25 دقیقه با پمپئو صحبت کردم و او هم با این رویکرد موافقت کرد. ساعت هفت و نیم به مایک پنس معاون رئیس جمهوری زنگ زدم و او را در جریان قرار دادم. تا آن موقع از کوپرمن خواسته بودم ساعت هشت صبح جلسه کمیته معاونان شورای امنیت ملی را برای تصمیم گیری درباره نحوه پاسخ ما به این حملات ترتیب دهد. این اولین جلسه از سه جلسه‌ای بود که آن روز برگزار شد. مقامات چندین وزارتخانه و سازمان که باید در جلسات شرکت می کردند از این که در روز (تعطیل) یکشنبه به زحمت افتاده بودند غُر می زدند.
تا ساعت هشت صبح همچنان اطلاعات منسجمی وجود نداشت. سعودی‌ها، به دلایلی که خودشان بهتر می ‌دانند، ابتدا هرگونه حمله‌ای را تکذیب کردند، اما بعد روایت خود را در مورد این حادثه تغییر دادند. ما از نزدیک در حال رایزنی با همه متحدان خود بودیم که از این حملات آسیب دیده بودند و به دقت کارزار ضد اطلاعات (پخش اخبار دروغ و فریبکارانه) را که ایران آغاز کرده بود، رصد می کردیم. ساعت هشت و 20 دقیقه، نروژ به صورت علنی تایید کرد که کشتی آن کشور مورد حمله قرار گرفته است و اعلام کرد این حمله تلفاتی نداشته و کشتی قادر به ادامه سفر دریایی خود می باشد. بعد از ساعت هشت و 40 دقیقه، سه بار متوالی با دانفورد صحبت کردم. تا آن موقع تصاویری را از حفره ایجاد شده در بدنه یکی از کشتی‌ ها که خدمه گرفته بودند، دریافت کرده بودیم. دانفورد گفت، مشخص است که این حفره را پهپاد ایجاد نکرده است. دانفورد دوباره ساعت هشت و 50 دقیقه  تماس گرفت و گفت متحدان امریکا بیشتر شنیده های ما را تایید می کنند اما تلاش های ضد اطلاعاتی ایران بالا گرفته است. ایران ادعا می کرد هفت تا 10 کشتی آتش گرفته‌ و هواپیماهای امریکایی و فرانسوی در حوالی محل حادثه رویت شده اند. گویی ایرانی ها برای گرفتن جایزه سال گستاخی و حماقت رقابت می کردند اما آنها می دانستند که جهان آگاه تر از آن است که حرف شان را باور کند. من و دانفورد درباره این موضوع صحبت می کردیم که اگر کل این اتفاقات در وهله نخست، عملیات نفوذ از طرف ایران باشد، چه اقدامی باید انجام دهیم. به همین دلیل هم بود که دولت امریکا آن روز رسماً هیچ واکنشی نشان نداد. ما کاملاً مراقب بودیم به نفع ایران کاری نکنیم یا چیزی نگوییم که سهواً باعث افزایش یا تسریع در افزایش بهای نفت شود. دانفورد ساعت هشت و 57 دقیقه دوباره زنگ زد تا بگوید مقامات پنتاگون حادثه دیگری را از 10 سال پیش به یاد می آورند که طی آن ایران تلاش کرده بود با قرار دادن مین ‌های تقلبی بر سر راه ناوشکن موشک انداز «گرِیس هاپِر» ما را وارد درگیری نظامی کند. این ناوشکن به افتخار گریس هاپر یک دانشمند زن آمریکایی پیشگام در علوم رایانه و برنامه نویسی نامگذاری شده بود. خانم هاپر که در نیروی دریایی خدمت می ‌کرد، نقش مهمی در شکستن رمزهای دشمن در جنگ جهانی دوم داشت و تا درجه دریاسالاری در نیروی دریایی امریکا ارتقا پیدا کرد. برای دانفورد تعریف کردم که چگونه دانشگاه ییل آمریکا در سال ۲۰۱۷ تاریخ را بازنویسی کرد و نام کالج من به نام « کالهون» را به نام هاپر که اولین زن فارغ التحصیل در مقطع دکترای رشته ریاضیات از دانشگاه ییل نیز محسوب می شد، تغییر داد. من در آن ایام درخواست کردم تصویری از ناوشکنی را که به نام هاپر نامگذاری شده بود در اتاق مشترک اساتید و دانشجویان دانشگاه نصب کنند تا ببینم چه‌ اندازه دانشجویان و اعضای هیات علمیِ چپگرای این دانشگاه از آن لذت می برند. در آن روز تلخ، دست‌ کم چیزی برای خندیدن داشتیم.
ما نگران حملات دیگری، به خصوص علیه سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های خود بودیم. در ساعات اولیه بعد از ظهر، فقط برای اعلام اینکه مشکل مهمی نیست، دوباره با ترامپ تماس گرفتم. تا آن موقع، ترامپ تا حدودی به این نتیجه رسیده بود که اصلاً حمله ای در کار نبوده است. بنابراین من سعی کردم تمام چیزهایی را که شنیده بودیم با جزییات کامل برایش توضیح بدهم؛ هر چند که تحقیقات و روند گردآوری مستندات ما ادامه داشت. به مرور و اندک اندک اطلاعات جدیدی در اختیار ما قرار می گرفت. حدود ساعت چهار و 45 دقیقه بعدازظهر، دانفورد گزارش ارزیابی پنتاگون را ارسال کرد که نشان می داد خسارات وارده به چهار تانکر ظاهراً جزیی بوده است. همچنین قرار شد به درخواست امارات ما روز بعد گروه های تحقیق را به فجیره اعزام کنیم تا با ورود به آب، خسارات وارده را دقیق تر ارزیابی کنند. ساعت پنج و 15 دقیقه برای آخرین بار در آن روز با ترامپ تماس گرفتم تا اطلاعاتی را که در اختیار داشتیم و آنچه را که تا آن ساعت رصد کرده بودیم، به اطلاع او برسانم و به او بگویم که ما نباید تا وقتی اطلاعات بیشتری کسب نکرده ایم، چیزی را به صورت علنی اعلام نکنیم. ترامپ بلافاصله گفت: «بله، آن را زیاد بزرگ نکنید، چیزی نگویید.» ترامپ می‌خواست کشورهای عرب حاشیه خلیج (فارس) هرگونه هزینه عملیات ما را بپردازند و باز هم تکرار کرد ما باید بعد از حمله به عراق در سال 2003 نفت آن کشور را مصادره می کردیم. او در پایان این تماس گفت: «ممنون جان، خداحافظ» که نشان می‌داد از وضعیت موجود، راضی است. حدود ساعت پنج و نیم عصر به خانه برگشتم./ ایران

کپی