اخبار آنلاین روزنامه ایران (ایران آنلاین) وابسته به موسسه فرهنگی و مطبوعاتی ایران

  • چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰
اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد

انتقاد ترامپ از متحدان امریکا درباره ایران

انتقاد ترامپ از متحدان امریکا درباره ایران

یکی از مسائلی که می توانست به ساده ترین شکل ممکن حل و فصل شود اما در واقع به یکی از دشوارترین مسائل تبدیل شد، شدت فشاری بود که باید بر صنعت نفت ایران وارد می کردیم.

واکنش متعارف درباره هر گونه پیشنهادی درباره تشدید تحریم های نفتی ایران (یا ونزوئلا) همیشه این بود که با اعمال تحریم ها، بهای جهانی نفت افزایش چشمگیری خواهد یافت. بیشتر این سر و صداها در مورد احتمال افزایش قیمت نفت از طرف منوچین و وزارت خزانه داری ایجاد می شد و هیچ کس هم انتظار نداشت که وزارت خزانه داری منبع کارشناسی معتبری در حوزه بازار نفت باشد. لری کادلو رئیس شورای اقتصاد ملی امریکا، ریک پِری وزیر انرژی و کوین هَسِت رئیس شورای مشاوران اقتصادی بارها استدلال می کردند که عرضه جهانی و ظرفیت بالای تولید نفت، از تاثیرات منفی تحریم شدیدتر نفت ایران بر افزایش قیمت ها می کاهد. هَسِت آمارهای جالبی ارائه کرد که نشان می داد افزایش تولید نفت در داخل امریکا از زمان انتخاب ترامپ، از اهمیت تاثیرات کاهش فروش نفت ایران بر قیمت های جهانی به دلیل لغو معافیت های خرید نفت ایران از سوی برخی کشورها، کاسته است. به نظر من چنین معافیت هایی که به دنبال اعمال تحریم ها در نوامبر 2018 به برخی خریداران اصلی نفت ایران اعطا شد، اقدامی کاملاً اشتباه بود. هَسِت به این موضوع نیز اشاره داشت که با توجه به افزایش نقش امریکا به عنوان تولید کننده نفت، افزایش بهای نفت برای مصرف کننده به رغم برخی تاثیرات منفی که ممکن است به همراه داشته باشد، در واقع باعث تقویت تولید ناخالص داخلی در امریکا می شود. به طور کلی با توجه به یکسان بودن تاثیرات مثبت و منفی چنین رویکردی، اقتصاد امریکا آسیب خاصی از آن نمی دید.

