اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • دوشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۰

رشد درک خلاقانه در ارتباط تنگاتنگ شهروند و فضای شهری شکل می‌گیرد

رشد درک خلاقانه در ارتباط تنگاتنگ شهروند و فضای شهری شکل می‌گیرد
حمید شانس مجسمه‌ساز

فضای شهری مستلزم استفاده از قابلیت‌های هنر است. امروزه معنایی کاملاً متفاوت از گذشته پیدا کرده است. نقش هنر در فضای شهری تغییر کرده است. این مسأله‌ای است که در هنر شهری ما نادیده گرفته می‌شود.

 ساختار یا نگاه استفاده از هنر در دوران قبل حتی در دوره مدرنیته عبارت بود از اینکه با یک اثر هنری به شخص گونه‌ای از غنای بصری دهند و در عین حال شهر را بزک کنند و نیز از قهرمانان تجلیل کنند. عملاً این نگاه پیام نگاه حاکمیتی بر مردم است. مراجع قدرت استنباط‌های فرهنگی، زیبایی‌شناسانه و اجتماعی خود را در قالب آثار هنری به فضای شهر اضافه می‌کنند. اما مورد دوم که در جوامع خدماتی امروز قدرت می‌گیرد، حقوق شهروندی است. که از طریق مشارکت شهروندی در جوامع امروز امکانپذیر است. یعنی نه همکاری و نه تمکین شهروندی و نه پذیر ش معیارهای حاکمیتی است بلکه گونه‌ای مشارکت است. مشارکت در تمامی برنامه‌هایی که شهرداران ارائه می‌دهند، امری رایج شد. اکنون مشارکت شهروندی را نمی‌توان در چارچوب برنامه و قانون تأمین کرد. چون مشارکت اساس امری است که باید بنیان عاطفی و انگیزشی داشته باشد. یعنی شهروند باید تمایل به همکاری داشته باشد و شهر را متعلق به خود بداند. تمامی این لغات در حوزه منطق، تعقل و دانش نمی‌گنجد. همه این رفتار آگاهی هنری می‌خواهد. از طریق هنر است که می‌توان ارتباط انسانی برقرار و تعلق خاطر ایجاد کرد. ابزاری قوی‌تر از هنر وجود ندارد. ما باید هنر همگانی داشته باشیم. هنری که مدیای آن ابزاری برای خلق اثر هنری نیست. پروسه هنرمندانه است که شهروند در آن سهیم است و شهروند خلاق را می‌سازد. نقش خلاقیت در جهان بینی و رفتار شهروند امروز چقدر اهمیت دارد؟ و خلاقیت امروز با صلح و سازش و روش‌های عطوفت‌آمیز می‌تواند شکل بگیرد. اگر شهروند امکان مداخله فعال و سازمان یافته و توام با همکاری و مشارکت نداشته باشد نه تنها قابلیت‌هایش رشد نمی‌کند بلکه فضای شهری هم رشد نخواهد کرد. امروزه درست در جهانی که کرونا به ما توضیح داد امنیت از طریق نظامی‌گری و سلاح و اسلحه تأمین نمی‌شود. امنیت حوزه ای انسانی‌تر و ذهنی‌تر است و جایی که مشخص شد با بی‌رحمی ما نسبت به طبیعت و مظاهر و حیواناتش چه فاجعه جهانی خلق شده، چند بحران جدی را عیان کرده است. اول بحران محیط زیست جهانی و دوم بحران اقتصادی که ناشی از تولید و برداشت ما از طبیعت است و مصرف وحشتناک منابع طبیعی، جنگل‌ها و آب و تخریب آن و سوم بحرانی که با این دو مترادف شده یعنی جنگ قدرت‌ها. بحثی که برای جهانی‌سازی پیش آمده و سه بحرانی که برای تخریب جهان کافی است و به دنبالش بحران فقر و بیکاری و گرسنگی در سطح جهان می‌آورد و در پی آن خشم می‌آید. و خشم دنبال قربانی می‌گردد و جهان بشدت به عطوفت و سازش انسان با طبیعت نیاز دارد.
در این شرایط شهر نیاز به رفع خشونت دارد و از ابزار عاطفی باید بهره ببرد یعنی هنر. در جهان پراز هیاهو خشونت در شهر می‌تواند فاجعه بار شود و سکوت قبرستان را ایجاد کند. ما نیاز داریم در نقش قابلیت‌های فرهنگی و عاطفی در جوامع شهری تجدید نظر کنیم. دانش به اندازه کافی داریم. هنر شهری اثر محور نیست روند محور است. فردی نیست بلکه  جمعی است و روی شهر متمرکز می‌شود و وظیفه‌اش تحول شهروند است. اگر به مهندسی اجتماعی معتقدیم باید هوشمندانه باشد. نه کنترل کردن با شیوه امنیتی به این معنا که وقتی به امنیت یک فضای زنده بیش از رشد آن فضا بها دهیم و متأسفانه شهرداری‌ها بیشتر نگران امنیت فضا هستند تا رشد و بالندگی آن.


 

کپی