اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • جمعه ۸ مرداد ۱۴۰۰
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد

تلاش های بولتون علیه ایران

تلاش های بولتون علیه ایران
مترجمان: مسعود میرزایی و بهجت عباسی

چهار محدودیتی که ایران آنها را نقض می کرد، محورهای مرکزی توافق هسته ای محسوب می شدند. اگر برنامه هسته ای ایران واقعاً ماهیت نظامی نداشت، لازم نبود تهران هیچ یک از محدودیت های در نظر گرفته شده برای برنامه هسته ای این کشور را نقض کند. تنها توضیح منطقی برای تهدید روحانی، کاهش زمان «فرار هسته ای» برای ایران بود تا اورانیوم غنی شده در سطح کافی برای تولید سلاح هسته ای را به دست آورد.

 باج خواهی های روحانی و در نتیجه حرکت مجدد به سمت تسلیحات هسته ای، توجه «اروپایی ها» را به خود جلب کرد. این حرکت ایران می توانست لحظه کشف حقیقت برای بریتانیا، فرانسه و آلمان باشد اما این طور نشد. آنها با «اولتیماتوم» روحانی مخالفت کردند اما ماهیت اصلی و اهمیت اظهارات او را نادیده گرفتند.
در پنتاگون، دانفورد رئیس ستاد مشترک ارتش تاکید داشت که اگر قرار باشد امکان هر گونه اقدام علیه ایران را به طور جدی مدنظر قرار دهد، به اهداف و دستورات روشنی نیاز دارد. این اظهارات دانفورد تا حدودی بازتاب استدلال های متیس وزیر دفاع هم بود که می گفت: در راهبرد امنیت ملی ما به ترتیب چین، روسیه، کره شمالی و ایران تهدیدهای اصلی به شمار می روند. به عبارت دیگر متیس معتقد بود ایران از نظر تهدید امریکا در «رتبه چهارم» قرار دارد و این تلویحاً به این معنا بود که ارزش توجه بیش از حد را ندارد. هر چند که این راهبرد قبل از ورود من به کاخ سفید نوشته شده بود ولی من همیشه تصور می کردم که مفهومش این است که همه این چهار کشور در مجموع از نظر تهدید علیه امریکا در «رتبه نخست» قرار دارند. در درون رتبه بندی نخست کشورهای تهدید کننده امریکا ایران می توانست در جایگاه چهارم باشد، فقط به این دلیل که ما هنوز اطمینان پیدا نکرده بودیم که این کشور سلاح هسته ای دارد.
استدلال من این بود که اگر سیاست ما جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح های هسته ای است، باید برای استفاده از نیروی نظامی علیه آن کشور نیز آمادگی داشته باشیم. طی 25 سال اراده ای وجود نداشت تا اقدامات لازم را برای جلوگیری از تبدیل شدن کره شمالی به کشوری مجهز به سلاح های هسته ای به عمل آورد و این فقدان اراده، ما را به نقطه ای رساند که کره شمالی به تسلیحات هسته ای مجهز شد. به یاد آوردم که چگونه بوش پسر گفته بود «پذیرفتنی» نیست ایران سلاح هسته ای داشته باشد و من عادت داشتم که در واکنش به این صحبت بگویم «من فکر می کنم وقتی رئیس جمهوری می گوید چیزی «قابل قبول نیست» یعنی واقعا «قابل قبول» نیست. اشتباه می کردم. شاید منظور بوش (یا روسای جمهوری قبل و بعد او) واقعاً این نبوده است. ما کره شمالی مجهز به سلاح هسته ای را پذیرفتیم. برای جلوگیری از تکرار چنین برآیندی در رابطه با ایران، باید فشار سیاسی، اقتصادی و نظامی را علیه تهران افزایش می دادیم.