اما استدلال های منوچین تاثیر خود را بر روی ترامپ گذاشت زیرا رئیس جمهوری همیشه بر این باور بود که اقدامات متحدان امریکا کافی نیست. این انتقاد ترامپ از متحدان امریکا قطعاً درباره ایران درست بود. فرانسه، آلمان و بریتانیا به جای فشار بر آیت الله ها، تلاش می کردند توافق هسته ای را حفظ کنند. نه آنها و نه امریکایی هایی که از توافق هسته ای اوباما با ایران حمایت می کردند حتی اعتقادی به این نداشتند که تحریم های یکجانبه امریکا می تواند اقتصاد ایران را ویران کند؛ هر چند که ناکامی در ضربه زدن به اقتصاد ایران بیشتر به دلیل تاثیر تلاش های آنها برای حفظ توافق هسته ای بود. آنها مخالف اثبات تاثیر تحریم ها از طریق تشدید تحریم ها بودند. از این رو اطمینانی وجود نداشت که تشدید تحریم ها موفقیت آنها را افزایش دهد. اگر ما، تندروها، ترامپ را متقاعد می کردیم که منوچین را تحت فشار قرار دهد، می توانستیم سقوط و تنزل شدیدتری را در اقتصاد ایران شاهد باشیم، اما این اتفاق رخ نداد. ترامپ می توانست سیاست های جدیدی را در مورد مسائل مختلف وضع کند اما هر بار عدم پیگیری و عدم ثبات قدم و عدم برخورداری از عزم و اراده لازم، تاثیرگذاری چنین سیاست هایی را کاهش می داد. درباره تحریم های ایران نیز وضع به همین منوال بود.
یکی از مفرهای مهم برای ایران، معافیت های نفتی بود که به هشت کشور (تایوان، چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، ایتالیا، یونان و ترکیه) اعطا شد. این معافیت ها همزمان با از سرگیری تحریم ها در نوامبر 2018 و شش ماه بعد از خروج آمریکا از توافق هسته ای به این کشورها اعطا شد. تایوان، یونان و ایتالیا به سرعت خرید نفت از ایران را متوقف کردند، بنابراین تجدید معافیت نفتی، برای این سه کشور موهبتی محسوب نمی شد. بروکرات ها و کارکنان وزارت خارجه امریکا با کشورهای مرتبط با حوزه مسئولیت خود همانند مشتری برخورد می کنند و بسیار هوای آنها را دارند و به همین دلیل با اعمال نفوذ خود دلایل بی پایانی را ارائه می دادند تا معافیت های نفتی این کشورها تمدید شود. آنها با طرح مسائلی نظیر؛ «اما هند خیلی مهم است» یا «ژاپن اهمیت زیادی دارد» استدلال می کردند که با لغو معافیت های نفتی در واقع منافع کشورهای مورد نظر «آنها» (و نه منافع امریکا) در معرض خطر قرار می گیرد. یکی از بدترین موارد چنین استدلالی در ارتباط با هند بود که مانند سایر کشورها، نفت ایران را به قیمت پایین تر از بازار جهانی خریداری می کرد، زیرا ایران چاره ای به جز فروش ارزان نفت خود نداشت. هند گِله می کرد که تحریم نفتی ایران به ضررش تمام می شود زیرا دهلی نو نه تنها مجبور است تامین کننده جدیدی را پیدا کند، بلکه تامین کننده جدید نفت برای هند اصرار خواهد داشت محصول خود را به قیمت بازار بفروشد! شکایت هند قابل درک بود اما این که بروکرات های امریکا چنین دلسوزانه از آن کشور دفاع می کردند، واقعاً قابل درک نبود.
پمپئو مردَد بود و در میانه فشارهای متضادی که از طرف های مختلف وارد می شد، گرفتار شده بود. او شک داشت که کشورهای عربی تولید کننده نفت واقعاً به وعده خود عمل کنند و برای جبران «کاهش» نفت ایران، تولید نفت خود را افزایش دهند. قیمت جهانی نفت هم ممکن بود افزایش یابد. ترامپ نیز با اینکه هر روز و بر سر هر مساله ای تغییر نظر می داد، روز به روز تمایل بیشتری به پایان دادن به معافیت ها پیدا می کرد. او روز ۲۵ مارس صراحتاً در اتاق بیضی گفت: «من آماده ام معافیت ها را متوقف کنم» و در روز ۱۲ آوریل تاکید کرد: «تحریم ها را افزایش دهید. تا جایی که ممکن است تحریم ها از جمله تحریم های نفتی را افزایش دهید.»  او روز ۱۸ آوریل نیز گفت که «(معافیت های نفتی) را به صفر برسانید.» ترامپ در تماسی تلفنی با پمپئو، از ابراز همدردی با نگرانی های «نارندرا مودی»، نخست وزیر هند خودداری کرد و گفت «مشکلات او حل خواهد شد.» من چیزی شبیه به این مکالمه را به خاطر دارم که باز هم بی تفاوتی ترامپ نسبت به اطلاع رسانی به متحدان امریکا درباره معافیت های نفتی را نشان می داد؛ این مکالمه زمانی صورت گرفت که یک رهبر خارجی قرار بود به واشنگتن بیاید و قصد داشت مساله پایان دادن به معافیت ها را نیز مطرح کند. وقتی از ترامپ در این باره سوال شد او این پاسخ را در آستین خود آماده داشت؛ «قبل از این که او به اینجا (واشنگتن) بیاید، کار پایان دادن به معافیت ها را تمام کنید و اگر در این باره سوال کند به او خواهم گفت از آن بی اطلاع بوده ام. همین اول هفته انجامش دهید. شخصاً نمی خواهم به این موضوع نزدیک شوم.»
کاخ سفید سرانجام روز 22 آوریل، بعد از شش ماه مخالفت های بی پایان، غیرضروری و زمانبر از سوی بسیاری افراد در درون تشکیلات دولتی، اما با حمایت گسترده جمهوریخواهان کنگره، پایان معافیت های خرید نفت ایران را اعلام کرد. بسیاری در رسانه ها که به مطالب متضادِ درز داده شده از سوی بروکراسی حاکم گوش کرده بودند، غافلگیر شدند. ارتش امریکا و نیروهای غیرنظامی در منطقه برای یک دوره منطقی، در وضعیت آماده باش قرار گرفتند که به نظر من کار درستی بود و ما به طور شفاف اعلام کردیم که ایران را مسئول هرگونه اقدام تلافی جویانه احتمالی می دانیم. این یک گام مهم رو به جلو بود هر چند که اصولاً از همان ابتدا نباید چنین معافیت هایی اعمال می شد. تحریم های اولیه که در ماه مه 2018 اعلام شد، شش ماه بعد اجرایی می شد که این زمان شش ماهه فرصت کافی را به کشورهای خریدار نفت ایران می داد تا به فکر برنامه ای جایگزین باشند. با توجه به پایان توافق هسته ای ایران، شاید نتیجه گیری واقع بینانه باید این می بود که تحریم ها علیه هرگونه معامله جدید با ایران فوراً اعمال می شد. اما در عین حال شاید مناسب بود که نقل و انتقالات جاری را که نتیجه معاملات قبلی بوده و گناهی متوجه آنها نبود، از اعمال تحریم های جدید معاف کنیم. اما تعیین مهلت 6 ماهه برای پایان دادن به چنین معاملاتی بسیار سخاوتمندانه بود. به نظر من مهلت سه ماهه برای این کار کفایت می کرد. تعیین مهلت 6 ماهه پیش از پایان معاملات جاری یا حتی معاملات بالقوه، موهبتی از سوی «الله» برای تهران محسوب می شد که شایسته آن نبود. دولت بعدی باید فوراً رویکرد منوچین را اصلاح کند تا همه بدانند که تحریم ها اسلحه اقتصادی هستند که باید به صورت موثر از آنها استفاده شود و تحریم ها نباید طوری معرفی شوند که ما به خاطر استفاده از آنها، احساس شرمساری و گناه کنیم./ ایران

کپی