دانفورد پرسید آیا من واقعاً فکر می کنم که سیاست «فشار حداکثری» که دولت امریکا اعلام کرده است می تواند رفتار ایران را تغییر دهد؟ گفتم، تقریباً غیرممکن است تغییری در رفتار رژیم کنونی حاصل شود و تنها، تغییر رژیم می تواند در نهایت از دستیابی ایران به چنین سلاح هایی جلوگیری کند. ما احتمالاً به آخرین فرصت خود نزدیک می شدیم. دانفورد گفت که او هم همین ارزیابی را دارد. دانفورد بر این باور بود که ایران فکر نمی کند ما درباره استفاده از قوه قهریه علیه آن کشور جدی هستیم؛ چه در بحث هسته ای و چه در دفاع از خود در برابر حملاتی که اکنون نگران بودیم سپاه قدس در خلیج (فارس یا عربی بسته به جایی که شما در آن زندگی می کنید)، دریای احمر، عراق و افغانستان انجام دهد. وقتی دانفورد می گفت نگران «محاسبات غلط» ایران است منظورش همین بود: تهران فکر می کرد که می تواند تسلیحات هسته ای تولید کند یا به نیروهای امریکا در منطقه حمله کند، بدون این که نگران اقدامات تلافی جویانه ما باشد. احتمالاً دانفورد و شاناهان سرپرست وزارت دفاع از شنیدن این حرف ها تعجب کرده بودند. به خاطر همین گفتم: «من سال ها است که دیدگاه های خود را درباره این مساله بدون پرده پوشی بیان کرده ام.» آنها با خنده و شوخی این سخنان را تایید کردند. این یک بحث کاملاً مفید بود. من بر خلاف متیس فکر می کردم که دانفورد مخالفتی با اقدام نظامی ندارد؛ او فقط می خواست مطمئن شود که ما تبعات چنین کاری را درک می کنیم. حرف من کاملاً شفاف بود و دستکم بخشی از «بحث گسترده تری» بود که دانفورد می خواست درباره ایران مطرح شود.
در آن روزها مدام به کنگره می رفتم تا اعضای کلیدی مجلس نمایندگان و مجلس سنای امریکا را درباره اقدامات ایران و شرایطی که با آن مواجه بودیم، توجیه کنم. از جمله «میچ مک کانل» رهبر اکثریت سنا را در روز نهم ماه مه توجیه کردم، بنابراین اعضای کنگره دقیقاً می دانستند که ما با چه مسائل و مشکلاتی مواجه هستیم. وقتی جلسه ما به پایان خود نزدیک می شد، مک کانل گفت «به شغل تو حسودی نمی کنم» من هم گفتم «من هم همین نظر را درباره  شغل تو دارم.» مک کانل خندید و گفت: «کار شما بسیار سخت تر از کار من است.»
تاریخچه پاسخ های ناکافی و ضعیف ما به حملات مستقیم ایران علیه اهداف نظامی و غیرنظامی امریکا در خاورمیانه در اسناد دولتی ثبت و ضبط شده است. این حملات از اشغال سفارت امریکا در تهران در سال 1979 و حمله سال 1983 به پایگاه تفنگداران دریایی ما در بیروت شروع شد؛ حمله ای که به تحریک تهران انجام و به خروج نیروهای امریکایی، فرانسوی و ایتالیایی از بیروت منجر شد. در غیاب اقدامات تلافی جویانه امریکا، حملاتی که ایران از طریق شبه نظامیان شیعه انجام می داد، تا سپتامبر 2018 و حمله به سفارت امریکا در بغداد و کنسولگری ما در بصره ادامه یافت. این انفعال طولانی که تا همین امروز هم ادامه دارد، ایران را متقاعد کرده است که می تواند با مصونیت کامل علیه ما در منطقه اقدام کند.
با توجه به اینکه این بحث جدید درباره ایران در داخل دولت مطرح بود، نظر من این بود که پنتاگون برای جبران عدم تمایل متیس برای مقابله جدی با برنامه تسلیحات هسته ای ایران، می تواند کارهای زیادی انجام دهد. همزمان با چنین بحث هایی که درباره ایران در دولت مطرح بود، خبرنگاری از ترامپ پرسید: «آیا از مشاوره هایی که از جان بولتون دریافت می کنید راضی هستید؟» ترامپ پاسخ داد: «بله، جان (بولتون) انسان بسیاری خوبی است او دیدگاه های سختگیرانه ای درباره برخی مسائل دارد اما مشکلی با این قضیه ندارم. من همیشه جلوی او را می گیرم، که بسیار حیرت انگیز است، این طور نیست؟ هیچ کس فکر نمی کرد این اتفاق بیفتد. من کسی هستم که مانع او می شوم اما این خوب است. من فردی چند بُعدی هستم. منظورم این است که جان بولتون کنارم است و افراد دیگری را نیز در تیم خود دارم که نسبت به او رویکرد صلح طلبانه تری دارند. اما در نهایت خود من تصمیم نهایی را می گیرم. با جان مشورت می کنم، او را دوست دارم و توصیه های خوبی از او دریافت می کنم»(17). می توانید تصور کنید که رسانه ها روی کدام قسمت از حرف های ترامپ تاکید کردند؟ «مرسی (مرسدس) اسلاپ» مدیر ارتباطات کاخ سفید، لحن ترامپ را «محبت آمیز» توصیف کرد که به او گفتم باعث خوشبینی من شد.
ما روز نهم ماه مه جلسه توجیه اطلاعاتی را که به طور معمول با حضور مدیران سازمان های امنیتی در حضور ترامپ برگزار می شد به جلسه بحث و گفت و گوی بیشتر درباره ایران تبدیل کردیم. در این جلسه علاوه بر اعضای همیشگی، پمپئو وزیر خارجه، شاناهان سرپرست وزارت دفاع و دانفورد رئیس ستاد مشترک ارتش نیز شرکت داشتند. طبق معمول ما در مقابل میز رزولوت در اتاق بیضی نشسته بودیم که ترامپ خطاب به شاناهان گفت «تبریک»؛ همه متعجب شدند. ترامپ ادامه: «شما را به عنوان وزیر دفاع منصوب می کنم.» این اظهارات با تایید حاضران مواجه شد و همه با شاناهان دست دادند و به وی تبریک گفتند، هر چند که تا همین جا هم در انتصاب وزیر دفاع تاخیر زیادی داشتیم. پمپئو سپس درباره سفر اخیر خود به عراق به ترامپ گزارش داد که دوباره ترامپ را به یاد اشتباهاتی که از نظر او بوش پسر در رابطه با عراق مرتکب شده بود، انداخت. ترامپ گفت: «او بدترین رئیس جمهوری بودکه تا به حال داشتیم.» باز هم مثل همیشه که بحث ایران مطرح می شد، ترامپ انتقاد از جان کِری وزیر خارجه اوباما را پیش کشید. او به پیگرد قضایی کِری به دلیل نقض «قانون لوگان» فکر می کرد. این قانون مصوب سال 1799 است و شهروندان عادی امریکا را از مذاکره با دولت های خارجی منع می کند (پیشتر گزارش هایی در مورد مذاکره جان کری با ایران حتی پس از کنار رفتن از مسئولیت های دولتی منتشر شده بود). شکی نبود که کری تلاش می کرد ایران را قانع کند در توافق هسته ای باقی بماند و منتظر باشد تا ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری 2020 شکست بخورد؛ انتخاباتی که از نظر کری نامزد دموکرات ها حتماً در آن پیروز می شود و توافق هسته ای با ایران را احیا می کند. با وجود آنچه که گفته می شد، پیگرد قضایی جان کری شانسی برای موفقیت نداشت. قانون لوگان به نوعی با متمم اول قانون اساسی امریکا در تناقض است و به عنوان یک حکم کیفری از نظر قانونی شفاف نیست، اما با این حال برای ارعاب افراد بی توجه و غیرمحتاط ابزار خوبی محسوب می شود. ترامپ فکر می کرد، مایک فلین اولین مشاور امنیت ملی او نیز به طرز ناعادلانه ای با تهدید پیگرد قضایی به موجب همین قانون مواجه و مجبور به استعفا شد و حالا ترامپ می خواست با توسل به قانون لوگان، کِری تحت تعقیب قضایی قرار بگیرد. ترامپ قصد داشت بعد از این جلسه، در جلسه دیگری از ویلیام بار دادستان کل یا هر مقام مرتبط دیگری بخواهد که روند پیگرد قضایی جان کری را آغاز کنند. من مطمئن هستم که هیچ کس چنین کاری را نمی کرد. من اوایل تلاش می کردم به ترامپ توضیح دهم که قانون لوگان در صورتی که در دادگاه به چالش کشیده شود ممکن است غیرقانونی اعلام شود اما در توجیه و اقناع او کاملاً شکست خوردم. تا وقتی ترامپ رئیس جمهوری امریکا است و احتمالاً حتی بعد از ترک کاخ سفید، او به دنبال وکیلی خواهد بود که علاقه مند به پیگرد قضایی کری با استناد به قانون لوگان باشد. اگر من جای کری بودم اصلاً نگران نمی شدم و شب ها کاملاً راحت می خوابیدم./ ایران

کپی